دانلود پایان نامه

قدرتمندی ملاکین و حکومت‌های فئودالی در اروپا است. در این دوره، کارآفرین کسی است که مسئولیت اجرای پروژه‌های بزرگ را بر عهده می‌گیرد و البته در این راه مخاطره‌ای را نمی‌پذیرد، زیرا عموماً منابع، توسط حکومت محلی تأمین می‌شود و او صرفاً مدیریت می‌کند. نمونه‌ بارز کارآفرین در این دوره، معماران مسئول ساخت کلیسا، قلعه‌ها و تأسیسات نظامی هستند.

دوره‌ی دوم: قرن 17 میلادی “مخاطره‌پذیری”
در این دوره، همزمان با شروع انقلاب صنعتی، بعد جدیدی به کارآفرینی اضافه شد: مخاطره. کانتیلون یکی از اولین محققین این موضوع، کارآفرینی را اینگونه تعریف می‌کند: کارآفرین کسی است که منابع را با قیمت نامشخص می‌خرد، روی آن فرآیندی انجام می‌دهد و آن را به قیمتی نامشخص و تضمین نشده می‌فروشد، از اینرو مخاطره‌پذیر است. کارآفرین در این دوره، شامل کسانی نظیر بازرگانان، صنعتگران و دیگر مالکان خصوصی می‌گردید.
دوره‌ی سوم: قرون 18 و 19 میلادی و اوایل قرن بیستم “تمایز کارآفرینان از دیگر بازیگران صحنه‌ اقتصاد”
در این دوره، ابتدا کارآفرین از تأمین‌کننده‌ سرمایه متمایز می‌گردد. یعنی کسی که مخاطره می‌کند، با کسی که سرمایه را تأمین می‌کند، متفاوت است. ادیسون به عنوان یکی از کارآفرینان این دوره، پایه‌گذار فنآوری‌های جدید شناخته می‌شود، ولی او سرمایه‌ مورد نیاز فعالیت‌های خود را از طریق اخذ وام از سرمایه‌گذاران خصوصی تأمین می‌کرد. همچنین در این دوره، میان کارآفرین و مدیر کسب و کار نیز تفاوت گذارده می‌شود. کسی که سود حاصل از سرمایه را دریافت می‌کند با شخصی که سود حاصل از توانمندی‌های مدیریتی را دریافت می‌کند، تفاوت دارد.
دوره‌ی چهارم: دهه‌های میانی بیستم میلادی “نوآوری”
مفهوم نوآوری در این دوره به یک جزء اصلی تعریف کارآفرینی تبدیل می‌شود. از تعاریف برآمده از این دوره می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
کارآفرین، فردی نوآور و توسعه‌دهنده‌ فنآوری‌های به کار گرفته نشده است. کارآفرینان، کسب و کاری جدید را شروع می‌کنند، در حالیکه دیگران برخلاف آنها، تغییرات اندکی در محصولات موجود می‌دهند.
مفهوم نوآوری می‌تواند شامل همه چیز، از خلق محصولی جدید تا ایجاد یک نظام توزیع نوین یا حتی ایجاد یک ساختار سازمانی جدید برای انجام کارها باشد. اضافه شدن این مفهوم به خاطر افزایش رقابت در بازار محصولات و تلاش در استفاده از نوآوری برای ایجاد مزیت رقابتی در کسب و کارهای موجود و بقای آنهاست (ویلکن، 1979) .
دوره‌ی پنجم: دوران معاصر (از 1980 تاکنون) “رویکرد چند جانبه”
در این دوره، همزمان با موج جدید ایجاد کسب و کارهای کوچک و رشد اقتصادی و شناخته شدن کارآفرینی به عنوان تسریع‌کننده‌ این سازوکار، توجه زیادی به این رشته جلب شد. تا این زمان، کارآفرینی فقط از دیدگاه محققان اقتصادی مورد بررسی قرار می‌گرفت، ولی در این دوره، توجه جامعه‌شناسان و روان‌شناسان نیز به این رشته معطوف گردید. عمده‌ توجه این محققین بر شناخت ویژگی‌های کارآفرینان و علل حرکت فرد به سوی کارآفرینی است. از تعاریف شناخته شده‌تر این دوره می‌توان به مورد زیر اشاره کرد:
کارآفرینی، روند پویایی در جهت ایجاد و افزایش سرمایه است، این کار، توسط کسی انجام می‌شود که مخاطره‌ از دست دادن زمان یا فرصت‌های شغلی دیگر را با هدف ایجاد ارزش برای یک محصول یا خدمت می‌پذیرد (رونستات، 1983) .
2-2-2-3. تاریخچه کارآفرینی در ایران
با وجود توجه کشورهای پیشرفته دنیا از اواخر دهه 1970 به کارآفرینی، در کشور ما تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه، توجه چندانی به این موضوع نشده و حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد بسیار نادر، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود. مشکل بیکاری و پیشبینی حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب شد که در زمان تدوین برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه کارآفرینی مورد توجه قرار گیرد. در برنامه اخیر، توسعه کارآفرینی در سطح وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری؛ بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، جهاد کشاورزی، صنایع و معادن فلزات و همچنین مؤسسه جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیتهای آنها مطرح شده است.
2-2-2-4. تعریف کارآفرینی سازمانی
تعاریف متعدد کارآفرینی سازمانی که در مقالات و کتب مختلف و از دیدگاه صاحب‌نظران متعدد ارائه شده، بهطور قابلملاحظه‌ای به هم شباهت دارند. کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که سازمان طی میکند تا همه کارکنان بتوانند در نقش کارآفرینان انجام وظیفه کنند و تمام فعالیتهای فردی یا گروهی را بهطور مستمر، سریع و راحت در سازمان مرکزی به ثمر برسانند. هنگامیکه فعالیت کارآفرینی توسط فرد یا گروه کارآفرین در داخل یک سازمان انجام بگیرد، به آن کارآفرینی سازمانی گویند. در این حالت فرد یا گروه کارآفرین از قابلیتها و امکانات یک سازمان استفاده کرده و اقدام به فعالیت کارآفرینی به عنوان فعالیتی با وابستگی سازمانی مینماید. نتیجه این نوع کارآفرینی معمولاً ایجاد یک واحد سازمانی جدید در داخل سازمان، طراحی و عرضه خدمات جدید و ایجاد ارزشهای نوین برای سازمان میباشد (گلستان هاشمی،۱۳۸۲). کارآفرینی فرآیندی است که در آن تولیدات و فرآیندها از طریق ایجاد فرهنگ کارآفرینی در درون یک سازمان در حال فعالیت توسعه داده میشوند و شکلگیری فعالیتهای کارآفرینانه بنگاه بارزترین نشانه های کارآفرینی سازمانی است (فرهنگی و صفرزاده، ۱۳۸۶).
مکنزی و دیکامبو(1986) معتقدند که فعالیت کارآفرینانه سازمانی می‌تواند شامل توسعه یک محصول جدید تا ایجاد یک فرآیند اثربخش باشد.
جنیگ و یانگ (1990) کارآفرینی سازمانی را به عنوان فرآیند توسعه محصولات یا بازارهای جدید تعریف می‌کنند.
کوراتکو و هورنسبای (1990) کارآفرینی سازمانی را به عنوان ایجاد کسب و کارهای جدید در درون چارچوب شرکت‌های مادر، توصیف می‌نمایند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بولیند و ونکاتارامن (1992) کارآفرینی سازمانی را به عنوان ابزار شرکت‌ها برای افزایش ثبات اقتصادی شرکت در بلندمدت تعریف می‌نمایند و آریل (1996) معتقد است که کارآفرینی سازمانی دارای سه بعد است که عبارتند از: نوآوری، توسعه محصولات، خدمات یا فرآیندهای جدید و ریسک‌پذیری.
کارآفرینی سازمانی یک فرآیند تجدید یا دوباره نوسازی سازمانی است که دارای 2 بعد متمایز اما مرتبط به هم می‌باشد. نوآوری و جسارت و بعد بعدی دوباره نوسازی استراتژیک است. فعالیت‌های نوآورانه، تأکید بر ایجاد کسب و کار جدید، از طریق توسعه‌ بازارهای جدید یا تأکید کردن بر محصولات، فرآیندها، خدمات، فنآوری‌ها و نوآوری‌های اداری جدید است (عربیون، 1385) .
2-2-2-5. ضرورت و اهمیت کارآفرینی در سازمان
جهان امروز، بیتردید از ویژگیهای خاصی برخوردار است؛ که عمدهترین آنها عبارتند از: تغییرات و تحولات سریع، پیچیدگی فزاینده و رقابت روز افزون.
سازمانهای امروز در محیطی پویا و پر از ابهام و تحول زندگی میکنند، سرعت این تغییرات بهگونهای است که شاید نتوان منحنی تغییر را در بعد زمان ترسیم کرد. این موارد باعث شده تا حیات شرکتها هر چه بیشتر در معرض خطر قرار گیرد و یافتن راه چاره به عنوان دغدغه فکری همیشگی برای مدیران هوشیار شرکتها مطرح است. آنها باید تلاش کنند تا بیش از دیگران و محصول یا خدمات مورد نظر مشتری، خود را با تمام ویژگیهای درخواست او تولید و عرضه کنند. از اینرو است که اهمیت نیروی انسانی خلاق و نوآور و به عبارتی دیگر کارآفرینان سازمانی در شرکتها برجسته میشود و تنها با وجود چنین افرادی یک شرکت قادر است به نوآوریها دست یابد و در عرصه‌ رقابت دوام آورده و در نهایت به عنوان یک سازمان یا شرکت پیشرو و کارآفرین مطرح گردد.
2-2-2-6. نظریههای کارآفرینی
کارآفرینی و کارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت. مکاتب مختلف از قرن شانزدهم میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریههای خود تشریح کردهاند. بی شک در توسعه کارآفرینی نظریههای متعددی وجود دارد که در ذیل به برخی از نظریهها اشاره میگردد:
نظریه کارآفرینی پارسنز
پارسنز، جامعه شناس شهیر آمریکایی که نظریههای خود را در چهار نظام زیستی، فرهنگی، نظام اجتماعی و دینی بیان کرده است، توسعه فرهنگ خلاقیت و ابتکار را محصول نظام اجتماعی و تحت تأثیر نهاد خانواده و مدرسه میداند که در پرتو آن، انگیزه کنشگران برای به عهده گرفتن نقشهای تولیدی بالا میرود. در همین خصوص باید به شیوه جامعه پذیری، میزان رشد و انسجام شخصیت، استقلال فردی، طرز تلقی از کار در جامعه، سخت کوشی، پشتکار و وقت شناسی اشاره کرد ( پاردی و هاو،1999) .
نظریه کارآفرینی ماکس وبر
ماکس وبر جامعه شناس بزرگ آلمانی در تشریح تبیین چگونگی شکل گیری تمدن نوین صنعتی و سرمایهداری در مغرب زمین به مفهومی اشاره میکند که این مفهوم به زبان امروزی، همان فرهنگ کارآفرینی است. وبر توسعه فرهنگ کارآفرینی را متأثر از چهار عامل تشویق به کار برای سعادت، خطرپذیری برای تغییر سرنوشت، برنامه ریزی برای آینده و صرفه جویی میداند (پاردی و هاو،1999) .
نظریه کارآفرینی مکلند
مکلند، روانشناس اجتماعی معاصر، نظریه نیاز به موفقیت را برای اولین بار در مباحث اجتماعی مطرح کرد. وی معتقد بود جوامعی که دارای نیاز به موفقیت پایین هستند، نرخ سرمایهگذاری، خطرپذیری در آنها پایین است و به تبع آن توسعه نیافته هستند و در جوامعی که نیاز به موفقیت بالا است، نرخئ سرمایهگذاری و خطرپذیری نیز بالا است. در این جوامع، افرادی پیدا میشوند که کسب و کار جدیدی راهاندازی میکنند، شرکت یا واحد اقتصادی را سازماندهی میکنند و ظرفیت تولیدی و بهرهوری آن را افزایش و بهبود میبخشند. مکلند چنین افرادی را کارآفرین مینامد و عواملی نظیر شیوه جامعهپذیری، شیوه های تربیتی والدین، طبقه اجتماعی والدین، ایدئولوژی حاکم، مذهب و تحرک اجتماعی را عوامل مؤثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی میداند. توجه خاص او به فرهنگ در امر کارآفرینی است و مناسبترین نوع جامعهپذیری را تقویت استقلال فردی ایجاد اعتماد به نفس میداند که موجب کارآفرینی میشود ( هارویتز و بروک هاوس،2000) .
2-2-2-7. ابعاد کارآفرینی سازمانی
نوآوری
نوآوری سومین مرحله از فرایند سهمرحلهای تکامل فنآوری است: 1- اختراع: رویداد فکری و ایده؛ 2- توسعه: تبدیل ایده به چیزی که اجرا میشود و 3- نوآوری: تبدیل چیزی که اجرا میشود که آن هم منجر به ماندن در بازار میشود. یک کارآفرین، مبتکری است که هر سه مرحله را با هم انجام میدهد، اما کارآفرین زمانی موفق است که سومین مرحله را انجام دهد تا کارآفرین را به دست آورد (کیلگور،1992) . نوآوری یک ضرورت محیطی در حوزه کارآفرینی است، نوآوری به عنوان یکی از ابزارهای ضروری رقابتی برای موفقیت و بقای بلندمدت شرکتها محسوب میشود (ابراهیمپور،1390) .
خطرپذیری
مطالعات سازمانی بروچووس و شپیرا نشان میدهد که خطرپذیری به عنوان وظیفه جداییناپذیر کارآفرینی تلقی میشود که منجر به موفقیت میشود. این ریسک دربرگیرنده خطر مالی و خطر شخصی است که چنین تصمیماتی را دربرمیگیرد. سازمان خطرپذیر احتمالاً تمایل به ارتقاء داشته و رفتارهایی را نشان میدهد که منجر به فرایند تقویت و نهایتاً محصولات و خدمات جدید با فنون نوآوری میشود (داس و جاشی،2007) .
پیشگامی
سومین ویژگی عملکرد کارآفرینی، چگونگی پیشگامی در اقدامات در مقایسه با رقبا و در به دست آوردن اطلاعات در مورد فرصتهای بازار است. در حالیکه فعالیتهای نوآورانه بر فاز اجرا تأکید دارد، بعد پیشگامی بر ادراک فرصتهای بازار جهت تحریک نوآوری تأکید میکند (ابراهیمپور،1390) . به عبارتی پیشگامی به تمایل مدیریت در افزایش رقابت اشاره دارد (عزیزی زیارت،1387) .
رقابت تهاجمی
رقابت تهاجمی، معرف شدت تلاشهای شرکت برای پیشرویی در عملکرد و تضعیف صنعت رقبا میباشد. شرکتهایی که به شدت تهاجمی هستند، رقبای خود را به عنوان دشمن تلقی میکنند که باید بر آنان پیروز شوند (لامپکین و دس،2001) . رقابت تهاجمی، تمایل سازمان در به چالش درآوردن یا رقابت کردن با رقبا تعریف شده است.کووین و سلوین چنین فرض میکنند که حالت کارآفرینی، در تمایل شرکت به رقابت تهاجمی با رقبای صنعتی منعکس شده است (کووین و سلوین،1991) .
2-2-2-8. ویژگیهای کارآفرین
 در تعیین ویژگیهای کارآفرین، برخی به گزینههای روانشناختی و خصوصیات فردی و شخصیتی کار آفرین میپردازند و گروهی به فعالیتها و رفتارهای کارآفرین و عملکرد وی در محیط توجه میکنند. مهمترین ویژگی کارآفرین نوآوری است. برخی از ویژگیهای فردی و شخصیتی که کارآفرینی را تسهیل میکنند عبارتند از:
نوآوری، خلاقیت، اعتماد به نفس، توفیقطلبی، هوشمندی، تعهد، خطرپذیری، نگرش مثبت، بینش و بصیرت، آینده نگری، پشتکار، توانایی نفوذ در دیگران، انگیزه بالا، عزم و اراده، بیم نداشتن از شکست، قدرت تخیل، وقتشناسی، اعتقاد به کنترل سرنوشت خویش، توانایی تشخیص فرصتهای کشف نشده، بهطور کلی هوش هیجانی افراد کارآفرین بالا میباشد.
2-2-2-9. موانع و محدودیتهای کارآفرینی سازمانی
ما این مبحث را با چند سؤال بدیع آغاز می‌کنیم: چرا سازمان‌های بزرگ کارآفرین نیستند؟ چرا این سازمان‌ها نمی‌توانند مانند سازمان‌های جدید و نوظهور، کارآفرین باشند؟ اگر هدف اصلی کارآفرینی را رشد سریع یک فعالیت اقتصادی تا سرحد امکان بدانیم، بسیار مضحک است، چرا که دستیابی به چنین هدفی، به ناچار موجب ایجاد یک سازمان بزرگ می‌شود. در مورد اینکه چرا سازمان‌های بزرگ مانع کارآفرینی می‌شوند، و اینکه چرا در دستیابی مجدد به یک سطح کارآفرینی که آن را از دست داده‌اند، ناموفق هستند؛ دلایل متعددی وجود دارد. در ادامه، برخی از موانع کارآفرینی سازمان‌های بزرگ تشریح می‌گردد.
تلاش‌ها برای تعقیب کارآفرینی در بخش دولتی با موانع متعددی مواجه بوده است. بر طبق دیدگاه کورنوال و پرلمن، برخی از مهم‌ترین این موانع عبارتند از:
کثرت و ابهام اهداف که باعث فلج شدن مدیریت می‌شود. استقلال مدیریتی محدود شده توأم با استعداد بالای مداخله‌جویی‌ها که باعث سرخوردگی و مأیوس شدن از نوآوری می‌گردد؛ از آنجا که اقدامات مدیران دولتی در معرض دید مردم قرار داشته و حساسیت زیادی نسبت به آنها وجود دارد، نتیجه آن افزایش رفتار مدیریتی محافظه‌کارانه در مدیران دولتی است. سیستم‌های پاداش نامناسب که باعث بی‌انگیزگی در ریسک‌پذیری می‌شود؛ کوتاه‌مدت‌نگری که باعث تضعیف تفکر بلندمدت‌نگری شده که آن نیز به نوبه خود بر ابتکارات کارآفرینانه اثر منفی می‌گذارد؛ تظاهر به کارکردن از سوی کارکنان و برنامههای رسمی از عوامل بازدارنده کارآفرینی سازمانی هستند؛ قید و بندهای مربوط به خط‌مشی‌ها و سیاست‌های پرسنلی که منجر به کاهش توانایی مدیران برای برانگیختن زیردستان می‌شود (عربیون، 1385) .
2-3. پیشینه پژوهش
2-3-1. مقدمه
به منظور شناسایی

By:

0 thoughts on “پایان نامه روانشناسی : کارآفرینی سازمانی

پاسخی بگذارید