دانلود پایان نامه

م معدن هایی هستند همچون معادن طلا و نقره»(فروع کافی، ج8، ص177،ح197).
چنانچه استعدادها ی درونی به شکوفایی و فعلیت نرسد، زندگی انسان بیهوده خواهد بود و کسی که هدف مشخص و اعتقادات راسخی دارد همواره در مسیر کمال گام می نهد و هر لحظه خود را به هدف نزدیک تر می کند. پس انسان دور از تربیت، یعنی انسان دور از حیات فرهنگی و اعتقادی، دور از کمال و پیشرفت، انسان بی هدف و بالاخره انسانی دور از انسانیت. موضوع تعلیم و تربیت و روش های مطلوب آن از زمان های بسیار دور مورد توجه بشر بوده و در تمام عصرها در زندگانی انسان اهمیت والایی داشته است. علاوه بر پیامبران الهی که رسالت و مسئولیت تعلیم و تربیت جوامع بشری را عهده دار بوده اند، دانشمندان، فلاسفه و اندیشمندان هر جامعه و ملتی نیز همگام با آنان در این رهگذر می کوشیده اند. دانشمندان اسلامی نیز از آغاز قرن اول اسلامی تا کنون، به مدد قرآن و حدیث رهنمودها و تألیفات ارزشمندی از خود بر جای گذاشته اند که همه از آموزه های اسلامی الهام گرفته اند. تعلیم و تربیت به خصوص در دوره کودکی نیز مورد توجه آنان بوده است.
2-1-3-تربیت در دوره کودکی
مسلمانان در در پرتو تعالیم اسلام در امر تعلیم و تربیت به فعالیت پرداختند و با اقتباس تحقیقاتی که در گذشته مردم یونان ، هند، مصر و ایران بود ، خود به اختراعات واکتشافات جدیدی نائل آمدند و تمدن کنونی را که به دست اروپاییان به اوج کمال رسیده، بنیان نهادند. شاید بتوان گفت روابط اروپاییان، طی جنگهای صلیبی با دنیای متمدن اسلامی آن روز، وسیله بیداری آنها گردید و منجر به پیدایش رنسانس شد. لوتر برای اولین بار پیشنهاد کرد که دولت ها موظفند آموزش و پرورش ملت های خود را برعهده گیرند و با اجبار کودکان را تحت تعلیم قرار دهند تا سبب ترقی و تعالی ملت خود گردند. بتدریج آموزش وپرورش علمی مستقل شد و شعبی از قبیل فلسفه آموزش و پرورش ایجاد شد و دانشمندانی چون هربارت، روسو، فروبل، پستالوزی و دیویی در این رشته پا به عرصه وجود گذاشتند (صدیق،ص115).
در اینجا بود که دوره کودکی به عنوان یک دوره مهم در نگاه تربیتی اندیشمندان غرب مورد توجه قرار گرفت و اندیشمندان برای کودک بدرستی ارزش قائل شدند، در حالی که تا آن زمان کودک را موجودی فعل پذیر و ناتوان تصور می کردند و به خودی خود برای او ارزشی قائل نبودند، دوران کودکی او را مقدمه بلوغ می پنداشتند و فقط فرد بالغ را کامل تصور می نمودند. در حالیکه که از نظر آموزش و پرورش هیچ کس در هیچ مرحلی ای کامل نیست. بنابراین دوره کودکی دوره ای خاص است که مقتضیات خاص خود را دارد. امرسن می گوید: «به کودک احترام بگذارید و درزندگی او زیاد مداخله نکنید و خلوت او را برهم نزنید و در این کارکوتاهی مکنید، ولی در عین حال به خود نیز احترام بگذارید. وی تاکید می نماید در تربیت کودک دو نکته مهم است: مقتضیات طبع کودک را مراعا ت کنید وموافق جهتی که دارد، او را بار آورید و به سلاح دانش مسلحش کنید و تاکید می کند راه تربیت صحیح همین است که بس دشوار است و معلم باید در این راه همه نیرو، وقت و فکر خود را به کار گیرد» (بهشتی ،1377،ص100-99).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دوره ی کودکی در اندیشه بشر چنان اهمیت یافت که جان فیسک در مورد تکامل تدریجی بشر می گوید: «هرچه بر تکامل جوامع بشری افزوده می شود، لزوما عمر دوره کودکی و دوره رشد کودکان نیز طولانی تر می شود، زیرا تکامل جامعه ایجاب می کند که حقایق بسیار فراوانی در کودکی به نو باوگان آموخته شود، همچنان که افزایش دانستنیهای کودکان هم به نوبه خود سبب تکامل جامعه می گردد» (بهشتی،1377 ،ص 100 ).
اسلام تربیت کودک را بسیار مهم شمرده است.کودکان ارزشمند ترین و ظریف ترین هدیه ای هستند که خداوند به امانت به ما سپرده و ما را بر سرنوشت آنها حاکم کرده است و ما نیز وظیفه داریم که این بار مسئولیت را با مطلوب ترین روش ها به سر منزل مقصود برسانیم. لازمه تربیت صحیح کودک، یاری گرفتن از قرآن و احادیث و رعایت موازین اسلامی است. روش اسلام در تربیت کودک، توأم با مدارا و احتیاط است که باید در عین حال دلنشین و مؤثر باشد. بنابراین تنبیه و مجازات نخستین عامل تربیتی در اسلام نیست، بلکه ابزاری است که در صورت سودمند واقع نشدن محبت در ایجاد عادات خوب به کار می آید. در تربیت اسلامی زیاده روی دیده نمی شود و فقط از این راه می توان افرادی معتدل را تربیت کرد، به طوری که تمام قوای او اشباع و تعدیل شوند و جسم ، روح و عقل، هماهنگ باشند.

بر اساس آثار اندیشمندان اسلامی کودک در خردسالی تربیت پذیری بیشتری دارد، زیرا در این سن، او به راحتی فرمانبرداری می کند و سریعتر تحت تأثیر قرار می گیرد و هنوز در او عاداتی که مانع اطاعت او باشد، به وجود نیامده است و نیز اراده ای قوی ندارد تا او را از اطاعت باز دارد. بنابراین اگر کودک خردسال به امری عادت کند، چه خوب چه بد، این عادت به آسانی تغییر نمی یابد. اگر او به روش های نیکو و رفتارهای خوب، انس پیدا کند، این عادت در او مستمر و بلکه رو به شدت خواهد بود و اگر در این دوره او را به حال خود رها کنند و یا او را به بی بند و باری در اموری که طبیعت و سرشت او اقتضای آن را ندارد، عادت دهند و سپس شروع به تربیت و تهذیب او کنند، پس از اینکه این عادات در او راسخ گشت، تغییر آنها در او برای مربی دشوار خواهد بود. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ» ( انعام:28). هر گاه برگردانده می شدند به آنچه از آن نهی شدند، دوباره به آن دچار می گشتند.
بزرگ ترین اشتباه آن است که کودکان را به حال خود واگذاشت تا آنها آزادانه و بی هیچ قید و بندی پرورش یابند. کسی که در دوران کودکی آزادانه از تمایلات خود پیروی می کرده، در دوران رشد و بزرگسالی نمی تواند تمایلات خود را تعدیل و تنظیم کند، زیرا عاداتی که در دوران کودکی داشته، به صورت ملکه راسخ و پایدار در آمده است. به همین دلیل است که آنچه انسان در دوران خردسالی فرا می گیرد، همچون نقشی می ماند که در سنگ ایجاد شده و به آسانی محو نمی شود.
تربیت کودک در ابعاد متفاوت آن، جسمی، روحی، عقلی، اجتماعی، دینی، اخلاقی و… مورد توجه اسلام و اندیشمندان تربیتی قرار گرفته است. از جمله این ابعاد، بعد اخلاقی در دوره کودکی است که در زیر به این بعد تربیت به طور کلی پرداخته میشود و بعد از آن چگونگی توجه به آن در دوره کودکی مورد بررسی قرار می گیرد.
2-1-4-تربیت اخلاقی
تربیت اخلاقی به عنوان قلمرو خاصی از تربیت معادل مفاهیمی چون «تهذیب اخلاق» و «تزکیه نفس» در فرهنگ اسلامی است. متصوفه با تاکید بر روح و باطن، آنرا با تادیب و ریاضت های سخت نفسانی برای تبدیل کاستی ها و رذایل به والایی های اخلاقی برابر شمرده اند. دانشمندان مسلمان با توجه به جامعیت مکتب تربیتی اسلام آنرا «فرایند و بستری که در آن انسان توانایی می یابد از روی اختیار، ملکات و صفاتی را بپذیرد و در کنار ساختار خلقی خویش، از سرنوشت و طبعی دیگر برخوردار شود» تعریف نموده ند(یالجن،1406ق، ص30-28).
شکوهی(1368) می گوید: «باید مقدمات تربیت اخلاقی را هر چه زودتر فراهم نمود، زیرا چنانچه تربیت اخلاقی مورد غفلت واقع شود، معایب در کودک ریشه می کند چنانکه اثر تربیتی بعدی هر چه باشد، از ریشه کن کردن آن عاجز می ماند» (ص25).
نقیب زاده ( 1379)در این باره می گوید: کانت با اینکه با تشویق و تنبیه به عنوان یک رویکرد بنیادی در تربیت اخلاقی مخالف است،‌ چون معتقد است در اثر آن کودک خوبی یا بدی رفتار را در گرو جلب سود و دفع زیان می بیند. لیکن،‌ استفاده از این ابزار را در مرحله انضباط پذیری کودک که در اولین مرتبه تربیت اوست جایز می داند .
حسینی دهشیری (1370) در کتاب خود تحت عنوان «نگرشی به تربیت اخلاقی از دیدگاه اسلام» تربیت اخلاقی را این چنین تعریف کرده است: تربیت اخلاقی عبارت است از ایجاد شناخت و بر انگیختن احساس، جهت تضعیف صفات منفی و مراقبت و پرورش هماهنگ صفات مثبت تا این صفات ملکه انسان گردند.
خواجه نصیرالدین طوسی(1369،ص150) درکتاب «اخلاق ناصری» هدف تربیت اخلاقی را پرورش فضایل و از بین بردن رذایل اخلاقی می داند و می نویسد روش های تربیت اخلاقی بر دو دسته اند: روش های عام که شامل روش های زمینه ساز، پرورش فضایل، زدودن رذایل است و روش های خاص که تنها در مورد یک رذیلت یا فضیلت کارایی دارد.
در وصف اهمیت تربیت اخلاقی ازنظر روسو همین بس که فصل دوم کتاب معروفش« امیل»عمدتا به تربیت اخلاقی کودک اختصاص داده شده است . روسو اعتقاد دارد که ازهمان ابتدای طفولیت باید برای کودک شخصیت اخلاقی قائل گردید و برای کودکان تا قبل از سن بلوغ، مسائل اخلاقی فاقد مفهوم است و لذا باید از کاربرد کلمات دارای این مفاهیم، اجتناب نمود (علوی،1386).
2-1-5-ضرورت تربیت اخلاقی
اخلاق و تربیت اخلاقی از دیرباز و در همه جوامع مورد توجه پیامبران الهی، فیلسوفان، اندیشمندان، معلمان و والدین قرار داشته است. بشر امروزی نیز به دلیل رویارویی با بحران هویت انسانی و ارزشهای اخلاقی ناگزیر است به ارزشهای اخلاقی روی آورد (نجارزادگان، 1388، ص22 ).
تربیت اخلاقی هم به عنوان یکی از جلوه های متعالی تعلیم و تربیت، که هدف عمده آن رشد اخلاقی شاگردان است به گونه ای که آنان را افرادی«نیک و خیر» بار آورد، امری است که مربیان و معلمان ناچارند مستقیم و یا غیر مستقیم بدان توجه کنند (رهنما، 1378 ، ص 1).
بنابراین نظام تعلیم و تربیت موظف است با تدوین اصول راهنمای عمل و روش های مؤثر و متناسب با وضعیت بومی و دگرگونیهای محیطی، مربیان را در تربیت اخلاقی یاری کند، زیرا پویایی هر نظام تربیتی در این است که اصول، روشها و کارکردهای خودش را از حالت ایستا خارج کند و بتواند خواسته هایش را متناسب با دگرگونیهای محیطی، شاداب و زنده نگه دارد (باقری، 1386، ص58).
بدیهی است که جامعه امروز ما به عنوان بخشی از اجتماع بشری، که در عصر ارتباطات به سر می برد و از کوچکترین تغییر در تمامی عرصه های علمی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و… خیلی سریع با خبر می شود، ناگزیر از جریانها و اندیشه های گوناگون بشری تأثیر می پذیرد و چنین نگرشی عملاً بر تعلیم و تربیت سایه می افکند به گونه ای که در نظام آموزشی ما جنبه های تربیت درونی و تربیت اخلاقی تحت الشعاع قرار گرفته است، بنابراین نیاز به خودسازی و به قول خواجه نصیرالدین طوسی تربیتی منتهی به سعادت در کنار تقویت قدرت ادامه دانش نظری، بیش از پیش احساس میگردد. بر همین اساس معرفی اندیشمندان بزرگ اسلامی و استفاده از نظر آنها که با فرهنگ ایرانی اسلامی مطابق باشد و بتواند به رفع کمبود دستگاه تعلیم و تربیت کمک کند، لازم است (باقری، 1386، ص51).
بنابراین به منظور غنای بیشتر افراد در ابعاد نظری، عملی و توجه بیشتر به تربیت در کنار تعلیم، گسترش مواضع فلسفی متفکران بزرگ اسلامی به عرصه تعلیم و تربیت به خصوص تربیت اخلاقی ضروری است با این وجود توجه به اندیشه های مختلف بشری در زمینه تربیت اخلاقی لازم و اجتناب ناپذیر است، لذا در زیر رویکرد های گوناگون تربیت اخلاقی مورد بررسی قرار می گیرد.
2-1-6- رویکردهای اخلاقی در تربیت
پیدایش و اشاعه هر مکتب اخلاقی مبتنی بر تدوین پایه های نظری و فراهم آمدن زمینه های علمی چندی است که حصول آن در طی زمان و به تدریج امکان پذیر است، پایه های نظری مکاتب اخلاقی ادیان الهی براساس وحی الهی تنظیم شده و سیره ی اخلاقی پیامبران الهی و ارائه الگوهای عملی و اخلاقی مجسم زمینه های علمی رشد و اشاعه ی مکتب اخلاقی را فراهم می کنند. از طرفی از دیرباز تربیت اخلاقی مورد توجه فیلسوفان بوده و دیدگاه ها و نظریات فلسفی مختلفی بوجود آمده و این امر به پیدایش رویکردهای مختلف در حوزه تربیت اخلاقی منجر شده است که عمده ترین این رویکردها عبارتنداز 1- فضیلت گرایی 2- وظیفه گرایی 3- منفعت گرایی(دباغ، 1388 ، ص60).
2-1-6-1- رویکرد مکتب فضیلت گرایی به تربیت اخلاقی
مکتب فضیلت گرایی کهن ترین مکتب عمده ی اخلاقی است و ریشه در یونان باستان دارد. در ابتدا سوفسطاییان که با ترویج نسبی گرایی اخلاقی و شعارهایی مثل «انسان معیار همه چیز است» هویت انسان را به خطر انداخته بودند. (هومز، ترجمه علیا، 1382، ص78-76) بعد از آنها سقراط با اثبات ارزش ذاتی سعادت و اصالت نفس انسان و ضمن ترجیح روح بر جسم و منحصر بودن لذت واقعی در لذت روحی برتر، سعادت حقیقی را حاصل فضیلت و سلامت روح دانست و ریشه ی همه ی فضائل را در معرفت حاصل از عقل جستجو کرد. از نظر وی دانایی اساس هر فضیلت، خیر و سعادت در شناخت حقیقت امور است. از این رو، برای تربیت اخلاقی افراد، باید از راهکار معرفت بخشی بهره گرفت( مصباح یزدی، 1381، ص 305-301). پس از سقراط، افلاطون (427-327م ) با توسعه نظام بخشی آرای استاد خویش راه وی را ادامه داد و با نگاهی کارکرد گرایانه، برای هر موجودی وظیفه و غایتی قائل شد و فضیلت آنرا در چیزی دانست که او را در انجام کارکردش توانمند سازد و غایت و کارکرد نفس آدمی را به زیستن خوب واخلاقی بازگرداند و فضیلت نفس را که مایه توانمندی انسان برای خیر گرایی و حیات سعادتمندانه است، در عدالت جستجو کرد، وی مانند سقراط سعادت را با انصاف برابر شمرد و فضیلت را فی نفسه خیر دانست و راه تخلق به فضیلت را در معرفت، جستجو کرد (هومز،ترجمه علیا،1382، ص85). ارسطو نیز مانند افلاطون، ضمن نگاه کارکرد گرایانه به پدیده های هستی، سعادت و خیر مطلوب هرچیز را در رسیدن به غایت و کارکرد اصلی خویش، فضیلت را در چیزی که آن را برای رسیدن به غایت مزبور یاری رساند، می داند(ارسطو،1364، ص40).
بنابراین افلاطون و ارسطو که آرای اخلاقی شان نظام مندی بیشتری دارد، براخلاق فضیلت گرایانه تکیه داشته و این مکتب را به عنوان یکی از مهمترین مکاتب اخلاقی تاریخ بنیان نهادند .
نخستین تلاش جدی برای تاسیس یک نظام جامع اخلاقی اسلامی، توسط ابن مسکویه صورت گرفته و در کتاب تهذیب الاخلاق با تاثیر پذیری شدیدی از نظام اخلاق ارسطویی، اساس کار خود را برای قوای سه گانه نفس و قاعده ی«حد وسط» گذاشت و هدف سلوک اخلاقی را نیل به سعادت دانست و با توجه به باورهای اسلامی، سعادت اخروی را نیز در نظر قرار داد(ابن مسکویه،ص72-35). پس از وی غزالی گرچه در آثاری چون کیمیای سعادت و احیاء علوم الدین ،با نگاهی عارفانه و شریعت محورانه به اخلاق پرداخت و با تکیه بر خدا محوری اموری چون ایمان، نیت، قرب الی الله و غیره را در نظام اخلاقی جای داد (غزالی، ص 20-12) ولی همچنان قوای سه گانه ی نفس و اصل اعتدال را به عنوان مبنای اخلاق منش مدار و فضیلت گرای خویش پذیرفت و در مسیر تربیت اخلاقی انسان راهکارهای تربیتی ارسطو را در پیش

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع تحقیق با موضوع اجتماعی و فرهنگی

By:

0 thoughts on “دانلود پایان نامه رشته روانشناسی با موضوع: خواجه نصیرالدین طوسی-دانلود متن کامل

دیدگاهتان را بنویسید