دانلود پایان نامه

هزینه کمپینهاست. از همین رو سازمان، برنامههایی را به هدف جمعآوری کمکهای داوطلبانه برگزار مینماید. این سازمان طبق اصول اولیهاش نباید هیچ گونه کمک و بخششی را از جانب دولتها و سازمانهای بینالدولی بپذیرد . این هدایای شخصی و غیرمنتسب این اجازه را میدهد تا این سازمان استقلال کامل خود را از دولتها و همه ایدئولوژیهای سیاسی، علایق اقتصادی و مذهبی حفظ کند.
واژه غیردولتی علاوه بر معانی مذکور به این امر نیز اشاره دارد که سازمانهای غیردولتی به دنبال کسب اقتدارات حکومتی و قدرت سیاسی نیستند. بدین ترتیب احزاب و تشکلهای سیاسی نیز از این سازمانها خارج میشوند.
در نهایت استفاده از واژه «سازمان» برای این نهادها به هدف تمیز آنان از شورشها و جنبشهاست. به علاوه واژه «سازمان» بیانگر نوعی تداوم در ساختار این نهادهاست و آنها را از سایر تجمعاتی مانند تظاهراتها که جنبه موقتی دارند متمایز میسازد. بر همین اساس سازمانهای غیردولتی باید دارای حداقل ساختار سازمانی نظیر اعضای دائمی، دفاتر و درآمد مالی باشند.11
در نتیجه به طورکلی باید سازمانهای غیردولتی را نهادهایی دانست که بخشی از دولت نیستند بلکه بخشی از فضای میان دولت و اشخاص خصوصی هستند که آن را جامعه مدنی مینامیم. آنها ممکن است بسیار کوچک باشند و یا با برخورداری از چندین میلیون عضو، به سازمانی عظیم تبدیل گردند که حتی بودجهاش از بودجه کشورهای کوچک بیشتر باشد. این سازمانها خودجوش بوده و براساس عضویت داوطلبانه افراد ایجاد میشوند و در زمینههای مختلف از اقتصادی و اجتماعی تا فرهنگی و حقوق بشر و بشردوستانه و … به فعالیت میپردازند.12
گفتار سوم
ویژگی سازمانهای غیردولتی حقوق بشری
برای سازمانهای غیردولتی حقوق بشری ضمن این که باید این چارچوب تعریفی که ارائه گردید، قرار بگیرند و ویژگیهای مذکور را داشته باشند، با توجه به حوزه فعالیتشان ویژگیهای دیگری نیز متصور است.
الف) در ابتدا این سازمانها باید هدف اولیه و مأموریت خود را حمایت و ارتقای حقوق بشر قرار دهند. البته عبارت «سازمانهای غیردولتی حقوق بشری» دربردارنده مفهوم وسیعی است و تمامی حقوقی که در سایر شاخههای حقوق بینالملل و حتی حقوق داخلی مطرح میگردند را دربرمیگیرد. حقوق بشردوستانه، حقوق بینالملل کیفری، حقوق کار، حقوق محیط زیست و … هریک به شیوه خاص خود در صدد حمایت از حقوق بشر هستند. بنابراین یک سازمان غیردولتی حقوق بشری ممکن است خواستار حمایت از حقوق و کرامات انسانی مورد اهتمام هریک از این حوزههای حقوق باشند.
برای نمونه پنج حوزه کلیدی وجود دارد که عفو بینالملل به آنها رسیدگی میکند: حقوق زنان، حقوق کودکان، پایان بخشیدن به شکنجه و اعدام، حقوق پناهندگان و حقوق زندانیان عقیدتی. از همین رو برخی از اهداف ویژه سازمان به قرار زیر میباشند: لغو مجازات اعدام، پایان دادن به اعدامهای خودسرانه و بدون رسیدگی قضایی و ناپدید شدن افراد، تضمین محاکمه فوری و عادلانه برای همه زندانیان سیاسی، تضمین آموزش رایگان برای همه کودکان در سرتاسر جهان، مبارزه با مصونیت از نظام عدالت، پایان دادن به استخدام و استفاده از کودکان به عنوان سرباز، آزاد کردن همه زندانیان عقیدتی، توسعه حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برای تمامی جوامع به حاشیه رانده شده، حمایت از مدافعان حقوق بشر، بالا بردن مدارای مذهبی، توقف شکنجه و بدرفتاری، توقف کشتارهای غیرقانونی در منازعات مسلحانه و حمایت از حقوق پناهندگان، مهاجران و پناه جویان.
ب) همچنین این سازمانها باید علاوه بر قوانین دولت محل ایجاد و قوانین دولتهای محل فعالیت و حقوق بینالملل، مطابق با استانداردهای حقوق بینالملل بشر همانگونه که در اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بینالمللی حقوق سیاسی و مدنی و میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حقوق بینالملل عرفی حقوق بشرآمده است، عمل نمایند. لازمه حمایت از حقوق بشر در وهله اول این است که این سازمانها خود به این اصول پایبند باشند.
عفو بینالملل از همان ابتدا اصول راهنمایی را برای سازماندهی فعالیتهای خود به وجود آورد. این اصول راهنما عبارتند از: 1. اتحاد بینالمللی: به عقیده سازمان، حمایت از حقوق بشر یک مسأله بینالمللی و نه صرفاً ملی است. اگرچه اعضای سازمان از فرهنگ و پیشینه مختلف به دور هم گرد آمدهاند اما همگی متحد با یکدیگر و مطابق با جنبش حقوق بشر حرکت میکنند.
2. اقدام مؤثر برای حمایت از قربانیان: تحقیقات، کمپینها، گزارشها و همه اقدامات سازمان بر اساس آنچه که به راستی به قربانیان کمک مینماید؛ تعیین میگردد. عفو تلاش میکند سرنوشت و داستان قربانیان را فراتر از ارائه آمار و ارقام بیان دارد.
3. پوشش بینالمللی: سازمان فعالیتهای خود را در سراسر جهان پیگیری مینماید و میان قربانیان کشورهای مختلف تفاوتی قائل نمیشود بلکه ملاک برای انتخاب یک کشور جهت تحقیق و مطالعه، سطح و شدت نقضها خواهد بود.
4. جهانشمولی و تفکیکناپذیری حقوق بشر: سازمان با تکیه بر این اصل، حوزه فعالیت خود را گسترش داده تا تمامی حقوق بشری را دربرگیرد.
5. بیطرفی: عفو تلاش مینماید از هر حکومت و نظام سیاسی، منافع اقتصادی و ایدئولوژی مستقل باشد. به همین دلیل سازمان نباید از هیچ دولت و نظام سیاسی حمایت یا
حتی با آن مخالفت نماید. حفظ بیطرفی ایجاب مینماید عفو حتی در حمایت از قربانیان و نقطه نظرات آنان نیز با احتیاط برخورد نماید.
6. استقلال: برای تضمین استقلال، عفو از قبول کمکهای مالی از دولتها و گروههای سیاسی منع گشته است.
پ) با وجود اینکه مسأله استقلال و عدم وابستگی سازمانهای غیردولتی به دولتها یکی از الزامات اصلی این نهادهاست اما در رابطه با سازمانهای غیردولتی که به ویژه حامی قربانیان نقض و منتقد دولتها هستند استقلال عمل از اهمیت به سزایی برخوردار است. آنها باید از هرگونه نفوذ و تأثیرپذیری از دولتها، گروههای سیاسی، سازمانهای بینالمللی و… دور بوده و یکی از اولین راههای حفظ این استقلال، عدم پذیرش کمکهای مالی از منابعی است که در ازای این کمک مالی، شروطی را برای سازمان وضع نموده و در نتیجه جریان تصمیمگیری و برنامههای سازمان را تحت تأثیر قرار میدهند. به همین دلیل مدیریت مالی در این سازمانها از اهمیت بالایی برخوردار است. از یک سو سازمان باید بتواند منابع مالی کافی برای پیگیری اهداف و برنامههایش در اختیار داشته باشد. به خصوص سازمانهای بینالمللی نظیر صلیب سرخ یا عفو بینالملل به بودجههای چند میلیون دلاری نیازمندند. به علاوه وضعیت مالی این سازمانها باید با شفافیت در اختیار اعضا قرار گیرد.
ت) یک مشخصه بسیار مهم این سازمانها «شفافیت» و «پاسخگویی» است. صداقت و درستکاری باید برای ذینفعان در فعالیتهای سازمان –دولتها، قربانیان تحت حمایت، اعضا، حامیان و …- روشن باشد. از همین رو لازم است اطلاعات جامعی از عملکرد خود در اختیار این گروهها قرار دهد. این شفافیت و پاسخگویی تنها شامل ارائه اطلاعات از وضعیت مالی، اجرایی، برنامهها و اسناد درون سازمانی نمیشود بلکه فراتر از آن سازمان باید از منابع مالی خود مطمئن بوده و ذینفعان را از تصمیمات داخلی و گزارشهایی که نشانگر خط مشیهای سازمان است مطلع سازد.
ث) یک سازمان غیردولتی حقوق بشری برای موفقیت باید خلاق و منعطف بوده و بتواند خود را با نیازها و خواستهای متغیر اعضا و حامیان و قربانیان تحت حمایت خود منطبق سازد. از همین رو یک سازمان برای حفظ پویایی خود باید از امکانات جدید تکنولوژیکی نظیر اینترنت بهترین استفاده را نماید. به علاوه این انعطاف پذیری در شرایطی که ارزشها و نرمها پویا بوده و هر روز تفاسیر و تعاریف جدیدی از حقوق صورت میپذیرد، برای این سازمانها امری تعیین کننده است. ضمن اینکه آنها باید بتوانند برنامههای خود را در کنار سازمانهای غیردولتی که در حوزههای مشابه فعالیت میکنند، به گونهای تنظیم نمایند که ضمن عدم تداخل در وظایف، زمینه همکاری بین آنها فراهم گردد.13
ج) «بیطرفی»ط یکی از عناصر اصلی است که به عقیده حقوق دانان میتوان آن را از منابع مشروعیت فعالیت سازمانهای غیردولتی دانست. سیک کینک چهار منبع اصلی را به عنوان منشأ قدرت در ین سازمانها برمیشمارد: بیطرفی، قابلیت اعتماد، نمایندگی منافع عمومی و شفافیت در عملکرد. او معتقد است اجتماع این عناصر، به سازمانهای غیردولتی صلاحیت و اختیار لازم برای فعالیت را اعطا مینماید. به بیان دیگر، دقت عمل، استقلال و بی طرفی این سازمانها، اعتبار و اقتدارات آنان را در عرصه بینالمللی تعیین مینماید.14
منشور مسئولیت سازمانهای غیردولتی بینالمللیا نیز بیطرفی در تمام فعالیتهای سازمانهای غیردولتی را به عنوان یکی از اصول اولیه فعالیت آنها درنظر گرفته است.15
رعایت بیطرفی در سازمانهای غیردولتی پیوند نزدیکی با حفظ استقلال مالی و ایدئولوژیکی دارد. چنانچه سازمان به هر علتی استقلال عمل خود را از دست داده و به دولتی وابسته گردد؛ ناخواسته بیطرفی خود را خدشهدار نموده است. منشور مسئولیت سازمانهای غیردولتی نیز استقلال سیاسی و مالی را از اصول اساسی این سازمانها دانسته و مقرر میدارد: «سازمانهای غیردولتی باید با مدیریت، برنامهها و سیاستهای بیطرفانه، استقلال عمل خود را از دولتها، گرایشهای سیاسی و منافع اقتصادی حفظ نموده و سیستم و روشکاری را برای جلوگیری از فساد و ارتشا و تعارض منافع کارکنان خود ایجاد نمایند. به علاوه لازم است سازمانها- ضمن پایبندی به اصل شفافیت در عملکرد- هویت کسانی که مبالغ قابل توجهی به سازمان اهدا نمودهاند را آشکار نمایند.»
دلیل تأکید بر استقلال از این واقعیت ناشی میگردد که سازمانهای غیردولتی- به ویژه سازمانهای کوچکتر- آنقدر قوی نیستند که از کمکهای مالی دولتها به طور کلی صرفنظر نمایند. این مسأله به خصوص درجایی که این سازمانها میخواهند بخشی از وظایف دولتها را عهدهدار شوند- مانند سازمانهای غیردولتی فعال در حقوق بشردوستانه- نمود بیشتری مییابد. به همین دلیل سازمانهای غیردولتی همیشه در معرض خطر وابستگی به دولتها قرار دارند. این وابستگی، موجب پایمال شدن اصول و اهداف اولیه سازمان گردیده و دولت فرصت مییابد تا سازمان را تحت تأثیر قرار دهد. درچنین شرایطی سازمان دیگر نمیتواند وظایف خود را به عنوان یک نهاد غیردولتی ایفا نماید.16 در نتیجه افزایش وابستگی سازمان به کمکهای دولتها، تمایل سازمانهای غیردولتی به طرح مسائلی که برای دولتها ناخوشایند است، کاهش مییابد.
وابستگی مالی یا ایدئولوژیکی به یک دولت تنها عامل از بین برنده بیطرفی در سازمان نیست. انتشار اطلاعات نادرست و اتهامات غلط نیز از دیگر مواردی است که بیطرفی سازمان را زیر سوال میبرد
. همانطور که اقدامات موافق با سیاستهای یک دولت، جانبداری محسوب میشود؛ اتهامات بیپایه یا گزارشهای اغراق آمیز از وضعیت حقوق بشر دولت نیز از خروج از بیطرفی حکایت دارد. عملیات حقیقتیابی اولین مرحله برای دستیابی به اطلاعات از نقضهای حقوق بشر است. از آنجایی که تعیین صحت و سقم گزارشهای این سازمانها دشوار است؛ سازمان باید با استفاده از روشهای شناخته شده و رعایت عدالت و بیطرفی، قابلیت اتکای گزارشهای خود را افزایش دهد. هرچند اجرای این اصل ساده، در عمل بسیار دشوار است. سازمانهای غیردولتی از روشهای متفاوتی برای دستیابی به اطلاعت استفاده میکنند. این منابع ممکن است به راحتی قابل اعتماد نباشند. برای نمونه اطلاعات شهود بدون سوگند دریافت میشود و یا سازمان امکان بازجویی دقیق و حرفهای از افراد را ندارد و صرفاً به پرسش و پاسخ اکتفا مینماید.17 این وضعیت به ویژه در رابطه با گزارشهای سازمانهای غیردولتی از کشورهایی که با

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه با واژگان کلیدیتوزیع فراوانی، آموزش کارکنان، اتوماسیون اداری، درصد تجمعی

0 thoughts on “پایان نامه رایگان درمورد حقوق بشر، حقوق بشری، ایدئولوژی، استقلال عمل

دیدگاهتان را بنویسید