فناوری

ایلان ماسک و ایده تامین انرژی جهان؛ نگاهی بر دلایل ساخت ابرکارخانه پنج میلیارد دلاری تسلا

ایلان ماسک با سرعت و بدون تعارف، روی صحنه ظاهر می شه و صدای موسیقی هارد راک که دقایقی در حال نواختن بود رو به محو شدن میره. ناله گیتار الکتریک به طرف سکوت حرکت می کنه و ستاره راک این داستان آماده می شه تا سخنرانی اش رو شروع کنه.

چند باری سرش رو در جواب به تشویق حضار تکون میده و بعد دست هاش رو در جیب هاش فرو کرده و میگه: «چیزی که می خوام امشب در موردش صحبت کنم، حقایقی هستن از چگونگی کار کردن جهانی که امروز در اون زندگی می کنیم.»

تنها ۴۴ سال سن داره و مدیر دلیلی دو کار و کاسبی «تسلا» و «اسپیس اکس» علاوه بر ریاست هیئت مدیره شرکت SolarCity رو دوش اشه. پیراهنی تیره به همراه یه کت اسپورت بر تن داره. حتی «استیو جابز» هم یکی از تشویق کننده هاش بوده؛ گویی قدرتی فوق بشری داره که از همه دنیا جدا اش می کنه. البته نمیشه رفتار، صحبت کردن و سخنرانی هاش رو با استیو جابز مقایسه کرد. وقتی که موسس اپل روی صحنه می اومد، حضار رو با سنگینی نگاه، مکثای طولانی و سخنان سنگین اش عاشق خود می کرد. رویدادهای اپل در روزای کاری و صبح هنگام برگزار می شدن تا آخر تاثیر رسانه ای رو داشته باشن.

ایلان ماسک اما رویدادی رو برگزار کرده تا در مورد یکی از بزرگترین مشکلات بشر، یعنی انرژی صحبت کنه اما ساعت اون، ۸ عصره و در سالنی بسیار کوچیک برگزار می شه. وقتی خودش روی صحنه میاد، می بینیم که رفتارش گیک-گونه س و خیلی نمی تونه خیلی راحت سخن گوید؛ چند باری جملاتش رو تغییر میده، چشم هاش رو بر می گردونه و تلاش می کنه حس شوخ طبیعی اش رو به خود یدک کشیده و روی صحنه اونو به نمایش بزاره.

روی صحنه وایس تاده و تصویری رو پشت سر خود واسه حضار نشون میده از دود زرد رنگی که از دودکش کارخانه های بزرگ صنعتی خارج می شه. بعد در کنار همون تصویر، نموداری رو نشون میده که مربوط می شه به تغییر آب و هوا در سالای گذشته و آینده. صورتش رو به طرف حضار برگردانده، خیلی خونسرد و با لهجه خاص خود که اونو از سالای رشدش در آفریقا به ارث برده میگه: «بذارین رو راست بگم: این تصاویر واقعی هستن.»

ماه آوریل سال ۲۰۱۵ه و ایلان ماسک روی صحنه قرار گرفته تا راه حل خود واسه تامین انرژی جهان رو عرضه کنه. بیشتر کسائی که در این کنفرانس حاضر شدن، اتومبیل تسلا سوار می شن و البته میشه چندتایی خبرنگار رو هم در اون بین دید.

در هر حال، ماسک امروز این جمعیت نه خیلی زیاد رو گرد هم آورده تا محصول جدید کارخانه خودروسازی اش رو رونمایی کنه. محصول جدید، یه باتریه. البته نه یه باتری معمولی. باتریایی که می تونن در خونه کاربران قرار گرفته، انرژی ذخیره کنن و بعد انرژی الکتریسیته یه خونه رو تامین کنن. نمونه های بزرگ تری از اون پیشرفت پیدا کردن تا نیروی لازم کسب و کارا و سازمانا رو تامین کنن.

اسمش Powerwallه و طراحی شده تا در پارکینگ خونه جای گیرد. بدنه ای از جنس استیل داره و مثل یه سیلندر بزرگه که در پنج رنگ به فروش می رسه و قیمت پایه اون، ۳۰۰۰ دلاره. Powerpack که واسه کسب و کارا پیشرفته قیمتی برابر با ۲۵ هزار دلار داره و این نصف قیمتیه که بقیه شرکتای بزرگ واسه ارائه اینجور محصولی می خوان.

قیمت پاور وال که یه باتری خانگیه از ۳۰۰۰ دلار شروع می شه.

ماسک ادامه میده: «مشکل باتریای فعلی اینه که… افتضاح هستن. گرانند. نمیشه به اونا اعتماد کرد. بدبو و بیریخت هستن. هر طور که به اونا نگاه کنین، بد هستن.»

ایده ماسک اینه که باتریای تسلا که واسه استفاده در خونها پیشرفت پیدا کردن رو به پنلای خورشیدی وصل کرده تا انرژی لازم یه خونه تامین شه. حال این پنلا می تونن روی سقف خونه جای گرفته باشن یا تو یه مزرعه پر از پنلای خورشیدی. همینطوری، روز هنگام و در زمان تابش خورشید انرژی جمع شده و شب هنگام ازش استفاده می شه.

ماسک باور داره که این راه حل، راه حل اصلی مشکل افزایش گرمای جهانیست. ایشون عنوان می کنه که انرژی لازم شهر بولدر که در ایالت کلرادو واقع شده و جمعیتی برابر با ۱۰۳ هزار نفر داره، با به کار گیری ۱۰ هزار عدد پاور پک و پنلای خورشیدی تامین می شه. این در حالیه که انرژی لازم کل آمریکا به وسیله ۱۶۰ میلیون عدد پاورپک تامین می شه و واسه تامین انرژی کل جهان، به ۹۰۰ میلیون پاورپک نیازه.

ماسک: مشکل باتریای فعلی اینه که… افتضاح هستن

اگه از ۲ میلیارد پاور پک استفاده شه، دیگه نیاز جهان به بنزین، نفت واسه ایجاد گرما و گاز واسه آشپزی مرتفع می شه. خود ایلان ماسک در همین رابطه میگه: «۲ میلیارد عدد باتری بزرگ شاید رقمی بسیار عجیب و غریب باشه اما یادتون نره که حالا ۲ میلیارد خودرو در سطح جهان وجود دارن که هر ۲۰ سال یه بار به شکل کامل از رده خارج می شن. منظورم اینه که می تونیم به اینجور هدفی دست پیدا کنیم و این موضوع اصلا غیر قابل دسترسی نیس.»

این روزا شعار استارتاپای بسیاری شده: «تبدیل جهان به مکانی بهتر» اما این وسط میشه دید که تسلا در واقع تلاش می کنه تا همین امر رو محقق سازه. در سالای گذشته و در «دوره دات کام»، ماسک در تاسیس دو شرکت مشارکت کرد که شرکت موفق تر، PayPal نام داشت و با قیمت ۱.۵ میلیارد دلار به eBay فروخته شد. پس از اون زمان، ماسک تصمیم راسخ خود رو گرفته تا بشر رو از شر بشر رها سازه.

ماموریت پایانی ایلان ماسک رها سازی بشر از دست بشره

واسه تحقق بخشیدن به همین هدف، ایشون تبدیل شده به یکی از موفق ترین موسسان استارتاپا در بیست سال گذشته. اون باور داره که در آخر روزی کره زمین دیگه قابل زندگی نیس و به خاطر همین، تلاش می کنه تا با SpaceX، روزی زندگی واسه آدم رو در سیاره ای دیگه امکانپذیر کنه. تسلا از طرف دیگه با اینکه تلاش می کنه تا روزی در آخر نیاز به سوختای فسیلی رو از بین برداره اما الان، فقط یه تولید کننده خودروهای لوکسه. براساس گفته های خود ماسک، تسلا در نیمه اول سال ۲۰۱۵ قادر گشته تا فروش بالاتری از مرسدس بنز کلاس اس داشته باشه و تصمیم داره تا آخر سال ۲۰۱۵، پنجاه هزار خودرو به فروش برسونه.

خیزش تسلا در سالای گذشته با مشکلات بسیار زیادی رو به رو بوده. در میونه دهه ابتدایی از هزاره سوم، وقتی که ایلان ماسک ایده خود مبنی بر پیشرفت خودروهایی لوکس، هوشمند، الکتریکی رو توضیح می داد که می تونستن از خودروهای بنزینی سرعت بیشتری داشته باشن و ارزون تر باشن، همه به اون می خندیدن. در اون زمان، خودروهای الکتریکی ماشینایی بسیار کنه، غیر کاربردی و گیک-گونه به حساب می اومدن و هیچ کارآفرین آمریکایی تا اون زمان موفق نشده بود یه کار و کاسبی یا شرکت تولید اینجور کالاهایی رو تاسیس کنه.

ماسک: ۲ میلیارد خودرو در سطح جهان وجود دارن که هر ۲۰ سال یه بار از رده خارج می شن

سالای سال، ماسک انتقادهای جور واجور از طرف کارشناسان بخش اتومبیل سازی رو به جون خرید و در میونه راه تا مرز ورشکستگی هم پیش رفت. در آخر ولی اجناس تسلا به خطوط تولید راه یافته و به بازار اومدن و بعد بازخورد بررسی کنندگان، عجیب بود. پس از عرضه اولین نسل از خودروی Model S، امتیاز کامل از طرف گزارش مصرف کنندگان واسه اون کسب شد و حالا همین خودرو، بالاترین امتیاز ایمنی رو هم واسه تسلا به ارمغان آورده.

کارخانه اصلی تولید خودروهای تسلا در فرمونت واقع شده که در ایالت کالیفرنیاست. ایلان ماسک حالا تونسته ظرفیت تولید در این کارخانه رو دو برابر کنه.

این اما تنها کارخانه تسلا نیس. در ایالت نوادا، کارخانه ای دیگه س به نام گیگافکتوری که کارش تولید پکای باتری واسه اتومبیلا و خونه هاست. خود تسلا خبر میده که یه هفته پس از معرفی پاورپک و پاوروال از طرف ماسک، مشتریان به ارزش ۸۰۰ میلیون دلار این اجناس رو خریده و رزرو کرده بودن.


– میدونی فرق میان توان و انرژی چیه؟

– اممم…

– واحدها رو می شناسی؟

فقط سوالی ساده از ماسک پرسیده بودم در مورد پیشرفت تکنولوژی در باتریای الان. اون ولی به جای جواب دادن، عزمشو جزم کرد چند سوال ساده سوال کنه. جواب درست به سوال اولش میدم. لبخند می زنه و میگه: «بد نیس». بعد می پرسد: «واحد اندازه گیری توان چیه؟»

پس از مکثی طولانی، خودش جواب میده: «وات». بعد با حالتی نصیحت وار و دلسوزانه تلاش می کنه توضیح بده: «اینا اصلایی بسیار مهم هستن. توان، به معنی اون هستش که با چه سرعتی میتونی حرکت کنی و اولیه. انرژی ولی نشون دهنده اون هستش که تا کجا میتونی پیش روی.»

ماسک: در انتظار تغییر تکنولوژی باتریا نباشین؛ می شه توان رو به شکلی پویا بالا برد اما از اون طرف ماجرا، به انرژی ضربه وارد می شه

ماسک اینا رو میگه تا در آخر به یه نتیجه گیری برسه. برعکس چیپای پردازش کامپیوتری که در سالای گذشته رشد زیادی داشتن، تکنولوژی باتریا شدیدا در برابر یه جهش بزرگ از خود مقاومت نشون داده و دلیل اصلی هم اون هستش که ما انتظارات خیلی از اونا داریم. امروز باتریای lithium-ion باید در گجتا و وسایل جور واجور مورد استفاده قرار گیرند؛ از باتری که پشت نمایشگر یه آیفون مخفی شده بگیرین تا همون باتری که انرژی حرکت خودروهای تسلا رو تامین می کنه و بیشتر وزنی بیشتر از ۴۵۰ کیلوگرم داره. این باتریا باید چند سال سلامت خود رو حفظ کنن و باید انقدر مقاوم باشن که بتونن در شرایط آب و هوایی جورواجور، به شکل قابل اطمینانی به فعالیت خود ادامه داده و شعله ور نگردند.

قانون Moore میگه که تکنولوژی هر دو سال، دو برابر رشد می کنه اما همین قانون انگار در مورد باتریا صادق نیس. ایلان ماسک میگه: «ایجاد نوآوری در باتریا خیلی قابل انجام نیس. خیلی کم پیش میاد که تماشاگر یه اتفاق عجیب در این مورد باشیم چون که محدودیتای زیادی در اون وجود دارن. مثلا شما قادر هستین تا توان رو به شکلی پویا زیاد کنین اما از اون طرف ماجرا، به انرژی ضربه وارد کردین.»


معمولا حالتی منظم و باوقار داره اما در روز مصاحبه، کمی نگران و نا آروم به نظر می رسه. شاید به دلیل اینکه روز قبل به عنوان عضوی از هیئت منصفه تو یه دادگاه حضور داشته. اون باید زمانش رو واسه مدیریت دو شرکت تقسیم کنه. این در حالیه که پنج پسر داره و باید با همسر قبلی خود به نام «جاستین ماسک» هم سر و کله بزنه.

حضور در هیئت منصفه یه روز کامل کاری اش رو بر باد داده بود و به خاطر همین، به جای ملاقات در دفتر اصلی شرکت SpaceX، بهتر می دونه در خونه شش هزار متری اش مصاحبه کنه.

ماسک در این خونه بزرگ که در سال ۲۰۱۳ اونو خریده، با همسر الان اش به نام «Talulah Riley» که یه بازیگر انگلیسیه زندگی می کنه. دکوراسیون داخلی اتاق آقای ماسک، شما رو یاد صحنه هایی از سریال Mad Men میندازه با این حال به طور کامل مشخصه کمتری کسی از وسایل اون استفاده کرده. در گوشه ای از اتاق میشه دید که موتور یکی از موشکای SpaceX در دیوار آروم گرفته. خودش میگه: «قدرتش به ۱۰ هزار اسب بخار و ۳۰ هزار دور در دقیقه می رسه. برام جالبه که منفجر نمی شه!»

با دقت که به موضوع نگاه کنیم، می بینیم که خطی نه خیلی مرعی میان «سرعت» و «مرگ» هست و به نظر می رسه بعضی وقتا ماسک تصمیم میگیره یه پایش رو در این طرف همین خط و پای دیگش رو در طرف دیگه اون بذاره. کمی بیشتر از اندازه نترسه و تمایل به انجام کارای بزرگ، بعضی وقتا هم عجیب داره. یه مدت پیش به همراه همسرش Riley، سوار بر هواپیمایی قدیمی و ملخی شدن. سواری ماسک در این هواپیما البته روی صندلی نبود، اون روی بال بالایی هواپیما وایس تاده بود.

تصویر از اینستاگرام ایلان ماسک

حالا البته اقرار می کنه که بخش خطرناک ماجرا، ایستادنش روی بال هواپیما در ارتفاع زیاد نبوده، بلکه سوار شدن بر هواپیمای کوچیکی بوده که در سال ۱۹۴۰ میلادی به تولید رسیده، تنها یه موتور داره و جنس بدنه اش هم از چوب ساخته شده.

ایلان ماسک همیشه اشتهایی سیر نشدنی واسه خطر کردن داشته. براساس گفته های Martin Eberhard و Marc Tarpenning که با ماسک در تاسیس «تسلا» همکاری داشتن، ایده اولیه واسه راه اندازی تسلا این بوده که یه کار و کاسبی کوچیک در سیلیکون ولی باشن که خودروهای اسپورت پر سرعت الکتریکی تولید می کنه. اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین قرار بوده تولید خودروها از راه به کار گیری بعضی قطعات کم ارزش باشه که ارزش فروش در فروشگاه ها رو ندارن. مثلا باتریایی که در لپ تاپای دست دوم پیدا میشه.

تسلا قرار بود کار و کاسبی کوچیکی باشه که باتری اتومبیل هاش از باتری لپ تاپای دست دوم تامین شه

پس از مدت کمی، کار به جایی رسید که قرار شد یه خودروی به طور کامل بی اشکال تولید شه. بعد تسلا Roadster به دنیا اومد که از یه برچسب قیمت ۸۹ هزار دلاری بهره مند بود. قرار بر این شد که شرکت یاد شده سودی که از فروش Roadster به دست می آورد رو صرف پیشرفت خودروهای الکتریکی اما ارزون تر بکنه.

این وسط یه مشکل بزرگ وجود داشت و اونم این بود که خبری از سودآوری نشد. کار در واقع به جایی رسیده بود که هزینه تولید هر خودروی رودستر به ۲۰۰ هزار دلار می رسید. از اول تولد تسلا در سال ۲۰۰۳ تا سال ۲۰۰۷، آقای Eberhard در نقش مدیر عامل اون اجرای نقش می کرد. پس از زیان تسلا به دلیل فروش ناموفق Roadster، ایلان ماسک تصمیم به اخراج Eberhard گرفت. از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ هم شخص دیگری به نام Drori مدیر عامل تسلا شد اما در آخر در سال ۲۰۰۸، ایلان ماسک خودش در نقش مدیر عامل افسار کارا رو در دست گرفت. در مورد اون زمان میگه: «همه مواردی که در طرح تجاری که واسه تسلا در اون زمان وجود داشت از پایه اشتباه بودن.»

البته این وسط اینم بگیم که در سال ۲۰۰۹، مدیر عامل اول تسلا به نام Eberhard از ماسک شکایت کرد و گفت که ماسک اونو به زور از شرکت بیرون انداخته تا ایشون در موفقیتای بعدی سهیم نباشه. Eberhard البته با واسطه گری آشنایان هر دو طرف از پیگیری این شکایت بیخیال شد. در سال ۲۰۰۸ و پس از در دست گرفتن مدیریت و در بالاترین درجه رکود اقتصادی جهانی، به نیویورک تایمز گفت: «طبیعیه؛ حالا هممون دوره اقتصادی بسیار سختی رو میگذرونیم اما من برنامه های بسیاری واسه تسلا دارم.»

واسه مدیریت هر دو شرکت تسلا و اسپیس اکس هم روش جالبی رو انتخاب کرد و روزای هفته رو تقسیم کرد. دوشنبه، پنجشنبه و جمعه ها در لس آنجلس بود و در دفتر مرکزی SpaceX حضور داشت در حالی که سه شنبه و چه هارشنبها در پالو آلتو، مشغول ایده پردازی در تسلا می شد. در همون زمان، طراحی موتور و انتقال دهنده های نیروی رودتسر رو دوباره انجام داد تا هزینه ساخت اون پایین تر آید و در نتیجه بتونه در بازار، نظر مشتریان رو به خود جلب کنه.

ایشون در همون زمان قادر شد ۵۰ میلیون دلار سرمایه از گروه تجاری Daimler دریافت کرده و ۵۰ میلیون دیگه هم از طرف تویوتا جذب کنه. در آخر هم یه وام ۴۶۵ میلیون دلار از سازمان انرژی آمریکا گرفت که در سال ۲۰۱۳ اونو پس داد.

در کنار انجام وظیفه به عنوان مدیر عامل، ماسک وظیفه طراحی اجناس تسلا رو هم رو دوش گرفت و استودیوی طراحی این شرکت رو به لس آنجلس منتقل کرد؛ جایی که در اون بر کوچیکترین جزییات تمرکزی خاص نشون می داد؛ از دسته رهنما گرفته تا دستگیره درها، همه چیز باید در حالتی تکامل یافته به تولید انبوه می رسید. دو تیم مهندسین هم در دو شیفت به کار مشغول بودن تا طرحای این شرکت رو در زمان مقرر آماده کنن.

سهام تسلا در سال ۲۰۱۰ به شکل عمومی در بازار بورس عرضه شد. در سال ۲۰۱۲ اتومبیلی به نام Model S از طرف تسلا معرفی گشت که با نظر بسیار مثبت منتقدان و بررسی کنندگان رو به رو شد، با این حال در انتهای همون سال، تسلا واسه دومین بار تا مرز ورشکستگی جلو رفت، چون که مشتریان خیلی تمایلی نداشتن خودرویی بخرن که تکنولوژیای استفاده شده در اون هنوز خود رو ثابت نکرده بودن.

در ادامه ولی سفارشا واسه Model S زیاد شد و ایلان ماسک در آخر جدی تر گرفته شد. البته در سیلیکون ولی و هم اینکه جوامع رسانه ای، از اون همیشه به عنوان مردی بزرگ یاد می شد اما سرمایه گذاران و سهام داران که شناخت کمتری رویش داشتن، خیلی ایشون و ایده های بلند پروازانه اش رو جدی نمی گرفتن. در آخر کار به جایی رسید که روی جلد کتابی که به وسیله Ashlee Vance به رشته تحریر درآمد، نوشته شد: «ایلان ماسک: تسلا، اسپیس اکس و تلاشی واسه تحقق بخشیدن به آینده ای عجیب» و در خود کتاب از اون به عنوان ماجراجوترین کارآفرین و صنعتگر آمریکایی یاد شد.

خودش البته از اینجور تصویرنماییایی خیلی راضی نیس و میگه: «هدف ما این نبوده که بخوایم فقط خودروهایی بهتر بسازیم، می خواستیم از منابع انرژی پایدار بهره بگیریم.»

در کنار همه مسئولیت هاش، ماسک به عنوان رییس هییت مدیره شرکت SolarCity هم به انجام وظیفه می پردازه. این شرکت وظیفه طراحی، ساخت و نصب پنلای خورشیدی واسه جذب انرژی رو رو دوش داره. موسسان این کار و کاسبی، Lyndon و Peter Rive هستن که هر دو از آشنایان ماسک هستن. ایده تشکیل این شرکت هم البته از طرف خود ماسک در سال ۲۰۰۴ و وقتی که این سه نفر در حال مسافرت واسه حضور در فستیوال «Burning Man» بودن داده شد.

سولارسیتی در سال ۲۰۰۶ شروع به کار کرد و از همون زمان به بعد، تسلا با اون رابطه ای بسیار نزدیک داشته. مثلا آگهیای پنلای خورشیدی این شرکت واسه دارندگان خودروهای تسلا ارسال می شد. از راه همین پنلای خورشیدی، دارندگان خودروهای تسلا می تونستن انرژی مصرفی اتومبیل خود رو از راه نور خورشید تامین کنن. این وسط خود ماسک هم همیشه باور داشته که باتریای عالی که در خودروهای تسلا استفاده می شن قابلیتای بسیار بیشتر دارن و میشه کاربرده های بهتری واسه اونا ساخت.

از سال ۲۰۰۷، ماسک به آقای JB Straubel، مدیر ارشد بخش فناوری [CTO] تسلا گفت که تلاش کنه باتریا رو در قالبی دیگه جفت و جور کنه تا بتونن از اونا در خونها هم بهره گیرند. Straubel میگه: «از خیلی وقت پیش ماسک اینجور ایده ای رو تو ذهن ما کاشته بود.»

 

مدیر ارشد فناوری تسلا، آقای JB Straubel

خورشید شبا نمی درخشد

ایلان ماسک تاخت و تازش در مورد پیشرفت باتریای مورد استفاده واسه تامین انرژی خونها رو جزیی از هویت و ماموریت اصلی تسلا می بینه. نیاز به یه منبع انرژی جانشین مدت هاست که احساس می شه و این وسط، از انرژی خورشیدی در حد یه درصد استفاده می شه چون که محدوده، به قول خود ماسک: «خورشید شبا نمی درخشد». مصرف انرژی دقیقا از وقتی بیشتر می شه که ما عصر هنگام به خونه بر می گردیم؛ می خوایم سیستم سرمایشی رو روشن کنیم، تلویزیون ببینیم، با کامپیوترهایمان کار کنیم و این دقیقا همون وقتیه که خورشید تا طلوع اش در سپیده دم بعدی، به ما بدرود فرستاده.

همین موضوع بود که به ماسک ایده به کار گیری باتریای تسلا در خونها رو داد. حالا که همین باتریای عالی می تونن سرعت اتومبیلای این شرکت رو در کمتر از ۴ ثانیه به ۱۰۰ کیلومتر در ساعت برسانند، به چه دلیل نباید از اونا واسه تامین انرژی در خونها استفاده کرد؟ مردم می تونن در زمان تابش خورشید، باتری هاشون رو شارژ کنن و بعد شب هنگام از همون منبع انرژی استفاده کنن.


شهر Reno در ایالت نوادای آمریکا قرار گرفته که ایلان ماسک در آخر عزمشو جزم کرد کارخانه ساخت باتریا رو در اون تاسیس کنه. از مرکز شهر Reno باید حدود نیم ساعت رانندگی کنین تا به کارخانه ساخت باتریای تسلا برسین.

صحرای نوادا مکانی ایده آل واسه ابداعات تکنولوژیک هستش. دستمزدها پایینه، انرژی ارزون تر پیدا میشه، دمای هوا هم شاید به طبع آدم زیاد عالی نباشه اما واسه دیتاسنترها ایده آل هستش اما اینطور که به نظر می رسه، این صحرا واسه ساخت باتریا از نوع لیتیوم-یون هم مکانی بسیار مناسب هستش. (ساخت باتری نیازمند فضایی با دست کم رطوبته.)

قبلا هیچ خبرنگاری پایش به Gigafactory باز نشده بود؛ این کارخانه ایه که سال آینده شروع به کار می کنه اما تا سال ۲۰۲۰، کامل نمیشه. ماسک میگه: «اندازه این کارخانه حیرت زده تون می کنه، وقتی اونو از نزدیک ببینین، پیش خود خواهید گفت: لعنتی [!] بیشتر از اندازه بزرگه.»

کارخانه «گیگافکتوری» تسلا که در بخش خارجی و حومه شهر رنو در ایالت نوادا در حال ساخته شدنه.

ماسک راست میگه. وقتی که به محوطه وارد میشین از بزرگی اش وحشت می کنین. ساختمون مرکزی اون به تنهایی دارای فضایی کارگاهی برابر با ۱۷۶ هزار متر مربعه. کارمندان تسلا البته خبر میدن که این تنها ۱۴ درصد از فضای کار میشه و کلا، فضای کارگاهی در اون به یه میلیون و دویست و شصت هزار متر مربع می رسه، البته شاید در سال ۲۰۲۰ و وقتی که کار ساخت گیگافکتوری به پایان رسیده باشه.

این کارخانه فقط کمی از مرکز ساخته شدن هواپیماهای بویینگ که در واشنگتن واقع شده کوچیک تره و در واقع، دومین کارخانه بزرگ جهان هستش. قرار هم نیس در این کارخانه بزرگ، فقط قطعات کالاهایی گرون و لوکس متولد شن. تسلا همین حالا پیشرفت خودرویی بسیار ارزون تر از Model S رو در دست پیشرفت داره. اتومبیلی که Model 3 نام داشته و فقط ۳۵ هزار دلار قیمت داره. کارایی این خودرو مثل Model S میشه و کاربر می تونه تا ۳۲۰ کیلومتر با هر بار شارژ با اون به رانندگی بپردازه. اینجور خودرویی با برچسب قیمتی که تقریبا نصف مدل اسه، طرفداران بسیار زیادی داره و از طرف دیگه باتریای خونگی تسلا هم بسیار پرطرفدار هستن و به خاطر همین این شرکت نیاز به کارخانه ای مثل گیگافکتوری داره.

در خودروها و باتریای خونگی تسلا از یه جور باتری با کد ۱۸۶۵۰ استفاده می شه که اندازه سلول اونا به ۶.۶ در ۱٫۷ سانتیمتر می رسه. اینم بگیم که باتریای یاد شده هنوزم در لپ تاپای بسیاری به کار برده می شن اما ماسک می خواد تولید اونا رو به شکل خیلی عجیبی زیاد کنه. اگه از اون سوال کنین تصور می کنه در سالای آینده، به شکل هرساله چه تعداد خودروی تسلا به فروش میره میگه: «۱۰۰ هزار تا… دست کم.»

اگه به این اعداد و ارقام اطمینان داشته باشین دو راه پیش روی خود دارین: یا کارخانه هایی کوچیک ساخنه و بعد اونا رو گسترش بدین، یا یه ابرکارخانه بزرگ بسازین که همیشه نیازاتون رو برآورده کنه. ماسک راه دوم رو انتخاب کرده.

اتومبیلی ارزون قیمت و باتریای خونگی پرطرفدار؛ تسلا نیازمند ساخت کارخانه ای مثل گیگافکتوری بود

البته تسلا یه راه دیگه هم در برابر خود داشت، اینکه به سراغ تامین کنندگان می رفت و باتریای مورد نیازش رو خریدارای می کرد. مثلا پانوسونیک یه گزینه بسیار عالیست. از طرف دیگه باید اشاره کرد که پاناسونیک روی قطعه هایی که واسه خودروسازان تولید می کنه، حاشیه سود خیلی کم ۳.۱ درصدی به جیب می زنه. کافیه همین چند جمله رو به ماسک بگید تا با نگاهی عاقل اندر سفیه به شما نگریسته و بگه: «به چه دلیل پاناسونیک باید حرف هامون رو باور کنه؟ سخته بتونی مردم رو راضی کنی که روزی تولید محصولی که در حال ساختش هستی ۱۵ برابر الان می شه. اینجور ادعایی در روزگار فعلی خیلی عقلانی به نظر نمی رسه. فقط مجبور بودیم بگیم می خوایم اینکار رو بکنیم؛ یا با ما همراه هستین یا نیستین.»

[در سال ۲۰۱۴ پاناسونیک و تسلا با هم قرارداد همکاری امضا کردن؛ قرار بر این شد که پاناسونیک در بخشی از گیگافکتوری حضور به هم رساند و تولید سلول باتریا رو رو دوش گرفته و بعد اونا رو به تسلا تحویل دهد.]

مشکلی که حالا تسلا با اون درگیره ولی نبود سود بیاری اشه. همین موضوع جایگاه این شرکت رو تا حد بسیار زیادی سست کرده. شرکت مورد بحث تقریبا سه سال پیش یه دوره سه ماهه مالی رو با سودآوری سپری کرده و از اون زمان به بعد سود خالص نداشته. در حالی که این شرکت امیدواره در سال ۲۰۱۵ بتونه ۵۰ هزار خودرو به فروش برسونه، باید اقرار داشت که BMW موفق به فروش بیشتر از ۲ میلیون خودرو می شه.

در هر حال قیمت بالا، حالا یکی از نواقص خودروهای الکتریکیه چون که قیمت اینجور اتومبیلایی برعکس نمونه های بنزینی، بستگی خیلی بالایی به باتری به کار رفته در اونا داره. تنها راه ارزون تر کردن خودروهای الکتریکی اینه که از باتری ضعیف تری در اونا استفاده شه که هم در چگونگی رانندگی و جست و خیز تاثیر مستقیم داره و هم اندازه کیلومتری که قادر به حرکته رو کم می کنه. همین حالا شرکت نیسان یه خودروی الکتریکی با نام «Leaf» رو با قیمت کمتر از ۳۰ هزار دلار به فروش میرسونه که تنها قادر به حرکت تا ۱۳۵ کیلومتر با سرعت در آخر ۹۶ کیلومتر بر ساعته. تحلیل کنندگان باور دارن که فقط هزینه ساخت باتریای تسلا به ازای هر واحد، ۱۵ هزار دلاره. حال تصور کنین که این شرکت می خواد یه اتومبیل ۳۵ هزار دلاری رو هم عرضه کنه. آقای Straubel، مدیر ارشد بخش فناوری شرکت مورد بحث میگه: «حالا تنها اهرمی که در اختیار داریم و به وسیله اون می تونیم کالاهایی ارزون تر به بازار ارسال کنیم، ارائه یه خودرو با باتری ضعیف تره.»

به دلیل بعید بودن ایجاد تغییر در میان تکنولوژی باتریا، تنها راه اینه که تسلا اونا رو خودش پیشرفت دهد و از طرفی، باتریا رو به مشتریان دیگه هم به فروش برسونه. در اینجور شرایطی می تونه از سود ساخت باتریا صرف نظر کرده و همینطوری قیمت خودروها رو کم کنه. یکی از دلایل اصلی فروش باتریای خونگی هم همین موضوعه. Straubel میگه: «اگه بتونیم مشتریان زیادی واسه باتریای خود دست و پا کنیم می تونیم هزینه ساخت رو کاهش بدیم.»


در سال ۲۰۰۵، در جشن فارغ التحصیلی دانشگاه استنفورد، مردی روی صحنه رفت به نام «استیو جابز» و به دانشجویانی که می رفتن تا به جوامع کاری ملحق شن گفت: «متوجه باشین که زمان شما محدوده.» کمی قبل از همین سخنرانی، پزشکان تشخیص داده بودن که استیو جابز از سرطان لوزالمعده رنج می بره.

بعد جابز ادامه میده: «از همون سالای نوجوونی، هر روز صبح در آینه خیره می شدم و از خود می پرسیدم، اگه امروز آخرین روز زندگی ام باشه، می خوام همین کاری که امروز قصد انجامش رو دارم انجام دهم؟ هر زمان که جواب به این سوال واسه یه مدت «منفی» باشه، می دونستم که باید چیزی رو تغییر دهم.»

هر روز در آینه از خود سوال کنین از کاری که می کنین راضی هستین؟ اگه جواب واسه یه مدت منفی بود، باید چیزی رو تغییر بدین

در آخرین ماه های زندگی اش در سال ۲۰۱۱، انگار استیو جابز از زندگی کاری اش رضایت داشته، چون که به والتر آیزاکسون، نویسنده بیوگرافی اش میگه: «در زندگی کاری ام شانسای بسیاری آورده ام؛ همه اون کارایی که می خواستم انجام دهم رو انجام دادم.»

ایلان ماسک اما از استیو جابز بی قرارتر به نظر می رسه. ایشون با اینکه به تاسیس چند کار و کاسبی بسیار بزرگ که تلاش می کنن جهانی که در اون زندگی می کنیم رو بهتر کنن افتخار می کنه اما اونا رو کافی نمی دونه. جابز هیچ وقت در مورد آینده دوردست گفتگو نمی کرد، هیچوقت نمی گفت آیفون قراره در سال ۲۰۵۰ چه صورتی داشته باشه. به نظر جابز، آیفونی که در این روزگار به موفقیت رسیده بود و تونست تحولی در تلفنای هوشمند عصرمون بسازه، واسه جشن گرفتن و رضایت از یه زندگی کاری کافی بوده.

ایلان ماسک اما به دنبال تغییر آینده س؛ اون فکر میکنه تا همین جا هم از زمانش به بهترین شکل استفاده نکرده، حتی شاید بشه گفت از نتیجه های قبلی و فعلی اش کمی شرمگین هم هست. با اینکه به لطف PayPal تونست پولدار شه اما بارها اقرار داشته که این شرکت می تونست خیلی خیلی بزرگ تر از حالت فعلی اش شه. فقط سال گذشته وقتی که تو یه کنفرانس شرکت کرده و به سخنرانی می پرداخت، گفت که تصمیماتش واسه اولین خودروی تسلا با نام Roadster «احمقانه» بودن و این شرکت باید طراحی ظاهری خودرو رو از اول خودش انجام می داد.

ایلان ماسک از استیو جابز بی قرار تره؛ از چیزایی که به دست آورده تا به اینجای کار راضی نیس

به کلامی دیگه، اون حس می کنه اگه همین فردا بمیرد، بعیده اونطور که خودش می تونسته جهان رو عوض کنه، شخص دیگری پیدا شه و بتونه زمین رو به طرف سبزتر شدن پیش ببره. اگه از اون سوال کنین: «چی می شه اگه روزی اتومبیلای بنزینی، مصرفی بسیار بهینه تر پیدا بکنن؟» میگه: «به نظرم باید مردم باید نگران این موضوع باشن. حتی اگه سطح دی اکسیدکربن موجود در هوا ثابت بمونه، تا سال ۲۰۳۵ متوجه بیماریایی که به سراغمون اومده ان نمی شیم. میلیونا آدم خواهند مرد و زیانای چندین تریلیون دلاری به ثبت می رسه.»

ماسک متصوره که واسه جلوگیری از اینجور واقعه ای، باید از باتریای ارزانی مثل Powerwall و Powerpack استفاده شه. تصور می کنه که تا ۲۰ سال آینده، حدود ۱۰ درصد از نیروگاهایی که با سوخت فسیلی به کار می پردازن به لطف باتریای تسلا بی مصرف می شن.

خانوم ماری پاول (Mary Powell)، مدیر عامل شرکت Green Mountain Power که در تامین انرژی خورشیدی و وسایل الکتریکی کم مصرف فعالیت داره، میگه: «ما موتورهای بسیار بزرگ و گران قیمتی داریم که شاید در طول سال، سه ساعت از اونا استفاده کنیم. ساخت و نگهداری از اونا بسیار هزینه بره.» این در حالیه که اگه این شرکت نتونه در زمانای بالاترین درجه مصرف انرژی لازم مشترکین خود رو تامین کنه، مجبور می شه الکتریسیته رو از ایالتای دیگه و از بقیه منابع تامین کنه که همین موضوع باعث می شه هزینه جفت و جور الکتریسیته بیشتر از ۱۰ برابر اون چیزی باشه که از مشترکین خود دریافت می کنه.

واسه اینکه همین شرکت در آینده به اینجور سرنوشتی دچار نگردد، خانوم پاول در نظر داره تا باتریای خونگی تسلا با عنوان Powerwall رو به شکل اقساطی و با پرداخت ماهانه ۳۰ دلار در اختیار مشترکین خود بذاره. همین موضوع باعث می شه تا Green Mountain دیگه نیاز نداشته باشه تا در ساعات بالاترین درجه مصرف ژنراتورهای پشتیبان خود رو روشن کنه. از طرف دیگه حتی خانوم پاول باور داره که صرفه جوییایی که از همین روش به دست میان حتی این امکان رو در اختیار شرکت مورد بحث قرار میده که بتونه باتریای تسلا Powerwall پاور وال رو مجانی در اختیار مشترکین خود بذاره.

اینجور باتریایی وقتی باحال تر می شن که بشه از اونا در کنار پنلای خورشیدی استفاده کرد. Ernesto Ciorra، مدیر بخش فناوری غول ایتالیایی فعال در مورد تامین انرژی به نام Enel Group میگه: «تا پنج سال آینده، ظرفیت پنلای خورشیدی سه برابر شده و قیمت اونا نصف می شه. بر همین پایه ذخیره سازی انرژی خورشیدی به صرفه تر می شه.»

ماسک هم اینکه متصوره که به کار گیری باتریای تسلا به همراه پنلای خورشیدی در نواحی دهاتی آسیا و آفریقا می تونه باعث دگرگونیای بسیاری شه چون که در بیشتر این نقاط کلا الکتریسیته در دسترس نیس. ایشون البته هم اینکه باور داره که باتریای شرکتش واسه کشورای ثروتمندتر هم جذابیتای خاص خود رو دارن: «تصور می کنم که اگه یه فاجعه طبیعی اتفاق بیفته، مردم بیشتر نیاز به اینجور باتریایی رو درک می کنن. چون که پس از قطع شدن برق تو یه محله، فقط یه خونه رو می بیننن که بازم چراغ هاش روشنه.»

کارمندان تسلا می گن که ایلان ماسک یه نصیحت بسیار مهم واسه ارزون تر کردن باتریا به اونا کرده و گفته: «تلاش کنین این کارخانه [گیگافکتوری] رو تا حدی که می تونین قشنگتر بسازین.» به چه دلیل؟ خودروهای تسلا با اینکه رانندگی بسیار لذت بخشی رو در اختیار مصرف کنندگان قرار میدن اما کلا ظاهر خاص و زیبایشان به اونا هویت بخشیده؛ ظاهری که شامل یه شیشه جلوی خمیده و دستگیرهای درب بسیار خاصی می شه که موقع نبود نیاز، در بدنه خود درب فرو می رن. گیگافکتوری هم باید همین زیبایی رو با خود یدک بکشه چون که ماسک به عنوان یه «محصول» به اون نگاه می کنه. کارخانه ای که با دقت بسیار زیادی طراحی شده و همه بخش هاش، تشکیل دهنده یه هارمونی واحد هستن؛ می خواد گیگافکتوری قشنگتر ساخته شه چون که قراره تعدادشون بیشتر شه.

«شاید ۱۰ الی ۲۰ عدد از این کارخانه ها نیاز داریم» مکث می کنه، شونِه بالا میندازه، لبخند می زنه و ادامه میده: «در آخر یه نفر باید اینجور کارایی رو بکنه.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *