می‌کند؟
گفت: نه.
فرمود: اگر حقیقت آنگونه باشد که من میگویم و حق با من باشد، آیا اینطور نیست که من قطعاً گرفتار عقاب خالق که تو را از آن بیم میدادم نیستم و تو با انکار خود هلاک میشوی؟
گفت: همین طور است.
فرمود: بنابراین کدامیک از ما عاقلانهتر عمل میکنیم و به نجات نزدیکتریم؟
گفت: تو
خلاصه بیان حضرت(ع) این است که اعتقاد داشتن به خدا و لوازم آن یعنی معتقد نبودن به معاد، نبوت و فرامین الهی از معتقد نبودن به خدا معقولتر است زیرا در صورت صحت اعتقاد به خدا منافع زیادی کسب میشود و از شقاوت ابدی نجات مییابیم و در صورت کذب این ادعا ضرری نکردهایم. اگرچه این برهان، برهانی یقین آور نیست ولی عقل و منطق حکم میکند اگر انسان با برهان یقینی به مطلبی نرسید در مرحله بعد، مصالح و مفاسد را در نظر میگیرد و براساس خردورزی حکم میکند که اعتقاد به خدا و لوازم آن معقولتر است.
1. تحقیق اقسام روشهای برهانی در پاسخ به شبهات کلامی مناظرات امام رضا علیه السلام
امام رضا علیه السلام در بیشتر فرازهای مناظرات خود با توجه به فهم مخاطبان به اصول منطقی و بدیهیات اولیه که در مسائل عقلی به عنوان مبادی تصدیقی شناخته می‌شود تکیه کرده، وبرای نیل به اهداف برهانی استدلال کرده‌اند مانند اصل امتناع اجتماع و ارتفاع نقیضین و امتناع اجتماع دو ضد و یا اصل منطقی اینکه اگر قضیه‌ای صادق باشد عکس نقیض آن نیز صادق است و گاهی از قضایای دیگری استفاده می‌نمودند. بنابراین آن‌چه حضرت از شیوه‌های برهانی بر استدلال‌های خود از آن بهره برده‌اند را می‌توان به قرار زیر بیان کرد .
الف . روش برهانی اثباتی
ب . روش بهانی سلبی
ج . روش برهانی توصیفی
د . روش برهانی نقلی
و . روش برهانی معقولیت (دفع ضرر محتمل)
الف- روش برهان‌های اثباتی
مراد از برهان‌های اثباتی آن دسته از برهان‌هایی هستند که حضرت برای اثبات بر مطلبی چون وحدانیت خداوند یا عصمت انبیاء یا امامت امامان به آن تمسک می‌جستند و با این شیوه بر آن استدلال می‌کردند در حقیقت برای اثبات اموری چون مساله توحید و نبوت و امامت و حتی معاد راهی جر استفاده از روش برهان نیست.
1ـ برهان حدوث
حدوث عالم از جمله استدلال‌هایی است که حضرت در آن از برهان اثباتی استفاده کرده‌اند در برهان حدوث، سبب احتیاج هر پدیده به علت، حدوث آن است. اصل این برهان چنین است:
عالم (و هرچه در آن وجود دارد) حادث است.
هر حادث و پدیدهای نیاز به پدید آورنده دارد.

پس عالم (و پدیدهها) نیازمند به پدیدآورنده است (آن هم پدیدآورندهای که نواقص امور مادی را ندارد).
استدلال حضرت بر حدوث عالم در مناظره‌ای است که با یک فرد زندیق است که از حضرت می‌خواهد حدوث عالم را برای او اثبات کند که حضرت می‌فرمایند: انک لم تکن ثم کنت و قد علمت انک ام تکون نفسک و لا کونک من هو مثلک)
فرمود: اینکه تو نبودى سپس به‌وجود آمدى، و خود این را نیک مى‏دانى که تو خودت را ایجاد نکردى، و نه کسى که مانند خود توست تو را بوجود آورده.
حضرت با این جمله در صدد اثبات حدوث عالم از جهتی و اثبات خالقیت عالم به‌دست موجودی اشرف از انسان و مثل اوست .
در فراز اول حضرت با این جمله انک لم تکن ثم کنت تو نبودی بعد بود شدی در واقع اشاره به مقدمه اول برهان حدوث دارند که تو نبودی بعد بود شدی و هر چیزی که نبوده باشد بعد خود بیاید حادث است بنابراین تو نیز حادثی در این استدلال حضرت از برهان عقلی به حدوث فرد که جزئی از این عالم است استفاده نموده‌اند.
و در فقره دوم با این‌که مورد سوال سائل نبوده به مقدمه دوم برهان حدوث اشاره می‌کنند، بدین‌صورت که با استناد به اینکه تو خودت خودت را به‌وجود نیاوردی به اثبات خالقی برای ایشان اشاره می‌کند و او را ممکن الوجود معرفی می‌کند که در خلقت خود نیاز به واجبی است و لذا حضرت با اشاره به این 2 نکته و ضمیمه این 2 به هم که اولاً تو حادثی و نیاز به خالق داری و کسی که تو را خلق کرده است غیر از خودت می‌باشد این نتیجه گرفته می‌شود که توخالقی داری و به ملازمه عامه این عالم هم که مجموعه از اجزائی است مثل ما حادث و خالقی دارد.
بنابراین حضرت با استفاده ظریف از برهان انی به اثبات حدوث عالم پرداخته‌اند.
2ـ برهان نظم به وجود خدا
یکی دیگر از روش‌های برهانی اثباتی که حضرت در مناظرات از آن استفاده نموده‌اند برهان نظم است در برهان نظم بعد از اثبات وجود عالمی منظم و دقیق که تمام موجودات و جنبندگان در آن بر اساس نظمی خاص در آن سیر می‌کنند انسان را به ناظمی واحد می‌رساند که دلالت بر تدبیر و حکمت او در اداره جامعه است . خلاصه برهان نظم چنین است:
هر نظم هدفمندی نشانهای از وجود ناظمی هدفدار است.
چنین نظمهایی در سراسر جهان مشاهده میشود که همگی یک نظام کلی و هماهنگ را تشکیل میدهند.
پس این نظام هماهنگ، آفریننده حکیمی دارد که آن را پدید آورده است و آن را به خوبی اداره میکند.
حضرت رضا علیه‌السلام در مناظره با فرد زندیقی که از حضرت می‌خواهد تا برای او دلیل به وجود خداوند بیاورد حضرت چنین فرمودند.
حضرت فرمودند: وقتی به جسدم می‌نگرم و می‌بینم نمی‌توانم در طول و عرض و چیزی از آن کم کنم یا بر آن بیفزایم و سختی‌ها را از آن دفع کنم و چیزی به سود آن انجام دهم، می‌فهمم که این ساختمان بنا کننده‌ای دارد و به او معتقد می‌شوم . افزون بر اینکه چرخش فلک را به امر و قدرتش ایجاد شدن ابرها و گردش بادها و حرکت ماه و خورشید و ستارگان و سایر آیات عجیب و متقن الهی را می‌بینم و لذا می‌فهمم که این‌ها همه تقدیر‌کننده و ایجاد کننده‌ای دارد .
در اینجا نیز حضرت به زیبایی برهان نظم را بیان می‌کنند.
مقدمه اول: وقتی به جسدم می‌نگرم و می‌بینم نمی‌توانم در طول و عرض و چیزی از آن کم کنم یا بر آن بیفزایم و سختی‌ها را از آن دفع کنم و چیزی به سود آن انجام دهم، می‌فهمم که این ساختمان بنا کننده‌ای دارد.
مقدمه دوم: افزون بر این‌که چرخش فلک را به امر و قدرتش ایجاد شدن ابرها و گردش بادها و حرکت ماه و خورشید و ستارگان و سایر آیات عجیب و متقن الهی را می بینم
نتیجه : لذا می‌فهمم که این‌ها همه تقدیر‌کننده و ایجاد کننده‌ای دارد .
3- برهان اثبات وحدت و یگانگی ذات الهی
یکی دیگر از برهان‌هایی که حضرت در براهین اثباتی از آن استفاده نموده‌اند برهان وحدت وجود خداوند است که از سنخ ملازمات عامه است
روزی مردی از ثنویه به امام رضا علیه‌السلام گفت من می‌گویم که خالق عالم دو تا هستند و شما چه دلیلی بر یگانگی خداوند دارید؟
حضرت فرمودند این که تو می گویی دو تا خدا داریم همین دلیلی است بر اینکه خداوند یکی است چرا که تو نمی توانی خالق دوم را اثبات کنی مگر اینکه اولی را اثبات کنی و بعد از این‌که اولی را ثبات کردی می گوئیم همه علما اجماع دارند خداوند یکی است و در خدای دوم اختلاف هست و این خود دلیلی بر یگانگی خداوند است .
در اینجا حضرت ابتدا با اثبات خالق اول وجود وحدت و یگانگی را برای غیر از خدا رد می‌کند چرا که وقتی خدای را با آن شرایط و صفات که 2 بردار نیست و غیر را در او راه ندارد اثبات شود این ملازمه پیدا می‌کند به نفی دیگری و شریک‌پذیری را از خدا سلب می‌کند .
ب: روش برهانی توصیفی

دانلود پایان نامه
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در این روش معمولا حضرت در صدد توصیف و تبیین یک معنا یا مفهومی است یعنی به دنبال آن نیست که مطلبی را برای طرف مقابل به اثبات برساند بلکه به عبارتی در حال آموزش فرد مقابل و تبین مفاهیمی است که بر سر آن نزاع صورت گرفته است چه بسا مناظراتی اتفاق می‌افتد و در آن سائل و مجیب برای روشن شدن بحث خود نیاز به توضیح و تفصیل مفردات مورد نزاع دارند . لذا حضرت در بعضی موارد برای آنکه خوب معنا و مفهومی را که در صدد اثبات آن هستندبیان کنندآن را توضیح می‌دهند و به تبیین آن می‌پردازند تا اینکه بتوانند مراد خود را به مخاطب خود بفهمانند از باب نمونه چند مورد از آن‌ها را اشاره می‌نمائیم .
1.تبین صفات خدا:
روزی فرد زندیق از امام رضا پرسید شما که می‌گویید او لطیف، سمیع، کلیم و بصیر و علیم است یعنی چه؟ آیا کسی می تواند بدون گوش شنوا باشد، یا بدون چشم؛ بینا باشد یا ظریف و دقیق؛ ولی دست نداشته باشد و یا کلیم باشد ولی صنعتگر و سازنده نباشد؟
حضرت فرمود: (لطیف) در بین آدمیان، موقعی اطلاق می‌شود که کسی بخواهد کاری یا صنعتی انجام دهد. آیا ندیده‌ای وقتی کسی می‌خواهد چیزی اتخاذ کند یا کاری کند اگر با دقت و ظرافت انجام دهد می‌گویند فلانی چقدر با ظرافت و دقیق است.
پس چطور به خداوند بزرگی که مخلوقاتی ریز و درشت دارد و در جانوران روح‌هایی قرار داده و هر جنسی را از جنس دیگر متباین ساخته بطوریکه هیچ شبیه یکدیگر نیستند، لطیف (با ظرفت) گفته نشود؟ پس هر کدام از این مخلوقات در ترکیب ظاهری خود لطفی از خالق لطیف و خبیر داراست .
سپس در درختان و میوه‌های خوراکی و غیر خوارکی آن دقت کردیم و آن وقت گفتیم: خالق ما لطیف است ولی نه مانند لطیف بودن مخلوقات در کارهایشان و گفتیم: او شنوایی است که صدای تمام خلایق از عرش کافرش از مورچه‌های ریز گرفته تا بزرگ‌تر از آن، در دریا و خشکی بر او پوشیده نیست و زبان آن‌ها را با هم اشتباه نمی‌کند و در این موقع گفتیم: او شنواست ولی بدون گوش و گفتیم بینا است ولی نه با چشم زیرا او اثر دانه بسیار ریز و سیاه خردل را در شب ظلمانی بر روی سنگ سیاه می‌بیند و نیز حرکت مورچه در شب تاریک می ‌بیند و از نفع و ضرر آن مطلع است و آمیزش و بچه‌ها و نسل آن را می‌بیند و در نتیجه گفتیم: او بینا است امّا نه مانند بینا بودن مخلوقات.
دراین مناظره حضرت رضاعلیه السلام علاوه براستدلال به صفات ثبوتیه خداوند متعال به توضیح صفات خداوند متعال نیز می پردازدتاعلاوه براثبات صفات الهی توصیف خوبی در ذهن مخاطب ایجاد نماید.
2تبین ملاک حق در جبرواختیار
یکی از اهداف آن بزرگوار درمیان کثرت سئوالات وشبهاتی که مطرح می شد علاوه بر پاسخ فرد مقابل توجه به امر آموزش و تعلیم معارف حقه به شاگردان واصحاب خود بوده است که حضرت رضاعلیه‌السلام به این امر توجه خاصی داشته اند.به شکلی که اگر سئوالی از ایشان میشد که میدیدند باتوضیح مطلب میتوان ملاک ومناط صحیحی از این جواب به شاگردان خود ارائه بدهند ازآن دریغ نمی فرمودند.
نقل است که نزد آن حضرت علیه‌السّلام سخن از جبر و تفویض به میان آمد، پس فرموند: آیا مى‏خواهید در این مورد، اصلى را به شما آموزش دهم که هیچ وقت دچار اختلاف نشوید و با هر کس بحث کردید پیروز شوید؟
گفتیم: اگر صلاح است بفرمایید.

فرمود: خداوند با اجبار بندگان اطاعت نشود، و اگر آدمیان نیز نافرمانى مى‏کنند از این بابت نیست که بر خداوند غلبه پیدا کرده‏اند، و در عین حال او بندگان خود را به حال خویش رها نکرده است. او خود مالک همان چیزهایى است که به آنان عطا فرمود، و نیز نسبت به آنچه آنان را در آن مورد توانا ساخته، قادر و توانا است، اگر مردم، تصمیم به اطاعت خدا گیرند، خداوند مانعشان نخواهد شد و اگر تصمیم به معصیت و نافرمانى بگیرند، اگر بخواهد از آنان جلوگیرى مى‏کند ولى اگر از کار آنان جلوگیرى نکرد و آنان مرتکب معصیت شدند، او ایشان را به گناه نینداخته است، سپس آن حضرت علیه‌السّلام ادامه فرمود:
هر کس حدود این گفتار را دریابد و مراعات کند، بر هر مخالفى در این موضوع چیره و غالب گردد.
ج. روش برهانی سلبی:
یکی دیگر از روش‌هایی را که می‌توان به عنوان روش براهین قلمداد کرد روش سلبی است یعنی با نفی و سلب بعضی صفات و اسماء و اشیاء بتوان چیزی را اثبات کرد در این روش برای رسیدن به نتیجه مطلوب لازم است که در استدلال با استفاده از شیوه‌هایی مانند سبر و تقسیم یا حصر عقلی و با استفاده از قاعده اجتماع تناقض محال است و یا اجتماع ضدین محال است استفاده کرد تا بتوان از نفی یکی دیگری را ثابت نمود .
1. روش حصر عقلی ( سبر و تقسیم )
حصر عقلی از دیگر شیوه‌های مورد استفاده در مناظرات، قرار دادن مسیر مناظره در حالتی است که شخص مخاطب به یک حصر عقلی دچار شود. اشخاص متبحر در مناظره، معمولاً در پاسخ دادن سعی می ‌کنند تا جایی که ممکن است خود را از گردنه خطر حصر عقلی دور نگه دارند. در مناظره امام رضا (ع) با بزرگان ادیان آسمانی، می‌بینیم که این شیوه بارها توسط امام استفاده می شود؛ مثل زمانی که امام نام پیامبر اسلام و خاندانش را از انجیل قرائت کردند و سپس به جاثلیق فرمودند:
«چه پاسخی داری؟ یا باید بگویی که آن‌چه خواندم انجیل نیست یا باید بگویی که انجیل دروغ است. امّا احتمال اول که بطلانش ثابت شد. بنابراین یا باید به نبوت محمد طبق اخبار انجیل اعتراف کنی یا کشتن‌ات واجب می شود؛ چون خدا و پیامبر و کتاب خود را منکر شده‌ای.»
2. اجتماع ضدین
یکی از شیوه‌هایی که در مناظرات و مجادله اهل مناظره سعی می‌کنند که در دام آن نیافتند فرار از استدلال‌هایی که مبتنی بر قاعده استحاله اجتماع ضدین و تناقض است که ما در مناظرات حضرت می‌یابیم که در موقعیت‌های مناسب از آن‌ها استفاده نموده است و خصم خود وادار به پذیرش حق کرده است .
حضرت در یکی از بیانات خود می فرمایند:
ان المعرفه الحاصله برویه العین، اما ان تکون ایمانا او لست ایمانا فان کانت ایمانا فالمعرفه الحاصله بالاکتساب الداله علی انه تعالی مجرد لا تدرکه الابصار لیست بایمان لانها ضده
معرفت به‌دست آمده از راه دیدن چشم سر، یا ایمان است یا ایمان نیست، اگر ایمان باشد پس معرفت اکتسابی که دلالت دارد بر این‌که خدای متعال مجرد است و با چشمان سر درک نمی‌شود ایمان نیست. چون ضد مطلب اول است (و دو ضد با هم جمع نمی‌شود)
درواقع حضرت می فرمایند معرفت حسی یاایمان است یاایمان نیست به هرحال هردو که نمیتواندباشد واگربگویید ایمان است که بااین روایت که میگوید لاتدرکه الابصار منافات دارد پس(نتیجه)مشخص میشود که معرفت حسی ایمان نیست وازآنجا که ایمان بودن او ردشد پس مشخص میشود که معرفت حسی جزء مراتب ایمان قرار نمیگیرد.
3. امتناع اجماع نقیضین
قاعده استحاله اجتماع نقیضین که یکی از بدیهی‌ترین اولیات و به اعتراف حکما و فلاسفه‌ام القضایا به‌شمار می‌رود آن‌قدر بدیهی است که حتی برای ساده‌ترین افراد هم قابل فهم و غیر قابل انکار است لذا استفاده از این قاعده در مناظره نه تنها راه استدلال را بر مخالف می‌بندد بلکه راهی جز پذیرش استدلال باقی نمی‌گذارد. لذا حضرت در یکی از مناظرات با استفاده ار این قاعده در صدد اثبات عدم اجتماع حدوث و قدم است.
حضرت می فرمایند: «الا تعلم ان العالم لم یزل لایکون مفعولا و حدیثا وقدیما فی حاله واحده»
منظور حضرت اینکه حدوث و قدم قابل جمع نیستند چون قضیه منفصله که موجود یا حادث است و یا قدیم، منفصله حقیقی است که از دوطرف نقیض شکل می‌گیرد. مثل این‌که عدد یا زوج است یا فرد. از این رو صادق بودن آن دو در جمع و کذبشان در رفع ممتنع است چون دو متناقض نه قابل جمع‌اند و نه قابل رفع…
د) روش برهانی نقلی
یکی از منابع ما در استدلال در مناظره استفاده از امور نقلی که همان آیات و روایات و تاریخ و … می‌باشد گاهی اتفاق می‌افتد فرد مناظره‌گر برای استدلال برهانی خود نیاز به مقدمات نقلی که یقینی می‌باشد دارد تا این‌که بتواند با استفاده از بدیهی بودن مقدمات استدلال برهانی خود را کامل کرده و به نتیجه مقصود برسد.
حضرت رضا علیه‌السلام با استفاده از این روش برهانی در جای جای مناظرات خود به نتیجه مطلوب رسیده‌اند.
1. برهان به امامت
یکی از جاهایی که حضرت از روش برهانی نقلی استفاده کرده اند در موضوع امامت است که حضرت برای اثبات امامت در خاندان نبی اکرم با استفاده از آیات قرآن به این امر اهتمام ورزیده‌اند لذا حضرت در جایی که شنیده بودند سخنانی سخیف در مورد امامت گفته می‌شود فرمودند:
بی‌شک امامت منزلتی است که خداوند ابراهیم خلیل را پس از نبوت و مقام خلیل اللهی در مرتبه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *