بر سر اصول و تکنیکهای بنیادین خود شروع به کار کرد. گذشته از کار کتابخانه و گروههای نامبرده، فعالیتهای عفو بینالملل به منظور کمک به خانوادههای زندانیان، فرستادن ناظرانی به محاکمات، تأسیس نمایندگی نزد حکومتها، پیدا کردن پناهندگان و یافتن کار در خارج از کشور برای آنان، گسترش یافت. عفو بینالملل در سال ۱۹۶۵نخستین گزارش خود درباره وضعیت زندانیان در پرتغال، آفریقای جنوبی و رومانی را منتشر کرد و و از قطعنامه ملل متحد برای الغای نهایی مجازات اعدام برای جرائم سیاسی در زمان صلح حمایت کرد. فعالیت و نفوذ عفو بینالملل به نحو فزاینده ای در میان سازمانهای بینالدولی افزایش یافت. تا پیش از پایان دهه ۱۹۶۰ بهوسیله سازمان ملل، شورای اروپا و یونسکو به عفو بین الملل مقام مشورتی اعطا گردید.
هدایت عفو بینالملل در دهه ۱۹۷۰ در دست شان مک براید و مارتین آنالس قرار داشت. هنگام کار برای زندانیان عقیدتی، دامنه شمول موضوعات پیگیری شده توسط سازمان به مسائلی چون محاکمات عادلانه و مخالفت با بازداشت طولانی مدت بدون محاکمه (ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر) و بهویژه شکنجه زندانیان (ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر) گسترش یافت. عفو بینالملل معتقد بود که دلایل اساسی حکومتها برای شکنجه زندانیان، کسب اطلاعات و یا سرکوب مخالفت بهوسیله استفاده از ترور یا هر دو است.
به علاوه آنچه که موجب نگرانی میشد صدور روشهای پیچیدهتر، تجهیزات و آموزشهای شکنجه به کشورهای دست نشانده بود . عفو بینالملل از کشورهایی که به نظر میرسید ادعاهای مربوط به شکنجه زندانیان در آن رایج است گزارشهایی جمعآوری کرد و کنفرانسهای بینالمللی را درباره شکنجه سامان داد. سازمان همچنین خواستار نفوذ افکار عمومی به منظور وارد آوردن فشار به دولتها با سازمان دادن به کمپین هایی برای لغو شکنجه شد که چندین سال ادامه یافت. اعضای عفو بینالملل از ۱۵۰۰۰ نفر در سال ۱۹۶۹ به ۲۰۰۰۰۰ در سال ۱۹۷۹ رسید. این رشد منابع سازمان را قادر ساخت تا برنامه اش -بیرون از دیوارهای زندان- که شامل کار بر روی موضوعاتی چون مفقودین، مجازات اعدام و حقوق پناهندگان بود را توسعه دهد. یک تکنیک جدید تحت عنوان « اقدام فوری» با هدف بسیج سریع اعضا درنظر گرفته شد. اولین اقدام فوری در ۱۹ مارس ۱۹۷۳ به نیابت از پروفسور لوئیز باسیلیو روسی، یک برزیلی آکادمیک که بنا به دلایل سیاسی دستگیر شده بود صورت گرفت. لوئیز شخصاً معتقد بود که درخواست عفو بینالملل بسیار مهم بود: «من میدانستم که مورد من همگانی شده است، من میدانستم آنها دیگر نخواهند توانست که مرا بکشند. پس از فشار روی من کاسته شد و شرایط بهبود یافت». عفو بینالملل در سطح بینالمللی به منظور رعایت حداقل استانداردهای قانونی ملل متحد در رفتار با زندانیان و کنوانسیونهای بشردوستانه موجود، به منظور تضمین تصویب دو میثاق حقوق بشر ملل متحد-که در سال ۱۹۷۶ به اجرا در آمد و در حصول به قطعنامه ۳۰۵۹ ملل متحد که رسماً شکنجه را محکوم کرد؛ مفید واقع شد و دولتها را به وفاداری به ابزارها و مقررات موجود که این اعمال را ممنوع میکرد فراخواند. در سال ۱۹۷۲ در کمیسیون حقوق بشر بین آمریکایی، مقام مشورتی به عفو بینالملل اهدا شد. در سال۱۹٧٧ عفو بینالملل، برای تلاش به منظور تضمین آزادیهای اساسی، عدالت و صلح بینالمللی، جایزه نوبل صلح و در سال ۱۹٧۸ جایزه حقوق بشر ملل متحد را دریافت نمود.
در دهه ۱۹۸۰ عفو بینالملل به عنوان یک جایزه دار صلح نوبل و برنده جایزه حقوق بشر ملل متحد انتقادات بیشتری از دولتها کرد. اتحاد جماهیر شوروی ادعا کرد که عفو بینالملل کارهای جاسوسی را هدایت میکند، حکومت مراکش عفو بینالملل را به عنوان مدافع یاغیان و قانون شکنان محکوم کرد و حکومت آرژانتین گزارش سالانه عفو بینالملل در سال ۱۹۸۳ را مردود شمرد . در طول دهه ۱۹۸۰، عفو بین الملل به کار برای زندانیان عقیدتی و شکنجه ادامه داد. مسائل جدیدی شامل کشتارهای خودسرانه و خارج از صلاحیت قضایی دادگاه، قتلهای سیاسی و ناپدید شدن برخی افراد مطرح شدند.
در سالهای پایانی این دهه، شمار رو به افزایش پناهندگان در گستره جهان یک موضوع نگران کننده مشهود برای عفو بینالملل بود. زمانیکه بسیاری از پناهندگان جهانی آن موقع به خاطر جنگ و قحطی جابجا شده بودند عفو بینالملل، به تبعیت از قیمومیت آنان، فعالیت خود را بر روی کسانی که فرار کرده بودند متمرکز ساخت. به علاوه لازم بودکه دولتها بیش از تمرکز بر وضع محدودیتهای جدید برای ورود پناه جویان، نقض حقوق بشر را که موجب تبعید و جلای وطن مردم شده است مورد توجه قرار دهند. از همین رو در سال ۱۹۸۵ در نشست شورای بینالمللی عفو بینالملل تصمیم بر آن شد تا مسأله پناهندگی نیز در زمره امور مورد رسیدگی سازمان قرار گیرد.
سراسر دهه ۱۹۹۰ عفو بین الملل با هدایت دبیر کل سنگالی خود پیر سین به افزایش تعداد اعضای خود به هفت میلیون نفر در ۱۵۰ کشور و منطقه ادامه داد. عفو بین الملل به کار بر روی طیف وسیعی از موضوعات و وقایع جهانی ادامه داد. برای نمونه گروههای آفریقای جنوبی در سال ۱۹۹۲ به عفو بین
ا
لملل پیوستند و میزبان پیر سین برای ملاقات با حکومت آپارتاید به منظور وارد کردن فشار برای انجام بازرسی درباره ادعایی راجع به تجاوز و بد رفتاری پلیس، پایان بخشیدن به فروش اسلحه به مناطق دریاچه بزرگ و لغو مجازات اعدام شدند.
در دهه ۱۹۹۰ میلادی نقض حقوق بشر به دلیل گسترش منازعات مسلحانه در مناطقی نظیر: آنگولا، تیمور شرقی، خلیج فارس، سومالی و یوگوسلاوی افزایش یافت. عفو بینالملل نسبت به مداخلات نظامی خارجی در این منازعات مسلحانه موضعی از سر مخالفت یا حمایت اتخاذ نکرد و استفاده از زور را محکوم ننموده یا از طرف های درگیر تقاضا نکرد تا سلاح های خود را زمین بگذارند. در عوض، انگیزههای پشت مداخله خارجی و اقدامات بین المللی نسبت به منافع استراتژیک آنهایی که نیروهایی را فرستاده بودند مورد پرسش قرار داد. اینگونه استدلال شد که می بایست اقدامات به موقعی به منظور جلوگیری از تبدیل شدن مسائل حقوق بشر به فجایع حقوق بشر و پیش آمدن وضعیتی که در آن هم مداخله و هم انفعال، نشاندهنده شکست جامعه بین المللی باشد؛ صورت بگیرد. عفو بین الملل به طور ویژه توجه خود را به تجاوزات صورت گرفته در حق گروههای خاص شامل: پناهندگان، اقلیتهای نژادی، قومی و مذهبی، زنان و کسانی که اعدام شدند یا در ردیف مرگ قرار داشتند، معطوف کرد. گزارشی راجع به مجازات اعدام و کمپین «حقوق زن، حقوق بشر است» نشان داد که هنوز عفو بینالملل به میزان بالایی یک سازمان گزارشگر است. عفو بینالملل در حمایت از ایجاد کمیساریای عالی ملل متحد برای حقوق بشر (تأسیس شده در سال ۱۹۹۳) و یک دیوان بینالمللی کیفری (تأسیس شده در سال ۲۰۰۲) به بحث و مذاکره پرداخت.
بعد از سال ۲۰۰۰ دستور کار عفو بینالملل به چالشهای برآمده از جهانی شدن و تأثیرات حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در ایالات متحده معطوف شد . مسائل مربوط به جهانی شدن منجر به یک جابجایی عمده در سیاستهای عفو بینالملل شد. دامنه کار سازمان با دربرگرفتن حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی- حوزه ای که در گذشته کمتر روی آن کار شده بود – گسترش یافت . پس از سالها تلاش عفو بینالملل سرانجام موفق گردید در سال ٢۰۰٢ برای اولین بار از میانمار و سودان بازدید نموده و همچنین پس از بیست سال اولین مأموریت تحقیقاتی خود را در عراق آغاز نماید. در دهه اخیر عفو بینالملل به تشکیل کمپینهایی نظیر «درخواست برای کرامت» به هدف حمایت از فقرا و «تلاش برای پایان دادن به نقض حقوق افراد بومی» مبادرت نموده است. سازمان همچنین فعالیتهایی را به هدف افزایش توجه جهانی نسبت به مسأله شکنجه در روسیه، وضعیت حقوق بشر در دارفور و احترام به حقوق افراد مبتلا به ایدز آغاز نمود. تابه امروز و پس از گذشت ۵۰ سال از آغاز به کار این سازمان، حضور و فعالیت این سازمان در حوزه حقوق بشر تثبیت شده است. 36

بند دوم: ساختار37
عفو بینالملل تا حدود زیادی از اعضای داوطلب ساخته شده است اما شمار کمی کارمند حقوق بگیر نیز درخود نگه میدارد. بخشهاه در کشورهایی که عفو بینالملل امکان حضور داشته باشد، ایجاد میشوند. آنها درواقع دفاتر ملی سازمان هستند که با حضور دو کارمند حقوق بگیر و نیروهای داوطلب، فعالیتهای سازمان را در کشور مربوطه پیگیری مینمایند. این بخشها نقش کلیدی در سازمان ایفا مینمایند چراکه رابط دبیرکل بینالمللی با گروههای محلی و حامیان سازمان در سراسر جهان میباشند. این بخشها هر هفته مجموعه ای از گزارشها، دستورالعملها و برنامهها را از دبیرکل دریافت مینمایند. آنها ضمن پیگیری مسائلی که در دستور کارشان قرار دارد؛ آماده هستند تا در مواقع اضطراری دستورات فوری سازمان را انجام دهند.
گروهها واحدهای محلی سازمان هستند که از اعضای فعال سازمان( حداقل پنج و حداکثر ۱۰۰نفر) تشکیل مییابند. بسیاری از اعضا میتوانند از طریق پیوستن به یک گروه با سازمان همکاری نمایند. این گروهها که در شهرها، مدارس و دانشگاهها، محل کار یا عبادتگاهها تشکیل میشوند، واحدهای رسمی سازمان بوده و بخش عمده فعالیتها را برعهده دارند. اعضای گروه به صورت مداوم با یکدیگر دیدار نموده و برنامه کاری خود را هماهنگ مینمایند. طی این جلسات اعضا میتوانند در رابطه با موضوعات لازم مباحثه نموده و یا از سخنرانی میهمانان نظیر فعالان حقوق بشر، زندانیان و قربانیان نقض بهره گیرند. برخی از وظایف گروه عبارتند از: پرداختن به پروندههای عملیاته که به گروه سپرده میشوند و معمولاً شامل اقدامات مستقیم برای فرد یا گروهی خاص یا در رابطه با موضوعی نظیر مجازات اعدام است، تبلیغات برای کمپینها و تشویق مردم به عضویت در سازمان، جمعآوری کمکهای مالی با برگزاری برنامهها، مشارکت در تصمیمگیریهای سازمان و اقدام به عنوان بخشی از شبکه های عملیات محلی.
شبکه عملیات منطقهایا: شبکههایی متشکل از گروهها هستند که مسائل حقوق بشری در یک منطقه از جهان را بررسی مینمایند. برای نمونه شبکه عملیات منطقهای اروپای غربی. به تدریج این شبکهها به دلیل فعالیت در منطقهای خاص، در رابطه با مسائل حقوق بشری آن منطقه تخصص مییابند. حضور این شبکهها به ویژه سازمان را در اتخاذ اقدامات فوری در شرایط اضطراری یاری مینماید.
هماهنگ کنندگانه اعضا یا کارکنانی هستند که ضمن ارائه مشورت، در فعالیت در کشور یا منطقه یا موضوع خاص، سایرین را یاری مینمایند. این افراد نقش کلیدی در هماهنگی و انسجام شبکههای سازمان ایفا مینمایند. آن
ها ارتباطی نزدیک با گروهها، دفاتر فعال ملی(بخشها)، گروه تحقیقات و عملیات و دبیرخانه بینالمللی دارند. گاهی تعدادی از این هماهنگ کنندگان گروهی تشکیل داده و حوزهای از فعالیتها را اداره مینمایند. برخی از آنان که در کشور یا مناطق خاص فعالیت و تخصص دارند، میتوانند برای برنامهریزی به سایر بخشها و گروهها توصیه نمایند.
شورای بینالمللیا رکن ادارهکننده سازمان است که از صلاحیت اصلاح اساسنامه نیز برخوردار میباشد. اعضای این شورا از میان نمایندگان بخشها انتخاب میشوند. شورا هر دو سال یکبار در یکی از کشورها به دعوت بخش فعال در آن کشور نشستی برگزار مینماید. این نشست با حضور پانصد عضو ده روز به طول میانجامد. وظایف اولیه این شورا در اساسنامه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *