دانلود پایان نامه

مددکاران اجتماعی ، پرستاران و …) در مورد نیازها و مسائل سالمندان و … باید جزء نخستین برنامه های دولت قرار گیرد زیرا تاثیر بسیاری در پیشگیری از بزه دیدگی سالمندان و بهبود وضعیت آنها دارد .
بد رفتاری با سالمندان یکی از تازه ترین گونه های خشونت خانگی در حوزه مطالعات بزه دیده شناسانه است. موضوع سالمندان بزه دیده تاپیش از دهه1980 میلادی جایگاه شایسته ای در مطالعات بزه دیده شناسان نداشت. کودک آزاری و همسر آزاری در میان گونه های خاص بزه دیدگی بیش از هر موضوع دیگری در دهه های 1960 و 1970 میلادی کانون توجه بودند. با آغاز دهه 1980، شماری از متخصصان و دانشمندان – بویژه جامعه شناسان، روان شناسان، روان پزشکان و جرم شناسان – به مطالعه پدیده سالمند آزاری و علل بزه دیدگی سالمندان و راههای پیشگیری از آن پرداختند. به دنبال این تلاشها، برخی از نهادها و سازمانهای منطقه ای و بین المللی – بویژه شورای اروپا و سازمان ملل متحد- با برگزاری چند کنفرانس و صدور توصیه نامه هایی به این موضوع پرداختند.
از دیدگاه بزه دیده شناسی، این باور وجود دارد که سالمندان بویژه در مورد خشونتهایی که تجربه می کنند، نقش و حتی تقصیری ندارند. بزه دیدگی سالمندان بیشتر به جرمهایی مانند ضرب و جرح یا آزارهای عاطفی و روانی- شامل تهدید، تحقیر، طرد و آزارهای جنسی- مربوط است.البته برپایه برخی گزارشها، میزان بزه دیدگی سالمندان در جرمهای مالی- مانند کلاهبرداری و خیانت در امانت – نیز بالاست. از آنجا که سالمندان ممکن است به دنبال گرد آوری پس اندازهای بیشتری برای زندگیشان باشند، نسبت به این جرمها نیز آسیب پذیرترند. به دیگر سخن، سالمندان از یک سو، چون به طور عمده حسابهای پس انداز در خور توجهی دارند و از سوی دیگر، از آنجا که ترس از پاره ای پدیده های اقتصادی، مانند تورم، توان خرید آنان را کم می کند، بیشتر در آستانه ناامنی و بزه دیدگی قرار دارند. نکته مهمی که از پژوهشهای انجام شده درباره بزه دیدگی سالمندان می توان بدست آورد، این است که میان بزه دیدگی واقعی و ترس از بزه دیدگی از نظر روانی تفاوت چندانی وجود ندارد، هراس فراوان از جرم خود به تنهایی نشان دهنده یک بزه دیدگی ساختاری بالاتر ( یعنی بزه دیدگی از رهگذر جامعه، فرهنگ، دولت،نظام عدالت جنایی و مانند آن) است. اگر شهروندان، به طور کلی و سالمندان، به طور خاص، از حق آرامش فکری( یعنی نداشتن نگرانی و ترس غیر ضروری) بهره مند باشند و اگر جامعه را بتوان به گونه ای ساخت که تعامل هماهنگ میان شهروندان و شیوه های کنترل روانی، به بخشی از تجربه های آزمودنی طبیعی تبدیل شود، در آن صورت فرد در فرایند جامعه پذیری قرار می گیرد. و درغیر اینصورت ، آسیب پذیری و خطر بزه دیدگی یا ترس از آن در فرد افزایش پیدا می کند. پژوهش های جرم شناسانه نشان می دهد که بیشتر سالمند آزاری ها پنهان می ماند. سالمند آزاری اغلب نه به منزله ی یک جرم بلکه یک مسئله ی خانوادگی نگریسته می شود. پس از کشف سالمند آزاری به طور معمول بزه دیده و مرتکب آنرا انکار می کنند.
سالمند آزاری به عنوان یک آسیب اجتماعی در طول چند دهه اخیر بسیار شایع شده است.تأثیراتی که این پدیده بر سالمند می گذارد ، می تواند بسیار ناگوار باشد .
* به نظر می رسد بیشترین مقوله ای که در مورد سالمندان عمومیت دارد خشونت روانی است . خشونت روانی شامل بی احترامی لفظی مداوم ، اذیت و آزار ، تهدید ، محرومیت فیزیکی ، مالی و منابع شخصی می باشد . تهدید های متداول مانند دوست نداشتن سالمند ، مورد پسند نبودن ، دشنام دادن ، تمسخر و استهزاء سالمند در جمع ، ممنوعیت برقراری ارتباط با دیگران ، بی توجهی نسبت به نیاز های جسمانی ، اجتماعی و روانی سالمند ، همه خشونت روانی است که سلامت روانی سالمند را به مخاطره می اندازد و موجب بروز احساساتی چون : بی میلی به زندگی ، سرزنش خود نداشتن اعتماد به نفس و نگرش مثبت ، احساس نا امیدی و درماندگی ، ترس از مردم ، اضطراب ، احساس گناه ، احساس حقارت ، احساس عدم شایستگی و خود ارزشمندی و در نهایت کناره گیری سالمند از زندگی اجتماعی می شود . چون تن و روان آدمی وابسته به هم بوده و سلامت یکی در گرو سلامت و شادابی دیگری است لذا در بیشتر موارد نیز این ناراحتی های روانی منجر به بروز بیماری های جسمانی در سالمندان شده و سلامت آنان را به مخاطره می اندازد.
از جمله عواملی که باعث می گردد نسبت به سالمندان خشونت واقع شود مسائل ومشکلات دوران سالمندی است به این صورت که کهولت به علت فرسایش طبیعی اندام ها باعث بروز پیدایش ضعف در قوای جسمانی و دماغی می گردد که بعضا موجب از کار افتادگی و خانه نشینی فرد سالمند می گردد . فرد سالمندی که از انجام دادن کارهای روزمره وطبیعی که از هرفرد انتظار می رود مثل رفتن به توالت ، استحمام و مراقبت از خود و … ناتوان است باید ازوی مراقبت کرد واین مراقبت برای فرد مراقبت کننده ممکن است مشکل و فشارآور ( استرس زا ) باشد ودر نتیجه باعث آزار سالمند می گردد.
د- اقلیت های بزه دیده:
یکی دیگر از گونه های خاص بزه دیدگان اقلیت های بزه دیده اند.اقلیت ها گروهی از مردم جامعه اند که بزه دیدگی آنان از حیث ماهیت جرم و نوع بزه دیدگی اهمیت می یابد. این مساله در برخی از نظام های حقوقی ملی به مفهوم سازی جدیدی با عنوان «جرم های برخاسته از نفرت و تعصب» نیز انجامیده است .بنابر اعلامیه جهانی حقوق بشر، 10 دسامبر 1948مطابق ماده دوم این اعلامیه «هر فردی بدون هیچ گونه تمایز، مخصوصا از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و هم چنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، تولد یا هرموقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادی های اعلام شده در این اعلامیه برخوردار است». هر چند برخی کشورها پیشنهاد دادند در این اعلامیه به حقوق اقلیت ها تصریح شود ولی به دلیل حساسیت و پیچیدگی موضوع اقلیت ها و مخالفت برخی از کشورها مانند شیلی، ایالات متحده آمریکا و استرالیا، این پیشنهاد رد شد. مجمع عمومی نیز طی قطعنامه ای هم زمان با صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر، رسیدگی به موضوع اقلیت ها را به شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل واگذار کرد . پس از منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر از مهم ترین اسناد حقوق بشری محسوب می گردد، اما وجود اصل برابری و عدم تبعیض در این اعلامیه را نمی توان نشانه بذل توجه کافی به حقوق اقلیت ها دانست.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

*با توجه به بررسی اسناد بین المللی به خوبی این واقعیت را نمایان می سازد که اقلیتهایی که تا چند دهه پیش حتی وجودشان نه تنها مورد علاقه دولتها نبود بلکه سعی در سرکوب آنها در مواردی می نمودند و دولتها تا قبل از جنگ جهانی اول مسائل مربوط به آنها را یک امر سیاسی تلقی کرده و آنرا در حیطه صلاحیتهای ملی خود می دانستند, امروزه بعنوان یکی از موضوعات روز حقوق بین الملل در آمده اند. اینان کسانی بودند که حتی حق برابری با اکثریت نداشتند و از حقوق ضروری انسان، مثل احترام به مالکیت و حتی حق حیات نیز در مواردی برخوردار نبوده اند و امروزه صحبت از واگذاری حقوق خاص اقلیتی علاوه بر حقوق برابری به آنها می شود. کمتر کسی می تواند ظلم ها و ستم هایی که بر بومیان آمریکایی هنگام ورود مهاجرین به این کشور روا داشته شده است را فراموش کند ولی اینک صحبت از این می شود که چگونه محیط زیست این بومیان را طوری برنامه ریزی کنیم که برای سلامتی آنان ضرر نداشته باشد و وضعیت طبیعی آن حفظ شود. تمام اینها مدیون تلاشهای حقوقدانان بین المللی همچون پرفسورکاپوتورتی و زحمات موسسات حقوق بشری مثل کمیته حقوق بشر و کمیته منع تبعیض بوده است. نهایتاً اجلاس دوربان 2001 نیز نتوانست خود را از اقلیتها دور نماید و با در نظر گرفتن مسئولیت بین المللی برای دولتهای اعمال کننده تبعیض نژادی و حق جبران خسارت برای متضررین (در مواردی اقلیتها)، بیشترین خدمت را به توسعه حقوق بین الملل در مورد اقلیتها نمود.
بر پایه مطالعات بزه دیده شناسانه ،اقلیت های قومی نسبت به غیر اقلیت ها ،به طور کلی ،بیشتر در معرض خطر بزه دیدگی قرار دارند. اقلیت های قومی و نژادی ،که به طور معمول با هم در یک ردیف می گنجند ،به گروههای انسانی خاصی گفته میشود که از ویژگی های مشترک زیست شناختی (بدنی و روانی )،اجتماعی،زبان شناختی ،تاریخی و فرهنگی بر خوردارند.این همانندی ها که ویژگی زیست شناختی آنها ،در اصل ،بر جسته تر است ،از نسلی به نسل دیگر ارث می رسد. افزون بر اقلیت های قومی- نژادی ،که پیمایش های بزه دیدگی اغلب بر آنها متمرکز بوده اند ،اقلیت های دیگری (مانند اقلیت های دینی یا ملی ) نیز وجود دارند که در مورد بزه دیدگی های آنها متغیر هایی به چشم می خورند . بزه دیدگی اقلیت هایی که موضوع پیمایش های ملی واقع شده اند ،بیشتر به جرم های متداول خیابانی مربوط بوده است ،در حالی که بزه دیده گی اقلیت هایی که پیمایش های بین المللی آنها را مطالعه کرده اند ،به سوء استفاده از قدرت،که اغلب سازنده جرم های بین المللی(مانند نسل زدایی،شکنجه ،آپارتاید و دیگر جنایت های علیه بشریت )بوده اند ،مربوط می شود . .
نقطه پیوند بزه دیدگی اقلیت ها جرم های بر خاسته از نفرت هستند که در برخی کشورها برای آن دسته از جرم ها که به دلیل نژاد ،قومیت ، مذهب یا خاستگاه ملی بزه دیده بر انگیخته می شوند ،به کار برده می شوند.
در آمریکا، قوانینی با همین عنوان برای جرم انگاری چنین رفتارهایی به تصویب رسیده اند که کیفر افزونی از همان جرم ها ، زمانی که بدون انگیزه نفرت بار یا تعصب جویانه ارتکاب میابند،پیش بینی می کنند که البته این قوانین به دلایلی از سوی برخی از حقوق دانان و جرم شناسان با انتقاد رو به رو شده اند.
گروه های اقلیت قومی- نژادی،کوتاهی پیوسته پلیس را در حفاظت از آنها در برابر بزه دیدگی نژادی یاد آور شده اند. برای نمونه ،گزارش مکفر سون در پایان دهه 1990 در انگلستان نشان داد که نژاد پرستی نهادی در پلیس مرکزی (و به معنای گسترده در هر جای دیگر ) فراگیر و شایع است و در نتیجه ،با گروه های اقلیت های قومی به طور نا روا و ستمگرانه ای رفتار می شود. . این تنش ها و بر خوردهای میان پلیس و اقلیت های قومی-نژادی ،بیش از هر چیز دیگر ،به اعتماد به پلیس و ،فراتر از آن همکاری با نظام عدالت جنایی لطمه می زند. مسئله ای که افزون بر موضوع بزه دیدگی اقلیت ها ،در مورد سایر بزه دیده گان نیز از اهمیت فراوانی بر خوردار است.
ه- ناتوانان بزه دیده:
ناتوانی بزه دیدگان یکی دیگر از تازه ترین ملاکهای آسیب شناسانه برای حمایت از بزه دیدگان خاص است. ناتوانی در واژه شناسی به معنای «توانایی انجام کاری را از دست دادن » یا « بیمارشدن و ضعیف شدن » می باشد.
از دیدگاه تاریخی ، سند های به دست آمده وضعیت ناتوانان را در جوامع گوناگون متفاوت نشان می دهد.
مصریان باستان نخستین کسانی دانسته شده اند که نه تنها به علت شناسی و ریشه یابی ناتوانی و درمان آن ،بلکه به وضعیت رفاهی و اجتماعی ناتوانان گرایش نشان می دادند.
در یونان باستان ،بر عکس ناتوانان – به ویژه کودکان ناتوان – در کوهستان ها رها یا به رود خانه ها سپرده می شدند تا از این رهگذر راه دستیابی به هدف اصلاح نژاد و داشتن ملتی تندرست و نیرومند هموارتر شود. وضعیتی مشابه را درباره ناتوانان در دوران میانه و نیز در حقوق باستان فرانسه می توان دید. در دوران میانه ،بیماران روانی دارای یک حالت شیطانی دانسته می شدند. در دوران استبداد فرانسه نیز، بیماران روانی و دیوانگان دارای مسولیت کیفری انگاشته می شده و به کیفر می رسیدند. با این همه ،نگرش دینهای آسمانی به ویژه زرتشت ،مسیحیت و اسلام به ناتوانان همواره مثبت بوده است ،به گونه ای که در این ادیان به توصیه هایی چون رفتار انسانی با عقب ماندگان ذهنی یا برچیدن سنت کشتن کودکان ناتوان همواره تاکید می شده است.
در سده های هجدهم تا بیستم ،توجه به ناتوانان به تدریج جنبه بین المللی پیدا کرد تا آنجا که پیامد این توجه در اسناد حقوق بشری مهمی چون اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948)،اعلامیه حقوق کودک (1959)،اعلامیه حقوق ناتوانان (1975)،کنوانسیون حقوق کودک (1989) و مجموعه قواعد استاندارد برای ناتوانان (1993)بازتاب یافت.

تلاشهای بین المللی سبب شد تا مفهوم ناتوانی به قلمرو بزه دیده شناسی نیز کشانده شود.در بزه دیده شناسی ،ناتوانی ملاکی آسیب شناسانه برای شناساندن دسته خاص از بزه دیدگان است، بی آنکه از جهت نارساییها ،محدودیت ها یا محرومیت هایی که به آن دچارند،تمایزی میانشان برقرار باشد.
بر این پایه ،ناتوانان بزه دیده ، کسانی اند که به علت از دست دادن توانایی انجام کار یا دچار بودن به یک نارسایی یا بیماری بدنی یا روانی بزه دیده می شوند.
برقراری تعامل صحیح با ناتوان بزه دیده ،مستلزم آموزش دهی به قضات و اساسا کارکنان دستگاه قضایی است که می تواند حاکی از لزوم استفاده از ظابطین تخصصی در برخورد با این طیف از بزه دیده گان باشد.
در اهمیت لزوم آموزش دهی به افرادی که به نحوی در نظام عدالت کیفری با ناتوانان بزه دیده سروکار دارند ،همین بس که حصول نتیجه ای مفید و موثر در فرایند درمان لطمات ناشی از وقوع جرم برای ناتوان بزه دیده به طور مستقیم ، منوط به چگونگی طی شدن فرایندی است که وی در طول روند درمان در تماس و برخورد با متولیان امر قرار می گیرد. باز تاب برخورد صحیح با ناتوان بزه دیده در دستگاه قضایی را می توان در تمایل بزه دیده به مشارکت در روند رسیدگی به جرم و همکاری با ظابطین و قضات در کشف و تعقیب جرم مشاهده کرد. بدین سان ،ناتوان بزه دیده ،دیگر خود را فقط دلیلی یا ابزاری برای اثبات جرم در دادرسی کیفری که بیشتر جنبه حاشیه ای و نقشی منفعل دارد، تصور نکرده ، بلکه نسبت به ایفای نقشی فعالانه و مشارکتی در نظام عدالت کیفری ترغیب می گردد.
*با این وجود به نظر می رسد ناتوانان بزه دیده در طبقه بزه دیدگان خاص قرار می گیرند که این حاکی از آسیب پذیری خاصی است که آنان را شایسته جایگاهی ویژه در نظام عدالت کیفری می نماید، در این میان بدیهی است که شیوه پاسخ دهی به بزه دیدگان نیز باید واجد حالتی افتراقی باشد .مضافا اینکه اهدافی که از رهگذر فرایند مساعدتی – درمانی در قبال بزه دیده گان آسیب پذیر در نظام های عدالت کیفری باید دنبال شود فراتر از اهدافی است که نسبت به بزه دیدگان عام مورد توجه متولیان عدالت کیفری قرار می گیرد.به هر روی مادام که نظام عدالت کیفری در این باره همچنان از ساز و کارهای سنتی خود برای پاسخ دهی مطلوب به بزه دیدگان ناتوان استفاده می کند بهبود وضعیت این بزه دیدگان آسیب پذیر و ارتقاء جایگاه آنان در فرایند دادرسی کیفری دور از انتظار خواهد بود.

2-1-3-2 -انواع بزه دیده
جرم‏شناسان با توجه به روابط بین بزهکار و بزه‏دیده، بزه‏دیدگان را به انواع گوناگونی مانند بزه‏دیده پنهان، بزه‏دیده محرّک، بزه‏دیده بی گناه و…، از جمله بزه‏دیده بالقوّه تقسیم کرده‏اند. زنان، کودکان، پیران، افتادگان جامعه، نیازمندان و فقیران و تمامی اشخاصی که بیش از دیگران در معرض آسیب‏پذیری قرار دارند. در این نوع و تعریف از بزه‏دیده (بزه‏دیده بالقوّه)، قرار دارند. از سوی دیگر بر اساس آموزه‏های دینی در جامعه اسلامی هیچ فقیری وجود ندارد، مگر اینکه توانگری حق او را از وی بازدارد. بدین ترتیب نیازمندان جامعه که در فقر زندگی می‏کنند و امکانات رفاهی در اختیار ندارند، به نحوی آسیب دیده‏اند، از این‏رو، می‏توان آنها را جزء بزه‏دیدگان بالقوّه به حساب آورد.
تقسیم بندی های متعددی از سوی نظریه پردازان برای بزه دیدگان بیان شده

By:

0 thoughts on “دانلود پایان نامه حقوق در مورد نظام عدالت کیفری

دیدگاهتان را بنویسید