روایات زیادی به‌طور مستقیم بر جواز دلالت دارند ثانیأ بسیاری از احکام ازدواج دائم در روایات به زوجه‌ی یهودی و نصرانی تعلق گرفته و محمل‌هایی که فقها برای این روایات ذکر کرده‌اند صحیح نیست رابعأ ادل‌های که بر منع ازدواج دلالت دارند در مقابل ادله جواز مقاومی نمی‌کنند و درست به همین دلیل فقها در صدد حمل و توجیه روایات جواز برآمده‌اند پس ازدواج دائم با زنان یهودی و مسیحی جایز است. اقوال فقهای قائل به جواز نیز خود دلیلی است.
در باب ازدواج موقت با زنان یهودی و نصارا فقهای اهل سنت متعرض این مطلب نشده‌اند زیرا آن‌ها با اصل ازدواج موقت مخالف‌اند.
از فقهای شیعه ابن‌ابی‌عقیل ازدواج با اهل کتاب را به‌صورت دائم و موقت جایز می‌داند ابن‌جنید نیز در حال اضطرار ازدواج موقت را همانند ازدواج دائم تجویز کرده است علاوه بر این شیخ طوسی جواز عقد موقت و مباشرت مالکانه را به همه اصحاب نسبت داده است علامه حلی هم جواز ازدواج موقت را به اکثر علما شیعه نسبت داده است بزرگانی مثل شیخ طوسی، ابن‌ادریس و علامه اخباری که بر جواز ازدواج با اهل کتاب دلالت دارند بر جواز ازدواج موقت حمل کرده‌اند.
1ـ ازدواج با زنان مجوسی:
در این مسأله سه قول وجود دارد:
1ـ جواز مطلق دائم و موقت: ظاهرأ این قول را فقط ابو ثور از ائمه اهل سنت، ابن‌حزم اندلسی ظاهری و از فقهای شیعه محمدث فیض کاشانی پذیزفته‌اند.
2ـ حرمت مطلق دائم و موقت: این قول را اکثر علما شیعه، علمای اهل سنت و زیدیه پذیرفته‌اند. شیخ صدوق به حرمت آن تصریح کرده است شیخ مفید ارتباط با زنان مجوسی را حتی به‌صورت مباشرت مالکانه منع کرده است و یحیی بن‌سعید حلی نیز از او متابعت کرده است.
3ـ حرمت ازدواج دائم و جواز ازدواج موقت:
طرفداران این نظریه بر دو دسته هستند گروهی ضمن تحریم ازدواج دائم، ازدواج موقت را مطلقأجایز نمی‌شمارند و گروهی دیگر جواز آن را مشوب به کراهت می‌دانند.
با بررسی‌های انجام شده که این‌جا مجال بیان آن نمی‌باشد این نتیجه حاصل شده که ازدواج زن مسلمان با زنان مجوسی به‌صورت دائم ممنوع و به‌صورت موقت مجاز است.23
2ـ ازدواج با زنان صائبی:
عده‌ای از فقها جواز نکاح ایشان را منوط به این کرده‌اند که از فرق نصارا شمرده شوند و در غیر این‌صورت به بطلان ازدواج با ایشان حکم کرده‌اند و اگر نسبت به نصرانیت بدعت گذار باشند نصرانی محسوب می‌شوند و اگر در نظر نصرانی ملحد باشند نصرانی محسوب نمی‌شوند
بعضی دیگر گفته‌اند که اگر در اصول با نصارا مخالف باشند از عنوان اهل کتاب خارج‌اند و اگر در فروع مخالف باشند اصل کتاب محسوب می‌شوند طبق نقل علامه تنها ابن‌جنید ازدواج با صائبی را تجویز کرده است.
3-ازدواج ابتدایی مرد مسلمان با زن کافر غیر کتابی
الف) دیدگاه اهل سنت: ظاهرأ تمام فقهای اهل سنت قائل به حرمت شده‌اند و کسی به جواز آن فتوا نداده است بنابراین در فقه اهل سنت هیچ خلافی نیست.
که ازدواج مرد مسلمان با زن کافر غیر کتابی حرام است.
ب) دیدگاه امامیه: فقهای امامیه هم این ازدواج را حرام می‌دانند محقق، علامه، شهید ثانی و صاحب جواهر در این حکم ادعای اجماع کرده‌اند بنابر این از نظرفقه شیعه حرمت آن ثابت است.
4- ازدواج با فرقه‌های گمراه منتسب به اسلام:
فقها در کتاب طهارت درباره‌ی طهارت و نجاست چند طایفه از فرقه‌های مسلمان مثل مشبهه، مجسمه، غالیلن و مجبره بحث کرده و بسیاری از فقها درباره‌ی تمام یا بعضی از این فرقه‌ها حکم به نجاست کرده‌اند ولی با این حال در باب نکاح هم در روایات و هم در فتاوای فقها تنها حکم ناصبی بیان شده است به نظر می‌رسد اکتفای به این عنوان نه از باب انحصار حکم به این طایفه، بلکه به‌خاطر وضوح حکم سایر فرقه‌ها و احتمال شبهه حکم ناصبی است.
توضیح این‌که فرقه‌هایی هم چون مشبهه و غالیان یکی از اصول دین را انکار می‌کنند از دین خارج شده به کفار ملحق می‌شوند لذا حکم آنان در باب نکاح واقع است اما حکم ناصبی مانند فرقه‌های دیگر روشن نیست زیرا در شرایط سیاسی عصر ائمه برای همگان دوستی با اهل بیت به عنوان یک حکم ضروری اسلام روشن نبود و دشمنی و عداوت با ایشان امر منکری به شمار نمی‌رفت ازاین رو مواردی به چشم می‌خورد که فقهای ناصبی را به یکی از فرقه‌های معلوم الحال تشبیه کرده احکام کفر بر او جاری شده برای نمونه سید مرتضی می‌نویسد:
“الناصب کالغالی فی الکفر والخروج عن الایمان”
ناصبی در کفر و خروج از ایمان همانند غالی است.
و باز همین دلیل است که ائمه و پیروی از ایشان فقهای امامیه حکم ازدواج با این فرقه را به‌طور خاص بیان کرده‌اند و گرنه هرکس به هر صورت از ربقه‌ی اسلام خارج شود ازدواج با او حرام است چنان‌چه بعضی روایات ازدواج با بعضی از فرقه‌هامثل حروریه، مرجئه، اتباع حکم بن‌عیینه و اتباع سالم بن‌حفصه منع شده است.
بنابراین در حرمت ازدواج با ناصبی از نظر حکم هیچ خلاف و اشکالی نیست یعنی همه فقها از زمان فقهای متقدم تا عصر حاضر به حرمت ازدواج با ناصبی اعم از زن و مرد تصریح کرده‌اند از نظر دلیل با اندازه کافی، بلکه به تواتر بر حرمت این ازدواج روایت بدست ما رسیده است.
اراء فقهایی مانند: حضرت امام خمینی، آیت‌الله بهجت، آیت‌الله تبریزی، آیت‌الله سیستانی، آیت‌الله فاضل و آیت‌الله مکارم درباره ازدواج زن مسلمان با مرد کافر و هم‌چنین مرد مسلمان با زن کافر با این مضموم است که: زن مسلمان نمی‌تواند به غقد کافر در آید مرد مسلمان هم نمی‌تواند با زنهای کافره غیر کتابیه به طور دائم ازدواج کند و به احتیاط واجب ازدواج دائم با زن‌های کافره اهل کتاب نیز جایز نیست ولی صیغه کردن زن‌های اهل کتاب یهود و نصارا مانعی ندارد.24
اهمیت ازدواج
بی‌تردید شرع مقدس اسلام به ازدواج و بقای نسل ازاین طریق سفارش مؤکد کرده است.
انسان به طور فطری علاقه‌مند به حیات دایمی است و بقای خویش را از طریق تولید نسل دایمی می‌سازد. چگونگی بقای نسل برای هر انسانی حایز اهمیت است چرا که انسان وجود خویش را در فرزند می‌داند و سعادت و سلامت خود را جدا از فرزندش نمی‌پندارد.25
انتخاب همسر یکی از اموری حایز اهمیت است پیامبر اکرم در این باره می‌فرماید: “انظر فی ای نصاب تضع ولدک فإن آلعرق دساس”26
بنگر که فرزندت را از چه فامیلی بدست می‌آوری، چه این‌که اخلاق و خصایص هر فامیلی در نسل آن‌ها باقی می‌ماند و انحراف‌های اخلاقی آن‌ها تاثیر سوء خود را در فرزندان آن‌ها بجا خواهد گذاشت”
هم‌چنین در روایتی دیگرفرموده‌اند: “ایاکم وخضراءالدمن”
قیل یا رسول‌الله: “وماخضراءالدمن؟”
قال: المراهالحسناء فی منبت السوء”27
از نزدیک شدن به علف‌های با طراوتی که در مزلبه‌ها میروید اجتناب کنید. پرسیدند مقصود از علف‌های مزبله چیست؟ پیامبر فرمود: مقصود من زنان زیبایی هستند که در خانواده‌های آلوده پرورش یافته‌اند”
اسلام آیین فطرت است بنابراین معیار حلیت در آن طیب و پاک و مفید بودن و معیار حرمت، ناپاک و خبیث بودن یک چیز است از این جهت هر چیزی که عقل آدمی برای جامعه مفید تشخیص دهد از دیدگاه اسلام مجاز و هر آن‌چه مضر تشخیص دهد از نظر اسلام ممنوع خواهد بود و از آن‌جا که اسلام عقاید پدر و مادر را مشمول توارث نمی‌دانسته و معتقد بوده هر کودکی با فطرتی پاک و سالم و الهی بدنیا آمده(کل مولد یولد علی الفطره) ازدواج با مخالف عقیدتی را در همه صورت‌های آن به‌طور کلی و مطلق منع نکرده است.28
ائمه اطهار و خاندان اهل بیت (فرزندان و نوادگان) طبق دستور الهی زنان آزاد و کنیز اختیار می‌کردند و از آنان صاحب فرزند بودند با توجه به تاکید پیامبر بر انتخاب همسر شایسته، این سوال مطرح می‌شود که آیا اهل بیت با خاندان خلفا وصلت کرده‌اند؟ اگر پاسخ مثبت باشد می‌پذیریم که اگرچه در مساله حکومت و جانشینی پیامبر بین اهل بیت و خلفا تفاوت آراء و نظر وجود داشته است اما این مساله به لحاظ فقهی و شرعی به‌معنای خروج از اسلام و نامسلمانی نیست.
اهل سنت اگرچه شاخصه‌های مختص شیعه مثل امامت و غیره را قبول ندارند اما در جرگه مسلمانان محسوب می‌شوند ودر ازدواج، ارث، تجارت و بسیاری احکام فقهی دیگر باید با آنان معامله مسلمانی کرد. و ما در این قسمت به طور مفصل آراء فقها را در این ضمینه بررسی خواهیم کرد.
سوال دوم این است که آیا خاندان اهل بیت هم کفو و شان خلفا، فرزندان و نوادگان، آنان بوده‌اند؟ و آیا آنان با هم‌شان خود ازدواج کرده‌اند؟ برای پاسخ به این پرسش کفویت در ازدواج از منظر اهل سنت و فقه امامیه بررسی می‌شود.
سوال سوم این‌ است که اسلام مسلمانان را از ازدواج با چه کسانی منع کرده است؟ نظر فقهای امامیه راجع به ازدواج با اهل سنت چیست؟ ناصبی به چه کسی می‌گویند؟ حکم ازدواج با ناصبی چیست؟
واژه شناسی کافر و مشرک
الف)کفر در لغت
کفر به زبان عبری کاوفر (kawfar) و در لغت عرب به معنای متعددی بکار رفته و از آن جمله است:
1ـ انکار29.
کسی که چیزی را انکار می‌کند نسبت به آن کافر شده و به همین دلیل به منکران خدا کافر گفته می‌شود کفر به این معنا در آیاتی از قرآن کریم بکار رفته است30
2ـ پوشاندن و مخفی کردن
یکی از معانی کفر، ستر و تغطیه بمعنای پوشاندن است31.کسی که چیزی را می‌پوشاند و از دید مخفی می‌کند کافر نامیده می‌شود32
به همین دلیل کشاورز که دانه را در زمین مخفی می‌کند هم‌چنین سیاهی شب ابر تیره و صحرا کافر گفته می‌شود33
قران در سوره حدید آیه 20 کافر را به‌معنای زارع بکار برده است.
3ـ تبری جستن
یکی از معانی کفر، بیزاری جستن است و کفر به این معنا در آیه 22 سوره ابراهیم، آیه 25 سوره عنکبوت آمده است.
4ـ شورش و سرکشی و ناسپاسی
یکی دیگر از معانی کفر سرکشی است. وقتی گفته می‌شود اهالی فلان منطقه کافر شدند به همین معنا است یعنی شورش کردند34 و در آیه 97 سوره آل عمران کفر به معنای نافرمانی و عصیان بکار رفته است.
5ـ ناسپاسی
کفر در این معنا نقیض شکر و سپاس است که می‌توان آن را از فروع معنای دوم دانست زیرا ناسپاسی سر پوش گذاشتن بر نعمت است(مفردات راغب)
ب) کفر در اصطلاح
واژه کفر در اصطلاح گاهی در مقابل ایمان و گاهی در مقابل اسلام بکار می‌رود کفر در مقابل ایمان از مسایل علم کلام است و از مباحث حقیقت شناسی و کفر در مقابل اسلام از مسایل علم فقه است برخلاف متکلم که در صدد شناخت حقیقت کفر با اسلام است تمام تلاش فقیه تعیین موضوع احکامی است که در لسان ادله به اسلام و کفر مترتب شده است بنابراین در این‌جا به تناسب موضوع(ازدواج اهل بیت با خاندان خلافت موضوع فقهی است.) از بحث ایمان و کفر در اصطلاح علم کلام صرف نظر کرده بحث خود را با بیان حقیقت اسلام که معنای مقابل کفر است آغاز می‌کنیم.
اسلام در اصطلاح فقهی
بنابرآن‌چه از روایات استفاده می‌شود اسلام عبارت است از اعتراف به توحید و رسالت حضرت خاتم الانبیاء بر این اساس بسیاری از فقهای امامیه اسلام را با اظهار شهادتین مساوی دانسته‌اند35.
لازم به ذکر است که از دیدگاه علم کلام متکلمین در صدد تبین حقیقت اسلام برآمده و تفاوت مقام اسلام با مقام ایمان را بررسی می‌کنند و از دیدگاه علم فقه، فقها در صدد بر آمدند تا معیاری ارایه دهند که طبق آن بتوان مسلمان را از نظر ظاهر از کافر جدا و بر دسته اول احکام اسلام و بر دسته دوم احکام کفر جاری کنند از این رو بر خلاف علم کلام در علم فقه، منافق موضوعیت ندارد(توضیح این‌که علم کلام علم حقیقت شناسی است یعنی از حقیقت اسلام بحث می‌کند که مورد پذیرش حق تعالی است و با کفر قابل جمع نیست بنابراین در علم کلام سه عنوان مطرح است اسلام، کفر،

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه رایگان دربارهامام سجاد، حل اختلاف، امام زمان

0 thoughts on “پایان نامه رایگان درباره انتخاب همسر، مباشر، زوجه

دیدگاهتان را بنویسید