جهانی شدن حقوق بشر

از دیدگاه تاریخ روابط بین‌الملل در نیم قرن بعد از جنگ جهانی دوم، عوامل متعددی در شکل‌گیری اندیشه حقوق بشر و پذیرش اصل رعایت حقوق انسان‌ها، مؤثر واقع شده‌اند.

در واقع، به نظر می‌رسد که ماهیت مسائل بین‌الملل به نحوی بوده که مطرح شدن و پیشبرد حقوق بشر اجتناب ناپذیر شده است. در سال 1948 اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان اقدامی برای بهبود بخشیدن به روابط بازیگران بین‌المللی به ویژه دولت‌ها با شهروندانشان مورد تصویب قرار گرفت.

رفته رفته زمینه برای شکل‌گیری فرهنگ حقوق بشر فراهم شد و فرایند هماهنگی رفتار دولت‌ها با موازین معیارهای اعلامیه جهانی حقوق بشر آغاز شد. اقدامات جهت استعمارزدایی و فعالیت‌های جنبش عدم تعهد در سازمان ملل, گر چه مستقیماً به رعایت حقوق بشر مربوط نبودند، اما در شکل‌گیری فرهنگ حقوق بشر بسیار مؤثر واقع شدند. در واقع، به اعلامیه جهانی حقوق بشر ابعاد اجرایی دادند. قطعنامه سازمان ملل در سال 1966 نقطه عطفی در فرایند فوق تلقی می‌شود، چرا که از طریق آن بین حقوق بشر از یک سو و حقوق بنیادین مردم برای خودمختاری از سوی دیگر پیوند برقرار شد. سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی و منطقه‌ای به نوبه خود در فرآیند فوق نقش مهمی ایفا کردند.

زمانی که مسئله رعایت حقوق بشر وارد مرحله اجرایی شد، این واقعیت عریان شد که از یک سو، از بین بردن شرایطی که مانع پیشرفت رعایت حقوق بشر می‌شود و از سوی دیگر جلوگیری از پایمال کردن حقوق انسان‌ها, همراه و نیازمند دموکراسی است.

دموکراسی در داخل مرزها و در سطح جهان شرط لازم برای دفاع از حقوق بشر است. در نتیجه از طریق دموکراسی مسئله حقوق بشر عمیقاً با مشروعیت دولت‌ها پیوند خورده است. در رابطه‌ای که بین حقوق بشر، دموکراسی و شهروندی از یک‌سو و دولت و سیاست از سوی دیگر برقرار شده، مسائل متعددی بوجود آمده است.

امروزه جامعه جهانی از بحث و مناقشه در مورد اصول و مبانی فلسفی حقوق بشر فراتر رفته و به مرحله اجرای موازین موجود و تصمیمات اتخاذ شده توسط بازیگران بین‌المللی رسیده است. در این خصوص مسئله اساسی در این است که در روابط بین‌الملل اجرای حقوق بشر منجر می‌شود به «مداخله در امور داخلی دولت‌ها». تعارض و منشأ بحران حمایت از حقوق بشر در این است که از یک سو, عدالت خواهی به مداخله منجر می‌شود و از سوی دیگر, بازیگران جهانی متعهد به حفظ نظم و ثبات بین‌الملل هستند.مداخله با مخالفت سیاسی مواجه و بحران‌زا می شود. مداخله‌های پی در پی و گسترده مبنای روابط بین‌الملل و اصولی را که روابط بین کشورها بر مبنای آن استوار است، نامعتبر می‌سازد و در این صورت، پیوسته این خطر وجود دارد که مداخله گرایی جهت حمایت از حقوق بشر تابع علل و انگیزه‌های سیاسی ـ اقتصادی باشد و نه انسانی. لذا مشاهده می‌شود که مداخله بدون استثناء جنجال برانگیز است، زمان و شکل مداخله مورد انتقاد شدید قرار می‌گیرد و همزمان عدم مداخله نیز با انتقاد روبرو می‌شود.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   واسه پیشرفت در زندگی چیکار باید کرد؟ 

جهانی شدن تعارض بین عدالت و ثبات را از بین برده است. مبنای تعارض فوق عبارت است از حاکمیت، اصل برابری دولت‌ها و اختیارات قانونی و انحصاری دولت‌ها که به اصل عدم مداخله منجر می‌شود. قدرت‌های بزرگ به ویژه آمریکا بیش از سه دهه است که سیاست حمایت از حقوق بشر و حمایت از دموکراسی را در پیش گرفته‌اند و آن را لااقل تا اندازه‌ای به زیرمجموعه‌ای از سیاست خارجی خود مبدل کرده‌اند.

در عصر جهانی شدن در حوزه‌های مختلف، و به خصوص در مورد رعایت حقوق بشر هنجارهای جهانی شکل گرفته‌اند، نتیجه اینکه شکل‌گیری منافع دولت‌ها کمتر در حوزه بسته داخلی انجام می‌گیرد و بیشتر توسط عرصه عمومی جهانی تعیین می‌شود. توجه به هنجارهای جهانی و در نظر گرفتن آنها در سیاست خارجی بخشی از منافع ملی دولت‌ها را تشکیل می‌دهد.

در عین حال، کمرنگ شدن مرزها به فرآیندهای برون مرزی و سازمان‌های غیردولتی این فرصت را می‌دهد تا مسائل برون مرزی را به مسائل درون‌مرزی مبدل کنند و بدین وسیله مسائل جهانی را وارد فرایند سیاستگذاری جوامع کنند.

در چنین فضایی است که جنایتکاران جنگی صرب و کروات به جرم قتل عام‌های قومی، نژادی و مذهبی در دادگاه‌های لاهه محاکمه می‌شوند و از پینوشه با وجود کشمکش‌های فراوان سلب مصونیت می‌شود. امروزه دادگاهی در بلژیک این حق را برای خود محفوظ می‌شمارد تا علیه شماری از رهبران سیاسی و نظامی در سراسر جهان به دلیل ارتکاب جنایات جنگی, دادخواست تنظیم و آنها را به دلیل اعمالشان تحت پیگرد حقوقی و قضائی قرار دهد و دادگاهی مشابه در آلمان علیه رامسفلد وزیر دفاع سابق آمریکا به دلیل ارتکاب جنایت جنگی کیفر خواست صادر کند. همه این موارد و موارد مشابه حاکی از تغییری جدی درجهت تأکید بر مسئولیت جهانی افراد و نهادها در زمینه عدم رعایت حقوق بشر است و این امر بسیاری از اصول عرفی و سنتی حقوق بین‌الملل به ویژه اصل عدم مداخله را تحت الشعاع خود قرار داده است.

 

By:

0 thoughts on “جهانی شدن حقوق بشر