دانلود پایان نامه

عقلی هستند زیرا دلیل شرعی قبل از اثبات حجیت که نمیتواند دلیل حجیت دلیل شرعی قرار گیرد زیرا مفروض این است که حجت نیست . بعد از اثبات حجیت هم که دیگر نیازی به دلیل شرعی نیست زیرا مفروض این است که حجیت آن ثابت شده است پس دلیل شرعی نمیتواند دلیل حجیت خود واقع بشود و متوقف بر دلیل عقلی برای اثبات حجیت خود است ، حال اگر حجیت دلیل عقلی هم متوقف بر دلیل شرعی باشد این دور است .
ابطال برهان نیز همین گونه است، به عبارت دیگر نه با دلیل عقلی میتوان حجیت برهان را رد کرد و نه با دلیل شرعی زیرا مطابق تعریفی که گذشت برهان متشکل از مقدمات یقینی است یعنی یا مقدمات آن بدیهی هستند و یا منتهی به مقدمات یقینی میشود و حجیت بدیهیات نیز ذاتی است لذا هیچ دلیلی نمیتواند اعتبار برهان را رد کند . البته میتوان در مقدمات آن خدشه کرد ولی چهار چوب برهان و یقینی بودن آن قابل مناقشه نیست . با ایت توضیحات مشخص شد که اعتبار برهان را در حجیت بدیهیات باید جستجو نمود .
علت حجیت بدیهیات
آن‌چه که با برهان یقینی حاصل می شود، حجّت است اماعمده آن است که بدانیم چرا بدیهیات حجتند؟ بعضی گفته اند: حجیت بدیهی برای آن است که انسان خود آن چیز را می‌فهمد و از تصدیق نقیض آن عاجز است . یعنی وقتی برای او ثابت شد که فلان چیز موجود است دیگر نمی‌تواند تصدیق کند که نقیض آن هم هست و به عبارت دیگر: می‌گوید امور بدیهی و امور نظری منتهی به بدیهی، چون برای ما یقین آور است حجت است، به این دلیل حجت است که ما نمی توانیم نقیض آن را تصدیق کنیم . چون اگر خودش هست نمی توان گفت نقیض آن هم هست.
گاهی به این تفسیر و دلیل نقدی وارد می کنند و می‌گویند: معنای حجیت بدیهی آن است که ما نمی‌توانیم نقیض آن را تصدیق کنیم، ولی صرف عجز عقل از تصدیق نقیض، دلیل بر صدق و حقانیّت این قضیه نیست، مثلا اگر قضیه‌ای داشتیم که «الف، باء است» و نتوانستیم تصدیق کنیم که «الف، باء نیست » صرف عجز از تصدیق نقیض دلیل نیست که «الف، باء است» قضیه صادقه است و ما را به واقع رسانده و حجت است پس این که می‌گویند: قضیه عقلی، معتبر و حجّت است، تام نیست، چون اگر بخواهد با برهان عقلی این قضیه را ثابت کند، مستلزم دور است، و یا باید بگوئیم جز فرض چیز دیگری نیست و باید به عنوان پیش فرض، مفروض بگیریم.
دلیلی که حضرت آیه الله جوادی در این رابطه می‌آورند این‌که: این‌که می‌گوییم: قضیه عقلی حجّت و معتبر است، باید آن را درست تفسیر کنیم نه این که تفسیر به رأی کنیم زیرا تفسیر به رای چه در قرآن و چه درباره عقل باطل است از این رو می گوییم: آن‌ها که می‌گویند: عقل حجّت است معنایش آن است که: عقل دو حرف دارد.
1 – من می‌دانم «الف، باء است »
2 – من توانمندم و می‌توانم تصدیق کنم که «محال است الف، باء نباشد» ،
خیلی فرق است بین این که ما بگوییم عقل از تصدیق به نقیض عاجز است یا عقل قادر و توانمند است که به استحاله نقیض فتوی بدهد، اگر قضیه «چراغ روشن است » را به عقل عرضه کنیم، عقل می‌گوید: اولاً چراغ روشن است و ثانیا محال است با حفظ وحدت‌های نه گانه، در همان حال که چراغ روشن است، چراغ روشن نباشد، زیرا عقل فتوای به مستحیل بودن جمع بین نقیضین می‌دهد، پس سخن از عجز عقل نیست، سخن از قدرت بر فهم عقل است .
در منطق مشخص کرده اند که در استدلال برای رسیدن به یقین چهار چیز لازم است که بازگشت آن چهار چیز بعد از تحلیل به دو چیز است و آن امور چهارگانه عبارتند از:
1 – انسان جزم داشته باشد به ثبوت محمول برای موضوع در هر دو مقدمه صغری و کبری
2 – این جزم قابل زوال و مقطعی نباشد، بلکه این یقین با حفظ همه شرائط زمانی و مکانی و مانند آن محفوظ باشد مثلاً اگر درختی در یک مکانی در یک زمانی وجود داشت، اگر پنجاه سال هم بگذرد و خود درخت هم از بین برود باز یقین به وجود درخت در همان زمان و مکان یقینی است از این رو این جزم و یقین زوال پذیر نیست.
3 – جزم داشته باشد، به استحاله سلب محمول از موضوع، زیرا بین دوام و ضرورت فرق است. دوام آن است که محمول برای موضوع همیشه ثابت است امّا احتمال زوال محمول از موضوع مستحیل است.
4 – جزم به استحاله سلب محمول از موضوع هم غیر قابل زوال است. امّا این چهار امر را به دو امر برگرداندند و گفتند: جزم به ثبوت محمول برای موضوع و جزم به امتناع سلب محمول از موضوع.
عقل هم به قضیه اول، یعنی ثبوت یقینی محمول برای موضوع یقین و جزم دارد و هم به قضیه دوم یعنی استحاله سلب محمول از موضوع جزم و یقین دارد. با توجه به این تحلیلی که از بدیهی ارائه شد، حجیت بدیهی با خودش آمیخته است زیرا رسیدن به واقع چیزی، غیر از این نیست که خودش هست و خلافش هم محال است، پس حجیت بدیهی با خودش همراه و از او انفکاک ناپذیر است.
بنابراین هر سخنی که در تایید حجیت و حقانیّت‏ برهان عقلی گفته می‏شود، جنبه تنبیهی و تعلیلی داشته وهیچ‏گاه به هدف اثبات آن نیست. و چون حجیت آن ذاتی و قطعی است، کسی نمی‏تواند از تمسک به آن ‏جلوگیری کند. مگر نه اینکه مطلوب همه آدمیان، رسیدن به حقیقت و واقعیّت است. پس چیزی که‏ حق‏نمایی، ذاتی آن است، چگونه می‏توان به آن بی‏مهری کرد.
ب . اقسام برهان
تقسیم برهان به «لمّ» و «انّ» بر اساس حد وسط صورت مى‌گیرد. چیزی‌ که در قیاس‌ها از اهمیّت ویژه برخوردار است “حد وسط” است. زیرا حد وسط چنان‌که از نامش پیداست، میان اصغر و اکبر پیوند برقرار می‌کند و از حذف آن نتیجه مورد نظر به دست می‌آید. با توجه به جایگاه مقدمات در قیاس برهانی و با توجه به جایگاه حد وسط در مقدمات، در قیاس برهانی مهم‌ترین نقش به عهده حد وسط نهاده می‌شود. در حقیقت حدوسط علّت برای تحقق و یقین به نتیجه است. بر اساس این‌که علیّت حد وسط برای نتیجه از چه وضعیتی برخوردار است، برهان را به دو قسم انی و لمی تقسیم کرده‌اند که به اختصار بیان می‌شود.
1.برهان لمی
اگر حد وسط هم علت برای ثبوت اکبر برای اصغر باشد و هم واسطه در اثبات، آن را “برهان لمی” می‌نامند. واسطه در ثبوت، یعنی این‌که حد وسط علت وجود اکبر برای اصغر است، با آمدن آن اکبر برای اصغر تحقق پیدا می‌کند. واسطه در اثبات باشد، یعنی موجب شود که ما تصدیق کنیم که اکبر برای اصغر اثبات شده است. وساطت در ثبوت صبغه هستی‌شناختی دارد و وساطت در اثبات صبغه معرفت‌شناختی. به طور کلی هرگاه حد وسط در چنین نقشی ظاهر شود که هم وجود اکبر برای اصغر را اثبات کند و هم موجب تصدیق گردد در این صورت برهان لم ، برهان لمی نیز نامیده می‌شود.
اقسام برهان لمّ
دو تقسیم براى برهان لمّ مطرح شده است:
تقسیم برهان لمّ به مطلق و غیرمطلق
الف) برهان لمّ مطلق آن است که حد وسط به طور مطلق علت وجود اکبر است؛ یعنى اکبر در هر جایى که تحقق یابد علتش همین حد وسط است؛ خواه حد اکبر در ضمن اصغر تحقق یابد یا در مورد دیگر غیر از وجود اصغراز باب نمونه وقتی گفته می‌شود:
1. این آهن حرارتش بالا رفته است.
2. هر آهنی‌که حرارتش بالا رود حجم آن افزوده ‌شده است.
3. این آهن حجمش افزوده شده است.
استدلال به‌وسیله بالا رفتن درجه حرارت بر افزایش حجم، استدلال به علت برای اثبات معلول است. چون حرارت چنان‌که موجب حکم به افزایش حجم آهن می‌شود، در خارج نیز حجم آهن را افزایش می‌دهد.
محقق طوسى مى‌گوید: علتْ قرار گرفتن حد وسط براى وجود اکبر به طور اطلاق یا آنجایى است که حد وسط براى اکبر علیت مطلقه دارد، یا اینکه حد اکبر تنها در ضمن اصغر تحقق مى‌یابد.
ب) برهان لمّى غیر مطلق آن است که حد وسط تنها علت وجود اکبر در اصغر است به تعبیر دیگر، حد وسط علت وجود رابطى اکبر، یعنى وجود الاکبر للاصغر، است.
2.برهان انی
اگر حد وسط تنها واسطه در اثبات بود و در مقام ثبوت وساطتی نداشت، آن‌را “برهان ان/ برهان انی” می‌نامند. برهان انی خود دو گونه است؛
اول:برهان انّ دلیل یا انّ مقید
گاه حد وسط در اصغر خود معلول حد اکبر می‌باشد. گاه به گونه‌ای است که حد وسط و اکبر هر دو معلول علت سوم است. قسم نخست را “دلیل” نیز می‌نامند. برای نمونه اگر گفته شود:
1. این آهن حجمش افزایش یافته است.
2. هر آهنی که حجمش افزایش یافته باشد، درجه حرارتش بالا رفته است.
3. این آهن درجه حرارتش بالا رفته است.
چنان‌که ملاحظه می‌شود در این قیاس از افزایش حجم آهن که معلول است بر بالارفتن درجه حرارت که علت می‌باشد استدلال شده است. لذا از علم به معلول علم به علت حاصل شده است. در این صورت حد وسط تنها واسطه در اثبات است، یعنی برای تصدیق به این‌که درجه حرارت بالا رفته است، از افزایش حجم کمک گرفته شده است، در حالی‌که در مقام ثبوت و به لحاظ هستی شناختی، حرارت علت افزایش حجم است.
دوم: برهان انّ مطلق
امّا در مواردی‌که حد وسط و اکبر هر دو معلول علت ثالث باشند، در این صورت از علم به وجود یکی وجود دیگری دانسته می‌شود. هرگاه یکی از معلول‌ها برای انسان معلوم شود، این واسطه می‌شود برای این‌که معلول دیگر نیز معلوم گردد. زیرا دو معلول ملازم یک‌دیگر‌اند، از علم به یکی از آن‌ها، علم به دیگری حاصل می‌شود، زیرا از علم به معلول الف، علم به علت پیدا می‌کنیم، و از علم به علت، معلول ب را تصدیق خواهیم کرد. به همین دلیل این برهان هم ویژگی برهان لمی را دارد و هم خاصیت برهان انی نوع اول، یعنی دلیل را. زیرا وقتی از معلول “الف” به علت علم پیدا می‌کنیم، در حقیقت برهان انی نوع اول، یعنی دلیل تحقق پیدا می‌کند، وقتی بار دوم از وجود علت به وجود معلول “ب” علم پیدا می‌کنیم، تعریف برهان لمی بر آن تطبیق می‌کند.
در فلسفه الهى برهان لم راه ندارد و تنها برهان انّ، آن قسمى که در آن از احد متلازمین پى به متلازم دیگر مى بریم، (ملازمات عامه) راه دارد. زیرا موضوع فلسفه موجود است و محمول این موضوع یا به تنهایى مساوى موضوع است یا با قسیم و مقابلش، هر دو مساوى با موضوع فلسفه یعنى موجودند، و چیزى که جداى از موجود باشد و بتواند علت ثبوت محمول براى موضوع قرار گیرد، نخواهیم داشت. بنابراین در فلسفه تنها مى‌توانیم از این قسم برهان «انّ» که در آن از احد متلازمین پى به ملازم دیگر مى‌بریم، استفاده کنیم. علّامه طباطبائى معتقد است: محمول‌ها در فلسفه چیزى غیر وجود نیست. اگر حدّ وسط بخواهد علت بر ثبوت این محمول‌ها براى اصغر ـ که همان وجود مطلق است ـ باشد، لازم است علت وجود باشد و به خاطر لزوم تمایز و تفاوت میان علت و معلول، این علت باید غیر از وجود باشد، در حالى که خارج از وجود چیزى نداریم. در نتیجه، در فلسفه، که موضوع آن «وجود مطلق» است، نمى‌توانیم از برهان لمّى استفاده کنیم.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه :قراردادهای نفتی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بنابراین چون برهان از امور ذهنى تشکیل مى‌شود چیزى که به ذهن مى‌آید، مانند مفهوم و ماهیت ذاتاً برهان‌پذیر است و چیزى که به ذهن نمى‌آید، مانند حقیقت وجود، ذاتاً برهان پذیر نیست، مگر از راه سرایت مفهوم به مصداق. پس ادله‌اى که براى اثبات احکام وجود مانند اصالت، بساطت، تشکیک و… اقامه مى‌شود، همه از قبیل برهان بالعرض است، نه برهان بالذات و این مطلب اختصاص به واجب ندارد، چون هر چیزى که حد ندارد، برهان هم ندارد. همین مطلب، خود دلیل بر آن است که حقیقت هستى و نیز واجب الوجود که هستى صرف است، برهان ندارد.

ج. ره آورد برهان:
مهم‌ترین فایده برهانْ رسیدن به نتایج یقینى و کشف حقیقت است. انسان‌ها در سایه استدلال برهانى، علاوه بر تعلیم و ارشاد دیگران، خود نیز مى‌توانند از آن بهره‌مند شوند. بنابراین، تنها راه یقینى براى اثبات درستى و بطلان مطالب، بهره‌گیرى از برهان است؛ به عبارتى دیگر، برهان مطمئن‌ترین راه براى تمییز حق از باطل و دستیابى به عقاید و آراى درست است.
در منطق متعارف درباره موارد استفاده از برهان گفته‌اند که در علوم حقیقی، یعنی در الهیات، فقط از صنعت برهان استفاده می‌شود. مقدمات و نتایج این علوم دائمی مطلق و ضروری به ضرورت ازلیه است، یعنی مقیّد به هیچ قیدی نیست. امّا در علوم طبیعی هر چند احکام برهانی است و علت حکم بیان می‌شود و نتایج آن‌ها ضروری است، ضرورت آن‌ها از نوع ضرورت مطلقه است که به دوام وجود ماده و طبیعت مقید است.
برهان نسبت به امور شخصیه جاری نمی شود، زیرا جزئی از حیث جزئی بودن نه «کاسب» است (مقدمه هیچ برهانی قرار نمی‌گیرد) نه «مکتسب» (نتیجه هیچ برهانی واقع نمی‌شود)، نه موضوع قرار می‌گیرد و نه محمول و همواره در حال تغیّر و تبدّل و در معرض فساد و زوال است. حدّ نیز ندارد و از مصادیق اشتراک حدّ و برهان یکی همین است.

فصل سوم:تحقیق اقسام روشهای برهانی در پاسخ به شبهات کلامی مناظرات امام صادق و امام رضاعلیهما السلام
در مباحث اعتقادی و در باب مناظرات باید نقطه مشترک و مقبول بین طرفین را که همان اصول و قواعد منطقی و عقلی است توجه نمود و استدلال بر هر مدعایی را از همین طریق پی گرفت، زیرا در غیر این‌صورت نمی‌توان شاهد نتیجه مثبتی از مقدمات خود شد. لذا استفاده از روش برهانی درمناظرات برای هر کس درست نیست، چه بسا کسانی که از درک روش برهانی مستاصل باشند و توانایی فهم درست از آن را نداشته باشند لذا در مناظرات کلامی اهل بیت مخصوصا امام رضا علیه‌السلام حضرت برای هر کس استدلال منطقی و برهانی نمی‌آوردند چرا که اولاً برای همه قابل درک و فهم نیست و ثانیاً موضوعات مختلف برهان بردا نمی باشند. ودرمناظرات امام صادق نیز دیده می‌شود که حضرت گاهی در جواب به یک پرسش از روش جدلی استفاده می کنند وگاهی درجواب به همان پرسش از روش برهانی استفاده می‌کنند.مانندآنجایی که در جواب به اینکه آیاخداوند توانایی قراردادن کره زمین درتخم مرغ را دارد که حضرت درجواب شخصی عامی فرمودند خداوند توانایی قراردادن درکوچکتراز آن را نیز دارد چرا که درکوچکتراز آن نیز که چشم تو باشد نیز قرار داده است.ودر جواب شخصی اهل تعقل فرمودند که سئوال تو از امور غیر ممکن ونشدنی است وآنچه تو طلب کرده ایی امکان تحققش وجود ندارد.

1. تحقیق اقسام روشهای برهانی در پاسخ به شبهات کلامی مناظرات امام صادق علیه السلام
استفاده از روش برهانی در مناظرات برای تمامی افراد کاربرد ندارد یعنی برای تمامی کسانی که در مناظره حاضر می‌شوند نمی‌توان روش برهانی را تجویز کرد چرا که هدف از مناظره بستگی به هدف افراد آن داردگاهی محققی به دنبال نتیجه یقینی است که از روش های برهانی عقلی و نقلی استفاده می‌کند مثل اثبات یقینی ذات واجب تعالی و گاهی در مقام تقابل با خصم است که از روش جدلی بهره می‌برد. اگر طرفین مناظره‌گر فقط برای به هدف جدال و اسکات خصم خود حاضر باشند استفاده از دلائل برهانی کارایی ندارد و چه بسا در جایی از روش برهانی استفاده شود ولی فرد متوجه استدلال نشود ولی اگر هدف افراد مناظره رسیدن به حق و حقیقت و فهم دقیق از امور واقعی باشند می‌توان روش برهانی را تجویز کرد و لذا در مناظرات امام صادق علیه‌السلام هم دیده می‌شود حضرت در جایی که ظرفیت استدلال برهانی وجود دارد از آن بهره برده‌اند و در جایی که این ظریت وجود ندارد از روش دیگری استفاده کرده امّا این‌که این‌ها از کدام یک از اقسام برهان است که ذکر کردیم باید گفت ملازمه عامه است که از زیر مجموعه‌های برهانی انی است و شیوه‌هایی که در این روش استفاده کرده اند به قرار زیر می‌باشد.
الف. روش برهانی اثباتی
ب. روش برهانی سلبی
ج. روش برهانی نقلی
د . روش برهانی معقولیت
الف- روش برهان های اثباتی
مراد از برهان‌های اثباتی برهانی است که به جهت ایجابی قضایا نگاه می‌کند و صرفا استدلال و برهانی اثباتی است نه سلبی.
1) برهان نظم
اثبات وجود خداوند به شیوه برهان نظم شیوه‌ای است که حضرت صادق بارها و بارها از آن استفاده نموده‌اند و این بدان جهت است که در زمان حضرت بیشتر کسانی که منکر وجود خداوند بودند زنادقه بودند که جز با شیوه‌‌های قابل قبول وجود خدا را قبول نمی‌کردند.

By:

0 thoughts on “منابع و ماخذ تحقیق لمی

دیدگاهتان را بنویسید