با موضوع زمان، مکان و فضای قصه گویی:

اجرای موفقیت آمیز یه برنامه قصه گویی نیاز به شرایط وقتی و مکانی مناسب داره. خیلی از قصه گوها

فکر می کنند که زمان قصه گویی زمان خاصی واسه شادی، رها بودن از قیود و لذت بردن از یه تجربه استثنایی و خاص هستش و بهتر میشه اگه غیر رسمی و ً بدونه برنامه ریزی قبلیه انجام شه. بعضی وقتا که بچه ها در گردشهای دسته جمعی یا اردوهای علمی – تفریحی شرکت می کنن یا در کتابخانه های کودکان و نوجوانان گرد هم میان، بعضی خبرها، صداها و حوادث تازه می تونه بهونه و نقطه عطفی واسه شروع یه قصه باشه. در مورد مکان و محیط قصه گویی باید تاکید کنیم که به جز محیط گرم خونواده

برنامه ریزی

که واسه کودک، آشنا و مأنوسه، هر چی محیط قصه گویی تازگی و تنوع بیشتری داشته باشه، بهتره و البته منظور از تنوع، عجیب و غریب بودن یا صرف هزینه وقت بسیار نیس. در مورد وضعیت نشستن شنوندگان که خود، عامل مهمی واسه جفت و جور آوردن محیط مناسب قصه گویی هستش باید  دو نکته رادر نظر داشت، یکی این که صدای قصه گو خیلی راحت شنیده شه، دیگه این که مشاهده اون بدونه

تلاش زیاد ممکن باشه. پس باید گفت مناسب ترین راه، قرار گرفتن شنوندگان به صورت نیم دایره در برابر قصه گو و در فاصله ای نزدیکه. نشستن در اینجور وضعیتی به مخاطبان فرصت میده که در لذت حاصل از تجربه قصه گویی شریک و سهیم شن. مدت نقل قصه به شرایط سنی شنوندگان و نوع قصه بستگی داره اما کلا در مورد کودکان خردسال باید گفت این زمان می تونه بین ۸ تا ۱۵ دقیقه باشه و واسه نوجوانان و بچه های بزرگتر میشه این مدت رو بالا برد(مهاجری،۱۳۸۸،ص ۱۴۹-۱۵۰).

 

۱۰-۲-۲- روشای جور واجور واسه شروع داستان:

با کودکان در مورد مورد تجربیاتی که در مورد موضوع اصلی داستان دارن صحبت کنین. داستان رو با یه مقدمه روشن شروع کنین مثلاً: می خوام داستانی درباره یه گربه سفید کوچلو براتون تعریف کنم

بعد اینجور شروع کنین ((گربه سفید کوچلو)). بدونه هر گونه مقدمه و زمینه چینی مستقیماً با خط اول داستان شروع کنین و یا با ((جمله یکی بود یکی نبود)) تا وقتی که حواس تموم اونا به طور کاملً جمع نشده و ساکت نشده ان داستان رو شروع کنین مگه اینکه اطمینان داشته باشین که به محض شروع کردن داستان اونا ساکت می شن.

حالات شما: داستان رو به روش خود و طبیعی تعریف کنین. گریس هالورث قصه گو هند شرقی که شخصیت به طور کاملً شناخته شده ایه از این روش استفاده می کرد. دنسان ویلیام سان قصه گوی اسکاتلندی وقتی که قصه ای تعریف می کرد گفته هاش پر از طنز و خنده بود. من پیشنهاد میدم که به روشی عمل کنین که

خنده

خودتون رو در اون توانا میدونید و به بهترین روش می تونین ازش استفاده کنین. اگه می خواین شنودگان از شنیدن قصه لذت ببرن و از شما خشنود باشن، باید با هر ویژگی که دارین خودتون و شنوندگان رو با داستان همراه کنین.

صدای شما: صدای آدم به طور ذاتی متنوعه: بلند، آهنگین، موزون، ملایم، نرم، تیز و همراه مکث.

به کار گیری شکل های جور واجور اونا بستگی به داستان، شخصیت قصه گو و شنوندگان داره. استفاده زیادتر از اندازه از هر کدوم از این حالات در غالب موارد نابجا میشه. از طرفی دیگه بیشتر مردم از این استعداد خوب ذاتی به اندازه کافی استفاده نمی کنن و بیشتر از یه ریتم واسه حرف زدن بهره مند هستن در جائیکه می تونین خیلی راحت نفس بکشین بدونه اینکه حتی کمی قوز کرده و خمیده باشین، بشینین یا وایسید. نفس خود رو، تا ما رو بشنون. زمانیکه می خواین صحبت کنین به نفس زدن نیفتد. به اندازه کافی با صدای بلند صحبت کنین تا بچه ها یی که عقب نشستند بتونن خیلی راحت صدای شما رو بشنون. مکث کردن یکی از اثر گذارترین روشها در جذب کردن قصه گویی و خوندن داستانه شنوندگان مجبور می شن که به طور کاملٌ در جریان باشن وسعی می کنن گفته های بعدی شما رو پیش بینی کنن. این راه بیان، یکی از روشای بسیار عادی در

تعریف داستا نهای غم انگیزه که میشه از اون در لحظات حساس استفاده کرد(رایت،۱۹۵۸،ص۳۹-۴۰).

 

۱۱-۲-۲- چهره و حرکات قصه گو

کلا رفتار، مخصوصا چهره قصه گوی خوب کمک بسیار مؤثری به شنونده می کنه. شنونده ضمن این که به کلمه هایی که به تصاویر داستان جون می بخشه توجه داره، در تموم مدت به قصه گو هم چشم می دوزد. چهرۀ قصه گو بیشتر آیینۀ تموم نمای اون قصه س و به اون چه شنونده می شنوه، جون می بخشه. قصه گوی خوب باید چهره ای قابل انعطاف داشته باشه تا اخم و لبخند، ترس و ترس و بقیه احساسات رو
لبخند

نشون بده و بر اثر قصه گویی اضافه کنه. حالات چهره باید منطبق بر حالتای داستان باشه و هیچوقت نباید به کاریکاتور تبدیل شه مگه اینکه داستان اینجور ایجاب کنه. حرکات باید طبیعی باشه، نه برنامه ریزی شده به جای اداها و حالتای اضافه و تمرین شده ای که معمولاً درگذشته به عنوان فن بیان آموخته می شد، باید حرکتا خود انگیخته باشه تا به اثر قصه اضافه کنه. در هر حال، تو یه قصه گویی موفق، چهره

چیزیه که می تونه در بیان بهتر قصه، به قصه گو کمک کنه، ولی نباید بیشتر از بقیه جنبه های این هنر

به اون توجه کرد(همتی،۱۳۸۸،،ص۱۰۱).

 

 

 

 

۱۲-۲-۲- قصه و فعالیت ادبی                                                                                   

در اهداف آموزشی، پیشرفت و گسترش خلاقیت، ارزش آموزش زیبایی شناسی، آموزش ادبیات، آموزش مهارت هایی مثل خوب گوش کردن مدنظره. در کارکرد و هدف پرورشی، قصه گویی، نظم فکری و جمع کردن حواس، تقویت مهارت کلامی، توانایی تفکر و تعقل روش زوم شده. به علاوه در کنار این کارکردها قصه به ایجاد رابطه عاطفی بین مربی و کودک و نوجوون کمک کرده و به خصوص کودک و نوجوون رو به خوندن تشویق می کنه. کودکان و نوجوانان از راه قصه گویی یا قصه خوانی با ادبیات آشنا و یا در اون عمیق تر می شن. از کارکردهای قصه گویی یکی همین مواجه ساختن کودکان و نوجوانان با نش و داستانه که یکی از اهداف قصه گویی هم هست؛ هدف پرورشی. «تربیت ذوق ادبی و هنری کودکان و نوجوانان، تقویت حس کنجکاوی اونا حاصل ایجاد ارتباطیه که کودکان با مربی قصه گو ایجاد می کنه.»(ناظمی،۱۳۸۵).

خلاقیت

یکی از ویژگی های قصه گویی، سرگرم کنندگی و لذت بخش بودن اون هستش. «لذت بردن از شنیدن یه قصه مقصود اصلی و ابتدایی ترین توجیه واسه یه قصه گو می تونه باشه»این ویژگی نه فقط کودک رو جذب می کنه بلکه اون رو با دنیای تازه ای از زبون و کلام و داستان روبه رو و آشنا می سازه( مراد حاصل،۱۳۸۲).

علمی