دانلود پایان نامه

قانونگذار جزء قواعدآمره است را نمی‌توان با تغییر اساسنامه تغییر داد خصوصاً قوانینی که قانونگذار برای حمایت از سهامداران اقلیت در نظر گرفته است.
اما در سایر موارد که جزء قواعد آمره نیست و قانونگذار هم صراحتاً به محدودیت مجامع عمومی اشاره نکرده است می‌توان هر نوع تغییری را انجام داد یا هر موردی را به اساسنامه اضافه نمود.

مبحث پانزدهم:تبدیل سهام
تبدیل سهام و طریقه آن اصولاً در اساسنامه شرکت پیش‌بینی می‌شود ولی اگر اساسنامه اجازه تبدیل سهام را نداده باشد، شرکت می‌تواند به موجب تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده مبادرت به تبدیل سهام نماید. این تبدیل به دو گونه صورت می‌گیرد:
1 – تبدیل سهام با نام به بی نام
2 – تبدیل سهام بی‌نام به با نام

تبدیل سهام با نام به بی نام
سهام با نام، سهامی است که متعلق به شخص معینی است و نام دارنده آن در دفتر سهام شرکت ثبت شده است. به همین دلیل در هنگام انتقال آن به شخص دیگر باید این انتقال در دفتر سهام شرکت به ثبت برسد و انتقال دهنده یا وکیل یا نماینده قانونی اوباید انتقال را در دفتر مزبور امضاء کند.
تبدیل سهام با نام به بی‌نام در مواردی اتفاق می‌افتد که شرکت مطابق ماده 30.ل.ا.ق.ت. به علت عدم تأدیه تمامی مبلغ اسمی سهام، بناچار مبادرت به صدور سهام با نام کرده ولی بعداً به لحاظ مزیتهای سهام بی‌نام تصمیم به تبدیل سهام با نام به بی‌نام گرفته است دلایل متعددی وجود دارند که باعث می‌شود اشخاص سهام بی‌نام را به سهام بانام ترجیح بدهند که در اینجا تعدادی از آنها آورده می‌شود:
1 – نقل و انتقال سهام بی‌نام به صورت خیلی ساده انجام می‌شود. بدین صورت که مطابق ماده 39.ل.ا.ق.ت. نقل و انتقال سهام بی‌نام به دلیل اینکه سهام بی‌نام بصورت سند در وجه حامل تنظیم می‌شود با قبض و اقباض صورت می‌گیرد. ولی نقل و انتقال سهام با نام تشریفات بیشتری دارد بدین صورت که مطابق ماده 40.ل.ا.ق.ت.«انتقال سهام بانام باید در دفتر ثبت سهام شرکت به ثبت برسد و انتقال دهنده یا وکیل یا نماینده قانونی او باید انتقال را در دفتر مزبور امضا کند».
2 – بعضی از سهامداران مایل نیستند که توسط سهامداران و یا اشخاص دیگر شناخته شوند به همین دلیل از سهام بی‌نام استفاده می‌کنند.
3 – عده‌ای برای فرار از مالیات، سهام بی‌نام را با سهام به نام ترجیح می‌دهند. در اکثر کشورها به درآمد حاصله از فروش سهام مالیات تعلق می‌گیرد به همین خاطر اشخاص با خرید سهام بی‌نام از پرداخت مالیات فرار می‌کنند.
4 – نقل و انتقال سهام بی‌نام نمی‌تواند مشروط به موافقت مجامع عمومی صاحبان سهام یا مدیران شرکت شود.
برای تبدیل سهام بانام به سهام بی‌نام «مراتب فقط یک نوبت در روزنامه کثیرالانتشاری که آگهی‌های مربوط به شرکت در آن نشر می‌گردد منتشر و مهلتی که نباید کمتر از دو ماه باشد به صاحبان سهام داده می‌شود تا برای تبدیل سهام خود به مرکز شرکت مراجعه کنند. بعد از انقضای مهلت مذکور برابر تعداد سهامی که تبدیل نشده است سهام بی‌نام صادر و در مرکز شرکت نگاهداری خواهد شد تا هر موقعی که دارندگان سهام بانام به شرکت مراجعه کنند سهام بانام آنان اخذ و ابطال و سهام بی‌نام به آنها داده شود» . پس از تبدیل کلیه سهام بانام به سهام بی‌نام و یا بعد از مهلت دوماهه‌ای که برای تبدیل سهام بانام به بی‌نام در نظر گرفته شده است شرکت باید مرجع ثبت شرکت‌ها را از تبدیل سهام خود کتباً مطلع سازد تا مراتب طبق مقررات به ثبت رسیده و برای اطلاع عموم آگهی شود.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در لایحه تجارت 91 و برابر ماده 419 آن تبدیل سهام بی‌نام به با نام مجاز نیست.

تبدیل سهام بی‌نام به بانام
سهام بی‌نام سهامی است که نام صاحب آن بر روی آن قید نمی‌شود و هر کسی که آن را در اختیار داشته باشد مالک آن است. به عبارت دیگر سهام بی‌نام سهم در وجه حامل محسوب می‌شود که حامل آن مالک آن است و برای مطالبه وجه آن محق محسوب می‌شود. زمانی یک شرکت می‌تواند مبادرت به صدور سهام بی‌نام نماید که تمامی مبلغ اسمی سهم پرداخت شده باشد زیرا به موجب ماده 30ل.ا.ق.ت. «مادام که تمامی مبلغ اسمی هر سهم پرداخت شده صدور ورقه سهم بی‌نام یا گواهی نامه موقت بی‌نام ممنوع است».

سهام بانام با وجود معایبی که دارد، مزایایی نیز دارد که از این مزایا می‌توان موارد زیر را نام برد:
1 – سهام با نام مشکل گم شدن، سرقت یا تلف شدن را ندارد. به این خاطر که نام دارنده سهام در دفتر ثبت سهام شرکت به ثبت رسیده است. به همین خاطر اشخاصی که کمتر دنبال خرید و فروش و نقل وانتقال سهام هستند مبادرت به خرید سهام بانام می‌نمایند.
2 – صدور سهام بانام از نظر مالیاتی به نفع دولتهاست به این صورت که دولتها از نقل و انتقال سهام مبلغی به عنوان مالیات اخذ می‌کنند.
بعضی دولتها به شرکت‌هایی که از لحاظ سیاسی و اقتصادی مورد توجه هستند اجازه انتشار سهام بی‌نام را نمی‌دهند. به این علت که می‌خواهند سهامداران آن شناخته شوند یا اینکه اشخاصی که از لحاظ قانون کشور نمی‌توانند سهامدار شرکت‌های خاصی شوند نتوانند مبادرت به خرید سهام آن شرکت نمایند به همین خاطر این شرکت‌ها مجبور به انتشار سهام با نام می‌شوند.
«در مورد تبدیل سهام بی‌نام به با نام باید مراتب در روزنامه کثیرالانتشاری که آگهی‌های مربوط به شرکت در آن نشر می‌گردد سه نوبت هر یک به فاصله 5 روز منتشر و مهلتی که کمتر از 6 ماه از تاریخ اولین آگهی نباشد به صاحبان سهام داده شود تا برای تبدیل سهام خود به مرکز شرکت مراجعه کنند. در آگهی تصریح خواهد شد که پس از انقضای مهلت مزبور کلیه سهام بی‌نام شرکت باطل شده تلقی گردد.»
«سهام بی نامی که ظرف مهلت مذکور در ماده 44 برای تبدیل به سهام بانام به مرکز شرکت تسلیم نشده باشد باطل شده محسوب و برابر تعداد آن سهام بانام صادرو توسط شرکت در صورتی که سهام شرکت در بورس اوراق بهادار پذیرفته شده باشد از طریق بورس وگرنه از طریق حراج فروخته خواهد شد. آگهی حراج حداکثر تا یک ماه پس از انقضای مهلت شش ماه مذکور فقط یک نوع و در روزنامه کثیرالانتشاری که آگهی‌های مربوط به شرکت در آن نشر می‌گردد منتشر خواهد شد. فاصله بین آگهی و تاریخ حراج حداقل ده روز و حداکثر یک ماه خواهد بود. در صورتی که در تاریخ تعیین شده تنها تمام یا قسمتی از سهام به فروش نرسد حراج تا دو نوبت طبق شرایط مندرج در این ماده تجدید خواهد شد».
«از حاصل فروش سهامی که بر طبق ماده 45 فروخته می‌شود بدوا هزینه‌های مترتبه از قبیل هزینه آگهی حراج یا حق الزحمه کارگزار بورس کسر و مازاد آن توسط شرکت در حساب بانکی بهره بردار سپرده می‌شود، در صورتی که ظرف ده سال از تاریخ فروش، سهام باطل شده به شرکت مسترد شود مبلغ سپرده و بهره مربوطه به دستور شرکت از طرف بانک به مالک سهم پرداخت می‌شود. پس از انقضای ده سال، باقیمانده وجود در حکم مال بلا صاحب بوده و باید از طرف بانک و به اطلاع دادستان شهرستان به خزانه دولت منتقل گردد».(ماده 46 ل.ا.ق.ت.)
«در مورد مواد 45 و46 هر گاه پس از تجدید حراج مقداری از سهام به فروش نرسد صاحبان سهام بی‌نام که به شرکت مراجعه می‌کنند به ترتیب مراجعه به شرکت اختیار خواهند داشت از خالص حاصل فروش سهامی که فروخته شده به نسبت سهام بی‌نام که در دست دارند وجه نقد دریافت کنند و یا آنکه بنابر تعداد سهام بی‌نام خود سهام با نام تحصیل نمایند و این ترتیب تا وقتی که وجه نقد و سهم فروخته نشده هر دو در اختیار شرکت قرار دارد رعایت خواهد شد» (تبصره ماده 46ل.ا.ق.ت).
بین مقررات تبدیل سهام بی‌نام به سهام با نام با مقررات تبدیل سهام با نام به سهام بی‌نام تفاوتهایی وجود دارد.این تفاوتها عبارتند از :
1 – در تبدیل سهام بی‌نام به سهام با نام مراتب سه نوبت در روزنامه کثیرالانتشاری که آگهی‌های مربوط به شرکت در آن نشر می‌گردد منتشر می‌گردد.ولی در تبدیل سهام بانام به سهام بی‌نام مراتب فقط یک بار در روزنامه کثیرالانتشار منتشر می‌شود. دلیل آن است که صاحبان سهام بی‌نام معلوم ومشخص نیستند و شرکت از هویت و اقامتگاه آنان آگاهی ندارد.
2 – در تبدیل سهام بی‌نام به بانام، مهلتی که برای تبدیل سهام در نظر گرفته می‌شود شش ماه از تاریخ اولین آگهی است ولی در تبدیل سهام بانام به بی‌نام مهلت فوق یک ماه است.
3 – در آگهی تبدیل سهام بی‌نام به بانام تصریح می‌شود که اگر صاحبان سهام در مهلت تعیین شده برای تبدیل سهام مراجعه نکنند کلیه سهام آنان باطل شده تلقی می‌گردد ولی در آگهی تبدیل سهام بانام به بی‌نام چنین تصریحی صورت نمی‌گیرد، بلکه بعد از انقضای مهلت، سهام با نام صاحبان سهام به سهام بی‌نام تبدیل می‌شود.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع مقاله درباره کنوانسیون وین

فصل سوم
حقوق سهامداران اقلیت
سهامداران اقلیت همانطوری که از نام آن پیداست در شرکت جز گروهی هستند که به دلیل نداشتن آراء کافی نمی توانند تصمیمات مطلوب خودرا اتخاذنمایند لذا قانونگذار جهت حمایت از این گروه مقررات خاصی وضع نموده تا اینان از حداقل حقوق قانونی برخوردار شوند بنابراین در این فصل حقوقی که سهامداران اقلیت توانایی برخوردار شدن از آن را دارا هستند موردمطالعه قرار میگیرد بدیهی است حقوقی که اقلیت سهامداران از آن برخوردارند اکثریت سهامداران نیز ازآن برخوردارند ولی به لحاظ آنکه یکی از اهداف اصلی این پایان نامه آشناکردن شخص سهامدارو سهامداران اقلیت با حقوقی است که قانونگذار برای آنها پیش بینی کرده لذا دراین قسمت از پایان نامه ، حقوقی که شخص سهامدار به تنهایی یا در غالب گروه سهامداران اقلیت می‌تواند از آن منتفع گردد بررسی می‌شود. با این توضیحات مطالب این فصل را در دو بخش تحت عنوان حقوق مالی و حقوق غیر مالی مورد بررسی قرار می‌دهیم که بخش اول در نه مبحث وبخش دوم در چهار مبحث به شرح آتی مطرح می‌گردد:

بخش اول: حقوق مالی
مبحث اول: حق دریافت سود
بدیهی است که اولین هدف هر یک از سهامداران آن است که در نتیجه فعالیت شرکت، به نسبت سرمایه‌ای که در شرکت گذاشته‌اند به آنها سود تعلق گیرد. این امر مسلتزم سودآوری شرکت است. در همین راستا مجمع عمومی عادی مکلف شده است حداقل ده درصد سود ویژه یا همان سود قابل تقسیم را بین سهامداران تقسیم کنند. این از قواعد آمره است و اساسنامه و مجمع عمومی نمی‌تواند حق دریافت سود سهامداران را نادیده بگیرد. پرداخت سود طبق ماده 240 ل. ا. ق. تجارت منوط به تصویب حساب‌های سال مالی توسط مجمع عمومی است. که با احراز این که سود قابل تقسیم وجود دارد، انجام می‌شود. نحوه پرداخت سود قابل تقسیم هم توسط مجمع عمومی عادی تعیین می‌شود و اگر مجمع عمومی در خصوص نحوه پرداخت تصمیم نگرفته باشد هیات مدیره نحوه پرداخت را تعیین خواهد کرد در هر حال پرداخت سود به صاحبان سهام باید ظرف هشت ماه پس از تصمیم مجمع عمومی راجع به تقسیم سود انجام پذیرد.

مبحث دوم: حق داشتن گواهینامه موقت سهم یا برگه سهام
بعد از به ثبت رسیدن شرکت و تا زمانیکه اوراق سهام صادر نشده است، شرکت باید به صاحبان سهام گواهینامه موقت سهم بدهد. که معرف تعداد و نوع سهام و مبلغ پرداخت شده آن باشد. این گواهینامه در حکم سهم است. مادام که تمامی مبلغ اسمی هر سهم پرداخت نشده، صدور ورقه سهم بی‌نام یا گواهینامه موقت بی‌نام ممنوع است. به تعهد کننده اینگونه سهام گواهینامه موقت با نام داده خواهد شد.
پس از پرداخت تمامی مبلغ اسمی سهم، شرکت به مدت یک سال فرصت دارد تا ورقه سهم با نام و یا بی‌نام حسب مورد صادر و به صاحب سهام تسلیم و گواهینامه موقت سهم را مسترد و ابطال نماید(مواد 27 و 30 ل.ا.ق.ت.)

مبحث سوم: حق نقل و انتقال سهام
هر سهامدار می‌تواند سهام متعلق به خود اعم از آنکه تمامی مبلغ اسمی سهام پرداخت شده و یا نشده باشدرا به دیگران منتقل کند.
نقل و انتقال گواهینامه موقت سهام با نام همانند انتقال ورقه سهام با نام باید در دفتر ثبت سهام شرکت به ثبت برسد و انتقال دهنده یا وکیل یا نماینده قانونی او باید انتقال را در دفتر مزبور امضا نماید. (ماده 40 ل.ا.ق.ت.)
اما نقل و انتقال گواهینامه موقت سهام بی‌نام همانند نقل و انتقال سهام بی‌نام با قبض و اقباض به عمل می‌آید. (ماده 39 ل.ا.ق.ت)
علیرغم پیش‌بینی حق نقل و انتقال سهام، در شرکت‌های سهامی خاص ممکن است نقل و انتقال سهام با نام را مشروط کرد. برابر ماده 41 ل. ا. ق. ت نقل و انتقال سهام می‌تواند مشروط به موافقت مجامع عمومی یا مدیران شرکت شود. ولی در هر حال نقل و انتقال سهام بی‌نام در شرکت‌های سهامی عام و خاص و نقل و انتقال سهام با نام در شرکت‌های سهامی عام را نمی‌توان مشروط و محدود کرد.

محدودیت دیگری که قانونگذار در مورد نقل و انتقال سهام پیش‌بینی کرده مربوط به سهام وثیقه یا سهام تضمینی مدیران است که برای تضمین خسارات ناشی از تقصیرات مدیران، در خصوص صندوق شرکت به عنوان وثیقه نگهداری می‌شود و تا زمانیکه مدیران مفاصا حساب دوره مدیریت خود را دریافت نکرده باشند کماکان غیر قابل نقل و انتقال است.

مبحث چهارم: سهیم شدن در سرمایه‌ها و دارایی‌هایی که پس از تاسیس شرکت به سرمایه اولیه افزوده می‌شود.
همانطور که گفته شد، در اثر رونق فعالیت شرکت به دارائی‌ها و سرمایه‌های شرکت افزوده می‌شود. چه بسا شرکت که سالانه از سودقابل توجهی برخوردار است با تصویب مجمع عمومی عادی حداقل سود را که برابر ماده 90 ل. ا. ق. ت ده درصد است بین سهامداران تقسیم کند و مابقی را به اندوخته شرکت منتقل سازد. علاوه بر این هر ساله یک بیستم از سود خالص شرکت به عنوان اندوخته قانونی در شرکت باقی می‌ماند و جزء سرمایه شرکت منظور می‌شود از طرفی در کشور ما معمولاً سالانه به قیمت دستگاه‌های متعلق به شرکت افزوده می‌شود. بدیهی است با توجه به موارد فوق و سایر موارد دیگر، سرمایه واقعی شرکت، به بیش از آنچه در هنگام تاسیس شرکت توسط سهامداران پرداخت شده بالغ می‌شود. لذا این سهامداران شرکت هستند که به نسبت سهامی که در شرکت دارند در کل دارائی ها، اموال و اندوخته‌های شرکت سهیم می‌شوند.

مبحث پنجم: نقل و انتقال حق تقدم در خرید سهام جدید
بعد از شروع فعالیت شرکت، اگر شرکت روند رو به رشدی را طی کند و به موفقیت برسد قطعا دارایی و سرمایه شرکت بیش از سرمایه‌ای است که در هنگام تاسیس در شرکت گذاشته شده است. لذا قانونگذار برای سهامداران شرکت حقی قائل شده و آنان را در هنگام افزایش سرمایه از طریق صدور سهام جدید، جهت خرید سهام شرکت در اولویت قرار داده است. این سهامداران می‌توانند حق اولویت را به دیگران واگذار نمایند. در ماده 166 ل. ا. ق. ت آمده: در خرید سهام جدید صاحبان سهام شرکت به نسبت سهامی که مالکند حق تقدم دارند و این حق قابل نقل و انتقال است. مهلتی که طی آن سهامداران می‌توانند حق تقدم مذکور را اعمال کنند کمتر از شصت روز نخواهد بود. این مهلت از روزی که برای پذیره نویسی تعیین می‌گردد شروع می‌شود.
به نظر آقای دکتر اسکینی «انتقال حق تقدم تابع محدودیت‌های صاحبان سهام در انتقال اصل سهم خود است. هر گاه انتقال سهم موکول به موافقت مجمع عمومی یا مدیران شرکت باشد، امری که فقط در شرکت‌های سهامی خاص مجاز است انتقال حق تقدم نیز موکول به موافقت همان مرجع خواهد بود» .
اما به نظر می‌رسد انتقال حق تقدم جدا از نقل و انتقال سهام است. اولاً مشروط نمودن نقل و انتقال سهام با نام در شرکت سهامی خاص به موافقت مجامع عمومی یا مدیران جهت کنترل ورود سهامداران جدید است. در حالتی که در هنگام افزایش سرمایه اشخاص جدیدی می‌توانند از طریق صدور سهام جدید وارد شرکت شوند. لذا ایجاد محدودیت در نقل و انتقال حق تقدم بی‌معنا خواهد بود.
ثانیاً: ایجاد محدودیت خلاف اصل آزادی قراردادها است. و نیز خلاف اصل تساوی حقوق صاحبان سهام، لذا اگر هدف قانونگذار بر آن بوده که مشروط نمودن نقل و انتقال حق تقدم هم امکانپذیر باشد می‌توانست در ماده 41 ل.ا.ق.ت قید نماید

By:

0 thoughts on “پایان نامه رشته حقوق در مورد : آزادی قراردادها

دیدگاهتان را بنویسید