دانلود پایان نامه

سه نظریه وجود دارد؛ امام خمینی در کتاب چهل حدیث، مطهری در کتاب فطرت و مصباح یزدی در کتاب جامعه و تاریخ بر تمایل فطری بشر به خیر و کمال اعتقاد دارند و رفتارهای غیر منطبق به کمال جویی را مظهر جهل انسان در یافتن مصادیق دانسته اند. مشکینی با استناد به آیه «والعصر ان الانسان لفی خسر» می گوید: «انسان ذاتاً رو به انحراف است، زیرا اگر انسان را به حالت عادی گذارند اندیشه او رو به انحراف است» ( به نقل ازصفایی مقدم،1366 ، ص51). شریعتی نیز در کتاب انسان شناسی، سروش در کتاب «تفرج و صنع» و باقری در مقاله «پیش فرض های روان شناسی اسلامی» از نظریه سوم که بر خصلت دو سویه بشر دلالت دارد، دفاع کردهاند(فصلنامه حوزه و دانشگاه، شماره نهم،1375،ص61). براساس این نظریه بین گرایشهای فطری بشر تفاوتی وجود ندارد و به تعبیر شریعتی میتوان گفت: «سرشت انسان به همان اندازه که میل به راحت طلبی دارد، از طرفی بعد دیگرش یعنی روح خدایی او میل به تعالی دارد». بنابراین گرایش به تنزل و سقوط مانند کشش به تعالی و صعود، هر کدام از طرف انسان از یک پذیرش طبیعی برخوردار می شوند(اخلاقی،1378).
با رویکردی دیگر مطهری میگوید: «دو نوع فطرت در انسان وجود دارد، یکی فطرت ادراکی و دیگری فطرت احساسی.
منظور از فطرت ادراکی، این است که بعضی از موضوعات از نظر فکری و ادراکی، برای بشر فطری است، یعنی عقل انسان بالفطره آن را می پذیرد و برای پذیرفتنش نیاز به تعلیم و تعلم و مدرسه نیست ، یعنی یا دلیل نمی خواهد و بدیهی است و یا از قضایایی است که اگرهم دلیل می خواهد همیشه دلیلش همراهش هست. پس به هر صورت، نیاز به معلم ندارد. لذا ادراک فطری ، مربوط به عالم فکر و ادراک و عقل می شود. پس دین فطری یا توحید فطری است از آن جهت که از نظر ادراکی فطری است و فطرت احساسی، یعنی توجه به خدا و حتی توجه به دستورهای دین، به گونه ای است که احساسات انسان، او را به سوی خدا و دین می کشاند و انسان بالفطره به سوی خدا گرایش دارد» (مطهری،1375،ص261-257). وی گرایشات فطری احساسی انسان را به پنج دسته تقسیم می کند: 1- حقیقت جویی2- گرایش به خیر و فضیلت 3-گرایش به جمال و زیبایی4- گرایش به خلاقیت و ابداع5 – گرایش به عشق و پرستش. در میان این گرایشات، گرایش به خیر و گرایش به خدا ارتباط بیشتری با بعد اخلاقی یا اخلاقیات انسان دارد و از آنجا که در ارتباط با گرایش عاطفی است به توضیح آنها پرداخته می شود.
3-1-1- گرایش به خیر اخلاقی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

انسان فطرتاً گرایش به خیر اخلاقی دارد، یعنی گرایش به اموری بالاتر از سود و زیان فرد، و گرایش به آنها نه به دلیل منفعت است بلکه به دلیل اینکه فضیلت و «خیر عقلانی» است، می باشد. منفعت ،خیر حسی است و فضیلت، خیر عقلی. به فضیلت‌ها مانند گرایش به راستی و درستی، پرهیزگاری، پاکی و پاکدامنی، احسان و نیکوکاری، شجاعت و دلیری، دوستی و فداکاری. این گونه گرایشها که فضیلت است دو نوع است: فردی و دیگری اجتماعی. «فردی» مانند گرایش به نظم و انضباط و گرایش به تسلط بر نفس و شجاعت و «اجتماعی» مانند گرایش به تعاون ،کمک به دیگران،گرایش به احسان، نیکوکاری و ایثار. بنابراین به طور کلی گرایش به فضیلت، گرایشهای اخلاقی، یا گرایشهایی که از مقوله فضیلت وخیر اخلاقی است، در انسان وجود دارد (مطهری،1375،ص80-79).
حال هرچه فطرت از حجاب‌های طبیعت بیشتر پاک گردد یعنی انسان وجودش را از صفات ناپسند و رذایل اخلاقی پاک تر کند، فضایل و کرامتها در آدمی بیشتر جلوه ‌می‌یابد در نتیجه تربیت اخلاقی انسان در جهت صحیح پیش می‌رود. امام علی(ع) مردم را به تربیت اخلاقی خودشان و دوری از موانع آن فرا خوانده و فرموده است: «ای بندگان خدا! آن کس که نسبت به خود خیرخواهی‌اش بیشتر است، در برابر خدا از همه کس فرمانبردارتر است، و آن کس که خویشتن را بیشتر می‌فریبد، نزد خدا گناه کارترین انسان‌ها است. زیانکار واقعی کسی است که خود را بفریبد» (نهج البلاغه: خطبه 16).

طبق بیانات امام علی(ع) فرد برای تربیت اخلاقی، باید از بسیاری کارهایی که با فطرت او سنخیت ندارد دوری کند مثل: نفاق و دروغ، حسد و آرزوهای ناروا و … و خود را فریب ندهد تا بتواند راه سعادت را طی کند. لذا آن حضرت نیز مردم را به خیرهای اخلاقی برانگیخته و چنین فرموده است: «خدا را اطاعت کنید و از فرمان خدا سر باز مدارید، اگر خیری دیدید برگزینید و اگر شرّی دیدید از آن دوری کنید» و نیز می‌فرماید: «ارزش مرد به اندازه همت اوست، و راستگویی او به میزان جوانمردی‌اش و شجاعت او به قدر ننگی است که احساس می‌کند، و پاکدامنی او به اندازه غیرت اوست» (نهج البلاغه: حکمت 47)
بنابراین، انسانی که دارای معرفت خلوص نیت است، در تربیت اخلاقی خویش سعی می‌کند زیرا به طور فطری گرایش به خیر اخلاقی دارد، پس تمایل ذاتی به فضیلت‌ها و کرامت‌ها دارد، مانند گرایش به راستی و درستی ، پرهیزگاری، پاکی و پاکدامنی، احسان و نیکوکاری، شجاعت و دلیری ، دوستی و فداکاری. «و نفس و ما سویها. فالهمها فجورها و تقویها»(شمس: 8 – 7). قسم به جان بشر و آن خدایی که او را کامل و موزون آفریده و نیک و بدش را به او الهام کرده است. «و هدیناه النجدین» (بلد: 10). ما بشر را به خیر و شرّش هدایت نمودیم. امام صادق(ع) در تفسیر این آیه فرموده است: خداوند بر بشر آشکار فرموده آن را که خوب است و باید عملی کند و آن را که بد است و باید ترک نماید.
پس درک خیر و شر فطری است. اسلام نیروی دراکه خیر و شرّ را در بشر، فطری و جزء خلقت او می داند، ولی باید توجه داشت که درک تمام نیکی ها و بدی ها فطری انسان نیست و اگر چنین بود بعثت رسل و قیام پیامبران الهی ضرورت نمی داشت. درک خوبی ها و بدی ها اولی و به تعبیر دیگر امهات فضایل و امهات رذایل فطری بشر است، ولی نیکی ها و بدی های بسیاری است که بشر بالفطره درک نمی کند و احتیاج به معلم دارد. آدمی از دو راه می تواند خوبی ها و بدی ها را بشناسد: یکی فطرت و دیگری تعلیم و تربیت. آن دسته از خوبی ها و بدی هایی که تمام ملل و اقوام جهان بدون معلم، فطرتاً درک می کنند و جزء سرشت انسان است، دسته فطریات است و می توان به نام وجدان اخلاقی فطری خواند. آن دسته از خوبی ها و بدی هایی که بشر فطرتاً درک نمی کند و انبیای الهی یا سایر مربیان بشر به مردم آموخته اند و امروزه در نهاد مردم جهان ریشه های عمیق دارد، دسته غیر فطری است و می توان آنها را وجدان اخلاقی تربیتی نامگذاری نمود. روسو در کتاب امیل در این باره چنین می گوید:« وجدان غریزه فنا ناپذیر خدایی، ندای آسمانی، راهنمای مطمئن افراد نادان و محدود اما هوشیار و آزاد، داور درستکار و نیک اندیش و ممیز نیک و بد است» (فلسفی، 1377،ص 318-315).
اخلاقیاتی که در بشر ریشه الهامی و تکوینی دارد مورد توجه کلیه پیامبران الهی بوده و در برنامه های تشریعی خود مردم را به احیای فطرت اخلاقی دعوت نموده اند. امام صادق(ع) فرموده: « ان الله لم یبعث انبیاء الا بصدق الحدیث و اداء الامانه» (سفینه، ص18). خداوند تمام برگزیدگان خود را مأموریت داد که مردم را به راستگویی و ادای امانت که ندای فطرت است دعوت نمایند. در بعضی از روایات وجدان اخلاقی به پیمان الهی تعبیر شده است. نتیجه پیروی از پیمان فطری اخلاقی آرامش نفس و مصونیت از نگرانی و هراس است. پیروی از وجدان اخلاقی باعث نورانیت و فضیلت است و انحراف از فطرت مایه تیرگی دل و ناپاکی نهاد است. انبیای الهی با فعالیت های خستگی ناپذیر خود می کوشیدند تا پرده های ظلماتی غرایز و شهوات را از چهره پاک فطرت بر کنار نمایند و مردم را متوجه سرمایه های فطری خویش کنند و بدین وسیله آنان را از سیه روزی گناه خلاص نموده و سجایای اخلاقی و انسانیت را در بشر احیا کنند. وجدان اخلاقی یکی از بزرگترین سرمایه های سعادت بخش بشر است. با احیای وجدان اخلاقی می توان مردم را از گناه و ناپاکی بر حذر داشت و آنان را به صراط مستقیم هدایت کرد. لازم است مربی از اول به وجدان فطری کودک تکیه کند و تمایلات الهامی طفل را احیا نماید و تربیت را براساس فطرت استوار کند. البته چنین تربیتی در عین پاکی و فضیلت ثابت و پایدار خواهد ماند(فلسفی ، 1377، ص 334-342).گرایش به خیر و خوبی مبتنی بر گرایش به خداست.
3-1-2- گرایش به خدا
گرایش به خدا مبنا و ریشه ی همه گرایشات فطری است. لذا ایمان به خداوند، که خود احیای بزرگ ترین وجدان فطری بشر است، آثار و نتایج مهمی در زنده کردن سایر فطریات اخلاقی و سجایای انسانی دارد و می تواند همه آنها را با بهترین وضعی از قوه به فعلیت درآورد.کلیه فطریات روحانی و سجایای انسانی در پرتو ایمان بیدار می شود و جامه عمل می پوشد. وجدان اخلاقی با تمام ارزشی که در سعادت بشر دارد اگر متکی به ایمان نباشد نمی تواند بشر را از سقوط حفظ کند(فلسفی، 1377،ص 407-405).
در مورد گرایش به خدا امام علی(ع) می فرماید: «فَإنی وُلدِتُ عَلَی الفِطرَهِ…» (نهج البلاغه: خطبه 57) «… که من بر فطرت توحید تولد یافته‌ام…» انسان از نظر روان و فطرت خداجوست، و در روانشناسی امروز بعد مذهبی را یکی از ابعاد وجودی روح آدمی پذیرفته‌اند لذا اگر موانعی نباشد، انسان از نظر روان و فطرت به خدا گرایش دارد و خدا را در همه جا می‌جوید(دشتی، 1383، ص25).
حال اگر حجاب‌ها برداشته شود فطرت الله هویدا می‌شود، که همان فطرت حقیقی است که هر چه از او صادر می‌شود حقیقت است و خود این فطرت مبدأ و منشأ خیرات و سعادت است. پس حقیقت فطرت، عشق به کمال مطلق است و بستر تربیت اخلاقی آدمی به سوی سعادت است. انسان به طور فطری و ذاتی با خداوند آشنا بوده و لذا می‌توان همچنان امید داشت که بتواند این آشنایی خود را با خالق خویش که فطرتاً به او شباهت دارد حفظ نماید (علوی، 1389، ص 258).
« فَأقِم وَجهَکَ لِلدِینِ حَنِیفاً فِطرَهَ اللهِ الِّتی فَطََر النَّاسَ عَلَیهَا لا تَبدِیلَ لِخَلقِ اللهِ ذَلِکَ الدِّینُ القَیِّمُ وَلَکِنَّ أکثَرَ النَّاسِ لا یَعلَمُونَ» (روم: 30) سپس (تو ای رسول) مستقیم روی به جانب آیین پاک اسلام آور و پیوسته از طریق دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است پیروی کن که هیچ تغییری در خلقت خدا نباید داد … و امام علی(ع) درباره برترین جلوه فطرت آدمی فرموده است: «وَکَلُمَهُ الإخلاصِ فَإنَّهَا الفِطرَهُ… (نهج البلاغه: خطبه 110). یکتا دانستن پروردگار مقتضای فطرت انسانی است. امام سجاد(ع) در این زمینه می فرماید: «صرفاً یک قدرت در خلقت انسان دخالت داشته و لذا نزدیکترین و مطابق ترین حالت با حالت فطری و طبیعی او حالت توحید است» (صفایی مقدم،ص39).
امام علی (ع) در مورد بعثت پیامبران چنین می‌فرماید: «خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود، و هر چند گاه متناسب با خواسته‌های انسان، رسولان خود را پی در پی اعزام کرد تا وفاداری به پیمان فطرت را از آنان باز جویند… و با ابلاغ احکام الهی حجت را بر آنها تمام نمایند… (نهج البلاغه: خطبه 1). این سخن مبتنی برآیه میثاق است که خداوند می‌فرماید: «(ای رسول ما) به یاد آر هنگامی که خدای تو از پشت فرزندان آدم ذریه آنها را بر گرفت و آنها را بر خود گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم همه گفتند بلی ما به خدایی تو گواهی می دهیم. باشدکه در روز قیامت نگویید ما از این واقعه غافل بودیم » (اعراف: 172).
چون انسان فطرتاً طالب کمال است همین منشأ فطرت آدمی بر توحید است و تلاش مربیان الهی بر این بوده است که مردمان را به خود آورند تا حجاب‌های فطرت را کنار زده و به حقیقت فطرت توحیدی خود روی کنند که خمیره ذرات وجود آدمی، عشق به معبود حقیقی است (دلشاد تهرانی، 1388،ص87). بنابراین انسان نیازمند است تا خدای خود را بیاید که در این صورت خود را می‌یابد و زمینه شکوفایی استعدادهایش فراهم می‌گردد (همان، ص 82).
اولین اصلی را که در راه تربیت صحیح با زبان ساده و قابل فهم باید به کودک آموخت، ایمان به خداست. احساس خداپرستی در باطن هر انسانی به فطرت طبیعی وجود دارد. از زمانی که دستگاه درک طفل به فعالیت می افتد و حس کنجکاوی در او بیدار می شود و پیوسته از منشا و علل اشیاء سوال می کند، روان پاک و بی آلایشش برای پذیرفتن خالق جهان آماده و مهیاست و این طبیعی ترین حالتی است که خداوند در نهاد هر کودکی خلق کرده است. مربی لایق باید از این سرمایه فطری استفاده کند و به او بفهماند آن کس که ما را آفریده است. خداست او همیشه و در تمام لحظات ناظر اعمال ما هست، خوبی های ما را پاداش می دهد و در بدی ها ما را مجازات می نماید؛ از این رو گرایش به خدا را می توان مبتنی بر زمینه های عاطفی دانست.
ایمان به خداوند اولین فطرت بشری است؛لازم است والدین از دوران کودکی حس مسئولیت طفل را در پیشگاه پروردگار بیدار نماید و او را به وظیفه شناسی بار آورد. پدران و مادرانی که فطرت ایمانی طفل را احیا نمایند و از اول او را خداپرست بار آورند با این عمل از طرفی اساس سعادت او را به پاکی پی ریزی کرده اند و از طرف دیگر، اولین و مهمترین وظیفه خود را در تربیت به خوبی انجام داده اند (فلسفی ، 1377، ص 434-435).
فطریات که همگی از عشق به کمال مطلق سرچشمه می گیرند، زمینه‌ای مناسب را برای سیر انسان به سوی حقیقت ملکوتی و کمال فراهم می‌کند. بنابراین تربیت اخلاقی ای که اساس برنامه‌های تربیتی خود را بر فطریات آدمی قرار می دهد و فطریات را شکوفا می نماید، تربیتی فطری و متناسب با نیازهای انسان و در خور حقیقت انسانی اوست
نراقی تربیت پذیری فطرت را در عمل پذیرفته است و براین باور است که مربی ناگزیر می باید به متربی، خصلتها و ویژگیهای درونی او عنایت کند و از همان آغاز کودکی به تربیت او همت گمارد(ابوجعفری، بهشتی، فقیهی ، ،1378 ،ج4 ، ص 15). از نظر نراقی انسانها ذاتاً و فطرتا دارای استعدادهای متفاوت هستند که به وسیله آن انسانی نسبت به انسان دیگر برتری می یابد و این همان استعداد خاص است که منشا تقسیم کار و جوامع و به درجات در افراد ، متفاوت است(معراج ،ص11). لازم است مربی از ابتدا برنامه های تربیتی را براساس تمایلات طبیعی و درک های فطری کودک استوار نماید و عملاً از قوانین خلقت پیروی کند. تربیتی که متکی بر اساس فطرت و سرشت بشر باشد، پایدار و ثابت خواهد بود(فلسفی ، 1379، ج1، ص 281). یکی از فطریات بشر که کمتر به آن توجه شده عاطفه و گرایشهای عاطفی است.
3-1- 3-گرایش عاطفی در دوره کودکی و ارتباط آن با تربیت اخلاقی
هنگام تولد، کودک برای ابراز پاسخ های عاطفی، آمادگی بالقوه دارد. در آغاز، جز انفعالات مبهم چیزی از رفتار عاطفی کودک مفهوم نمی شود، ولی به تدریج واکنش های عاطفی وی شکل می گیرد و الگوی مشخصی به خود می گیرد، به طوری که می توان تشخیص داد که آیا کودک دچار ترس، خشم، یا عاطفه دیگری است. به احتمال قوی نوزاد

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه رشته روانشناسی با موضوع: تعارضات اخلاقی

By:

0 thoughts on “دانلود پایان نامه رشته روانشناسی با موضوع: حوزه و دانشگاه

دیدگاهتان را بنویسید