پیامدهای اعتیاد

2-27-1-عوارض فردی

مرگ و یا آسیب ناشی از تصادفات جاده ای یکی از پی آمدهای جسمی سوء مصرف مواد مخدر است. هم چنین مواد مخدر در معتادان عوارض جسمی ایجاد می کند. فردی که به مواد مخدر معتاد است، ‌اگر مصرف روزانه اش متوقف شود و از 10 تا 12 ساعت تجاوز کند، ‌به عوارض جسمی هم چون ناراحتی های عصبی، ‌اضطراب، بی قراری، عطسه کردن، ‌ریزش مکرر آب بینی و چشم، ‌استفراغ مکرر، سوء هاضمه، ‌سوء تغذیه، ‌اختلالات گوارشی، اختلالات قلبی و عروقی، اختلالات مغزی، اختلالات تنفسی و ریوی‌، عفونت های خطرناک، تأثیر بر غدد جنسی و ضعف آنها، تأثیر بر هورمون ها و تغییر آن ها، ‌سقط جنین و غیره دچار می شود و در نهایت از بین می رود. علاوه بر این، ‌چون شخص معتاد به دلیل عوارض روحی و جسمی ناشی از مصرف مواد مخدر، ‌مرتب به چرت زدن مکرر و سستی در حین کار و عوارضی مانند بی دقتی، قطع انگشتان دست‌، بریدگی انگشتان، ‌اشتباهات مالی، ‌سقوط از ارتفاع، تصادفات رانندگی، برق گرفتگی، ‌شکستگی استخوان و نظایر آن ها دچار می شود، لذا اغلب کارفرمایان و مدیران از ادامه کار چنین افرادی که به آن ها ضرر می رسانند جلوگیری و امتناع می کنند. از عوارض دیگر شغلی فرد معتاد می توان به غیبت از کار، ‌تأخیر در کار، عدم قبول اضافه کاری، عدم دقت در کار، عدم تمرکز روی کارهای فکری، سستی و تنبلی اشاره کرد که باعث اخراج او از کار می شود. از طرفی، ‌یکی از عوامل عمده اعتیاد، اتکای روانی معتاد به مواد مخدر است. چون مواد مخدر برای ناراحتی های روانی به صورت مسکنی موقت عمل می کند و موجب کشش فرد به طرف مصرف مداوم مواد مخدر می شود، ‌لذا اصل «اتکای روانی، مقدم بر اعتیاد جسمی» مصداق پیدا می کند. به همین خاطر اگر افراد به طور صحیح پرورش پیدا کنند، ‌سعی نمی کنند محرومیت های خود را از طریق مصرف دارو درمان کنند؛ زیرا شخص معتاد، ‌تعادل روانی خود را تا رسیدن به دارو از دست می دهد و در نهایت اعتیاد عوارضی مانند تغییرات در هوشیاری و اندیشه، ‌کاهش تیزبینی، ‌تنبلی، ‌بی تفاوتی، بی ارادگی، افسردگی، اضطراب، ‌غم و ناامیدی را در پی دارد(اکبری، 1385 246-248). مشاهدات‌، تجربیات و تحقیقات متعددی وجود دارد که نشان می دهند وابستگی به مواد با انواع اختلالات روانی همراه است و این دو مقوله درگروه زیادی از بیماران مبتلا به اختلالات روان شناختی به طور هم زمان و یا مقدم و مؤخر بر یکدیگر دیده می شوند. البته برخی از صاحب نظران، اعتیاد را مقدم بر بروز اختلالات روانی پنداشته اند؛ اما در اکثر منابع این گونه مطرح شده است که اعتیاد یکی از عارضه های اختلالات روانی می باشد. در این میان دیدگاه سومی نیز در کار است که مبنای مشترکی را برای بروز اعتیاد و اختلالات روانی در برخی افراد فرض کرده اند؛ که البته تحقیقات در این حوزه هنوز ادامه دارد. به هر حال، در کشورهایی که آمارهای دقیق تری از اختلالات روانی در دست است‌، اعتیاد به الکل و مواد مخدر در این گروه از بیماری ها بالا می باشد. پژوهش های گوناگون حاکی از آن است که حدود 35 تا 60 درصد افراد مبتلا به سوء مصرف یا وابسته به مواد، ‌واجد معیارهای تشخیصی اختلالات شخصیت ضد اجتماعی هستند (مددی و نوغانی، 1384 48و 49). در خصوص سایر عوارض اعتیاد، یافته های پژوهشی مؤسسه ملی سوء مصرف مواد (NATIONAL INSTITUTE ON DRUG ABUSE-NIDA) نشان می دهد که مصرف بلند مدت مواد، ‌تغییرات معنادار و پایداری را در عملکرد مغز بعد از ترک مصرف مواد در افراد به وجود می آورد. این تغییرات ممکن است برخی پی آمدهای رفتاری مخرب مانند وسواس عملی را که جزء ویژگی های اعتیاد تعریف می شود به همراه داشته باشد(قربانی، 1387 25).

 

 

 

 

2-27-2-عوارض خانوادگی

خانواده اولین کانونی است که از طرف شخص معتاد بی رحمانه مورد هجوم قرار گرفته و از هم متلاشی می شود (شامبیاتی، ‌1385 152). عوارض خانوادگی اعتیاد ملموس تر در معرض دید افراد قرار می گیرد؛ زیرا اعتیاد از رشد نسبی فرد و خانواده وی در کلیه زمینه ها می کاهد. طبق آمارهای موجود، حدود 30 درصد از علل طلاق ها به مواد مخدر و اعتیاد مربوط می شود. در این گونه خانواده ها جرو بحث و درگیری و نزاع بین زن و شوهر معتاد بسیار فراوان است. عموماً افراد معتاد، خانواده ای متشنج دارند و حتی همسایه های دور نیز از وجود مشکل آن ها آگاه می شوند. هم چنین روابط خانوادگی این افراد با همسایگان و خویشاوندان محدود می شود از جمله عوارض دیگر اعتیاد در خانواده می توان به غفلت از فرزندان، خشونت در خانواده، افت سطح اجتماعی و اقتصادی خانواده (اکبری، 1385 247)، افت تحصیلی فرزندان، فرار کودکان و طلاق اشاره کرد (هاشمی، 1383 ‌101). از طرفی‌، اگر یکی از والدین معتاد باشد، ‌این اعتیاد دو نوع تأثیر بر فرزندان می گذارد. 1) تأثیر وراثتی و 2) تأثیر محیطی. در جنبه وراثتی باید گفت فساد جسمی و روانی معتاد از راه وراثت به فرزندان منتقل می شود و زمینه را برای گرفتاری آن ها فراهم می کند. به عنوان مثال، بخشی از نقص عضوهای مادرزادی و عقب ماندگی های ذهنی ناشی از اعتیاد والدین می باشد. هم چنین فرزندان والدین الکلیک اغلب از لحاظ بدنی ضعیف، علیل، ‌گرفتار تصلب شرائین و مغز، ‌گرفتار بلاهت، ‌افسردگی، ‌عدم رشد روانی و حتی دیوانگی، می باشند. علاوه بر این، فرزندان افراد معتاد آن چنان که باید، در برابر بیماری ها تاب مقاومت ندارند و در شرایط مساوی زودتر از دیگران بیمار می شوند. احساس ناامنی ناشی از اعتیاد والدین معتاد نیز باعث دلواپسی و اضطراب کودک می شود تا حدی که او در خانه و مدرسه آرام و قرار ندارد و در ادامه تحصیل با مشکل مواجه می شود. گذشته از این موارد‌، والدین معتاد در زندگی خانوادگی و در حیات اجتماعی هیچ گونه مسئولیتی به عهده نمی گیرند و فرزندان آن ها نیز امکان رشد و تربیت ندارند؛ مگر به میزانی که توسط مادر یا پدر غیر معتاد درباره آن ها اعمال می شود و یا به اندازه ای که خود مدیر شوند و بتوانند اوضاع خویش را سروسامان دهند، ‌از سوی دیگر، در صورتی که در یک خانواده مرد معتاد باشد، رابطه عاطفی او با همسر و فرزندانش به اندازه ای سست می شود که حتی اگر به او خبر بیماری یا در حال مرگ فرزندش را بدهند نگران نمی شود (قائمی، 1381 255-259). در چنین خانواده ای، زن فرد معتاد علاوه بر مسئولیت خانه داری. مسئولیت تربیت فرزندان، تأمین معاش خانواده، تأمین بهداشت و مسکن و گاهی تأمین نیازهای مواد مصرفی همسر را نیز بر گردن می گیرد و از این جاست که با مشکلات متعدد عاطفی روانی و اجتماعی اقتصادی رو به رو می شود (امین الاسلامی، 1387 163 و 162). برخی مطالعات نیز نقش اعتیاد شوهر بر سلامت روانی زنان را تأیید کرده اند. به طور مثال، نتایج یک بررسی (1379) در مورد تأثیر اعتیاد شوهر بر وضعیت روانی عاطفی زنان نشان می دهد که فقط 19/7 درصد زنان مورد بررسی از نظر روانی سالم و فاقد علائم افسردگی بوده اند و بقیه به درجات مختلف دارای حالت افسردگی می باشند(امین الاسلامی، 1387، ‌162و 163).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ارتباط مدیریت عملکرد و ارزیابی عملکرد

 

2-27-3-عوارض اجتماعی

هزینه نگهداری مجرمان مواد مخدر و معتادان در زندان ها، هزینه بالایی است و دولت این هزینه ها را باید در قسمت های بهداشت، تغذیه، پوشاک، ‌پرسنل، هزینه ساخت زندان و هزینه انتظامی متحمل شود. هزینه های مربوط به نیروی انتظامی از قبیل تأسیس یگان های ویژه مبارزه با مواد مخدر، خرید دستگاه ها، ‌ساختمان و تجهیزات‌، استخدام و آموزش پرسنل و موارد دیگر تخصصی، هزینه های بسیار قابل توجهی است. هزینه دست مزدهای بالای قضات و مخارج دادگاه های انقلاب را نیز نباید از نظر دور نگه داشت(اکبری، 1385 248). هم چنین از نظر بهداشتی، فرد معتاد با گسترش بیماری هایی هم چون ایدز، هپاتیت Bو C، سلامت جامعه را به خطر می اندازد(هاشمی، 1383 ‌101). از طرفی، ‌اعتیاد منشأ بسیاری از نابهنجاری های اجتماعی است و شخص را شدیداً به خود وابسته می کند. بی گمان این نوع اسارت و وابستگی، از محرمات شرعی می باشد و با فلسفه وجودی انسان در تضاد است؛ زیرا در نتیجه این نوع وابستگی، به تدریج هزینه های هنگفتی به معتادان تحمیل می شود و زمینه برای دزدی ها، ‌غارت گری ها، ‌ایجاد باندهای قاچاق و سرقت های عظیم فراهم می شود و حتی گاه به قتل و آدم کشی می انجامد(شریعتی سبزواری‌، 1385 ‌68و 69). به این شکل که با فاسد شدن بافت های مغزی در اثر مصرف مواد مخدر‌، شخص کنترل حرکتی خود را از دست داده و آماده آسیب رسانی به خود و دیگران می شود(ستوده1386 ‌190). هم چنین اعتیاد موجب افزایش تکدی گری، ‌کودکان خیابانی، جنایت و فحشا می شود( هاشمی‌، 1383 ‌101). آمارها نشان می دهند که نزدیک به نیمی از زندانیان موجود در زندان ها به نوعی با مواد مخدر مرتبط هستند. سرقت ناشی از فقر اقتصادی برای تهیه مواد مخدر و فحشا در دختران جوانی که قادر نیستند پول تهیه مواد مخدر را از خانواده هایشان یا با کار سالم تهیه کنند. عواملی برای بازداشت و زندانی شدن آن هاست. البته این گونه دختران در بسیاری از موارد در ابتدای کار، مواد را به صورت رایگان از عاملان مواد مخدر دریافت می کنند و بعد از این که اعتیاد پیدا کردند، آن وقت باید به هر قیمتی مواد تهیه کنند که از همین جا فساد و فحشا، خواسته یا ناخواسته شروع می شود. واضح است که چون این گونه رفتارها به دور از شأن افراد جامعه است، این موضوع می تواند زمینه ساز منزوی شدن و کناره گیری بیشتر معتاد از اجتماع باشد (اکبری، 1385 ‌247). از طرفی دیگر، ‌روابط اجتماعی معتاد بسیار سطحی، و تصنعی است و به ندرت می تواند پیوندهای مستحکم عاطفی‌، وفاداری و تعهد داشته باشد. بنابراین جامعه به افراد معتاد اعتماد ندارد و اگر معتادی برای کار مراجعه کند کسی به او شغلی نمی دهد و این افراد از جامعه طرد می شوند. به همین دلیل معتادان برای تأمین زندگی و مواد مخدر خود متوسل به ارتکاب جرائم می شوند و به این ترتیب اعتیاد به مواد مخدر زمینه بسیاری از انحرافات در جامعه می شود که امنیت اجتماعی را به خطر می اندازد(حقیقی، ‌1386 13). در مجموع، ‌اعتیاد باعث می شود تا فرد معتاد شرافت، ‌ناموس، ‌ثروت، ‌حیثیت، ‌دین و همه چیز خود را بر باد فنا دهد و برای ارضای یک نیاز کاذب و مصنوعی دست به هر کار خلافی بزند(سهراب پور 1386 51). بسیاری از پژوهش ها از جمله تحقیقات گلاس (GLASS-1991) سیگل و سنا(SIEGLE&SENNA-1997)، کانتور(CANTOR) به نقل از بری و مارسدن (BERRY&MARSDEN-1999) کسل و برنستین(CASSELE & BERNSTEIN-2001) گل پرور و خلعت بری(1381) و دادستان (1382) شواهدی به دست داده اند که بین مصرف مواد و جرم ارتباط وجود دارد. بِک و مامولا(BECK& MUMOLA) به نقل از کسل و برنستین (2001) در بررسی از زندان های آمریکا در مورد ارتباط جرم و مواد مخدر به این نتیجه رسیدند که افرادی که مواد مصرف می کنند احتمال دارد 6 برابر بیش تر از افرادی که مواد مصرف نمی کنند مرتکب جرم شوند. نتایج یک مطالعه در ایران نیز نشان می دهد که حدود 25 درصد زندانیان قبل از ارتکاب جرم، ‌مواد مصرف کرده اند و تحت تأثیر آن بوده اند. در یک تحقیق دیگر از زندان های ایران، ‌حدود 54 درصد از زندانیان اعلام کردند که قبل از ورود به زندان سابقه مصرف حداقل یک نوع ماده افیونی داشته اند. بنابراین می توان گفت که مواد مخدر نقش مهمی در ارتکاب جرم دارد و تعداد زیادی از مجرمان دارای سابقه طولانی در مصرف مواد هستند (امامی پور و همکاران، 1387 69). به عبارتی دیگر، موضوع رابطه بین سوء مصرف مواد مخدر و ارتکاب جرایم یک رابطه دائمی، عمومی و غیر قابل اجتناب (اسعدی، 1387 ‌27) است و پیوند ناگسستنی با مشکلاتی مانند فرار از منزل، پرخاشگری، خشونت در رفتارهای اجتماعی، دزدی، افت تحصیلی، بی علاقه شدن به تحصیل، فحشا و حتی اقدام به خودکشی دارد(طارمیان، و همکاران، 1386 335). در خصوص خودکشی، برخی تحقیقات نشان می دهد که مصرف کنندگان مواد 20 برابر بیش تر از مردم عادی اقدام به خودکشی می کنند (مددی و نوغانی، 1384 49و 48).

 

By:

0 thoughts on “پیامدهای اعتیاد