دانلود پایان نامه

سازماندهی شده اند، گاه به صورت غیر مستقیم ترس از جرم را بیش تر می‌کند، به عبارت دیگر تمرکز بر جرایم می تواند موجب افزایش اضطراب و نگرانی در جامعه شود. سیاست گذاران و مجریان نباید با بزرگ نمایی جرایم غوغا به پا کنند، بلکه باید تلاش گردد خطر واقعی آنها برای شهروندان مشخص شود.
در مطالعه‌ای که پیرامون اعتماد شهروندان تهران به مأموران نیروی انتظامی صورت گرفته، نتایج مطالعات حکایت از پایین بودن میزان اعتماد مردم به ناجا دارد و عواملی نظیر رفتار دور از نزاکت و برخورد نامناسب برخی از مأموران با مردم، ایجاد ترس در مردم، بی‌اعتنایی و قانون شکنی مأموران نیروی انتظامی از مهمترین مشکلات مردم با پلیس ذکر شده است.

فصل دوم : راهبردهای نوین پلیس برای کاهش ترس از جرم
دهه‌های اخیر را می‌توان مهم‌ترین دوره در نوآوری و شکوفایی اداره امور پلیسی تلقی کرد. رویکرد‌هایی همچون پلیسی گری جامعه محور، مکان محور و مسأله محور در قرن بیستم ظهور کرد و در اداره‌ها و سازمان‌های پلیسی جریان یافت. دراین دسته از رویکرد‌ها برای کاهش ترس از جرم صرفاً به واکنش‌های سرکوب گر پرداخته نمی‌شود، بلکه وجه مشترک تمامی الگوهای پلیسی نوین، اقدامات پیش گیرانه غیر کیفری است. به این مفهوم که در کنار استفاده از ابزار سنتی به لزوم استفاده از تدابیر و اقدامات غیرکیفری نیز تأکید دارد.
در فصل حاضر طی سه مبحث به بررسی راهبردهای امور پلیسی جامعه محور، مکان محور و مسأله محور و آثار آنها در کاهش ترس از جرم خواهیم پرداخت.

مبحث نخست : امور پلیسی جامعه محور، فلسفه و راهکارها
مدل پلیسی گری جامعه محوردر چند دهه اخیر به عنوان یکی از الگوهای جدید در حوزه تأمین امنیت و حفظ آن، مقبولیت عمومی پیدا کرده است. به گونه‌ای که می‌توان گفت روزگار اعتقاد به این مسأله که هر چه شمار نیروهای پلیس بیشتر باشد، معضل جرم و ترس ناشی از آن خواهد شد، به سر آمده است و جای خود را به دوره ای داده است که در آن همکاری میان پلیس و شهروندان افزایش یافته است.
در این مبحث علاوه بر تبیین مفهوم جامعه محوری و اصول حاکم بر آن، به مهمترین راهبردهای راهبردهای این مدل در راستای کاهش ترس از جرم و احساس نا امنی شهروندان نیز خواهیم پرداخت.
گفتار نخست : بررسی مفهوم امور پلیسی جامعه محور، ابعاد و اهداف آن
بند نخست ) مفهوم شناسی پلیس جامعه محور
بسیاری از کسانی که به تبیین جامعه محوری در امور پلیسی پرداخته‌اند از سیال، غیر ملموس و مبهم بودن آن سخن به میان آورده‌اند. هر چند ارائه تعریف از امور پلیس جامعه محور بسیار مشکل است زیرا تعریف آن در طول زمان در حال تغییراست و مفاهیم مرتبط با آن نیز بسیار مبهم است – تعاریف فراوانی از آن به عمل آمده است.

ترویانویچ و بارکوروکس، پلیس جامعه محور را این گونه تعریف می نمایند :
«رویکرد پلیس جامعه محور یک فلسفه است. این رویکرد مشارکت ضابطین قانون و جامعه را در شناسایی مشکلات و ریشه یابی آن‌ها و پیدا کردن راه حل‌هایی که مشکل را به طور دایم از بین برده و یا کاهش می دهد، بر می انگیزد. وقتی که افراد جامعه و مأموران ضابط قانون با یکدیگر همکاری کنند تا کیفیت زندگی را در جامعه بهبود بخشند، فواید این رویکرد به خوبی روشن خواهد شد و ضابطین قانون از تکرار نشدن این مشکل برای همیشه بهره‌مند خواهند شد و شهروندان نیز از بهبود وضعیت زندگی خود سود خواهند برد. مأموران پلیس و شهروندان جامعه وقتی به طور مشترک راه حلی پیدا می‌کنند، از این که توانسته‌اند خودشان به حل مشکل بپردازند و سپس به راه حل عملی دست یابند، بسیار راضی خواهندبود.
استینگ، پلیس جامعه محور را برخی از ترتیبات کار پلیسی می داند که در پی واگذاری بخشی از نقش‌های مهم به اجتماع است که خودش به تعریف و اجرای کارکرد پلیس بپردازد. او به این واقعیت اذعان دارد که پلیس جامعه محور را نمی توان مفهوم جدیدی از کار پلیسی دانست بلکه به عنوان تجدیدنظر درباره نقش و رابطه نیروی پلیس و اجتماع است. توسعه این رهیافت تغییر کامل اهداف تاریخی پلیس نیست بلکه راهی برای دستیابی مؤثر و کارآمد به اهداف سنتی حمایت از زندگی و دارایی شهروندان است. همچنین وی پلیس جامعه محور را به عنوان وجود برخی طرق کار جمعی عموم مردم با یکدیگر در ظرف گروه‌هایی که می‌تواند به دفاع از خودشان – در مقابل جرم- کمک کند، می‌داند.
فریدمن نیز از جمله کسانی است که تعریف نسبتاً جامعی را از پلیس جامعه محور ارائه کرده است:
«راهبرد و خط مشی دستیابی به کنترل مؤثر جرائم، کاهش ترس از جنایت، توسعه کیفیت زندگی، گسترش خدمات پلیس و مشروعیت کار پلیس از طریق تکیه بر منابع جامعه که درصدد تغییر شرایط جرم خیز هستند. این امر مستلزم مسئولیت‌پذیری بیشتر پلیس، سهیم‌تر شدن، فعال‌تر شدن و درگیرشدن تعداد بیش‌تری از افراد جامعه در فرایند تصمیم گیری و توجه بیشتر به حقوق و آزادی‌های مدنی است.
به این ترتیب می‌توان گفت جامعه محوری در امور پلیس، فلسفه و راهبردی است که به مشارکت فعال شهروندان با پلیس برای کاهش ترس از جرم، حل مشکلات مربوط به جرایم و جلوگیری از وقوع جرم و افزایش نظم عمومی با تأکید بر حفظ حقوق و کرامت انسانی و مشروعیت اقدام پلیس نظر دارد.
دفتر دادستانی کالیفرنیا طی سالهای 1996 و 1999برای درک بهتر پلیس جامعه محور ضمن مقایسه پلیس جامعه محور با پلیس سنتی، ویژگی‌های زیر را مورد توجه قرار می دهد :
پلیس جامعه محور تعارض کلی با امور پلیسی سنتی ندارد تا سازمان دهی مجدد واحد‌های پلیس موجود ضرورت داشته باشد.
اقدامات پلیس جامعه محور همه دقت مأموران پلیس را به خود اختصاص نمی دهد مقدار قابل توجهی از دقت مأموران گشت آزاد است؛
پلیس جامعه محور از انجام وظایف اصلی پلیسی خود غفلت نمی‌کند تا احتمال افزایش جرم تقویت نشود، در حقیقت پلیس جامعه محور در صورتی که به صورت مناسب اجرا شود در برخورد با جرم و بی نظمی برخورد شدید تری از پلیس سنتی دارد؛
پلیس جامعه محور، مأموریت پلیس را به مددکاری اجتماعی تبدیل نمی‌کند.
به این ترتیب رویکرد پلیس جامعه محور بر دو پایه اصلی استوار است :
پایه نخست این رویکرد را برقراری تعامل پلیس با ارکان مختلف جامعه به منظور امکان خدمت گذاری بهتر به مردم تشکیل می دهد این امر اشاره به خاستگاه اصلی سازمان پلیس دارد که سازمانی برخاسته از مردم و برای مردم است، بنابراین باید با مردم باشد تا بتواند نیازهای واقعی آن‌ها را درک کند و از میزان رضایت آنها از عملکرد خود مطلع شود. پلیس براساس یافته‌های حاصل از نظرسنجی عمومی در مقوله نظم و امنیت و میزان اثر بخشی اجتماعی عملکرد خود، برنامه‌هایش را در جهت ارائه خدمات بهتر به مردم و جلب رضایت عمومی تنظیم می‌کند.
دومین پایه رویکرد جامعه محوری پلیس، عمومی تلقی کردن مقوله نظم و امنیت اجتماعی است به این معناکه دستیابی به آن نیازمند همکاری مشترک پلیس و جامعه است.
بند دوم) ابعاد پلیس جامعه محور
یکی از مسائلی که در امور پلیسی جامعه محور مورد توجه قرار گرفته و می بایست مورد بررسی قرار گیرد، این است که اساساً جامعه محوری چگونه امری است؟ آیا یک رویکرد است یا یک راهبرد؟ آیا این موضوع صرفاً اشاره به بعد نظری کار پلیس دارد و بی ارتباط با تاکتیک و اقدامات پلیس است یا این که بر عکس صرفاً یک شیوه، تاکتیک است؟
کوردنر چهار بُعد برای پلیس جامعه محور در نظر می گیرد:
الف – بُعد فلسفی
منظور از بُعد فلسفی جامعه محوری، تغییر نوع نگاه به انسان، جامعه و مسایلی نظیر امنیت است. در این دیدگاه مردم صاحب حق برای داشتن امنیت جانی، مالی و آبرو بوده و از آزادی و حقوق انسانی برخوردارند، امنیت مخصوص طبقه خاصی نیست و دستگاه پلیس صرفاً برای امنیت طبقه ویژه و قدرتمند به کار نمی رود.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع و ماخذ تحقیق قضایایی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بُعد فلسفی پلیس جامعه محور در بردارنده اندیشه‌ها و اعتقاداتی است که اساس پلیس جامعه محور را شکل می‌دهد که مهم‌ترین آن‌ها شامل توجه به دیدگاه و نظرات شهروندان به عنوان شاکله محوری سیاست گذاری‌ها و برنامه ریزی‌ها، فعالیت‌های گسترده و متنوع برای پاسخ گویی به خواسته‌ها و مطالبات روز افزون شهروندان (نه صرفاً اجرای قانون و مقابله با جرم) و ارائه خدمات به صورت شخصی و حذف دیوان سالاری به منظور ایجاد ارتباط مستقیم با شهروندان است.
ب- بُعد راهبردی
بُعد راهبردی پلیس جامعه محور شامل روش‌های مبدل فلسفه پلیس جامعه محور به عمل است. تدابیر مزبور این اطمینان را ایجاد می‌کند که اولویت‌ها و تخصیص منابع هماهنگ با فلسفه پلیس جامعه محور باشد. سه عنصر مهم بُعد راهبردی عبارت است از : فعالیت‌های جهت دهی مجدد در راستای اجرای فعالیت‌ها و عملکرد سنتی به شیوه بسیار اثر بخش و کارا، تقدم پیش گیری بر مقابله و همچنین تمرکز بر محدوده‌های جغرافیایی معین برای ایجاد پیوند‌های قوی بین افسران و همسایگان به منظور افزایش شناخت دو طرفه و مسئولیت پذیری.
ج- بُعد تاکتیکی
پلیس جامعه محور مجموعه‌ای از برنامه‌های معطوف به تقویت تعاملات اجتماعی پلیس و گروه‌های اجتماعی از طریق گوناگون همچون تشکیل انجمن‌های مشورتی محله و با تأکید بر حل مشکل از طریق گفت و گو را در بر می گیرد. تا از طریق مشارکت فعال شهروندان با پلیس، به کاهش ترس از جرم، حل مشکلات مربوط به جرائم، جلوگیری از وقوع آن و افزایش نظم و امنیت اجتماعی با تأکید بر حفظ حقوق و کرامت انسانی و مشروعیت اقدام پلیس بپردازند.
بُعد تاکتیکی امور پلیسی جامعه محور دارای سه مولفه مهم است؛
تعامل با جامعه؛
مشارکت با سازمان‌ها، تشکل‌ها و عامه مردم؛
گرایش به حل مشکل.
د- بُعد سازمانی

علاوه بر ابعاد سه گانه فوق، پلیس جامعه محور یک بُعد سازمانی و ساختاری و یا مدیریتی نیز دارد. این رویکرد ساختار ویژه‌ای را می طلبد و با هر ساختاری سازگار نمی‌باشد. در پلیس جامعه محور پلیس بسیار به سازمان‌های اجتماعی نزدیک می‌شود و در عین وجود بُعد نظامی و این که جزء نیروهای مسلح است، با اتخاذ راهبرد، شیوه‌ها و ابزارهای نوین تأمین امنیت به تدریج از ساختار صرف نظامی فاصله گرفته و ضمن حفظ هویت سلسله مراتبی، ساختار نوینی پیدا می‌کند.
سه عنصر مهم بُعد سازمانی پلیس جامعه محور عبارت است از :
ایجاد ساختار مناسبی که با اهداف مشخص و خلاقیت و نوآوری مورد نیاز پلیس سازگار باشد؛
مدیریتی که بیش تر بر فرهنگ سازمانی و ارزش‌ها تأکید دارد تا قواعد رسمی؛
اصول نوشتاری و اطلاعاتی که با توجه به تأکید پلیس جامعه محور بر کیفیت، حوزه جغرافیایی مشخص و حل مشکل، ضروری است.
بند سوم )اهداف پلیس جامعه محور
بی تردید حفظ نظم و امنیت در جامعه بر عهده پلیس یک کشور است، اما نکته حائز اهمیتی که می بایست مورد توجه دولت مردان، فرماندهان ارشد و تمام کارکنان به ویژه نیروهای خط مقدم قرار گیرد، این است که قدرت واقعی در دست مردم است و چنان چه مردم اموری را اداره کنند، آن امر تحقق پیدا خواهد کرد. لذا پلیس با هماهنگی، مشارکت و درگیر شدن مردم در شئونات امور پلیسی قادر خواهد بود اهداف بلند پلیس جامعه محور را در جامعه تحقق نبخشد و آن چیزی نیست جز پیش بینی و پیشگیری از وقوع جرم و ارتقاء کیفیت زندگی مردم. بنابراین هدف و منظور اصلی پلیس جامعه محور این است که پلیس با مشارکت جدی، هدفمند و برنامه ریزی شده اقداماتی را به عمل آورد که جرمی صورت نگیرد، منظور از پلیس جامعه محور این نیست که مأمورین را به عنوان مراقبین در گوشه و کنار جامعه قرار دهیم، بلکه منظور همکاری پلیس با مردم جامعه و مشارکت مردم در اجرای امور انتظامی بوده ولذا جامعه با این همکاری قدم‌هایی به نفع خود بر می دارد.
در این شیوه معیار عملکرد پلیس تنها در تعداد دستگیری‌ها، سرعت پاسخ گویی به تماس‌های مردمی و تعداد تبرئه پلیس از اتهام خلاصه نمی‌شود بلکه معیار سنجش موفقیت در امور پلیسی جامعه محور، اعداد و ارقام مربوط به ترس ساکنان و کیفیت زندگی آنها است. اغلب نرخ جرایم اساس قضاوت شهروندان در حوزه ارزیابی عملکرد پلیس قرار نمی‌گیرد. آن چه ساکنان اغلب در خصوص آن نگران هستند بی نظمی‌هایی است که روزانه با آن روبه رو می‌شوند، به این دلیل کاهش ترس از جرم که به عنوان وظیفه در اداره امور پلیسی جامعه محور مطرح می‌شود، از طریق بهبود یا اعاده نظم به محله حاصل می‌شود. البته حضور فیزیکی صرف در محله اصل نبوده بلکه هدف نزدیک ساختن پلیس و مردم به یکدیگر است و تلاش برای وحدت عملی در کنترل اجتماعی است، در واقع تلاش برای بیرون آوردن پلیس از چارچوب کلانتری و پاستگاه‌ها از یک سو ترغیب مردم برای افزایش انگیزه‌های خود کنترلی و رابطه تنگاتنگ با پلیس از سوی دیگر است.
علاوه بر این پلیس جامعه محور به تقویت تعاملات محلی پلیس و گروه‌های اجتماعی به ویژه اقشار آسیب پذیر مانند زنان، کودکان و سالمندان، می پردازد و به این تریب با کاهش تعداد شکایت علیه خود و افزایش اطلاعات عمومی در خصوص شیوه‌های پیشگیری از جرایم، موجب افزایش رضایت مردم از پلیس و ارتقاء میزان اعتماد عمومی به پلیس و در نهایت ایجاد احساس امنیت در تمام سطوح جامعه خواهد شد.

گفتار دوم : بستر شکل گیری پلیس جامعه محور
بستر و علل شکل گیری پلیس جامعه محور را می توان از دو جنبه نظری و عملی مورد توجه قرار داد:
بند نخست) جنبه نظری شکل گیری پلیس جامعه محور
به لحاظ نظری پلیس جامعه محور با نظریه پنجره‌های شکسته ویلسون و کلینگ و در سطح گسترده تر با نظریه بی سازمانی اجتماعی مطابقت دارد.
رویکرد بی سازمانی اجتماعی در قالب مدلی سه گانه به مسأله ترس از جرم می پردازد، مدل تنوع خرده فرهنگی، مدل بی نظمی اجتماعی و مدل نگرانی اجتماعی. براساس مدل تنوع خرده فرهنگی، اجتماعاتی که در آن‌ها تنوع قومی و نژادی بسیاری وجود دارد و این اقدام هر یک بدون پیوند با کلیت جامعه از آداب و رسوم خود پیروی می‌کنند، ترس از جرم بیش تر خواهد بود. مدل نگرانی اجتماعی ترس از بزه دیدگی را ناشی از نگرانی درباره زوال اجتماع می داند به نحوی که ضعیف شدن پیوندهای اجتماعی محلی باعث برجسته شدن ترس از جرم می‌شود.
در خصوص پیوند اجتماعی تعریفی که بیشتر مورد توجه قرار گرفته، عبارت است از پیوستگی در اجتماع یا نظام سیاسی، پیوندهایی که افراد با این نظام‌ها داشته و به نحوی از طریق رفتار، دیدگاه، شبکه‌های فردی، خود را درگیر و یا همراه آن می‌دانند، فرض بر این است که در جوامعی که پیوند‌های عمیق و فراگیری میان اهالی وجود دارد، افراد از لحاظ این که می توانند به صورت جمعی به جرم پاسخ دهند، ترس از جرم درحد پایین تری وجود دارد؛ برای مثال داشتن دوستان نزدیک یا روابط اجتماعی مطلوب می تواند احساس توانمندی در مبارزه با جرم و یا تحت حمایت بودن را افزایش دهد. به علاوه شبکه‌های اجتماعی می توانند از طریق اطلاع رسانی به افراد آنها را از وجود منابع مهم و حیاتی جهت مقابله با مصایبی همچون بزه دیدگی آگاه نموده و در نتیجه آنها را از نظر احساسی توانمند سازند. افراد در چنین شرایطی می‌پندارند که پیوند مستحکم اجتماعی، خود مسیری در برابر بزه دیدگی و پیامد‌های ناگوار آن است.
بنابراین می‌توان گفت به همان اندازه که پیوند‌های اجتماعی و میزان مشارکت سازمان یافته همسایگان با پلیس افزایش یابد، ترس از جرم کاهش خواهد یافت.
مدل بی نظمی اجتماعی نیز نشان دهنده ضعف کنترل اجتماعی و فقدان توجه به محیط پیرامونی فرد است و در نهایت منجر به ریسک بالای بزه دیدگی است. از دیدگاه محققان ناحیه‌هایی که دارای نهادهای ضعیف، تحرک سکونتی زیاد و نرخ بالای گسیختگی خانوادگی می‌باشند در کنترل رسمی و غیررسمی بر ساکنان و افراد ناشناس با مشکلات عدیده‌ای مواجه هستند. فقدان کنترل اجتماعی، منجر به افزایش بی‌نظمی، افزایش جرم، نرخ بالای ترس از جرم و احساس تعلق اندک به اجتماع محلی می‌شود.
به این ترتیب پلیس می‌تواند از طریق توجه به

By:

0 thoughts on “دانلود رایگان پایان نامه حقوق درباره پلیس جامعه محور

دیدگاهتان را بنویسید