دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

این فصل محکوم می‌شوند.
تبصره- دادگاه برای تشخیص رشد و کمال عقل می‌تواند نظر پزشکی قانونی را استعلام یا از هر طریق دیگر که مقتضی بداند، استفاده کند.

از مواد فوق نکاتی درخور توجه به ذهن خطور میکند که به آنها اشاره می کنیم.
اولا: در ماده 146 افراد نابالغ از مسئولیت کیفری بری دانسته شده و در ماده 147 سن بلوغ برای دختران نه و پسران پانزده سال تمام قمری ذکر شده است. این تعریف سن بلوغ که مطابق با قانون مجازات قبلی مصوب سال 1370 بود، انتقادات بسیاری را در زمان قانون سابق نیز به دنبال داشت. البته این نظر مطابق با نظر مشهور فقهای شیعه است که بحثهای زیادی در مورد آن به وجود آمده است. از جمله اینکه چه لزومی دارد تا طبق نظر مشهور که تا حدی با توجه به شرایط زمانی و مکانی بیان شده قانون گذار فعلی نیز بدون توجه به اوضاع و احوال کنونی، از آن پیروی کند و از این رو از پویایی و در نظر گرفتن مقتضیات زمان و تعهدات بین المللی ایران در قبال اسناد پذیرفته شده جهانی چون کنوانسیون حقوق کودک چشم پوشی کند. آیا واقعا در شرایط کنونی دخترانی مثلا با سن 11 سال آنقدر به قوه درک و شعور رسیده اند که برای ارتکاب جرم توسط آنها به مجازات محکوم شوند؟ اصلا تفاوت سن بلوغ بین دختران و پسران این قدر است؟ این سؤالات و سؤالاتی از این دست در زمان لازم الاجرا بودن قانون سابق نیز بدون پاسخ ماند.
ثانیا : در حالی که مواد فوق الاشعار سن بلوغ را نه و پانزده سال تمام قمری تعیین کرده موادی که در خصوص اقدامات تأمینی و تربیتی اطفال و نو جوانان وضع شده، تأکید میکند اقدامات ذیل ماده برای اطفال و نو جوانان زیر نه و پانزده سال تمام شمسی به اجرا در می آید. در ماده بعدی مرتکبین جرایم حدی و قصاص نیز که زیر نه سال و پانزده سال شمسی باشند مشمول بند های این ماده شده اند. همانطور که میبینیم در تعیین سن بلوغ از سال تمام قمری و در این مواد از سال تمام شمسی صحبت شده است که جای تأمل دارد. شاید بتوان آن را ناشی از بی توجهی قانون گذار دانست اما این اشکال به قانون گذار وارد می باشد که چرا هماهنگ عمل نکرده است. قانون گذار جدید در مواد بعدی از این هم فرا تر رفته و افراد بالغ زیر هجده سال را مشمول مجازاتی کرده که در ماهیت به نوعی همان اقدامات تأمینی و تربیتی میباشند.
با توجه به نکات بالا نمیتوان به درک روشنی از سیاست دقیقی توسط قانون گذار ایران در قبال کودکان و نوجوانان، دست یافت. هر چند به نظر میرسد در عمل قانون گذار خواسته تا افراد زیر هجده سال تمام شمسی را از مجازات معمول جرایم، مبرا کند در این راستا نیز برای این که بتواند قانون مورد نظر را از تصویب شورای نگهبان بگذراند و نظر این شورا را جلب کند و به ویژه با توجه به تعهدات بین المللی دولت ایران به خصوص در باره کنوانسیون حقوق کودک و پروتکل الحاقی آن که دولت ایران نیز آن را پذیرفته و به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده نیز، ناچار دست به وضع چنین موادی زده که نه تنها هماهنگ نمیباشند بلکه به نظر دارای تناقض هستند. البته مسلم است که تصویب قانون مجازات جدید هر چند با نواقصی که به چند مورد از آن ها اشاره کردیم به خصوص برای حمایت کیفری بیشتر از اطفال، گامی بلند رو به پیش رفت بعد از انقلاب محسوب میشود وجای امیدواری دارد که روز به روز قوانین هماهنگتر و مطابق با موازین حقوق بشری به تصویب برسد.
طبق قانون مدنی نیز، سن بلوغ برای پسر 15 سال تمام قمری و برای دختران 9 سال تمام قمری دانسته شده است، که انتقادات بالا را دوباره به ذهن متبادر می کند.
اما در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب 1381، دو اصطلاح «کودک» و «نوجوان» بدون تفکیک برای افراد زیر 18 سال به کار گرفته شده است.
در خصوص نوجوانان تعریف مشخصی در قوانین موضوعه وجود ندارد. تنها عبارتی که در قانون به نوعی در خصوص نوجوانان است، تبصرهی مادهی 220 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1378 میباشد که طبق این تبصره: «به کلیه جرایم اشخاص بالغ کمتر از 18 سال تمام نیز در دادگاه اطفال طبق مقررات عمومی رسیدگی میشود.»
در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب 1381، براساس مادهی 1 این قانون «کلیه اشخاصی که به سن 18 سال تمام هجری شمسی نرسیده اند از حمایت مذکور در این قانون بهره مند می شوند.» هر چند این ماده صراحتی در تعیین سن و تعیین طفل از بزرگسال ننموده اما بررسی سایر مواد این قانون نشان میدهد که هدف قانونگذار تعیین سن کودکی بوده است.
ج: تعریف در فقه:
در موازین فقهی غالب فقهای امامیه طفل را کسی دانستهاند که به سن بلوغ شرعی نرسیده باشد و سن بلوغ را برای دختران 9 سال تمام قمری و برای پسران 15 سال تمام قمری دانستهاند. امام در تعریف کودک عبارت «الصغیر و هو الذی لم یبلغ حد البلوغ» را به کار برده است. مفهوم مخالف آن این است که کسی که به حد بلوغ رسیده، دیگر صغیر نیست.
با بررسی قوانین داخلی موجود و تعاریف موجود در فقه در زمینهی کودک و نوجوان نقطه مرکزی تعاریف مذکور، مفهوم بلوغ است، لذا ناگزیریم برای شناخت صحیحتر و دقیقتر از کودک و نوجوان مفهوم بلوغ را نیز بررسی کنیم.
د : مفهوم بلوغ:

بلوغ در لغت به معنای «به سر رسیدن، رسیدن، رسیدن به سن رشد، مرد شدن، زن شدن» آمده است.
از لحاظ زیست شناسی در دورهای از حیات انسانها تغییراتی به صورت ناگهانی و وسیع در اعضا و جوارح بدن انسان رخ میدهد که به آن بلوغ میگویند. این تغییرات به صورت تدریجی است و یکباره رخ نمیدهد. این تدریجی بودن موجب ایجاد یک چالش در زمینهی تعریف کودک است و آن زمانی است که پایان دوران کودکی را مبتنی بر رسیدن به حد بلوغ بدانیم و همانطور که گفته شد بلوغ امری تدریجی است و تاریخ دقیق و معینی ندارد.
در زمینهی علائم و نشانههای بلوغ در میان فقها وحدت نظر وجود ندارد. برخی از فقها حیض و حمل را برای دختران و احتلام را برای پسران نشانه بلوغ میدانند. فقهای امامیه، مالکیه، شافعیه و حنابله برعکس حنفیها معتقدند که ظهور موی زبر و خشن بر عانه، بر بلوغ دختر و پسر دلالت دارد. همچنین آنها در زمینهی سن بلوغ نیز اختلاف دارند. به عقیدهی فقهای شافعی و حنبلی دختر و پسر در سن 15 سال قمری به بلوغ میرسند. اما فقهای مالکی این سن را 17 سال قمری و حنفیها بلوغ را در پسران 18 سال و در دختران 17 سال میدانند.
به هر حال آنچه که در دوران بلوغ اتفاق میافتد و به عنوان مرزی بین کودکی و بزرگسالی تعریف شده است تحولاتی است که همراه با جهش عاطفی و رشد سریع در جسم و روان فرد است. این تحولات حدود سه سال به طول میانجامد که در پسران حدود سنی 13 تا 16 و در دختران یکی، دو سال کمتر را در برمیگیرد.
ژان پیناتل، جرم شناس فرانسوی معتقد است که سن بلوغ در دختران از 11 تا 13 شروع میشود و در 16 سالگی خاتمه مییابد و در پسران از 13 تا 15 سالگی شروع میشود و در 18 سالگی پایان مییابد.
حال با توجه به مطالب ذکر شده و شناخت مفهوم بلوغ در فقه مجدداً تعاریفی که در علوم مختلف از کودکی و نوجوانی شده است را بیان میکنیم.
در اصطلاح روانشناسی، طفولیت دورانی است که از اوان خردسالی آغاز میشود و در زمانی که فرد واجد شخصیت اجتماعی می گردد و از لحاظ جسمی و روانی کاملتر می شود، پایان مییابد.
دکتر امامی در خصوص تعریف طفل میگوید: صغیر به کسی گفته میشود که از نظر سن به نمو جسمانی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد.
از نظر جرم شناسی نیز کودک یا نوجوان فردی است که شخصیت وی در حال شکل گیری بوده و درجریان اجتماعی شدن است. در حالیکه شخصیت بزرگسال قبلاً شکل گرفته است و چندان در حال تحول نیست.
نوجوانی نیز یک دورهی انتقالی از وابستگی کودکی به استقلال و مسئولیت پذیری جوانی و بزرگسالی است. در خصوص این دوره اتفاق نظر وجود ندارد زیرا اگرچه تعیین حدود بلوغ با توجه به معیارهای معین شده و تغییرات بدنی آسان است اما تعیین سرحدّات نوجوانی از نظر روانی که از مرزهای بلوغ جسمانی فراتر است امری پیچیده می باشد ولی تردیدی نیست که دورهی نوجوانی پس از بلوغ است. علت پیچیده بودن امر، علاوه بر مشکلات روانی، مشکلات اجتماعی نیز میباشد، چرا که ممکن نیست از نوجوانی سخن بگوییم اما شرایط اجتماعی و فرهنگی که فرد در آن پرورش یافته را مدنظر قرار ندهیم. نوجوان های نسلهای پی در پی با هم متفاوتند حتی آنها که به یک دوره مربوط باشند. همچنین امکان ندارد بین نوجوان پایتخت و سایر شهرستانها تفاوتی موجود نباشد.
بند دوم : تعریف کودک و نوجوان در حقوق بین المللی:
در فرهنگ انگلیسی واژگان «juvenile» به عنوان شخص زیر 18 سال یا «teenager» به معنای فرد 10 تا 19 سال یا «Adolescence» که از ریشهی لاتین «Adolere» میآید و به معنی رشد کردن است، به معنای نوجوان به کار میرود.
در حقوق بین الملل مهمترین سند حمایتی از کودکان و نوجوانان کنوانسیون حقوق کودک و پروتکل الحاقی به آن است.
در این کنوانسیون طبق مادهی 1 افراد زیر 18 سال را کودک دانسته و مشمول قوانین حمایتی که در مواد بعد مقرر شده، قرار داده است. البته هر چند این امر را مطلق ندانسته و تعیین آن را به قانونگذاران ملی واگذار کرده و از این طریق به حقوق داخلی کشورهای عضو احترام گذاشته است. به عبارتی کنوانسیون سرمشقی برای قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال 1381 در ایران قرار گرفته و این امر سبب گردیده قانون اخیرالذکر بدون تفکیک بین دو اصطلاح کودک و نوجوان فرد زیر 18 سال را در پوشش حمایتهای ویژه قرار دهد.
در مورد تعریف نوجوان در قوانین بین المللی مانند کنوانسیون کودک تفکیکی صورت نگرفته است. در مقررات پکن قبل از کنوانسیون کودک واژهی نوجوان به کار رفته بود و آن را کودک یا فرد جوانی تعریف کرده بود که تحت نظام قضایی مورد نظر با او میتوان به شیوههای متفاوت از شیوهی رایج برای بزرگسالان رفتار کرد.
حال با توجه به مطالب فوق و تعریف کودک و نوجوان در حقوق داخلی و تطبیق آن با مقررات بین المللی به نظر میرسد آنچه در حقوق ما کودک و نوجوان تعریف می شود به عبارتی با تعریف کودک در اسناد بین المللی از جمله کنوانسیون حقوق کودک همپوشانی دارد بنابراین با لحاظ این که کنوانسیون حقوق کودک برای دولتهای عضو، الزامآور میباشد و کشور ما نیز عضو این کنوانسیون است و رهنمودی کاملاً حمایت محور از کودکان دارد و در صدد تحت شمول قراردادن افراد بیشتری از قشر آسیبپذیر جامعه است ما نیز با پیروی از این سند حمایتی بین المللی و با مدنظر قرار دادن قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال 1381 با توجه به اینکه پایاننامه جنبهی کاملاً حمایتی و پیش گیرانه دارد، بدون تفکیک اصطلاح کودک و نوجوان، افراد زیر 18 سال را با نام اطفال یا کودکان مورد بررسی قرار میدهیم.
گفتار سوم؛ تعریف و انواع بزه دیده شناسی
بعد از اشاره به انواع پیشگیری و تعیین گونه مورد نظر ما در این نوشتار و تعریف کودک و نوجوان در حقوق داخلی و حقوق بین الملل سومین موضوع مورد بحث در مبحث اول شناخت مفهوم بزه دیده است.بزه دیدگی یا بزهدیده واقع شدن معادل اصطلاح victimization”” است. در این گفتار به تعریف بزه دیدگی کودکان اشاره میکنیم.
بند اول: تعریف
بزه دیده در دو معنای عام و خاص قابل تعریف است. در این گفتار در بند اول به تعریف بزهدیده در هر دو معنای عام و خاص میپردازیم و در بند دوم به تعریف کودک بزهدیده و تعریف آن در حقوق ایران اشاره می کنیم.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   فایل پایان نامه حقوق سازمان جهانی تجارت

1: تعریف بزه دیده
بزه دیده در دو معنای عام و خاص قابل تعریف است. بزهدیده در معنای عام، -در مفهوم قربانی-، شخصی است که با توجه به شرایط و موقعیتی که وی دارد متحمل رفتارها و پیامدهای مشقتآور میشود که این شرایط متاثر از ریشههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، روانی، اقتصادی، سیاسی و یا حتی طبیعی است.
بزه دیده در معنای خاص شخصی است که متحمل رفتار و فعلی شده است که طبق قانون ارتکاب آن فعل جرم بوده و برای آن مجازات تعیین شده است. آسیبهای دریافتی بر این شخص ممکن است جسمانی، روانی، عاطفی و یا مالی باشد.
در اسناد بین المللی تعریفی از بزهدیدگی ارائه نشده است اما «اعلامیهی اصول بنیادی عدالت برای بزه دیدگان و قربانیان سوء استفاده از قدرت سازمان ملل متحد» بزهدیدگان را اشخاصی تعریف می

By:

0 thoughts on “کنوانسیون حقوق کودک

دیدگاهتان را بنویسید