د فئوهایفومایکوزیس رینوسربرال از یک پسر 18 ساله با گرانولوماتوز وجنر گزارش کردند. پس از آزمایش مستقیم و هیستوپاتولوژی و کشت عامل بیماری کلادوسپوریوم بانتیانوم به عنوان اولین مورد در ایران شناسایی کردند . بیمار با جراحی و آمفوتریسین ب درمان شد.
در سال 2003 ، صابری و همکاران یک مورد فئوهایفومایکوزیس رینوسربرال در یک پسر 18 ساله که ابتدا ضایعه جلدی در روی سینه داشته و با پیشرفت ضایعه لنفادنوپاتی گردن و درگیری سینوس اتموئید و نازوفارنکس گزارش کردند پس از آزمایش مستقیم هیستوپاتولوژی و کشت عامل بیماری فونسکا پدروزوئی شناسایی شد . بیمار با جراحی و آمفوتریسین ب تزریقی و ایتراکونازول درمان شد.
در سال 2004 ، گرامی و همکاران اولین مورد فئوهایفومایکوزیس رینوسربرال به علت ناترازیا ما نجیفرا در یک پسر 17 ساله با سابقه لوپوس اریتماتوس گزارش کردند .در آزمایش مستقیم و هیستوپاتولوژی و کشت عامل بیماری را شناسایی کردند . بیمار پس از عدم پاسخ به درمان با آمفوتریسین ب فوت کرد.(4)
ترا و همکاران در سال 1922 با آزمایشات انجام شده علت زگیل های بیماری را ناشی از پیگمان های قارچی گزارش دادند (11،4).
اولین مورد بیماری در خارج از قاره آمریکا در سال 1927 در انستیتو پاستور الجزایر مشاهده گردید و چندی بعد در طی چهار سال بیش از 129 مورد از سال 1937 دیده شد که در ماداگاسکارثبت گردیده است. در سال 1937 وروکوزا یکی ازعوامل بیماری را از خاک و طبیعت جدا کرد و آن را فیالوفورا وروکوزا نامگذاری کرد (11).
در طی تاریخ نام های مختلف روی این بیماری و عوامل آن گزارش شده است. از جمله نام های مختلف بیان شده برای این بیماری می توان به بلاستومایکوزیس سیاه و سفید، درماتیت وروکوزا ،کرومومایکوتیک، کرومومایکوزیس، درماتیت زگیل، بلا ستو مایکوتیک، بیماری پدروسو و فونسکا امروزه اغلب به عنوان کرومومایکوزیس یا کروموبلاستومایکوزیس ، شناخته می شود(8،4).
از نظر بالینی شامل چندین گونه بیماری زا می باشد که عبارتند از گونه های مودستا (Modesta)و بانتیانا که باعث عفونت مغز می گردد، گونه های دوریسی و آکزی باعث انعقاد عروق منتشره می شود و گونه های بوپی، امونسی و ساچورنیکا باعث عفونت پوست می شود(17،15،4،3).
1-1-3- کلادوفیالوفورا بانتیانا C. bantiana))
کلادوفیالوفورا قارچی است از جنس قارچ های شبه مخمری سیاه متشکل از تعدادی گونه های کلینیکی مهم و سویه های محیطی قابل توجه تشکیل شده است(1-3).
نام قدیمی آن کلادوسپوریوم بانتیانا بوده که جدیدا برای این جنس نام کلادفیالوفورا بانتیانا در نظر گرفته شده است.اولین توصیف قارچ توسط بینفورد در سال 1952 صورت پذیرفت و آمونس نیز آن را کلادوسپوریوم تریکوئیدس نامید.ولی چون به عقیده بسیاری از محققین ،مشخصات قارچ با نمونه ای که سالها پیش برای اولین بار توسط بانتی از یک بیماری مغزی جدا شده بود،مطابقت داشت ، آن را کلادوسپوریوم بانتیانا نامگذاری نمودند. این قارچ اغلب باعث ایجاد عفونت در انسان می شود و باعث بوجود آمدن ضایعات پوستی خفیف تا آنسفالیت کشنده می گردد. این اورگانیسم به طور شایع از موارد فئوهایفومایکوزیس مغزی جدا می شود. این قارچ همچنین می تواند عامل بیماری کروموبلاستومایکوزیس ، سیستهای فائومایکوتیک باشد.تمایل این قارچ به بافتهای مغزی زیاد بوده و نه تنها در انسان بلکه آن را از ضایعات مغزی گربه نیز گزارش شده است.در مواردی آن را از عفونتهای پوستی و بخصوص از پا ، جدا نموده اند.(1،4،6)
این قارچ دارای رشد نسبتاً سریع بوده، ایجاد کلنی پخش شونده و کمی چین خورده به رنگ زیتونی خاکستری تا زیتونی قهوه ای را می نماید.
کونیدیوفورها طویل، قهوه ای و با تیغه میانی می باشند. کونیدیاها به صورت زنجیره های طویل، شاخه شاخه و پر پیچ وخم بوده و گرچه اندازه اغلب آنها 7-4×3-2 میکرون می باشد ولی بعضی ها ممکن است به اندازه 15×30-15میکرون هم برسند.اعتقاد پاره ای برآن می باشد که تنها با استناد بر مشخصات ظاهری کلنی و شکل ریز بینی آن نمی توان کلادوفیالوفورا بانتیانا را تفکیک نمود، بلکه باید با استفاده از خواصی همچون ، تمایل به بافت عصبی (که توسط عفونت تجربی در حیوانات آزمایشگاهی مشخص می شود)، قابلیت رشد در °C43، عدم توانایی حل کردن ژلاتین و تولید زنجیره های کونیدیای متشکل از 35 کونیدی و یا بیشتر ، آن را از دیگر گونه های کلادوفیالوفورا تفکیک نمود.در عین حال عده ای بر این باور هستند که خصوصیات ساختمانی کلادوفیالوفورا بانتیانا چنان مشخص و اختصاصی است که به راحتی از گونه های دیگر تشخیص داده می شود.
قضاوت اینکه این جنس نشات گرفته از کدام رده از آسکومیست ها می باشد با بررسی توالی نوکلئوتیدی در ناحیه ژنی SSU rDNA انجام شد. نتیجه آن تشخیص اطلاعات نژادی این جنس بود که متعلق به آسکومیستها و در رده کتوتیریال ها طبقه بندی شد وجنس آنها مربوط به کاپرونیا می باشد(1-4).
1-1-4- فئوهایفومایکوزیس
فئوهایفومایکوزیس، واژه ی کلینیکی می باشد که نخستین بار توسط آیلو( (Ajelloبه کار رفته و در برگیرنده عفونتهای منتشره مختلفی است که به وسیله قارچهای سیاه ایجاد می شود. عناصر قارچی در آزمایش مستقیم و عمدتاً در مقاطع بافتی، به صورت میسلیومی و به رنگ سیاه مشاهده می گردند. در کشت از ضایعه نیز رنگ کلنی های عامل بیماری ، سیاه و به عبارت بهتر تیره رنگ می باشد.
به علت فقدان گرانول یا کلنی های توده مانند قارچی در ضایعات ،از مایستوماهای قارچی و به دلیل عدم مشاهده اجسام اسکلروتیک ، از کروموبلاستومایکوزیس مستقل می گردد، هر چند که عوامل بیماری های فوق را نیز قارچهای سیاه و احتمالاً مشترکی تشکیل می دهند. انتقال بیماری ممکن است از طریق خاک غارها و معادن صورت پذیرد ولی چون عوامل این دسته بیماری ها در مقاطع بافتی ، بصورت میسلیوم تیره رنگ مشاهده می شوند هیچ گاه با هیستوپلاسما اشتباه نخواهند شد.
1-1-4-1- میزان پراکندگی جغرافیایی بیماری فئوهایفومایکوزیس
بیماری انتشار جهانی دارد ولی در نواحی گرمسیری و نیمه گرمسیری شایع تر است. بیماری در امریکای شمالی و مرکزی شیوع بالایی دارد، همچنین در جنوب افریقا، آسیا و استرالیا نیز مشاهده می شود. بیشتر گزارشات بیماری مربوط به برزیل، کاستاریکا و ماداگاسکار می باشد (2،4،6).
1-1-4-2- عوامل بیماری فئوهایفومایکوزیس
فئوهایفومایکوزیس توسط طیف وسیعی از قارچهای سیاه ایجاد می شود که مهمترین آنها عبارتند از:
فیالوفورا وروکوزا Phialophora verecosa ، فونسکا پدروزی Fonsecaea pedrosoi،
درکسلرا derecerela ، فونسکا مونوفورا F. monophora ، کلادوفیالوفورا بانتیانا
Cladophialophora bantiana ، آلترناریا Alternaria ، کوروولاریا Curvularia ،
رینوکلادیلا ماکنزی mackenziei Rinocladiella و همچنین مواردی از بیماری بصورت اسپورادیک توسط سایر قارچها از جمله اگزوفیالا جنسلمه ای و اگزوفیالا اسپینفرا ایجاد می شود.
عوامل اتیولوژیک بیماری به فراوانی در محیط بر روی خاک، درختان و مواد در حال فساد پراکنده اند (2،4،6).
1-1-4-3- اپیدمیولوژی
عفونت متعاقب تلقیح تروماتیک در پوست یا بافتهای زیر جلدی آغاز می شود. زخم کوچک و حتی یک خراش برای تلقیح موفق ارگانیسم کفایت می کند. دوره انکوباسیون بیماری نامعلوم است. بیماری در کودکان و جوانان نادر است و اکثر موارد در افراد بزرگسال مشاهده می شود و این موضوع دوره نهفتگی طولانی مدت را قبل از بروز علایم نشان می دهد. انتشار جهانی دارد . بیماری در ایران گزارش شده است. انتقال بیماری ممکن است از طریق خاک، خار گیاهان، غارها و معادن گیاهان درحال فساد و از طریق زخم تروما و یا بدنبال استنشاق صورت می گیرد.
بیماری در مردان شایعتر از زنان است. تماس با عوامل بیماریزا مهمترین عامل عفونت تلقی می شود. بیماری در سنین بالای 30 سال و در افرادی که فعالیت کشاورزی و باغبانی دارند بروز می کند. اکثر بیماران سابقه فعالیت و تکاپو با پای برهنه را در محیط آزاد داشته اند (2،4).
1-1-4-4- تظاهرات بالینی در فئوهایفومایکوزیس
بسته به اینکه از چه راهی بیمار مبتلا گردد علایم بالینی متفا وت است. شایع ترین علایم بیماری شامل آبسه های جلدی یا زیر جلدی موضعی ، گرانولوما یا کیست است. ضایعات جلدی معمولا به دنبال یک زخم نافذ ایجاد گشته و در طی آن یک یا چند سیست بوجود می آید که محتوی توده هایی از قارچ قهوه ای رنگ به اشکال مختلف می باشند. گاهی ممکن است سیست زخمی شده و چرک محتوی میسلیوم های قهوه ای رنگ از آن خارج شود. ضایعات جلدی زیرجلدی کمتر تمایل به انتشار لنفاتیک یا خونی دارد. عفونت سینوس پارانازال ممکن است به دنبال استنشاق ایجاد گردد و عفونت مغزی ممکن است بدنبال این حالت یا در اثر انتشار خونی از ریه ها ایجاد شود. عفونت ممکن است به شکل منتشر درآید که این حالت در صورت مصرف طولانی مدت استروئیدها ، ایمونوساپرسیوها و … بیشتر دیده می شود.(4)
1-1-4-5- تشخیص افتراقی فئوهایفومایکوزیس
تشخیص به موقع و صحیح عفونت های قارچی توسط قارچ های تیره به چند روش صورت می گیرد روش های استاندارد و رایج جهت تشخیص شامل :آزمایش میکروسکوپی مستقیم، رنگ آمیزی های هسیتوپاتولوژی جهت اثبات تهاجم بافتی ، یافته های رادیوگرافی و سی تی اسکن و روش های جداسازی دوباره قارچ و شناسایی عامل اتیولوژیک، می باشد. تظاهرات بالینی و یافته های تشخیصی این عفونت ها در فئوهایفومایستوما، کروموبلاستومایکوزیس و فئوهایفومایکوزیس متفاوت است .فئوهایفومایکوزیس ممکن است که بعدها از نظر ناحیه آناتومیکی و پاسخ میزبان به عنوان عفونت های سطحی و عمقی تقسیم بندی شود اما صرف نظر از ناحیه آناتومیکی، ویژگی های میکروسکوپی فئوهایفومایکوزیس مشابه هستند.(4،5،6)
1-1-4-6-فرآورش ( پروسه) ابتدایی نمونه
روش های به دست آوردن اختصاصی، انتقال و فرآورش نمونه در مشاهده قارچ های تیره و بازپروروی آن ها در محیط کشت بسیار مهم هستند . بهترین نمونه جهت تشخیص، جمع آوری آن از منبع عفونت است . نمونه ها شامل : بیوپسی بافتی، آسپیراسیون و مایعات بدن می باشند. نمونه های بافتی به دست آمده از جراحی باید خیلی ظریف برش خورده و کاملاً خُرد شوند . چندین سیستم کشت خون در دسترس هستند و ماکزیمم میزان خون جهت استفاده توصیه می شود. نمونه های سطحی که با سواب گرفته می شود ارزش ندارد . گرانول ها و دانه ها باید چندین بار در سرم فیزیولوژی حاوی آنتی باکتریال شستشو داده شوند. تأخیر در انتقال نمونه نباید وجود داشته باشد و نهایتاً تا 2 ساعت باید نمونه جمع آوری شود، CSFهرگز نباید فریز شود. اخیراً بعضی از عوامل اصلی فئوهایفومایکوزیس به ویژه کلادوفیالوفورا بانتیانا توصیه می شود که در زیر هود کلاس 2 کار شود(40 ) در اروپا این قارچ در دسته سوم عوامل خطر قرار گرفته است که می تواند بیماری شدید در انسان ایجاد کند(4،5،6).
1-1-4-7- اقدامات تشخیصی و تفسیر نتایج.
1-1-4-8- بررسی میکروسکوپی
آزمایش مستقیم
باتوجه به وفور قارچ های تیره در طبیعت، آزمایش مستقیم نمونه مهم است و چنانچه عناصر قارچی دربافت دیده شد نیاز است که عامل اتیولوژیک نیز از طریق کشت شناسایی شود . البته در بیمارانی که درمان ضد قارچی شده اند کشت منفی است . به طور کلی روش های استفاده شده جهت آزمایش مستقیم عبارتند از: رنگ آمیزی گرم ، هیدروکسیدپتاسیم با چند غلظت و کالکوفلوئور سفید فلورسنت، هر سه روش های سریعی هستند. ساختمان های قارچی باتوجه به تظاهر ات بالینی در آزمایش مستقیم متفاوت است . در فئوهایفومایستوما دانه و گرانول های رنگی در چرک و مواد اگزودا دیده می شود. در

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه رایگان دربارهامام سجاد

0 thoughts on “پایان نامه درمورد عوامل خطر

دیدگاهتان را بنویسید