د-هوش هیجانی سازگاری[۱۳۵] : بعد سازگاری هم دربرگیرنده ی مؤلفه های واقعیت آزمایی ، انعطاف پذیری و حل مسأله است(حسینی،۱۳۸۳،ص۳۴ ) :
۱)حل مسأله[۱۳۶] : توانایی شناسایی و تعریف مشکلات ، داشتن کفایت و انگیزه برای مقابله موثر با آن ، تعیین راه حل های مختلف مسأله ، تصمیم گیری و انجام یکی از راه حل های ممکن .
۲)آزمون واقعیت[۱۳۷] : سنجش میزان انطباق بین آنچه فرد تجربه کرده و آنچه واقعاً وجود دارد ، تلاش برای فهم امور به طور صحیح و تجربه ی رویدادها آن گونه که واقعاً هستند بدون خیال پردازی .
۳)انعطاف پذیری[۱۳۸] : توانایی منطبق ساختن عواطف ، افکار ، رفتار ، موقعیت ها و شرایط دائماً در حال تغییر . افراد انعطاف پذیر ، افرادی فعال ، زرنگ ، قادر به واکنش بدون تعصب به تغییر هستند و نسبت به ایده ها، جهت گیری ها و … صبور و گشاده رو هستند .
ه-هوش هیجانی خلق کلی[۱۳۹] : و نهایتاً هوش هیجانی خلق کلی ، شامل مؤلفه های خوش بینی و شادکامی است (حسینی،۱۳۸۳،ص۳۴ ) .
۱)خوش بینی : توانایی نگاه کردن به نیمه روشن تر زندگی ، امید به زندگی و داشتن رویکرد مثبت به زندگی روزمره .
۲)نشاط : لذت بردن از خود و دیگران ، شاد بودن ، رضایت از خود و لذت بردن از زندگی ، داشتن احساس خوب در محیط کار و اوقات فراغت (حسینی،۱۳۸۳،ص۳۴ ) .
۲-۲-۸ مدل هوش هیجانی دولویکس و هیگس[۱۴۰]
دولویکس و هیگس در سال ۱۹۹۹ بر اساس تحقیقات تجربی خود عناصر محوری مشترکی را در ساختار کلی هوش هیجانی شناسایی کرده اند که عبارتند از :
۱)خودآگاهی : آگاهی از احساسات شخصی خود و توانایی تشخیص مدیریت آن ها .
۲)انعطاف هیجانی : توانایی خوب عمل کردن و سازگاری در موقعیت های مختلف .
۳)انگیزش : انرژی و انگیزه ای که برای دستیابی به نتایج و هدف های کوتاه مدت ، بلند مدت وجو دارد .
۴)حساسیت بین فردی:توانایی آگاه بودن از احساسات دیگران و دستیابی به تصمیمات قابل نفوذ در آن ها .
۵)تأثیر : توانایی ترغیب دیگران به تغییر دیدگاهشان درباره ی یک مسأله .
۶)فراست : توانایی استفاده از بینش خود و تعامل در تصمیم گیری هنگام رویارویی با اطلاعات مبهم .
۷)صداقت : توانایی ایجاد و تعهد در هنگام مواجهه با چالش و اقدام ثابت و درست .
۲-۲-۹ هوش هیجانی در سازمان و مدیریت
صاحب نظران بر این باور هستند که امروزه هوش هیجانی به سرعت مورد توجه شرکت ها و سازمان ها قرار گرفته است و اهمیت آن ، گاه از توانایی های شناختی و دانش های تکنیکی بیشتر شده است .
دلیل این امر آن است که، مدیران دریافته اند که از طریق ، پیوستگی درونی تعامل شخصی و سازمانی افزایش پیدا خواهد کرد. همان طور که می دانید سازمان ها مجموعه ای از گروه ها هستند، که تعاملات موفقیت آمیز گروه هـا به انعطاف پذیری و اعمال تغییرات در سازمان کمک می کند . بنابراین سازمان ها برای اینکه اثربخشی خود را بـالا ببرند از مهارت های نرم[۱۴۱] که مبتنی بر عواطف می باشند، استفاده می کنند ( Brooks,2003, P.78 ) .
بر این اساس، در دهه ی اخیر محققان ، تحقیق های زیادی در مورد تأثیر هوش هیجانی در ساز و کارهای سازمان و مدیریت انجـام داده اند و به بـررسی مسـائلی از جمـله رابطـه ی این مفهـوم با عملکرد کارکنان (آبراهام[۱۴۲]،۲۰۰۴، سی[۱۴۳]و دیگران، ۲۰۰۱)، اثربخشی رهبری (بارلینگ[۱۴۴] و دیگران،۲۰۰، پالمر[۱۴۵] و دیگران، ۲۰۰۱، گاردنر و استاو[۱۴۶]،۲۰۰۳ )، اثربخشی مدیریت (دونی[۱۴۷] و دیگران،۲۰۰۶ ،گاردنر و استاو، ۲۰۰۳) ، عملکرد گروه ها و تیم های کاری (دروسکـات وولـف[۱۴۸]، ۲۰۰۱، ولـج[۱۴۹]، ۲۰۰۳)، مدیریت تغـییر (واکـولا[۱۵۰]و دیگران ، ۲۰۰۴، هرکنهوف[۱۵۱]، ۲۰۰۴)، رهبری تحول آفرین ( کوپر[۱۵۲]،۱۹۹۸)، مدیریت تعارض (پالمر و دیگران، ۲۰۰۱، گاردنر و استاو، ۲۰۰۳، بورباخ[۱۵۳]، ۲۰۰۴، شولت[۱۵۴]،۲۰۰۳ ) و همچنین کیفیت خدمات ( باردزیل و اسلاسکی[۱۵۵]، ۲۰۰۳، ورکا[۱۵۶]، ۲۰۰۲) پرداخته اند ( الوانی و ده بیگی، ۱۳۸۶، ص۳۶ ) .
طبق نظر گلمن هوش هیجانی در سازمان ، ابتدا از طریق روابط ظهور می کند . هم زمان هوش هیجانی بر روی کیفیت روابط نیز تأثیر می گذارد . علاوه بر موارد اشاره شده ، هوش هیجانی ار آن جایی که نقش مهمی در کنترل و مدیریت هیجان ها دارد می تواند در حوزه های زیر به سازمان کمک کند( آقایار و شریف درآمدی،۱۳۸۵،ص۳۷ ) :
۱)سرمایه فکری[۱۵۷] : در دنیای امروزی که اقتصاد مبتنی بر دانش و نوآوری است ، عامل هوشمندی کارکنان نقش مهمی دارد . یکی از مهم ترین وظایف مدیریت ، توسعه و پرورش سرمایه فکری کارکنانش است . هیجان ها مستقیماً بر میزان سرمایه ی فکری تأثیر گذارند . تحقیقات نشان می دهند وقتی کارکنان در حالت هیجان منفی هستند افکارشان کمتر منعطف ، خلاق و نکته سنج است ، وقتی کارکنان ناامید و دلسرد باشند هیچ علاقه ای ندارند که از خودشان انرژی ، اشتیاق و نوآوری نشان دهند .
۲)خدمت رسانی به مشتری[۱۵۸] : رابطه بین حالت هیجانی کارکنان و نحوه ی خدمت رسانی و ارتباط با مشتری و ارباب رجوع کاملاً مشهود است . اگر کارکنان ناامید ، عصبی و مضطرب باشند هیچ آموزشی به جزء هوش هیجانی نمی تواند خلاء فضای منفی خدمت رسانی را که حالت هیجانی به وجود آورده است جبران نماید . مطالعات نشان می دهند علت نارضایتی و کاهش مشتری تا شصت و هشت درصد به دلیل حالات هیجانی منفی کارکنان است .
۳)پاسخگویی سازمانی[۱۵۹] : در دنیای پرشتاب امروز محیط های کسب و کار دائماً در حال تغییرند و لازم است سازمان ها به این تغییرات توجه کرده و حساسیت به خرج دهند . هیجان ها بر این که کارکنان و مدیران به لحاظ سرعت و انعطاف چگونه واکنش نشان دهند اثر گذارند . اگر افراد شناخت درستی از محیط نداشته و یا تحت فشار روانی باشند در مقابل تغییر مقاومت می کنند و به رفتارها و فرایندها و نگرش های قدیمی محکم آویزان می شوند .
۴)بهره وری[۱۶۰] هیجان به موتور محرک اتومبیل تشبیه می شود . وقتی کارکنان احساس شادی ، نشاط و انگیزه کنند انرژی بیشتری را صرف سازمان کرده و در نتیجه بهره وری ارتقا می یابد .
۵)جذب و حفظ کارکنان[۱۶۱] : اگر سازمانی به رفتار خوب با کارکنان شهرت داشته باشد ، کار در آن سازمان خیلی جذاب ، شیرین و دلچسب است . احتمال ماندن کارکنان شادتر ، در سازمان زیاد است و در این حالت هزینه ی نرخ جابجایی و انتقال به شدت کاهش می یابد ، ضمن این که توانایی جذب و به کارگیری کارکنان شایسته فراهم می شود .
۲-۲-۱۰ کاربردهای هوش هیجانی در محیط
کاربردهای مختلف هوش هیجانی در زیر آورده شده است( آقایار و شریف درآمدی،۱۳۸۵،ص۳۸ ) :
۱)توسعه شغلی : اگر معیارهایی برای شناخت کارکنان یا خودتان داشته باشید می توانید مدیریت شغلی کارکنان را همانند رعایت بهداشت روانی در نظر بگیرید .
۲)توسعه یا بهسازی مدیریت مدیرانی که فقط بر مهارت فنی خودشان تکیه می کنند . مدیریت نمی کنند بلکه صرفاً عهده دار امور هستند . بنابراین شناخت و ارتقا می تواند منجر به توسعه ی روش های مدیریتی خاص شود .
۳)اثربخشی گروهی : گروه ها چیزی بیش از مجموع افراد به صورت انفرادی هستند ، به عبارتی نقش گروه ها هم افزایی است . هوش هیجانی عاملی است که باعث حفظ و پایداری گروه ها می شود .
۴)تغییر نگرش : قابلیت هوش هیجانی خوش بینی ، تسهیل کننده ی حرکت در اقدام به سوی عملکرد عالی است .
۵)برگشت پذیری : فشار روانی با استرس از عوامل کاهش دهنده ی بهره وری و تمرکز حواس است . منحصر به فردترین روش در تحمل فشار روانی برگشت پذیری است که یکی از قابلیت های هوش هیجانی محسوب می شود . این مفهوم به معنی بازگشت به حالت اولیه پس از روبرو شدن با یک مانع است.
۲-۲-۱۱ اصطلاحات مرتبط با هوش هیجانی
انواع کاربردها و تعاریف مختلف از هوش هیجانی به شرح زیر می باشد:
۲-۲-۱۱-۱ هوش های چند گانه
به نظر گاردنر عملیات ذهن در نظام نمادی مانند زبان یا عملیات نمادی در موسیقی، حرکات بیانی، ریاضی و تصاویر تفاوت دارد . بنابراین برای پردازش اطلاعات شناختی تنها نمـادهای زبانی و ریاضی ، کفـایت نمی کند . گاردنر ( ۱۹۸۳ ) با این اعتقاد که استدلال ، هوش ، منطق و دانش معنای یکسان ندارند، دیدگاهی نو از هوش ارائه کرد که به سرعت مورد پذیرش قرار گرفت . او مفهوم هوش را گذشته از توانایی کلامی و ریاضی به استعداد موسیقی ، روابط فضایی ، دانش درون فردی و … گسترش داد . از نظر او هوش عبارت است از استعداد حل کردن مسائل یا تولید محصولاتی که در یک یا چند فرهنگ با ارزش شمرده می شوند . او پس از انجام تحقیق های گسترده درباره ی مسائل بیولوژیکی و فرهنگی مرتبط با فرایندهای ذهنی، هفت نوع هوش را پیشنهاد کرد که با دیدگاه سنتی هوش که بیشتر بر توانایی زبانی و ریاضی استوار است، تفاوت دارد (شریفی،۱۳۸۴،ص۳۹ ) . این هفت نوع هوش معرفی شده توسط گاردنر در قالب نظریه ی هوش های چندگانه و شامل هوش منطقی-ریاضی ، هوش زبانی-کلامی ، هوش دیداری- فضایی، هوش موسیقیایی، هوش جنسیتی ، هوش بین فردی و هوش درون فردی هستند ( پاشاشریفی،۱۳۸۴،ص۳۹ ) .
۲-۲-۱۱-۲ هوش سازمانی
هوش سازمانی یعنی داشتن دانشی فراگیر از تمامی عواملی که بر سازمان تأثیر می گذارند . این نوع هوش به شما کمک می کند تا به نقاط ضعف سازمان های خود پی برده و نقاط قوت خود را مستحکم تر کنید . آگاهی کافی و دانش متناسب برای تصمیم گیری شاکله اصلی هوش سازمانی به شمار می آیند که اطلاعات سازمانی را به سطحی بالاتر در درون یک سازمان افزایش می دهد ، زیرا داده ها و اطلاعات همچون اشیای ایستا هستند و این هوش است که آن ها را از حالت استاتیک به حالت ارگانیک در می آورد ( ملک زاده،۱۳۸۹،ص۳۹ ) .
۲-۲-۱۱-۳ هوش اجتماعی
روانشناسان هوش های مختلفی را شناسایی کرده اند که بیشتر آنها می توانند در سه گروه دسته بندی شوند . هوش عینی ، هوش انتزاعی و هوش اجتماعی . هوش عینی توانایی درک اشیاء و کارکردن با آنهاست ، در حالی که هوش انتزاعی توانایی در نشانه های ریاضی و کلامی است . اما هوش اجتماعی به روانشناسان کمک می کند تا آن ها بتوانند تشخیص دهند چه کسانی از توانایی درک اشخاص و ایجاد رابطه با دیگران برخوردارند که اولین بار توسط ثراندایک در سال ۱۹۲۰ تعریف شد . هوش هیجانی نیز ریشه در تعریف هوش اجتماعی دارد .

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.