ارث ببرند. به دختران شوهرنکرده نصف سهم مى‏دادند. چاکر زن و فرزندان او حق ارث نداشتند، ولى پدر مى‏توانست قبلًا چیزى از دارایى خود را به آنان ببخشد یا وصیت کند که پس از مرگ به آنان بدهند .طبق عقاید قدیمى نقش مادر در تولید فرزند ضعیف است؛ مادران فقط ظروفى هستند که در آن ظرفها نطفه مردان پرورش مى‏یابد و فرزند به‏وجود مى‏آید. از این رو معتقد بودند که فرزندزادگان پسرى یک مرد، فرزندان او وجزء خانواده او هستند و اما فرزندزادگان دخترى او فرزندان او و جزء خانواده او نیستند، بلکه جزء خانواده پدر شوهر دختر محسوب مى‏شوند. روى این حساب اگر دختر ارث ببرد و بعد ارث او به فرزندان او منتقل شود، سبب مى‏شود که ثروت یک خانواده به یک خانواده بیگانه منتقل گردد.
در دوره‏هاى قدیم، مذهب اساس خانواده‏ها را تشکیل مى‏داده نه علقه طبیعى
در زمینه تشکیل خانواده نکته جالب دیگر که در تمدن ساسانى دیده مى‏شود این است که چون پسرى به سن رشد و بلوغ مى‏رسید، پدر یکى از زنان متعدد خود را به عقد زناشویى وى در مى‏آورده است. نکته دیگر این است که زن در تمدن ساسانى شخصیت حقوقى نداشته است و پدر و شوهر اختیارات بسیار وسیعى در دارایى وى داشته‏اند. هنگامى که دخترى به پانزده سالگى مى‏رسید و رشد کامل کرده بود، پدر یا رئیس خانواده مکلف بود او را به شوى بدهد. اما سن زناشویى پسر را بیست سالگى دانسته‏اند و در زناشویى رضایت پدر شرط بود. دخترى که به شوى مى‏رفت دیگر از پدر یا کفیل خود ارث نمى‏برد و در انتخاب شوهر هیچ گونه حقى براى او قائل نبودند. اما اگر در سن بلوغ، پدر در زناشویى وى کوتاهى مى‏کرد حق داشت به ازدواج نامشروع اقدام بکند و در این صورت از پدر ارث نمى‏برد.
5. زنى که بى‏رضاى پدر و مادرش به شوهر مى‏رفت، در میان زنان پست ترین پایه را داشت و او را «خودسراى زن» یعنى زن خودسر مى‏گفتند و از پدر و مادر خود ارث نمى‏برد مگر پس از آن که پسرش به سن بلوغ برسد و او را به عنوان «اوگ زن» به عقد درآورد.
بند دوم : ارث در شریعت مسیح
در دین مسیح، تفاوت قابل توجهى، در تقسیم ارث بین زن و مرد که ناشى از جنسیت‏باشد، مشاهده نمى‏گردد .
آیین مسیحیت چون بر اساس معنویت و اخلاق و آخرت گرایی بناشده است، انجیل شریعت و قانون و فقه مستقل و مشخصی را ارائه نکرده و لذا ارباب کلیسا مسیحیان را به شریعت یهود ارجاع دادند.
در انجیل نیز احکام تورات مورد تأئید قرار میگیرد. چون عیسی مسیح در شماره 5:17 متی میفرماید:
گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات یا صحف انبیاء را باطل سازم نیامده‌ام تا باطل نمایم بلکه تا تمام کنم.
گویا در مسیحیت زن هم به ارث برده میشده چه رسد به اینکه ارث ببرد.
زن در کلیسا حق حرف زدن نداشت چون پولس (پال) در شماره 35 و 14:34 رساله اول خود به قرنتیان مینویسد:
“زنان شما در کلیساها خاموش باشند زیرا که ایشان را حرف زدن جایز نیست بلکه اطاعت نمودن. چنانکه تورات نیز میگوید.”
و” زنان را در کلیسا حرف زدن قبیح است.”
اما امروزه زنان در کلیسا آواز هم میخوانند و میرقصند و سخنرانی هم میکنند.
همچنین براساس ماده 64 مقررات احوال شخصیه ارامنه گریگوریان، طبقات تقسیم ارث در آیین مسیحی به صورت زیر است:
طبقه اول: اولاد و اولاد اولاد تا هر قدر پایین تر رود.
طبقه دوم: پدر، مادر، برادران و خواهران متوفی و اولاد برادران و خواهران هر قدر پایین تر روند. البته در صورت زنده بودن پدر و مادر کل ماتَرک بین آنان به صورت مساوی تقسیم می شود.
طبقه سوم: والدین پدر و مادر و اعمام و عمّات و اخوال و خالات متوفی و اولاد آنها هر قدر پایین تر روند (در صورت حیات والدین پدر و مادر، کل ماتَرک به صورت مساوی بین آنها تقسیم می شود.(
طبقه چهارم: اجداد ابوین متوفی هر قدر بالا روند (خط صعودی ).
طبقه پنجم: اولاد اعقاب متوفی هر قدر که پایین روند (در خط نزولی).
ذکر این نکته ضروری است که از طبقه چهارم به بعد، تقسیم ارث براساس طبقه صورت نمی گیرد، بلکه کل ترکه به کسی می رسد که زنده است و نزدیک ترین درجه قرابت با متوفی را داشته باشد. چنانچه عده ای از اقارب دیگر به او نزدیک تر باشند، کل ترکه بین آنها بالسویه (به تساوی) تقسیم می شود. نکته جالب توجه آنکه، براساس قوانین ایران، هر یک از فرزندان اقلیت ها اگر قبل از فوت پدر مسلمان شود، کلیه اموال به جای مانده از متوفی به فرزند مسلمان می رسد .
بند سوم : دین زرتشت
عمده‏ترین تفاوتهاى موجود بین ارث زن و مرد، اعم از محرومیتهاى زن و امتیازات او در دین زرتشت‏به قرار زیر است:
بر طبق مقررات رسمى احوال شخصیه زرتشتیان، هنگامى که زن و شوهر در پى حادثه‏اى با هم بمیرند و یا اگر تنها یکى از آنها فوت کند، تقسیم ارث بین اولاد آنها بر اساس جنسیت متفاوت خواهد بود. به این ترتیب که نسبت‏ به ارثیه پدر، هر پسر دو برابر سهم یک دختر بهره‏مند خواهد شد و نسبت‏به ارثیه مادر دختر و پسر بطور مساوى سهم خواهند برد.
در آیین زرتشت‏به موارد نادرى نیز از امتیازات «زن‏» در بهره‏مندى از ارث مواجه مى‏شویم که از آن جمله مى‏توان به دو مورد زیر اشاره کرد:
1- در صورت انحصار ورثه در دختر، پسر و همسر، هرگاه متوفى مرد باشد «یک ششم‏» ترکه سهم زوجه و مابقى آن، به نسبت پسر دو برابر دختر، تقسیم مى‏گردد؛ ولى اگر متوفى زن باشد «یک هشتم‏» ترکه سهم زوج و بقیه بطور مساوى بین پسر و دختر تقسیم مى‏شود. در این مورد ملاحظه مى‏گردد که در شرایط برابر براى زن 6/1 و براى مرد8/1 از ترکه اختصاص یافته است.

2- در قانون مدنى زرتشتیان در زمان ساسانیان (بند 10 از فصل 24) آمده است: «اگر دخترى بعد از فوت پدر بدنیا آید، خرج عروسى او از ماترک پدر موضوع مى‏شود. »

بند چهارم :دین یهود
تفاوتهاى اساسى ارث زن و مرد و بطور مشخص، محرومیتهاى کلى و جزئى زن در دین یهود به شرح زیر است:
1- در صورتى که متوفى فرزند باشد، یعنى پدر و مادر او زنده باشند. پدر به تنهایى در طبقه دوم وراث قرار مى‏گیرد، ولى مادر با محرومیت کلى از ارثیه فرزندش مواجه است و اگر وراث منحصر در پدر یا مادر باشند نیز، تنها پدر از ترکه فرزند ارث مى‏برد و مادر اصولا در هیچ یک از طبقات وراث قرار نمى‏گیرد.
2- در صورتى که پدر (متوفى) داراى فرزند پسر و یا حتى نوادگان پسرى باشد، دختر بهره‏اى از ارثیه پدر نخواهد داشت. ولى دخترانى که در زمان حیات پدر به خانه شوهر نرفته‏اند، مادامى که شوهر نکرده‏اند، برادران موظفند تمام مخارج و لوازم تعلیم و تربیت آنها را تکفل نمایند. و در هنگامى که مى‏خواهند به خانه شوهر بروند به آنان جهیزیه بدهند که جهیزیه هر یک از دختران، نباید کمتر از یک دهم سهم الارث پسران باشد و پدران مى‏توانند، بر حسب وصیت، سهم الارث دختران خود را نسبت ‏به پسران، نصف تعیین کنند.
البته این قاعده، در مقررات اصلاحى بعدى کلیمیان اصلاح گردیده و به موجب آن دختر، چه ازدواج کرده باشد، چه ازدواج نکرده باشد ، نصف وراث ذکور از ما ترک والدین خود ارث مى‏برد.
3- اگر چه زوجه، در طبقه اول وراث از زوج قرار دارد، ولى این امر در صورتى است که زوجه اولادى نداشته باشد. ولى اگر داراى اولاد باشد، تنها حق دارد که مهریه و جهیزیه خود را که در واقع اموال خود اوست، مالک گردد و در صورتى که اولاد نداشته باشد، علاوه بر مهریه و جهیزیه، یک چهارم ترکه زوج را به ارث مى‏برد.
البته ظاهر عبارت شرح تورات، محرومیت کلى زوجه از ارث زوج است، در آن جا که مى‏گوید: «این افراد از خویشاوندان خود ارث مى‏برند، ولى آن خویشاوند وارث آنان نمى‏شود» و از جمله این افراد «شوهر نسبت‏به همسرش‏» را نام مى‏برد.
در مقررات اصلاحى ارث کلیمیان جهان، اصلاحاتى در چگونگى ارث، به نفع زوجه و به ترتیب زیر صورت گرفت:
الف – در جایى که زوجه اولاد دارد، سهم الارث زوجه، برابر سهم یک دختر که نصف سهم یک پسر است، خواهد بود، مشروط به این که میزان مهریه او بیشتر از سهم یک دختر نباشد که در این صورت فقط مهریه را مى‏گیرد. و اگر مهریه کمتر از سهم دختر باشد، بقیه را مى‏گیرد.
ب – هرگاه متوفى والدین و برادر و خواهر داشته باشد، سهم زوجه برابر با سهم یک فرزند ذکور بعلاوه مهریه و جهیزیه خود است. و اگر فقط والدین داشته باشد، سهم زوجه برابر با یک چهارم ترکه است‏بعلاوه جهیزیه و مهریه. ولى در مورد سهم زوج از ترکه زوجه مقرر شده که هرگاه زوجه اولاد داشته 2/1 ترکه سهم زوج و اگر زوجه اولاد ندارد 10/9 ترکه سهم زوج است و بقیه به پدر زوجه یا وارث پدر او مى‏رسد. همچنین در موردى که تنها وارث زوج است، نصف ترکه به زوج و بقیه به خویشاوندان پدرى زوجه مى‏رسد. ولى اگر تنها وارث زوجه باشد، 4/1 ترکه زوج بعلاوه جهیزیه و مهریه به زوجه و بقیه سهم پدر یا اقوام پدرى زوج خواهد شد.
4- در صورتى که پدر بزرگ و مادر بزرگ تنها وارث باشند، همه ترکه به پدر بزرگ مى‏رسد و مادر بزرگ سهمى ندارد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تحقیق رایگان درمورد جنگ جهانی اول

بند پنجم : ارث در دین اسلام
1 – ارث پسرخوانده‏

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اعراب جاهلیت گاهى کسى را پسرخوانده قرار مى‏دادند و در نتیجه، آن پسرخوانده مانند یک پسر حقیقى وارث میت شمرده مى‏شد. رسم پسرخواندگى در میان ملتهاى دیگر و از آن جمله ایران و روم قدیم موجود بوده است. طبق این رسم یک پسرخوانده به دلیل اینکه پسر است از مزایایى برخوردار بود که دختران نسلى برخوردار نبودند. از جمله مزایاى پسرخوانده ارث بردن بود، همچنان [که‏] ممنوعیت ازدواج شخص با زن پسرخوانده یکى دیگر از این مزایا و آثار بود. قرآن کریم این رسم را نیز منسوخ کرد.
2 – ارث هم پیمان‏
اعراب رسم دیگرى نیز در ارث داشتند که آن را نیز قرآن کریم منسوخ کرد و آن رسم «هم پیمانى» بود. دو نفر بیگانه با یکدیگر پیمان مى‏بستند که «خون من خون تو و تعرض به من تعرض به تو و من از تو ارث ببرم و تو از من ارث ببرى». به موجب این پیمان این دو نفر بیگانه در زمان حیات از یکدیگر دفاع مى‏کردند و هر کدام زودتر مى‏مرد دیگرى مال او را به ارث مى‏برد.
3 – ارث مهاجرین (عقد اخوت )
قرار داد برادرى میان مهاجر و انصار. این قرارداد هشت ماه پس از هجرت میان آنان بسته شد، و هر دو نفر از انصار و مهاجر مأمور شدند که با هم قرار داد اخوّت ببندند و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله خود با على بن ابى طالب قرارداد اخوت بست. این قرارداد دو ماده دارد: یکى یارى دادن هر کدام دیگرى را در احقاق حق. دیگر توارث هر کدام از دیگرى. این ماده با نزول آیۀ ارث اولو الارحام نسخ شد.
آیۀ 5، از سورۀ احزاب وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِی کِتابِ اللّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُهاجِرِینَ إِلّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلى أَوْلِیائِکُمْ مَعْرُوفاً محقق اردبیلى چنین افاده کرده است «کلمۀ من المؤمنین و المهاجرین» جائز است بیان باشد براى کلمۀ «أُولُوا الْأَرْحامِ» یعنى اقرباء از مؤمنان و مهاجران بعضى از ایشان اولى هستند که از بعضى دیگر ارث ببرند نسبت به بیگانگان بلکه نسبت به بعضى از اقارب نیز و جائز است که حرف «من» براى ابتداء غایت باشد یعنى «أُولُوا الْأَرْحامِ» بحق خویشاوندى و قرابت در مقام میراث اولى هستند از مؤمنان بحق ولایت در دین و از مهاجران بحق مهاجرت. چنین گفته لیکن ظاهر اینست که صله باشد براى کلمۀ «اولى» و مراد از استثناء اینست که «أُولُوا الْأَرْحامِ» اولى هستند مگر وصیتى کند که در این صورت «موصى له» اولى مى‌باشد.
پس در آیه دلالتیست بر این که وصیت از ارث اولى و بر آن مقدم است و آیه بر این که وصیت براى وارث درست نیست دلالت ندارد و این مطلب ظاهر است.
و به احتمالى ممکن است «إِلّا أَنْ تَفْعَلُوا» منجّزات را نیز شامل شود پس دلیل باشد بر این که منجّزات مریض از اصل است و بر ارث مقدم و به اجماع و خبر، وصیت خارج شده و از ثلث بحساب آمده و منجزات در آن باقى مانده است. فتأمل» فاضل این مضمون را آورده است «پیش از این گفتیم که پیغمبر (ص) براى این که تألیف قلوب کند اهل اسلام را به هجرت ارث مى‌داد نه به قرابت چنانکه از سهام زکاه بهمان نظر براى کفار قسمتى قرار داد و آن حکم باین آیه و به آیات ارث نسخ گردیده و معنى چنین است: همانا اولو الارحام بعضى از ایشان به میراث بردن از بعضى دیگر از خودشان اولى هستند تا مهاجران و غیر مهاجران.
بند ششم : مقارنه ارث در اسلام و مسیحیت

مسئله ارث و میراث یکی از مسایل مهم در ادیان بوده و بخاطر همین همیشه دعواهای خانوادگی بسیاری در بین مومنین ادیان پیش آمده که بعضا منجر به قتل هم شده لذا در ادیان الهی طبق فقه ادیان برای اینکه بین وارثان درگیری پیش نیاید قوانینی برای تقسیم ارث وضع شده که در اینجا بطور مختصر در هر یک از ادیان به آن می پردازیم .
1- اگر پدر و مادر هر دو زنده باشند و متوفى اولاد و یا اولاد اولاد نداشته باشد، مادر3/1 و پدر 3/2 از ترکه را به ارث مى‏برد. ولى هر گاه مادر حاجب داشته باشد 6/1 ترکه به او تعلق مى‏گیرد و بقیه یعنى 6/5 به پدر متوفى مى‏رسد. البته هر گاه «مادر» به تنهایى وارث باشد، همانند صورتى که «پدر» تنها وارث است، همه ترکه را به ارث مى‏برد. همچنین در صورتى که پدر یا مادر یا هر دو آنها به همراه یک یا چند دختر باشند هر دو بطور مساوى و هر کدام به اندازه 6/1 از ارثیه را مالک مى‏شوند.
2- اگر متوفى پدر و مادر نداشته و داراى چند دختر و پسر باشد، فرزندان دختر نصف پسران ارث مى‏برند. ولى اگر وارث تنها یک دختر باشد، همانند پسر همه ترکه به او تعلق مى‏گیرد.
3- اگر زوج اولاد یا اولاد اولاد نداشته باشد، زوجه 4/1 و الا 8/1 از ترکه زوج ارث مى‏برد. در حالى که زوج در صورتى که زوجه فرزند یا فرزند فرزند نداشته باشد، 2/1 و الا 4/1 ارث مى‏برد. همچنین اگر زوجه، تنها وارث شوهر باشد، از 4/1 ارث مى‏برد. در صورتى که اگر زوج تنها وارث زوجه باشد، همه ترکه را به ارث مى‏برد.
بند هفتم : مقایسه ارث زن و مرد در تمدنهاى بزرگ جهان
1 – تمدن رم
بر طبق الواح دوازده گانه ژوستى نیانوس، امپراطور رم، که از کهن‏ترین اسناد تاریخى حقوق رم است، دختران و زنان بطور کلى از ارث محروم بودند و میراث فقط به اولاد ذکور تعلق داشت. هیچ کس حق نداشت که حتى، تنها فرزند دختر و ازدواج نکرده خود را وارث خویش قرار دهد. اگر پدرى تنها چند دختر داشت، مى‏بایست ‏براى یکى از آنها شوهر اختیار کند تا شوهر او را وارث خود قرار دهد.

2 – تمدن بابل
در بابل بر اساس قانون حمورائى پدر حق داشت، وصیت کند که اموال غیر منقول او را به پسر مورد علاقه و محبوبش بدهند. و دختر هنگامى حق دریافت ارث را داشت که جهیزیه نگرفته باشد. زن نیز از دارایى شوهر تنها مقدارى به عنوان هدیه دریافت مى‏کرد و از ارث بردن محروم بود.

3 – تمدن ایران باستان
در تمدن ایران باستان اصولا زن بخشى از اموال و دارایى مرد به شمار مى‏آمد. در میان نژاد آریایى محرومیت دختران از ارث یک قاعده بود. ولى هرگاه پدر مى‏مرد و دختر ازدواج نکرده بود، مى‏توانست از ترکه پدر به اندازه نصف سهم پسر، برخوردار گردد. در این نظام از میان زنان تنها ممکن بود که محبوب‏ترین آنها به عنوان یکى از پسران شوهر بشمار آمده و از او ارث ببرد.

4 – تمدن چین و ژاپن
در چین و ژاپن بویژه در عصر کنفوسیوس، پدر، مالک زن و فرزندان بشمار مى‏رفت و حتى او حق داشت، آنها را بکشد. گاهى زن وظیفه داشت، جهت اثبات وفادارى به شوهر، خود را بکشد. مادران همواره آرزوى داشتن پسر را مى‏کردند. دختران از ارث محروم بوده و اگر همه فرزندان پدر دختر بودند، پدر پسرى را به فرزندى قبول کرده و او را وارث خود قرار مى‏داد.

5 – تمدن هند

در تمدن هندى بر طبق مجموعه قوانین «مانو» زن از ارث محروم بوده و تحت قیمومت مرد قرار داشت. در برخى قبایل هندى، زن پس از شوهرش به عنوان ترکه به ارث مى‏رسید و یا بر اساس رسم «ساتى‏» به همراه جسد

By:

0 thoughts on “خرید پایان نامه : ارث زوجه

دیدگاهتان را بنویسید