داشت.
رطوبت قبلی خاک یکی از عواملی است که میتواند بر شدت نفوذ تاثیر گذار باشد که ناشی از بارانهای قبلی و یا ذوب برف و اشباع شدن خاک باشد.
مقدار آب موجود در واحد جرم یا حجم خاک را رطوبت خاک گویند. رطوبت خاک به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم اندازهگیری میشود. در این تحقیق از روش استاندارد (وزنی) برای اندازهگیری رطوبت خاک استفاده شده است. ابتدا نمونه خاک را از سطح حوزه آبخیز سمبورچای تهیه کرده و درون کیسههای پلاستیکی قرار داده تا از خشک شدن آن جلوگیری شود و سپس به آزمایشگاه انتقال داده، در آزمایشگاه ابتدا نمونههای خاک (A) را وزن کرده و در درون آون به مدت 24 ساعت در دمای 105 درجه سانتیگراد قرار داده شد. سپس نمونهها را دوباره وزن کرده (B)، اختلاف وزن آن‌ها را که همان جرم آب موجود در خاک است بدست آمد. سپس وزن ظرف را نیز اندازهگیری کرده و اختلاف وزن بین وزن خاک خشک و ظرف (B) و وزن ظرف بدست آمد که به این ترتیب جرم خاک خشک نیز بدست آمد. سپس از طریق معادله زیر میزان رطوبت موجود در خاک تعیین گردید که واحد آن گرم بر گرم میباشد:
رابطه 2-13 A-B= جرم آب
رابطه 2-14 جرم ظرف –B = جرم خاک خشک
رابطه 2-15 θ= (آب جرم)/(خشک خاک جرم)
2-2-7- گروه هیدرولوژیکی خاک
خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک روی تحویل و پیدایش رواناب اثر داشته و در محاسبات مربوط به هرز آب باید مدنظر قرار گیرد. هنگامی‌که هرز آب ناشی از یک رگبار جهت مطالعه سیلابها مورد مطالعه باشد.خصوصیات خاک میتواند با یک پارامتر هیدرولوژیکی بیان گردد. در این رابطه افق‌های خاک نیز در نظر گرفته میشود.
2-2-7-1- تعیین گروههای اصلی خاک به روش SCS
خصوصیات خاک روی تحول و پیدایش رواناب اثر داشته و باید در محاسبات مربوط به آن در نظر گرفته شوند. خصوصیات خاک میتواند با یک عامل هیدرولوژیکی بیان گردد که آن، حداقل سرعت نفوذپذیری در حالت مرطوب بودن طولانی مدت خاک میباشد. در این مورد، نوع سطح و افقهای خاک نیز در نظر گرفته میشوند. تمام خاکها بر اساس توان ایجاد رواناب، در چهار گروه تقسیم شده که هر گروه میتواند در صورت نیاز به دقت بیشتر، به زیر گروههایی تقسیم شود (مهدوی، 1378).
گروه A:
خاکهای با شدت نفوذپذیری بالا حتی هنگامی‌که کاملاً مرطوب هستند دارای زه‌کشی خوب بوده و آبگذری بالایی دارند. بافت سطحی این خاکها خیلی سبک تا سبک میباشد.loamy fine sand-coarse sandy loam- sand- fragmental- loamy coars sand- fine sand- coarse sand- یا توده سنگی با تکتونیک خیلی شدید، هرزآب کم، شدت نفوذپذیری 62/7– 43/11 میلی‌متر بر ساعت (مهدوی، 1378).
گروه B:
خاکهای با شدت نفوذپذیری متوسط حتیهنگامی‌که مرطوب هستند دارای زه‌کشی و آبگذری متوسط دارند، بافت سطحی این خاکها متوسط میباشد.
loamy fine – sandy loam– silty loam یا توده سنگی با تکتونیک شدید، تولید هرزآب متوسط، شدت نفوذپذیری 81/3- 62/7 میلی‌متر بر ساعت (مهدوی، 1378).
گروه C:
خاکهای با شدت نفوذپذیری کم هنگامی‌که مرطوب هستند عمدتاً همراه با لایه‌ای که مانع نفوذ آب به بخشهای پایینتر میگردد و یا دارای بافت ریز و ضریب آبگذری کمی دارند .بافت سطحی این خاکها سنگین یا به صورت سیلت می‌باشد.
clay loam – silty clay loam- loam – sandy clay یا توده سنگی با تکتونیک متوسط ، تولید هرزآب زیاد،شدت نفوذپذیری 27/1- 81/3 میلی‌متر بر ساعت (مهدوی، 1378).
گروه D:
خاک‌های با شدت نفوذپذیری خیلی کم هنگامی‌که خیس هستند با خاکهای با سفره آب بالا و دائمی و یا با لایه سخت رسی و در سطح و یا نزدیک آن و یا خاکهای خیلی کم عمق (کمتر از 30 سانتی متر) روی تشکیلات تقریباً غیر قابل نفوذ میباشد.این خاکها دارای ضریب آبگذری خیلی کم بوده همچنین شامل جادهها، فرودگاهها، سطح منازل و مناطق مسکونی است.بافت سطحی این خاکها خیلی سنگین است.
clay– sandy clay– silty clay یا توده سنگی با تکتونیک خیلی کم مانند مارن، تولید هرزآب خیلی زیاد، شدت نفوذپذیری 5/0 – 26/1 میلی‌متر بر ساعت (مهدوی، 1378).
2-2-8- تهیه نقشه شاخص پوشش گیاهی
شاخص تفاوت پوشش گیاهی نرمال شده51 در تفکیک مناطق پوشش گیاهی ضعیف از خاکهای لخت و همچنین تهیه میزان نسبی پوشش گیاهی، دارای کاربرد موثر میباشد. نقشه شاخص پوشش گیاهی تهیه شده برای منطقه، از طریق رابطه زیر محاسبه شد که این کار از طریق GIS و با استفاده از الگوریتم NDVI و استفاده از باندهای 3 و 4 تصاویر ماهواره لندست، در محیط نرمافزار ArcGIS 9.3 انجام شده است.
رابطه 2-16 NDVI=(〖ETM〗^(+4)-〖ETM〗^(+3))/(ETM^(+4)+〖 ETM〗^(+3) )
که در آن ETM+3 و ETM+4 به ترتیب باندهای 3 (باند قرمز) و 4 (باند مادون قرمز نزدیک) مربوط به تصاویر ماهوارهای لندست ETM + میباشد.
در نقشههای NDVI بدست آمده از GIS مقادیر ارزشها بین 1- تا 1 متغیر است که ارزش 1 یعنی پوشش گیاهی 100 درصد و ارزش 1- یعنی پوشش گیاهی صفر است. اما مقادیر بینابین درصد پوشش را به دست نمیدهند بلکه حالت نسبی دارد و تابعی از درصد پوشش گیاهی است (مومنی و سراجیان، 2007).
2-2-9- نقشه نوع استفاده از اراضی (کاربری اراضی)
اطلاع از انواع کاربری سطح زمین و فعالیتهای انسانی در قسمت انسانی و در قسمتهای مختلف و به بیان دیگر نحوه استفاده از اراضی به عنوان اطلاعات پایه برای برنامهریزیهای مختلف از اهمیت ویژهای برخوردار است نقشههایی که نمایشگر چنین فعالیتها در سطوح متفاوت زمینی باشد، نقشه کاربری اراضی و یا نحوه استفاده از زمین52 گفته میشود. گاهی به نقشه استفاده از زمین و نقشههای استعداد اراضی53 با یک مفهوم برخورد میشود که صحیح نیست و در واقع نقشه نحوه استفاده از زمین است که ما را به سوی تهیه نقشه استعداد یا قابلیت اراضی هدایت میکند (زبیری و مجد، 1378). نقشه کاربری اراضی در محیط GIS با استفاده از تصاویر ماهوارهای به طریقه تفسیر چشمی تهیه شد.
2-2-10- تقسیمبندی حوزه آبخیز به واحدهای هیدرولوژیکی و واحدهای کاری مناسب
در مطالعات آبخیزداری به منظور شناخت هر چه بیشتر خصوصیات هیدرولوژیکی جهت اجرای برنامه‌های حفاظت خاک و یا ایجاد یک مدل هیدرولوژیکی، همچنین تعیین اولویت در اجرای برنامه‌ها و سهولت در تدوین برنامه زمانبندی شده به منظور اجرای برنامه‌های آبخیزداری، حوزه آبخیز را به چند واحد هیدرولوژیکی و یا واحد کاری مناسب تقسیم‌بندی میکنند در عمل برای مطالعات مختلف، به ویژه در مورد حوزههای آبخیز بزرگ، حوزهی آبخیز را به چند زیرحوزه54 تقسیم میکنند. به منظور تفکیک منطقهی مطالعاتی به زیرحوزههای فرعی، نحوه تقسیمبندی، تحت تاثیر عوامل متعددی صورت میگیرد که از اصلیترین عوامل، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
– وضعیت شبکهی هیدروگرافی حوزه آبخیز
– مساحت حوزه آبخیز
– مناطق خسارت دیده از سیلاب و یا در معرض خسارت
– نیازهای مرتبط با اهداف مطالعه
برای تقسیم حوزه آبخیز مورد مطالعه به واحدهای هیدرولوژیک مختلف، باید تمامی رودخانهها، آبراهههای اصلی و فرعی دقیقا مشخص و با مقیاس مناسبی ترسیم شوند که میتوان از نقشههای توپوگرافی و عکسهای هوایی با مقیاس مناسب استفاده کرد که خود به عوامل مختلف از جمله مساحت حوزه آبخیز، هدف و دقت لازم بستگی دارد.
هر حوزه آبخیز ضرورتا به وسیله یک خط تقسیم، از حوزه آبخیز مجاور جدا میشود. خط تقسیم از خطالراس تپه ماهورها و کوههای موجود در اطراف حوزه آبخیز از بالاترین و مرتفعترین نقاط بین دو حوزه آبخیز مجاور عبور میکند. گاهی ممکن است در داخل حوزه آبخیز قلهای بلندتر از نقاط دیگر روی خط تقسیم مشاهده شود. اما وجه تمایز اصلی در تشخیص این امر وجود رواناب تپه، کوه و کوهسار است که به رودخانه اصلی حوزه آبخیز وارد میشود. به عبارت دیگر از مشخصات اصلی یک حوزه آبخیز، وجود یک مسیل یا رودخانه است که تمامی رواناب حوزه آبخیز نهایتا بدان میرسد و در واقع رودخانه، زهکش اصلی تمام سطح حوزه آبخیز تا نقطه مورد نظر است.
2-2-11- تعیین مساحت حوزه آبخیز سمبورچای و واحدهای هیدرولوژیکی آن
بارزترین مشخصه حوزه مساحت آن است. دبی سیلابها و حجم رواناب حوزه به طور مستقیم به مساحت حوزه بستگی دارد. مساحت حوزه آبخیز یکی از عوامل مهم فیزیوگرافی بوده و دبیهای حداکثر، حداقل، متوسط سالانه و شکل هیدروگراف (آبنمود) بدان بستگی دارد. در حوزههای آبخیز بزرگ شکل هیدروگراف به شکل کشیده و پخ است، در حالی که در حوزههای آبخیز کوچک هیدروگراف به شکل نوک تیز میباشد. محدودهی حوزه آبخیز از روی نقشههای توپوگرافی و یا DEM در GIS قابل استخراج است.
عموما مساحت حوزه آبخیز را بر حسب کیلومترمربع و یا هکتار بیان میکنند. ابزاری به نام پلانیمتر برای اندازهگیری حوزه آبخیز وجود دارد، اما در حال حاضر از GIS بدین منظور بهرهگیری میشود. گاهی در حوزههای آبخیز کوچک در مناطق دشتی و با پستی بلندی کم از نقشهبرداری و سیستم موقعیتیاب جهانی نیز بدین منظور استفاده میشود.
حوزههای آبخیز کوچک‌تری که در روی شاخههای فرعی جدا شدهاند، واحدهای هیدرولوژیک و واحدهایی که دارای ورودی و خروجی هستند، واحدهای غیر مستقل نامگذاری شدهاند. خط تقسیم حوزه آبخیز در هیچ نقطهای به استثنای انتها یا نقطه خروجی حوزه آبخیز، آبراههها و رودخانهی اصلی را قطع نمیکند.
برای اندازه‌گیری مساحت حوزه سمبورچای و هر یک از واحدهای کاری ازدر ArcGIS، از نرمافزار XTools استفاده شد.
2-2-12- رتبهبندی آبراهههای حوزه آبخیز
شبکهی رودخانه به مجموعه آبراهههایی گفته میشود که در سطح حوزه عمل تخلیه رواناب را بر عهده دارد. برخی از آبراههها به صورت رودخانههای دائم، برخی به صورت فصلی و بعضی دیگر مسیلهایی هستند که فقط در هنگام بارندگی ممکن است آب در آن‌ها جاری باشد. در رودخانههای دائم بیش از 90 درصد اوقات سال آب جاری است، از طرف دیگر رودخانههای فصلی بیش از 50 درصد ایام سال را خشک میباشند. در یک حوزه آبخیز ممکن است هر سه نوع رودخانهی مذکور وجود داشته باشد. ولی در حوزههای مناطق خشک قسمت اعظم آبراههها را خشک رودها یا مسیلها تشکیل میدهد. هر چه شبکهی رودخانههای یک حوزه تکامل یافتهتر باشد تخلیه رواناب از آن حوزه بهتر و سادهتر انجام میشود.
نظام یا ترتیب آبراهه‌ها در حقیقت چگونگی و یا درجه انشعاب رودخانه در یک حوزه آبخیز است. در تعیین ترتیب نظام آبراهه‌های حوزه سمبورچای از روش هورتون- استرالر55 پیروی شده است.آبراههای که هیچ انشعابی نداشته باشد و از منبع منشا میگیرد، به عنوان آبراهه درجه اول طبقهبندی شده است. از به هم پیوستن دو آبراهه درجه اول یک آبراهه با رتبه دو تشکیل میشود. از پیوستن آبراهههای با رتبه W به آبراهه با رتبه W+1 تغییری در رتبه آبراهه با درجه بالاتر یعنی W+1 حادث نمیشود. همیشه آبراهه اصلی بالاترین رتبه را خواهند داشت. نحوه اتصال انشعابات در شبکه رودخانهها بسیار متفاوت است. انشعابات رودخانه در اکثر مناطق حوزه آبخیز سمبورچای به شکل شاخه درختی و در مواردی به طور موازی و یا داربستی است.
2-2-13- طول آبراهه اصلی
آبراهه اصلی به رودخانهای گفته میشود که در خط القعر حوزه جریان داشته و رواناب زیرحوزههای مختلف به آن میریزد. زمان تمرکز حوزه و زمانی که دبی سیلابها به نقطه اوج میرسد به طول آبراهه اصلی بستگی دارد. طول آبراههی اصلی معمولا با علامت L و بر حسب کیلومتر نشان داده میشود. آبراههی اصلی معمولا طولانیترین مسیر هیدرولیکی آب در سطح حوزه است.
2-2-14-

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه رایگان دربارهطلاق، امام سجاد، امام صادق

0 thoughts on “تحقیق رایگان درباره ماهواره لندست، استاندارد

دیدگاهتان را بنویسید