2001 ) .
کورتینیز سه پروسه حل مسئله را جهت تسهیل در شکل گیری هویت عنوان نمود :
1 ـ خلاقیت : میزانی که فرد قادر به نوآوری و اختراع برای ایجاد متغیرهای مختلف در انتخابهای زندگی و در طی پروسه کاوش می باشد .
2 ـ قضاوت : بیانگر میزان توانایی فرد در توجه به جنبه های سازگارانه مختلف با توجه به جنبه های مثبت و منفی انتخابهای زندگی برای هر متغیر ( مزایا و معایب ) می باشند .
3 ـ ارزشیابی بحرانی : بیانگر درجه ای است که فرد قادر به بررسی و یا مجادله کردن در مورد متغیرهای مختلف بود و تمایل به تغییر انتخاب اصلی خود دارد .
2 ـ 3 ـ 1 نظریه آدافر :
وی دیدگاه روانشناسی اجتماعی رشد را در رابطه با هویت مطرح نمود که یک مدل توسعه یافته با تمرکز چند بعدی بر دیدگاه رشد زمینه اجتماعی است ( آدافر و مارشال 1996 ) در حالی که کورتینیز از زمینه اجتماعی به عنوان یک پدیده اساسی وسع یاد می کند آدافر زمینه اجتماعی را به دو سطح کوچک و بزرگ تقسیم می نماید . زمینه های کوچک به تغییرات بین فردی و روابطی که در آن هویت فردی مستقیما بر روی آن تاثیر دارد مانند مفهوم محاورات و یا فرمهایی از تماسهای مستقیم اشاره دارد در حالی که زمینه های بزرگ اشاره به زمینه های فرهنگی و اجتماعی دارد که هویت اجتماعی را بر اساس درخواستها ، هنجارها باورها و رفتارهای فرهنگی شکل می دهد تاثیرات زمینه های بزرگ در هنجارهای فرهنگی توسط والدین به کودکان آموخته می شود ( برو136، 1979 به نقل از شوارتز137 )
3 ـ 3 ـ 1 نظریه کوته138 :
وی مدل عالی هویت را مطرح می کند در واقع کوته ( 1996 ) به یک دیدگاه اجتماعی از هویت اشاره دارد که تحلیلی در سطح ساختاری ـ اجتماعی است در این نظریه هویت شخصی139 از یک دیدگاه بزرگ بررسی می شود هر چند که کوته این مکانیسم را بر اساس آنچه که هویت را شکل می دهد ( مانند گفتگو با همسالان با موسسات اجتماعی ، اعضای خانواده و دیگر منابع اجتماعی ) توجیه می نماید .
تئوری وی متمرکز بر نتایج پروسه شکل گیری هویت است که آن را دارای فرد در زمینه مهارتهای ویژه باورها و نگرشها می داند . او این دارائی ها را به عنوان منابعی در نظر می گیرد که افراد می توانند برای ارتباط و عضویت های اجتماعی از آن استفاده کنند منابع محسوس شامل دارائی های مالی ، عضویت کلوپها و . . . می باشد در حالی که منابع نامحسوس دلالت بر اسناد شخصی از توانایی های خود برای تغییر دارائی های اجتماعی از طریق دیگران و موسسات اجتماعی نظیر مدرسه ، کلوپها و . . . دارد ( شواتز 2001 ) .
در بیشتر تحقیقات مربوط به هویت معمولا محتوای هویت بر اساس یک تعریف عملیاتی در حوزه هایی نظیر مذهب ، شغل ، نقشهای جنسیتی و غیره به وسیله پرسشنامه و یا مصاحبه سنجیده می شود . هویت نوجوانان درون ابعاد محتوایی مشابه نیز ممکن است تاکید بر عناصر متفاوت داشته باشد به طور مثال درون حوزه مذهب بعضی از نوجوانان شاید تاکید بر عناصر متفاوت داشته باشد به طور مثال درون حوزه مذهب ، بعضی از نوجوانان شاید تاکید بر انتظارات مذهبی والدین و اعضای خانواده خود داشته و بعضی دیگر تاکید بر باورهای شخصی و احساسات معنوی و عده ای متمرکز موقعیت ها و پرستیژهای اجتماعی که از برنامه های مذهبی عمومی و باورها و ادعا هایشان به دست می آورند داشته باشند آنچه که آلپورت140 1950 به عنوان مذهب بیرونی از آن نام می برد ( برزونسکی و همکاران 2003 ) .
یک دیدگاه دیگر از محتوی هویت تاکید بر طبیعت اسنادها یا عناصر در مفهومی از آنچه که هویت فرد بر آن اساس تعریف شده است دارد به طور مثال چیک و بریگز141 1982 تاکید بر سه محتوای هویت دانشجو که شامل : اجتماعی ، شخصی و جمعی می باشد هویت اجتمایی ریشه در عناصر شخصی عمومی مانند اعتبار آبروی شخص وجهه عمومی و تاثیر داشتن بر عقاید دیگران دارد هویت شخصی یک اسناد شخصی شامل ارزشها ، اهداف دانش شخص و یک موقعیت روانی منحصر به فرد می باشد هویت جمعی متمرکز بر انتظارات و استانداردهای هنجار افراد مهم گروههای مرجع ؛ جامعه ، کشور و مذهب می باشد .
در مطالعه مارکستروم142 ـ آدافر و اسمیت 1996 به نقل از آدمنر143 1998 بر روی آزمودنیهای مورمون و غیر مورمون نشان داده شد که نمرات نوجوانان با جهت گیری مذهبی بیرونی به طور معناداری در وضعیت نامتمایز بالاتر و با جهت گیری مذهبی درونی به طور معناداری در این وضعیت پایین تر بود . هر دو گروه بی تفاوت و مذهب بیرونی به طور معناداری نمرات بالاتری از گروه مذهب درونی در وضعیت تعویض اختیار به دست آوردند .
همچنین مارکستروم ، آدافر هوفستارا144 و دوگهر145 1994 به نقل از آدافر 1998 .
ارتباط بین شکل گیری هویت و مذهب را در نوجوانان مورمون و غیر مورمون بررسی کردند آنها کشف کردند که آزمودنیهای مورمون به طور معنادار نمرات بالاتری از نمونه نوجوانان غیر مورمون در مقیاس ایدئولوژیک و بین فردی وضعیت تفویض اختیار داشتند زمانی که حضور در کلیسا نیز به عنوان یک متغیر مورد توجه قرار گرفت نتایج نشان دادند که افرادی که به صورت هفتگی به کلیسا می رفتند نمرات بالاتری از لحاظ هویت بین فردی در وضعیت تفویض اختیار و از لحاظ هویت ایدئولوژیکی در وضعیت کسب شده به دست آوردند .
همچنین این افراد نمرات پایینی از لحاظ هویت ایدئولوژیکی در وضعیتهای نامتمایز و مهلت خواه داشتند در حالی که برای غیر مورمون ها حضور کمتر در کلیسا با هویت کسب شده رابطه بالایی داشت .
دانشمندان معتقدند که مذهب یک منبع حمایتی برای افراد است که در رویارویی با مشکلات کمتر آسیب ببیند بنابراین مقابله های مذهبی نظیر دعا و نیایش ، توسل و توکل به خداوند و . . . که متکی بر باورها و فعالیتهایی مذهبی است در سلامت روانی جوانان و نوجوانان کمک می کند ( رابرت146 1992 به نقل از احمدیان 1382 ).
4 ـ 3 ـ 1 نظریه استانلی هال147:
به عقیده مال رشد و تکامل آدمی از تغییرات عوامل فیزیولوژیکی متاثر می شود این روانشناس مرحله نوجوانی را به عنوان چهارمین دوره رشد و تکامل طبقه بندی نمود که از 13 سالگی تا حدود 22 تا 25 سالگی را شامل می شود و آن را دوران فشار و طوفان و نیز دوران توانایی فوق العاده جسمانی ، عقلی و عاطفی می دانست و آن را تولدی تازه می خواند .
5 ـ 3 ـ 1 ـ نظریه اتورانک148:
به نظر رانک در نوجوانی اراده شخصی استقلال و قدرت بیشتری می یابد و آن قدر نفوذ پیدا می کند که با هر قدرت دیگری که خلاف آن عمل کند مخالفت می ورزد رانک نوجوانی را مهمترین مرحله آزادی از فشارهای بیرونی و درونی می داند و به ضرورت رعایت این خاصیت روان شناختی در دوره نوجوانی تاکید می ورزد .
6 ـ 3 ـ 1 نظریه بلوزا149 :
تبیین او در مورد فرآیند ثانویه فردیت به نظریات ماهلر متکی است که فرآیندهای جدایی و تفرد نوزاد را تشریح کرده بود و بلوغ نوجوانی را به عنوان تجربه ثابت فردیت در نظر گرفت وی نوجوانی را به صورت زمانی می بیند که صرف تجزیه و تحلیل آن چیزی می شود که به عنوان خود ( درون فکنی های والدین ) در نظر گرفته شده است به این منظور که سازماندهی دیگری ایجاد شود او افکار و اعمال بازگشتی لازم برای رشد بیشتر را پدیده شایع همراه با از دست دادن من کودکی می داند .
7 ـ 3 ـ 1 نظریه والون150 :
به نظر والون در دوره نوجوانی دوباره انتظارات و شخصیت و نیازهای من در درجه اول اهمیت قرار می گیرند اما رفتارهای متضاد نیز امکان بروز دارند کلیه تعارض ها ، ابهام ها و دگرگونی ها منشا پیشرفتهای تکوینی اند و در نهایت هسته و خمیر مایه وحدت شخص را مهیا می کند والون در توضیح این معنا می گوید : با گذشت سالها و از میان تمامی تغییر شکلها او همان موجود واحد است با اینکه وحدت او از تعارضها و تضادها شکل گرفته است با این حال این امر مانع رشد وحدت تازگی و بدیع بودن آن نخواهد شد ( احدی و محسنی 1378 ) ص 113 ) .
8 ـ 3 ـ 1 ـ نظریه اشبرانگر151 :
از دیدگاه او نوجوانی تنها یک انتقال ساده از کودکی به بزرگسالی نیست بلکه مهمتر از ان شکل گیری ترکیب ذهنی ساخت روانی و کمال رشد است این روان شناسی ملاک بلوغ و اثبات نسبی هماهنگ را خود پذیری و وحدت شخصیت می داند از نظر او نوجوان خود را یک واحد جامع در حال رشد می نگرد که تجارب در او جذب می شود و جزئی از واحد کل وجود منحصر به فرد او می گردد نوجوان فعالانه می کوشد تا در نتیجه هویت شکوفا و شخصیت شکل یافته و استقلال جوی فردی نظامی از ارزشهای شخصی را درباره زیبایی ، دین ، عشق ، حقیقت ، قدرت و ثروت به دست آورد .
9 ـ 3 ـ 1 نظریه مارسیا152 :
رویکرد مارسیا 1966 کوششی برای ایجاد روایی سازه برای بحران مرحله 5 رشد روانی ـ اجتماعی اریکسون بود . او با کار کردن بر روی نوشته های در تحلیل خود اریکسون دو بعد کاوش153 و تعهد154 را در فرآیند شکل گیری و هویت تعیین کرد و بر پایه این دو بعد پایگاه هویت را مشتق کرد که هر یک هم کناری سطوحی از کاوش و تعهد را نشان میدهد .
مارسیا 1993 ، با تحقیق بر روی 300 دانشجو در سنین قبل از 25 سالگی و با انجام مصاحبه های نیمه سازمان یافته و مطالعه آن وجود 4 پایگاه هویت را در جریان هویت یابی نوجوانان تایید نمود . بدنه گسترده ای از ادبیات تحقیق وجود دارد که اعتبار افتراقی پایگاه های هویت مارسیا اثبات می کند ( مارسیا واترمن ، آرچر155 و اورلوفسکی156 1993 موس157 1996 ) .
در نظریه مارسیا کاوش شامل تاملات فعال روی راه حل های ممکن عناصر هویت برای یک احساس کاملتر شدن خود است و تعهد نزدیک شدن به مجموعه ای اختصاصی از اهداف ارزشها و عقاید است .
چه خود انگیخته و چه برگرفته از دیگران باشد ) کاوش در نظریه مارسیا با بحران در نظریه اریکسون مساوی است ) بر پایه این دو بعد ( تعهد و کاوش ) مارسیا 4 پایگاه هویت را به شرح زیر مجزا کرد :
1 ـ دستیابی به هویت ( هویت موفق )
2 ـ هویت مهلت خواه ( وقفه هویت یابی )
3 ـ هویت زود هنگام ( ضبط هویت )
4 ـ هویت سردرگم ( پخش هویت )
10 ـ 3 ـ 1 نظریه اریکسون :
اریکسون در سال 1968 در کتاب هویت جوانی و بحران یک چارچوب نظری در زمینه شکل گیری هویت و سنجش آن ارائه نمود ( آدافر 1999 ) .
او نوجوانی را مرحله ای از رشد می بیند که در آن احساس هویت به دست می آید به نظر وی ، نوجوانی خلائی بین کودکی و بزرگسالی است وقفه روانی لازمی است که زمان و انرژی را به نوجوان برای آزمایش نقش و تصور آن میدهد . افرادی که با احساس هویت خود نیرومندی از این مرحله بیرون می آیند برای رو به رو شدن با بزرگسالی به اطمینان و قطعیت مجهز هستند و آنهایی که در رسیدن به هویت منسجم ناکامی مانند دچار سردرگمی نقش می شوند .
از دیدگاه اریکسون هویت وحدتی است که بین سه سیستم زیستی ، اجتماعی و روانی به وجود می آید و بدان وسیله نوجوان می داند که کیست چه می خواهد و به جه جامعه و فرهنگی تعلق دارد اهداف آینده اش را به خوبی می شناسد در صورتی که چنین وحدتی حاصل نشود نوجوان دچار پریشانی می گردد و به اختلالات رفتاری و روانی گوناگون گرفتار می آید .
اریکسون به اهمیت متن اجتماعی به خاطر ارائه چیزی برای جستجو و چیزی که می تواند حقیقت باشد تاکید می کند و نسل والدین را مسئول ارائه یک چارچوب ایدئولوژیک به نوجوانان می داند حتی اگر این ارائه فقط به منظور فراهم ساختن در برابر نوجوانان باشد که از آن سرپیچی کنند و به ارزشهای خود ساخته روی آورند ( کروگر158 1996 ) .
اریسکون (1968)اصطلاح بحران هویت را برای فرآیند فعال توصیف خود به کار برد و از نظر او بحران یک مرحله تغییر یک لحظه قطعی در هنگامی است که رشد باید از یک راه یا راهی دیگر پیش برود یکپارچگی منابع رشد برای بهبود و تمایز بخشی بیشتر است .
اریکسون معتقد است شکل گیری

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه درموردRCA، بیماری، بررسی

0 thoughts on “تحقیق رایگان درباره سلامت روان، منابع رشد، استاندارد

دیدگاهتان را بنویسید