با توجه به جدول ۴-۱۸ میتوان مدل نهایی این تحقیق را ارائه نمود. همانگونه که در شکل مشاهده میشود روابط تأیید شده با رنگ کامل و روابط تأیید نشده بصورت نقطه چین نمایش داده شده است.
 
شکل ۴-۸- نتیجه نهایی از مدل مفهومی تحقیق

فصل پنجم:

بحث و نتیجهگیری

هر تحقیق علمی بر اساس هدف مشخصی انجام میشود؛ یعنی هدف پژوهشگر از تحقیق، یا مبنایی و بنیادی است که به گسترش حوزه معرفت علم میانجامد، یا کاربردی و عملی است که غرض از آن حل مسئله و معضل یا ارتقای سطح کیفیت یا کمیت روش، کالا و تولید است؛ از اینرو، محقق باید با در نظر داشتن هر یک از هدفهای مزبور و بر اساس نتایج حاصل از تحقیق، نظریه خود را اعلام دارد. چرا که مطلب مهم در هر پژوهش علمی این است که کار تحقیقی باید همیشه با اظهار نظر توأم باشد و محقق در پایان کار و بر اساس مطالعات انجام شده، به طور قاطع نظر خود را درباره موضوع اعلام دارد تا به گسترش دامنه معرفتی علم و یافته های موجود کمک نماید. در غیر این صورت، تحقیق اعتبار علمی زیادی نخواهد داشت. همچنین، شناخت جدید ممکن است درباره یک نظریه و گزاره علمی مربوط به دیگران باشد که در این صورت میتواند به تأیید آنها منجر شود یا آنها را رد یا اصلاح نماید. اگر نتایج تحقیق و ارزیابی فرضیه ها به تأیید نظریهای منجر شود، آن نظریه علمی از ثبات و استحکام بیشتری برخوردار خواهد شد(محمدرضا حافظ‌نیا, ۱۳۸۹)
از اینرو، در پایان هر فعالیت تحقیقی محقق پس از آزمون فرضیات، باید نتایج کار را ارائه دهد. نتایج حاصل از فرضیات نیز پایه هایی هستند که پیشنهادات بر اساس آن شکل میگیرند. بنابراین یکی از قسمتهای مهم تحقیق که در واقع میتواند راهی برای تبدیل نظریات به عمل برای موفقیت در آینده باشد، نتیجهگیریهای صحیح و پیشنهادات مربوط و مناسب است. نتیجهگیریهایی که بر اساس تحلیلهای صحیح ارائه شده باشد میتواند مشکلات موجود بر سر راه سازمان را که تحقیق به آن منظور طراحی شده است را بر طرف نماید. در این فصل، نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها خلاصه میگردد و با تفسیر آنها سعی میشود تا به سؤالاتی که در فصل اول از سوی محقق مطرح شده بود پاسخ داده شود. در بخش اول این فصل پس از مرور کلی تحقیق، نتایج حاصل از اجرای طرح تحقیق ارائه شده است.

۵-۱) مررو کلی تحقیق

همان گونه که در فصلهای پیشین بیان گردیده است این پژوهش به دنبال بررسی اثر اشتراک دانش بر رفتار نوآورانه کارکنان و همچنین بررسی اثر تعدیلکننده سرمایه های اجتماعی بر رابطه بین اشتراک دانش و رفتار نوآورانه کارکنان در شرکت مهندسی مشاور طوس آب می باشد. در این پژوهش ابعاد در نظر گرفته شده برای اشتراک دانش دو نوع از رفتارهای اشتراک دانش یعنی اشتراک بهترین تجربیات و اشتراک خطاها و اشتباهات بوده است. در خصوص رفتار نوآروانه یکی از ابعاد آن یعنی ترویج ایده مورد بررسی قرار گرفته است. اثر تعدیل گر بودن سرمایه های اجتماعی در دو بعد سرمایه اجتماعی رابطهای و سرمایه اجتماعی ساختاری مورد بررسی و پژوهش قرار گرفت. از نتایج بدست آمده طی تجزیه و تحلیل داده های آماری از شش فرضیهای که مورد آزمون قرارگرفته است، سه فرضیه مورد تأیید قرار گرفت و سه فرضیه رد شده است.
نتایج بطور کلی نشان میدهد که اشتراک دانش مستقیماً و بطور مثبتی با رفتار نوآورانه کارکنان در ارتباط است. با متمایز کردن دو نوع از رفتارهای اشتراک دانش یعنی اشتراک بهترین تجربیات و اشتراک خطاها و اشتباهات نتایج به ما این اجازه را میدهد که در این زمینه پژوهشی یک قدم جلوتر برویم. رفتارهای اشتراک دانش هم بعنوان یک رفتار با علاقه شخصی و هم بعنوان یک فرایند بهبودی در سازمان می‌تواند مورد بررسی و ملاحظه قرار گیرد. در اولین بخش یافتهها این فرضیه پشتیبانی میشود که اشتراک بهترین تجربیات و اشتراک خطاها برای افراد مزیت دارد زیرا که اول فرایند رد و بدل کردن را تولید میکند و دوماً افراد را بیشتر به همکارانش نزدیک میکند و در در هر دو مورد فوق یک حسن نیت ایجاد میکند که افراد را می‌تواند در ترویج ایده های جدید تشویق کند. در قدم دوم افراد میتوانند ازعمل اشتراک دانش فراگیری داشته و با ترکیب دانش قدیم در شکلهای جدید به ایده های جدید و کاربردی برسند که منجر به تولید ایده و نوآوری خواهد شد. با در نظر گرفتن دانش بعنوان یک منبع قدرت مخصوصاً زمانی که اشتراک دانش میتواند بعنوان یک فداکاری از سمت افراد تلقی گردد که سرمایه های دانشی خودشان که مزیت رقابتی آنها محسوب میشود به منظور بهتر بودن در اختیار دیگران قرار میدهند(Husted & Michailova, 2002). در این سناریو افراد به اشتراک گذاری بهترین تجربیات و اشتراک خطاها تشویق شده در حالی که ممکن است علاقه شخصی هم به این کار نداشته باشند ولی بخاطر سازمانی که در آن کار میکنند این کار را انجام میدهند.

۵-۲) بحث و نتیجه‌گیری

در این پژوهش، پس از بررسی داده ها، نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری، اثر اشتراک دانش بر نوآوری و همچنین نقش تعدیلگر سرمایه های اجتماعی بر این رابطه مورد آزمون قرار گرفته است. مجموعاً در این پژوهش شش فرضیه با بهره گرفتن از روش های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت که ماحصل آن به شرح زیر است:
فرضیه اصلی ۱ : اشتراک دانش اثر مثبت و معنیداری بر رفتار نوآورانه کارکنان در شرکت مهندسی مشاور طوس آب دارد.
فرضیه فرعی ۱-۱ : اشتراک بهترین تجربیات اثر مثبت و معناداری بر ترویج ایده دارد.
فرضیه اول در بردارنده متغیر اشتراک بهترین تجربیات (شیوه های کاری) و ترویج ایده بود که بعنوان اولین فرضیه تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است و اثر مثبت و معنادار اشتراک بهترین تجربیات بر ترویج ایده اثبات گردید. همانگونه که در مطالعات مورا و همکاران (۲۰۱۳) اشاره شده اشتراک بهترین تجربیات به متخصصان این امکان را میدهد که ایده را با همکاران خود اجتماعی کرده و زمینه را ایجاد کنند و توجهشان به مزایای آن جلب شود و سپس این ایده جدید را به یک راه حل کاربردی تبدیل کنند. بر اساس تأیید فرضیه مشخص شده است که در جامعه مورد مطالعه نیز اشتراک بهترین تجربیات بین متخصصان در سطوح مختلف سازمانی بر ترویج ایده اثر مثبت و معنیداری دارد. بر اساس مشاهدات و بصورت عملی میتوان اینگونه بحث نمود که بعنوان نمونه جلسات مشترکی که در انتهای پروژه ها به منظور ارائه تجربیات مفیدی که تیم آن پروژه کسب کردهاند در انجام کارهای مشابه بعدی با روش های نوآورانه موثر میباشد که تأیید فرضیه اول نیز نشانگر همین موضوع میباشد.
فرضیه فرعی ۱-۲ : اشتراک خطاها و اشتباهات، اثر مثبت و معناداری بر ترویج ایده دارد.
فرضیه دوم دربردارنده اثر مثبت و معنیدار اشتراک خطاها و اشتباهات بر ترویج ایده بود که تأیید شد. براساس مطالعات انجام شده در گذشته(Huber, 1991) فرایند اشتراک خطاها یک تفکر دوباره از تجربه شخصی را آغاز میکند که میتواند اساسی یا جزئی باشد و قابلیت افراد در ترجمه و تبدیل ایده های جدید به راهحلهای کاربردی را بهبود بخشد. در نتیجه میتوان گفت که مشارکت و درگیری در اشتراک خطاها و اشتباهات مرتبط با کار میتواند گرایش، تمایل و قابلیت به سمت ترویج ایده های جدید در افراد را پشتیبانی کند. گرچه رابطه بین اشتراک خطاها و اشتباهات بعنوان بعدی از اشتراک دانش کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است لذا در این تحقیق مورد آزمون قرار گرفت و تأیید شد. با توجه به پروژه محور بودن سازمان و تجارب حاصل از پروژه ها و خطاهایی که گاهاً در ارتباطات با مشتریان و کارفرمایان انجام میشود مخصوصاً از طرف مدیران میانی در اختیار همکاران قرار میگیرد و تأیید فرضیه دوم نیز نشانگر و موید همین موضوع میباشد.
فرضیه اصلی۲ : سرمایه اجتماعی رابطه بین اشتراک دانش و رفتار نوآورانه کارکنان را در شرکت مهندسی مشاور طوس آب تعدیل میکند
فرضیه فرعی ۲-۱: سرمایه اجتماعی رابطهای رابطه بین اشتراک بهترین تجربیات و ترویج ایده را تعدیل میکند.
فرضیه سوم که نشانگر اثر تعدیلگر سرمایه اجتماعی رابطهای بر ارتباط بین اشتراک بهترین تجربیات و معرفی و ترویج ایده میباشد در این تحقیق تأیید نشده است. علیرغم مطالعات گذشته(Llewellyn, 2001) که در فصل دوم نیز بصورت کامل تشریح شده است سرمایه اجتماعی رابطهای در سازمان بگونهای میباشد که هرچه در یک سازمان کمتر باشد اثر اشتراک بهترین تجربیات بر ترویج و معرفی ایده مثبتتر و معنادارتر است. در سازمان مذکور که پژوهش در آن انجام گرفته است، با توجه به نمونه آماری گرفته شده و تحلیل آماری انجام شده فرضیه فوق رد شده است که میتوان نتیجه گرفت که قوت سرمایه اجتماعی رابطهای بعنوان عامل تعدیلگر در رابطه بین اشتراک بهترین تجربیات و معرفی و ترویج ایده نخواهد بود با اینکه در تحقیقات انجام شده در گذشته این رابطه تعدیلگر اثبات شده است ولی در سازمان مورد تحقیق این فرضیه تأیید نشده است. عدم تأیید فرضیه فوق میتواند ناشی از این باشد که سرمایه اجتماعی رابطهای در این سازمان قوی نمیباشد با توجه به مشاهدات محقق داشته است در سالهای اخیر با توجه به مشکلات اقتصادی اعتماد بین کارکنان و همچنین بین کارکنان و رده مدیریتی سازمان کاهش یافته است در صورتی که اهمیت اعتماد بین افراد برای ایجاد دانش در شرایط ابهام و عدم اطمینان بر کسی پوشیده نیست. علاوه بر بحث اعتماد، هویت که یکی دیگر از جنبههای سرمایه اجتماعی رابطهای میباشد و فرایندی است که در آن افراد احساس میکنند با فرد یا گروهی از افراد دیگر، عضو یک گروه واحد هستند. هویت باعث میشود که که احساس همانندی کردن با یک گروه یا جمع، نگرانی درباره فرایندها و نتایج جمعی را افزایش میدهد و بدین ترتیب احتمال فرصت تبادل اطلاعات افزایش مییابد و همچنین ممکن است فراوانی واقعی همکاری را بین اعضاء افزایش دهد. در مقابل، جایی که گروه ها دارای هویتهای متمایز و مغایر هم هستند، ممکن است موانع عمدهای را در برابر اشتراک اطلاعات، یادگیری و ایجاد دانش بوجود آورند.
فرضیه فرعی ۲-۲: سرمایه اجتماعی رابطه‌ای رابطه بین اشتراک اشتباهات (خطاها) و ترویج ایده را تعدیل میکند.
فرضیه چهارم که نشانگر اثر تعدیلگر سرمایه اجتماعی رابطهای بر ارتباط بین اشتراک خطاها و اشتباهات و معرفی و ترویج ایده میباشد در این تحقیق تأیید نشده است. با توجه به مطالعات گذشته (Llewellyn, 2001) که در فصل دوم نیز بصورت کامل تشریح شده است سرمایه اجتماعی رابطهای در سازمان بگونهای میباشد که هرچه در یک سازمان کمتر باشد اثر اشتراک اشتباهات (خطاها) تجربیات بر ترویج و معرفی ایده مثبتتر و معنادارتر است. در سازمان مذکور که پژوهش در آن انجام گرفته است، با توجه به نمونه آماری گرفته شده و تحلیل آماری انجام شده فرضیه فوق رد شده است که میتوان نتیجه گرفت که قوت سرمایه اجتماعی رابطهای بعنوان عامل منفی در رابطه بین اشتراک بهترین تجربیات و معرفی و ترویج ایده نخواهد بود با اینکه در تحقیقات انجام شده در گذشته این رابطه تعدیلگر اثبات شده است ولی در سازمان مورد تحقیق این فرضیه تأیید نشده است. عدم تأیید فرضیه سوم میتواند ناشی از این باشد که سرمایه اجتماعی رابطهای در این سازمان قوی نمیباشد. در سالهای اخیر با توجه به مشکلات اقتصادی و تحریمهای بین المللی که اثر خود را بر شرکتهای بسیاری گذاشت. در شرکت مورد مطالعه نیز با توجه به اینکه کارفرمایان بیشتر پروژه ها سازمان های دولتی بودند لذا رکود اقتصادی در شرکت نمایان بود. نتایج این مسأله به صورت کاهش پرداختها، حذف اضافهکاری پرسنل، کم شدن پروژه ها و نامنظم پرداخت کردن حقوق و مزایای پرسنل مشهود میباشد. از آنجائیکه شرکت خصوصی میباشد لذا سهامداران شرکت در وهله اول زمانی که ضرر و زیانی بوجود میآید ابتدا آن را متوجه کارکنان میسازند و همین عمل آنها باعث ایجاد جو بیاعتمادی در سازمان میشود. احساس هویت مشترک و احساس یکی بودن با شرکت را از دست داده و سرمایه اجتماعی رابطهای در سازمان کاهش مییابد..
فرضیه فرعی ۲-۳: سرمایه اجتماعی ساختاری بین اشتراک بهترین تجربیات و ترویج ایده را تعدیل می کند.
فرضیه پنجم که نشانگر اثر تعدیلگر سرمایه اجتماعی ساختاری بر ارتباط بین اشتراک تجربیات و معرفی و ترویج ایده میباشد در این تحقیق تأیید نشده است. با توجه به مطالعات انجام شده در گذشته(Burt, 1992; Coleman & Coleman, 1990; Kang et al., 2007) هر چه سرمایه اجتماعی ساختاری در سازمان بیشتر باشد اثر اشتراک بهترین تجربیات بر ترویج و معرفی ایده بیشتر است. در این پژوهش در سازمان مذکور با توجه به داده های بدست آمده این فرضیه رد شده است که نشان دهنده این است که روابط اجتماعی ساختاری که شامل الگو یپیوندهای میان اعضاء گروه و ترکیب سازماندهی این اعضاء است در شرکت موردنظر ضعیف بوده و به رفتارهای نوآورانه کارکنان در سازمان کمکی نمیکند. در حالی که نتایج تجزیه و تحلیل نشان میدهد که میانگین متغیر سرمایه اجتماعی در حد متوسط میباشد اما عدم تأیید فرضیه فوق میتواند نمایانگر این باشد که علیرغم تلاشهایی که سازمان جهت ایجاد بسترهای مناسب شبکه های اطلاعاتی جهت اشتراک اطلاعات انجام داده است کماکان الگوی تماس بین افراد و فراوانی تماس جهت اشتراک دانش و اطلاعات دارای ضعفهایی است. یکی از دلایلی که محقق نیز در سازمان مشاهده کرده است سیستم کنترل منابع انسانی است. این سیستم بر اساس پروژه به هر فردی مقدار نفر-ساعت معینی اختصاص میدهد که فرد مجاز به استفاده ساعت بیشتری نمیباشد. لذا هرچند بسترهای تماس با همکاران و اعضای تیم مناسب باشد کمبود وقت اثر منفی در این حوزه را دارد.
پارامتر دیگری که در سرمایه اجتماعی ساختاری میتوان مدنظر قرار داد ساختار سازمانی شرکت میباشد. ساختار سازمانی که در شرکت مورد مطالعه به صورت نمایش داده شده در شکل میباشد که میتوان بدینگونه تشریح کرد که واحدهای مختلف سازمانی بر اساس موضوعات تخصصی تشکیل شده است و در هر واحد پروژه های مرتبط با آن واحد سازمانی اجرا میشود اما نکته اساسی این است که در حالی پروژه های سازمان در زمینه های مشابه است ولی دانش بطور مناسب بین واحدهای سازمانی به اشتراک گذاشته نمیشود و کانالهای ارتباطی بین افراد با تخصصهای مشابه کمرنگ میباشد. و در تحلیل عدم تأیید فرضیه فوق میتوان به موضوع ساختار سازمانی اشاره کرد. اگر چه در هر واحد سازمانی ساختار ماتریسی حاکم است اما در کل سازمان ساختار ماتریسی ضعیف میباشد و بنظر میرسد میتوان مورد تحقیق و بررسی بیشتر قرار گیرد.
شکل ۵-۱- ساختار سازمانی شرکت مورد مطالعه (برگرفته از وبسایت شرکت مهندسی مشاور طوس آب)
فرضیه فرعی ۲-۴: سرمایه اجتماعی ساختاری بین اشتراک اشتباهات (خطاها) و ترویج ایده را تعدیل میکند.
فرضیه ششم که نشانگر اثر تعدیلگر سرمایه اجتماعی ساختاری بر ارتباط بین اشتراک اشتباهات(خطاها) و ترویج ایده میباشد در این تحقیق تأیید شده است. همانگونه که نتیجه مطالعات مورا و همکاران ۲۰۱۳) پیشبینی کرده بود فرضیه مورد تأیید قرار گرفته است. بر اساس مطالعات انجام شده در گذشته (Burt, 1992; Coleman & Coleman, 1990; Kang et al., 2007) هر چه تعداد روابط اجتماعی بیشتر باشد، امکان اینکه افراد کسانی که تمایل به پشتیبانی و حمایت ایده جدید را دارند شناسایی کنند، بیشتر است. به این ترتیب، افراد میتوانند انتظارات بیشتری داشته باشند که اشتراک خطاها و اشتباهات آنها در پشتیبانی از یک ایده جدید اثربخشتر خواهد بود زمانی که آنها به شبکه بزرگتری از آشنایان متصل باشند.

۵-۳) پیشنهادهای کاربردی

با توجه به رابطه مثبت و معنادار بین اشتراک دانش و ترویج ایده پیشنهاد میگردد در شرکت مذکور با ایجاد یک سیستم پاداشدهی منظم، پذیرش تغییر، ارزیابی فرهنگی، سازمانی و گروهی، تشویق کار تیمی موجبات اشتراک دانش در سازمان فراهم گردد؛ سپس با تشویق یادگیری و آموزش، استفاده از منابع بیرونی و درونی، استفاده از فرصتها، به کسب دانش کمک نماید و از مزیتهای اشتراک دانش که موجب کسب مزیت رقابتی، افزایش نوآوری، بوجود آمدن فرصتهای جدید، افزایش کارایی، جلوگیری از افت دانش سازمانی میگردد؛ استفاده نماید.
باتوجه به اینکه در اختیار داشتن زمان و وقت کافی برای شرکت در فعالیتهای اشتراک دانش عامل بسیار مهمی است. ممکن است، ساختارها و راهبردهای مناسبی برای به اشتراکگذاری دانش در سازمان فراهم شده باشد ولی برای استفاده از ابزارهای اشتراک دانش و شرکت در اینگونه فعالیتها، باید کارکنان وقت و زمان کافی داشته باشند. کمبود وقت را به عنوان یک مانع معمول برای اشتراک دانش معرفی کرده و نتیجه میگیرند گرچه مدیران و کارکنان از سودمندی اشتراک دانش آگاهی دارند، به دلیل کمبود زمان تمایلی به انجام آن ندارند. بنابراین، محدودیتهای زمانی میتواند دلیل این امر باشد که چرا افراد دانش خود را به اشتراک نمیگذارند و ترجیح میدهند کارهایی را انجام دهند که فایده بیشتری برای ایشان دارد. در واقع، با توجه به اینکه فعالیتهای اشتراک دانش هنوز تبدیل به جزئی از فرایند کاری کارکنان نشده است، شرکت در اینگونه فعالیتها برای کارکنان به عنوان وقت و سرمایه هدرشده در نظر گرفته میشود. به همین دلیل، مدیران باید فرصتهایی را به صورت رسمی یا غیررسمی در سازمان برای انتقال دانش و تجربه کارکنان و یا تبدیل دانش ذهنی به عینی فراهم آورند تا کم کم اشتراک دانش با امور کاری کارکنان هماهنگ و یکپارچه شود. توجه به موضوع فوق از این لحاظ بود که در شرکت مورد مطالعه یعنی مهندسین مشاور طوس آب با توجه به اینکه در بخش برنامه ریزی پروژه ها در ابتدای شروع کار یک پروژه بر اساس میزان فعالیتهای آن ساعات مورد نیاز کاری برای این پروژه مشخص میشود و سپس در سیستم کامپیوتری ثبت میگردد لذا افراد در طی زمانی که یک پروژه فعال است فقط مجازند در حد همان ساعت تعریف شده وقت صرف کنند و اگر از آن مقدار تجاوز نماید تآیید آن منوط به طی مراحلی است لذا این خطر میتواند وجود داشته باشد که افراد در طی زمانی که صرف یک پروژه میکنند همیشه هراسان بوده که نکند مقدار تخصیص شان تمام شود و لذا تمایل کمتری برای فعالیت در اشتراک دانش اعم از اشتراک بهترین تجربیات و یا اشتراک خطاها و اشتباهات داشته باشند. لذا لازم است این مسأله در فعالیتهای روزمره کارکنان لحاظ شده و در مواردی که امکان دارد جلسات رسمی و غیررسمی جهت انتقال و اشتراک اطلاعات بین همکاران برگزار شود و همچنین بستر لازم کامپیوتری جهت رد و بدل کردن اطلاعات ایجاد گردد.
شرکت در فعالیتهای اشتراک دانش به طور قطع فوایدی به دنبال دارد که عدم آگاهی نسبت به آنها میتواند مانعی برای کارکنان نسبت به اشتراکگذاری دانش و تجربه باشد. به عنوان مثال، کسب دانش و وجهه اجتماعی دو فایده از فواید قابل انتظار از اشتراک دانش است. هنگامی که افراد اندیشه و افکار خود را دراختیار دیگران قرار می دهند، به احتمال دانش و اندیشه های جدیدی نیز از آنها دریافت میکنند. در این میان، درک بهتر و بیشتری از دانش خود کسب کرده، عملکرد و دانش آنها مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت و نواقص فهم و درک آنها نیز مشخص خواهد شد. افزون بر این، ممکن است با به اشتراکگذاری دانش، کارکنان احترام بیشتری از همکاران خود دریافت کنند، تصویر بهتری از خود در سازمان نشان دهند و وجهه و اعتبار، قدر و منرلت بالاتر و وضعیت اجتماعی بهتری در سازمان پیدا کنند. بنابراین، عدم آگاهی نسبت به فواید اشتراک دانش میتواند یکی از موانع و عوامل بازدارنده این فرایند در سازمان ها باشد. دراین راستا، پیشنهاد میگردد که مدیران سازمان مذکور از طریق ارائه آگاهی های لازم و برگزاری کلاسهای آموزشی و یا بیان این موضوعات در گردهماییهای دورهای سازمان، اطلاعات مورد نظر را نسبت به سودمندی شرکت در اینگونه فعالیتها در اختیار کارکنان قرار دهند و لذا تشویقهای لازم در این راستا نیز بسیار موثر و مفید واقع خواهد شد.
میزان استفاده افراد از دانش به اشتراک گذاشته شده برای موفقیت نهایی اشتراک دانش دارای اهمیت است. افرادی که دارای دانش مرتبط بیشتری میباشند، به احتمال زیاد، توانایی بیشتری در یادگیری، تلفیق و استفاده از دانش به اشتراک گذاشته را خواهند داشت. از سوی دیگر، کارکنانی که از دانش و تجربه کمتری برخوردار هستند باید تلاش بیشتری کنند تا بتوانند از دانش توزیع شده در سطح سازمان بهره ببرند. بنابراین، این احتمال وجود دارد که با توجه به اینکه دانش و تجربه زیادی ندارند تمایل کمتری نسبت به شرکت در اینگونه فعالیتها داشته باشند. بنابراین، این عامل، یعنی تفاوت در سطح تجربه و دانش میتواند به عنوان یک عامل بازدارنده و مانع مهم برای شرکت کارکنان در فعالیتهای اشتراک دانش باشد. بر همین اساس، سازمان باید افرادی را استخدام کنند که در رابطه با وظایف کاری از دانش و تجربه بیشتری برخوردار باشند، چنین افرادی تأثیرپذیری بیشتری از اشتراک دانش را تجربه خواهند کرد و تمایل و گرایش بیشتری نیز به اشتراک دانش خواهند داشت(Tuan, 2012). افزون بر این، سازمان باید به امر آموزش توجه بسیاری کرده و به صورت منظم و مداوم کلاسها و کارگاه های آموزشی جهت بروزرسانی دانش کارکنان برگزار کند.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.