دانلود پایان نامه

آنها استفاده کند؛
نتایج حاصل می تواند در اختیار نهادهای علمی و مراجع پلیسی قرار گیرد تا در راستای عملی و کاربردی نیز گام مؤثری برداشته شود.
6- روش تحقیق :
در تحقیق حاضر برای دستیابی به اهداف فوق و بررسی فرضیه‌های مطروحه از روش توصیفی – تحلیلی و از منابع کتابخانه‌ای مانند کتاب‌ها و مقالات فارسی و انگلیسی، سایت‌های اطلاع رسانی و داخلی و خارجی استفاده شده است.
7- مفاهیم و واژگان اختصاصی تحقیق :
پلیس: سازمان دولتی که وظیفه اش برقراری و حفظ نظم و امنیت عمومی، اجرای مقررات و نظارت اجتماعی، پیش گیری از ارتکاب جرایم، تعقیب و کشف جرم، مبارزه با بزهکار، حمایت از بزه دیده و به طور کلی حفاظت از جان، مال و ناموس مردم بر طبق قانون است.
راهبرد : برنامه‌های کلان با اقدامات اجرایی مشخص.
ترس از جرم : نگرانی درباره بزه دیدگی احتمالی.
پلیسی گری : مجموعه فعالیت‌های پلیس رسمی و غیر رسمی برای استقرار شکل خاصی از نظم اجتماعی، این نظم اجتماعی می تواند حاصل اجماع گسترده اجتماع و یا توافق نهفته بین گروه‌های مختلف ساکن در جامعه باشد.
8- مشکلات و محدودیت‌های تحقیق :
در خصوص این موضوع جز برخی از مقالات و نوشته‌های محدود، اثر پژوهشی قابل توجهی به زبان فارسی وجود ندارد. بنابراین عدم دسترسی به منابع کافی از جمله مشکلات و محدودیت‌های اساسی تحقیق حاضر می‌باشد.
9- سازماندهی تحقیق :
تحقیق حاضر ابتدا با مقدمه‌ای کلی – که در ذیل آن به مواردی همچون سوال‌ها و فرضیه‌های تحقیق، اهداف و پیشینه و روش تحقیق. . . پرداخته شده است – آغاز می‌شود و از حیث شکلی در دو بخش تهیه شده است.
در بخش نخست تحت عنوان «راهکارهای عمومی پلیس برای کاهش ترس از جرم» در طی دو فصل، به بررسی اقدامات پلیس جهت برقراری امنیت و کاهش ترس از جرم در میان شهروندان، بدون در نظر گرفتن معیارهایی همچون سن، جنسیت، . . . خواهیم پرداخت. فصل اول در طول دو مبحث ابتدا راهکارهای کلاسیک پلیس برای کاهش ترس از جرم بیان شده و سپس در فصل دوم در طی سه مبحث به راهکارهای نوین پلیس برای کاهش ترس از جرم، پرداخته شده است.
مباحث فوق زمینه را برای ورود به بخش دوم آماده می‌کند. در بخش دوم تحت عنوان «راهکارهای پلیس برای کاهش ترس از جرم در میان اشخاص معین» در طی دو فصل، دو گروه آسیب پذیر جامعه – زنان و سالمندان – مورد توجه قرار می گیرند. در فصل نخست در طول دو مبحث، بزه دیدگی و ترس از جرم در میان زنان و در نهایت تدابیر پلیس برای کاهش ترس از جرم زنان بررسی می‌شود؛
در فصل دوم، پدیده بزه دیدگی در میان سالمندان، ترس از جرم در میان آنها و در نهایت اقدامات پلیس برای کاهش ترس از جرم و احساس ناامنی در میان این گروه سنی، مورد بحث قرار گرفته است.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بخش نخست :
راهبردهای عمومی پلیس برای کاهش ترس از جرم

امنیت اساسی ترین نیاز انسان‌ها در طول زندگی است و دغدغه انسان‌ها به منظور یافتن راهی برای تأمین امنیت، تاریخی به بلندای تمدن بشری دارد. تشکیل جوامع و شکل دادن حکومت‌ها در ذیل تلاش انسان‌ها برای برقراری امنیت، جای می گیرد. هر چند مهم ترین هدف دولت ایجاد امنیت بیش تر برای افراد جامعه است، اما ایجاد احساس امنیت تقریباً به همین اندازه دارای اهمیت است، زیرا پدیده ترس از جرم و احساس ناامنی، پیامد‌های منفی برای سیاست، اقتصاد و زندگی اجتماعی را به همراه خواهد داشت. هدف مهم دولت در خصوص ایجاد امنیت و آرامش برای جامعه به طور منطقی و برحسب ضرورت بر عهده پلیس گذاشته شده است و پلیس به عنوان نماد اقتدار دولت، بخش مهمی از مسئولیت کاهش ترس از جرم و احساس ناامنی را بر عهده دارد و در این مسیر از راهبردهای گوناگونی استفاده کرده است.
به این ترتیب در فصل نخست از این بخش، راهکارهای کلاسیک سازمان‌های پلیس برای کاهش ترس از جرم را مورد تبیین قرار می‌دهیم و سپس در فصل دوم به بررسی راهکارهای نوین سازمان‌های پلیس در این راستا، خواهیم پرداخت.

فصل نخست : راهبردهای کلاسیک پلیس برای کاهش ترس از جرم
در ابتدا تصور می‌شد که ترس از جرم رابطه مستقیمی با نرخ جرایم ارتکابی دارد و هراسناک ترین افراد کسانی هستند که در معرض جرایم بیش تری بوده اند یا آنهایی که سابقه بزه دیدگی داشته‌اند. به این ترتیب پلیس در راستای کاهش ترس از جرم در جامعه بر روی مسائلی همچون مقابله با جرم، بی نظمی و پیش گیری کیفری تمرکز داشته است و در عرصه عمل با وقایع سر و کار داشته و صرفاً زمانی مداخله می نمود که جرم و جنایتی اتفاق افتاده باشد.
در فصل حاضر در طی دو مبحث، رویکرد‌های سنتی پلیس برای کاهش ترس از جرم و مبارزه با جرایم خرد و بی نظمی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

مبحث نخست: پلیسی گری سنّتی، مبانی و راهبردها
در مدل پلیسی گری سنّتی، سازمانهای پلیسی از منابع بالقوه موجود در خارج از ساختار پلیس، کمترین بهره را می برند و راهبردهایی را اتخاذ میکنند که به طور عمده متمایل به اجرای قوانین است. از این رو در منابع و مآخذ مربوط به الگوی سنّتی پلیس، پلیس را اداره اجرای قانون می خوانند. در این مدل، پلیس در راستای پیشگیری از جرم و برقراری احساس امنیت، بر اقدامات و تدابیر پیشگیرانه از طریق نظام عدالت کیفری تأکید دارد و تمام تلاش پلیس به پیگیری، تعقیب و کشف جرم معطوف می‌شود.
گفتار نخست : بررسی رویکرد پلیسی گری سنّتی
حیطه کار پلیس سنّتی که عموماً یک نهاد دولتی محسوب می‌شود، براساس قانون مجازات تعریف می شد. به این ترتیب پلیس تنها با آن چه قانون آن را جرم می دانست، به مبارزه بر می خواست و اصولاً بر پایه پیشگیری کیفری، در عمل با وقایع سر و کار داشته و صرفاً زمانی در جرایم مداخله می کرد که جرم و جنایت اتفاق افتاده باشد.
پلیس سنّتی مبتنی بر دیدگاه واکنشی است. دیدگاه مزبور، با یک ایدئولوژی امنیتی شناخته می‌شود که مبتنی بر مجازات، اقدام پس از ارتکاب عمل مجرمانه و نیز پاسخ به تماس‌های درخواست خدمات پلیسی و مدیریت بحران است، آن هم بدون حمله به منبع تنش و جرایم ارتکابی. این دیدگاه عملیات پلیس را محدود به دسته‌های خاصی از جرایم می‌کند مانند جرایمی که بیش تر توسط شهروندان گزارش می‌شود و پلیس را وادار به عکس العمل می‌کند.
در پلیس سنتی، پیشگیری از جرم اغلب بر تغییر تکنیک‌های اِعمال قانون مانند تحول در حقوق جزا یا سیاست کیفری و شیوه‌های عملیاتی پلیس تمرکز داشته است. این رویکرد‌های پیشگیری از جرم، عموما به عنوان رویکردهای «پایین دستی » نامیده شده اند، به این سبب که آن‌ها به جای پرداخن به علل جرم، به اقدامات کیفری پس از وقوع آن واکنش نشان می دهند. معروف است که این رویکردها، سرزنش اخلاقی بزهکار را به رسمیت می شناسند.
پیشگیری کیفری با تأکید بر تأثیر اعمال کیفری و اجرای سریع و حتمی آن سعی می‌کند بر افکار عمومی جامعه تأثیر گذار تا از ارتکاب جرم پیشگیری کند. پلیس در این نوع پیشگیری به عنوان ضابط قضایی و با مأموریت کشف جرم، دستگیری بزهکاران و به طور کلی واژه سرکوبی جرم و مجرم در چارچوب نظام کیفری از طریق اجرای قانون، درصدد پیشگیری از جرایم است. در این فضا نظم برآیند روابط غیر شخصی بین پلیس و شهروندان و ساختار رهبری شبه نظامی و تاکید بر حضور پر رنگ و واکنش سریع به فعالیت‌های مجرمانه است.
در دیدگاه سنتی فرض بر این است که مسیر حرکت جرم و ترس از جرم مسیری هماهنگ و هم سواست و لذا با افزایش یا کاهش میزان جرایم، ترس از جرم نیز دست خوش تغییر می‌شود. براین اساس پژوهش‌های فارهام، لیتیکاس، والینسکی و وست نشان می دهد وقوع جرایم می تواند باعث نگرانی و ترس از جرم شود و هر چه ارتکاب جرایم افزایش یابد ترس از جرم نیز افزایش می یابد.
بالغ بر سی سال است که اغلب راهبردهای پلیس بر سه عنصر، گشت‌های موتوری، واکنش سریع به تماس‌های شهروندان برای خدمات و رسیدگی به جرایم تأکید کرده است و بر این فرض استوار است که اگر بزه دیدگی کاهش پیدا کند به دنبال آن ترس از جرم نیز کاهش پیدا خواهد کرد؛ زیرا راهبردهایی چون گشت‌های موتوری و واکنش سریع، به عموم مردم این اطمینان و قدرت را می دهد که پلیس در همه جا حضور دارد.
به این ترتیب در پلیس سنتی شیوه ارزیابی عملکرد کارکنان، بر شمارش میزان افراد دستگیر شده استوار است.
ترس از جرم، تقاضای افراد را نیز برای مجازات سنگین مجرمان بالا می برد، امری که علت آن احتمالاً افزایش دیدگاه منفی افراد نسبت به خطرات بزه دیدگی است. با بالا رفتن احساس خطر بزه دیدگی افراد چنین می پندارند که مجازات سنگین می تواند عامل مهمی جهت پیشگیری و حذف پدیده جنایی باشد. یک پژوهش مهم در کشور کانادا (1993) بیان گر رابطه معناداری بین میزان ترس و نگرش افراد نسبت نظام دادگری کیفری است. پرسش شوندگانی که سطح بالایی از ترس را گزارش کرده بودند، به طور معنادار دیدگاهی منفی نسبت به پلیس و دادگاه‌ها داشتند. یافته‌های دیگر این پژوهش آن است که با افزایش میزان ترس، افراد از به کارگیری زندان حمایت بیش تری می‌کنند تا اجرای برنامه‌های ترمیمی و بازپروری همچون تعلیق مجازات.
با این حال در طول سه دهه گذشته محققان به طور گسترده مدل سنتی فعالیت‌های پلیس را مورد انتقاد قراردادند. پلیس سنتی بر این پایه این تصور استوار است که راهبردهای عمومی در یک حوزه استحفاظی می تواند بدون در نظر گرفتن سطح جرایم، طبیعت جرم یا دیگر پارامترها اعمال شود. به این دلیل الگوی سنتی اغلب مورد انتقاد قرار می گیرد که به جای آن که به اثر بخشی فعالیت‌های خود در کاهش جرم، ترس و بی نظمی توجه کند، کانون توجه خود را بیش تر به ابزارهای اجرای امور پلیسی و یا منابعی معطوف کرده است که منجر به توانمندی عملیاتی پلیس می‌شود و به جای آن که آثار عملکرد خود را در امنیت عمومی بررسی کند به دنبال این است که چگونه خدمات پلیس، تخصیص یابد.
الگوی سنتی پلیس را همچنین از منظر تکیه و تمرکز افراطی بر اجرای صرف قوانین پلیسی مورد انتقاد قرار می دهند. این گونه سازمان‌های پلیسی از منابع بالقوه مهم موجود در خارج از ساختار پلیس، کمترین بهره را می برد. در حقیقت « اجرای قانون» عنصر اصلی الگوی سنتی پلیس است به این معنا که قدرت اجرای قانون ابزار اصلی این الگو در پیش گیری از وقوع جرم است.
پلیس سنّتی بسیار متمرکز و تحت قوانین و مقررات سخت قرار دارد و عملاً عرف و عادات شغلی و صنفی در آن حکومت می‌کند و تعقیب قضایی و کیفری جرایم را هدف عمده و فهم خود می داند. در حالی که جلب احساس امنیت شهروندان و کنترل ترس از جرم در میان آنها اصولاً مورد بحث واقع نمی‌شود. به بیان دیگر کاهش جرم به معنای افزایش احساس امنیت و کنترل ترس از جرم تلقی می‌شود، این در حالی است که بحث کاهش جرم و کنترل ترس از جرم دو مقوله جداگانه است.
هراسناک ترین افراد ضرورتاً آنهایی نیستند که در معرض جرایم بیش تری بوده اند یا آنهایی که قربانی بیش ترین خطرات واقعی شده اند. هراسناک ترین جوامع آنهایی نیستند که ضرورتاً دارای بیش ترین جرایم هستند. ترس از جرم لزوماً با مقدار واقعی جرایم بالا و پایین نمی رود. زیرا ترس از جرم از همبستگی و ارتباط بالایی با جرایم برخوردار نیست. نمی توان پنداشت که کاهش جرم باعث کاهش ترس از جرم خواهد شد. اگر پلیس بخواهد ترس از جرم را کاهش دهد، ممکن است نیازمند آن باشد تا علاوه بر آن چه که جهت کاهش جرم انجام می‌دهد، چیزهایی دیگر نیز انجام دهد. ترس از جرم در حقیقت مشکل دیگری از مشکلات پلیس است که بایستی آن را مدنظر قرار دهد.
بنابراین اگر چه دیدگاه سنتی معتقد است که کاهش جرم منجر به کاهش ترس می‌شود و مطمئناً میان جرم و میزان ترس از جرم یک ارتباط محوری وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود، اما همواره دیده می‌شود که بالا و پایین رفتن جرم از سالی به سال دیگر به طور دقیق با بالا و پایین رفتن میزان ترس از جرم همراه نیست.
براساس آمارهای رسمی به دست آمده در انگلستان و ولز میزان جرم از سال 1997 تا سال 2005، سی و پنج درصد کاهش یافته است، از این رو انتظار می رفت که ترس نیز به همان میزان کاهش یابد ولی براساس پیمایش سالانه مرتون در ساکنان مرتون در بین سالهای 2004 تا 2005 ترس از جرم با شش درصد افزایش مواجه شده است.
برخی از جرم شناسان بیان می دارند که سیاست اتخاذی در آمریکا جهت کاهش ترس از جرم در ابتدا بر کاهش ارتکاب جرایم تاکیدی می‌نمود. اما اجرای این سیاست به کاهش از جرم نینجامید. برخی از پژوهشگران معتقدند در مناطقی که آمار جرایم در سطح بالایی قرار دارد، افراد اغلب در منزل خود مانده و وقت خود را برای دیدن تلویزیون و اخبار جنایی صرف می‌کنند که این مهم خود منجر به افزایش ترس از جرم می‌شود.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه حقوق در مورد عدالت اجتماعی

گفتار دوم : جایگاه تاریخی و نظری پلیسی گری سنّتی

بند نخست ) جایگاه پلیس سنّتی در دوران تحول سازمان پلیس
پلیس در راه تأمین امنیت، دوره‌های گوناگونی را پشت سر گذاشته است که می توان آن را به امور پلیسی سنّتی و امور پلیسی نوین تقسیم کرد. پلیس سنتی که تا پایان 1970 ادامه داشت، خود نیز دوره سیاسی و حرفه ای را تجربه نموده است.
الف- دوره سیاسی
دوره سیاسی؛ تا پیش از سال 1900 ادامه یافت و زمانی بود که ادارات پلیس در حال شکل گیری بودند. در این دوره پلیس پیوند نزدیکی با سیاست داشت. افسران پلیس معمولاً در جامعه زندگی می کردند و عضو گروه اکثریت بودند. چون گشت پیاده معمول ترین راهبرد مورد استفاده بود. افسران رابطه نزدیکی با مردم پیدا می کردند. در این دوره انتصاب روسای پلیس با انگیزه سیاسی و به منظور حفظ منصوب کنندگان درجایگاه قدرت صورت می گرفت. پارادایم حاکم بر این دوره اقتدارگرایی بود. پلیس در این دوره قوه سرکوب گر و قوه قاهره ای است که صرفاً عامل حفظ منافع طبقه ی مسلط می‌باشد.
وقتی رابرت پیل، پلیس لندن را در سال 1829 تأسیس کرد، اصول دهگانه ای را برای آن ترسیم کرد. بنابه دلایل سیاسی و اجتماعی، پلیس نتوانست این اصول بنیادین را تداوم بخشد؛زیرا در آن دوران برخی جوامع اصلاً دموکراسی نداشتند، در آن دوران نهاد پلیس به پادشاهان و حاکمان وابسته بود و از طریق آن‌ها منصوب و عزل می شد، به همین دلیل نهاد پلیس گرایش به حکومت و جلب منافع آن‌ها داشتند نه به مردم. این امر شکاف عمیقی را بین مردم و پلیس به وجود آورد. شاخص‌های آماری پلیس حاوی موضوعاتی بود که رویکرد پلیس ضابط قضایی را تداعی می کرد و حاوی موضوعات مرتبط با وظایف پلیس پیشگیری نبود، اتکای صرف به ابزارهای سرکوب گر تعریف شده در نظام عدالت کیفری، این تصور را در اذهان شهروندان ایجاد کرده بود که پلیس همان شخصی است که شما را دستگیر می‌کند و رویه جاری موجب شده بود که چهره پلیس نزد مردم مخدوش شده و مردم رغبتی برای همکاری با پلیس نداشته باشند.
پلیس سیاسی به عنوان نیروی نظامی و مسلح کشور محسوب می شد که تنها در فکر تأمین امنیت نظام سیاسی بود. گزارش‌های فراوانی در خصوص سوء استفاده این پلیس از حقوق مدنی و نیز حمایت‌های بی دریغ از فساد سیاسی حاکم وجود داشت که عامل مهم روی گردانی مردم از این نوع پلیس بود. به این ترتیب عدم کفایت و فساد پلیس منجر به آغاز دوره دوم اداره امور پلیسی یعنی دوره اصلاحات شد.
ب- دوره اصلاحات
دوره اصلاحات از سال 1900 تا 1970 را در بر می گیرد. در این دوره آگست ولمرو او. دبلیو. ویلسون به عنوان پیشگامان حرکت اصلاحی، خواستار تغییر جدی در شیوه سازماندهی و کارکرد ادارات پلیس بودند. به این دوره اغلب دوره پیشرو و مترقی نیز می گویند. در دوره اصلاحات رابطه پلیس با جامعه مخدوم خویش از لحاظ حرفه ای دور بود و سازمان پلیس به یک سازمان تخصصی تبدیل شد که هدف اصلی و اساسی آن مبارزه با جرم بود و به شیوه‌های پلیسی به تعقیب و سرکوب کسانی می پرداخت که امنیت عمومی را به خطر می انداختند. با جدا شدن امور پلیسی از سیاست

By:

0 thoughts on “دانلود رایگان پایان نامه حقوق درباره پیشگیری از جرم

دیدگاهتان را بنویسید