شدن فرهنگ به همراه قابلیت ترویج و فراگیری آن سرنوشت دانشگاه و کلیت جامعه را به هم گره زده و بین آن دو ضمانت برقرار نموده است .
در تحلیل اهمیت و ماهیت دانشگاه ارزیابی از داده ها رخداده ها نشانگر ان است که خروجی دانشگاه تا چه حد تابع داده ها است و در چه دامنه ای از حداقل تا حداکثر دور از ذهنی نوسان دارد . یک دانشجو که به عنوان ستاد شناخته شده پس از گذراندن دروس و الزامات دوره کارشناسی ، کارشناسی ارشد یا دکترا در یک حد متعارف فارغ التحصیل شناخته شده و ممکن است در دوره تحصیل به یک منبع پایان نا پذیر سرمایه و افتخار تبدیل شده و آثار اجتماعی جاری و دامنه دار از خود به جا گذارد و با یک پژوهشی و یک یافته علمی و یا یک اثر منتشر شده اعم از کتاب یا مقاله تا چه حد می تواند تاثیر اساسی بر ساختار فرهنگی و اجرایی محیط داشته باشد . امروز دانشگاه به مراتب بیشتر از گذشته مورد توجه جامعه است و به عنوان یک هدف بزرگ برای نسل جوان ما که از صمیم قلب آرزوی دستیابی به آن را دارند مطرح است و به همین منظور سالانه میلیون ها جوان و به تبع آنها میلیون ها خانواده توان و بضاعت خود را بر آن متمرکز می نمایند .
پایگاه های اقتصادی و سیاسی و حاکمیت موثر و مقبول در دانشگاه ریخته می شود به عبارت دیگر آشنا ترین و مردمی ترین نهاد امید بخش برای توسعه پایدار دانشگاه است دانشگاه رسالت دار پیکان ایمان علیه کفر، علم علیه جهل ،وحدت علیه تفرقه ، معنویت علیه مادیت ، تعاون علیه خودخواهی و مسوول ، رساندن جامعه بر مرزهای دانش است و رابطه برگزیدگان جامعه با دانشگاه به مراتب فراتر از دوره تحصیلی آنها ارزیابی می شود چه در آن دوره روح دانش دوستی ، معرفت طلبی ، تکلیف شناسی و مسوولیت پذیری در دانشجویان تقویت می شود .و آنان را برای تمام دوره زندگی تجهیز معنوی می کند بیداری و نشاط سیاسی ملت ها و بر هم زدن نا معادلات و برخوردهای نقا دانه و حق طلبانه جوامع تا حد چشمگیری ریشه در ارتباط آنها با دانشگاه داشته و دارد . (مردیها،1382)
منزلت و قداست دانشگاه
منزلت و قداست دانشگاه به موجب آن شخصیت دانشگاهی را باید حاصل جمع تمام تجربیات خالصانه و آرمان خواهانه و از خودگذشتگی در کارزاری سرنوشت ساز دانشجو علیه جهل و نادانی دانست حریم دانشگاه باید مورد دفاع اجتماعی قرار گیرد و سیاست های حاکم بر دانشگاه باید زمینه ی تحولات چشمگیر علمی و تحقیقاتی را فراهم آورد . دانشگاه زمانی شایسته و ارزنده می باشد که افراد جامعه آن را تسهیل پیشرفت ، بلوغ فکری و تشخیص اجتماعی دانند . دانشگاهی بودن تحسین انگیز و ارزش آور باشد ( تسلیمی ، 1378 ) .
دانشگاه جایگاه آموزش و پژوهش
دانشگاه به عنوان متصدی علم و فرهنگ و بخشی از مسئولیت جامعه پذیری و فرهنگ مداری شهروندان را بر عهده دارد .
و انتظار می رود که در تصحیح انحرافات ایفای نقش کند دانشگاه را می توان با دو نگرش سنتی و دیگری نگرش مدرن نگریست در نگرش سنتی از این حیث اختلافی نیست که دانشگاه در مقام برتری نسبت به جامعه قرار گرفته است . که به دلیل اشراف خود هم می تواند و هم می باید در حل مشکلات جامعه نقش پیشتاز داشته باشد . اختلاف در این است که دامنه ی مسوولیت آن تا چه اندازه توسع یا تضمیین یابد .
بنابراین اگر آن دسته از حامیان این نگرش را که ضمن باور به برتری و مسوولیت دانشگاه نسبت به جامعه معتقدند ماموریت مشخص دانشگاه منحصر در حل بحرانهای علمی ، تکنولوژیکی است کنار بگذاریم باقی مانده این گروه بر این باورند که دانشگاه مسوولیت ، ماموریت و قدرت درمان بیماری های فرهنگی جامعه را دارد از این منظر می باید دانشمند ، حکیم ، عالم و . . . را به عنوان کسی که صاحب معرفت است و به تبع دانشگاه را به عنوان موسسه یی که تولید و عرضه ی معرفت را نهادینه می کند عناصری تلقی کنیم که کارکرد فرهنگی آنها حل بحرانهای فرهنگی اجتماعی ، شغلی از طریق حل بیماری جهل است دانشگاه به دلیل دانش بیشتر و محیط فرهنگی اجتماعی امکان هدایت و حل انحرافها و بحرانهای هویتی ، اجتماعی و فرهنگی را دارد . البته این امکان نیز وجود دارد که دانشگاه خود نیز دچار انحراف و بحران شود . دانشگاه در جامعه همان وظیفه یی را دارد که عالمی در میان جاهل : باید ارزشها را به دانشجو نشان دهد و راه رسیدن به ارزشها ، باورها و هنجارهای جامعه را به آنها بیاموزد در هر حال برتری علمی دانشگاه علی الاصول هم می تواند خود دانشگاه را از کجروی محافظت کند و هم می تواند آن را در موقعیت ارشاد اخلاقی و حل بحرانهای فرهنگی و اجتماعی و هویتی قرار دهد .(مردیها،1382)
نقش دانشگاه در حل بحرانهای فرهنگی و اجتماعی
روشن است که از این دیدگاه با توسعه ی ارتباط مستقیم با جامعه از طریق اشاعه ی دانش ، خصوصا بخش هایی از علوم انسانی که به حکمت علمی نزدیک تر است جامعه را از عوارض سوء رفتارهای خلاف هنجار آگاه کند . علاوه بر این دانشگاه می تواند استفاده از ظرفیتهای علمی و فنی خود راههای توسعه ی جامعه پذیری و فرهنگ مداری را تقویت کند . می تواند از امکانات نرم افزاری خود همچون هنر ، ادبیات ، فلسفه و . . . و نیز از ظرفیتهای سخت افزاری خود همچون تکنولوژی ارتباطات ، برای تقویت مدیریت بومی ، هنجارهای دینی و باورهای ملی کمک بگیرد و به این شکل در مقابل بحرانهایی که ناشی از آسیب فرهنگهای بیگانه است نوعی ایمنی فراهم کند ؛ همه ی اینها البته در کنار این خوش بینی است که میزان انحراف و یا بحران را در دانشگاه بسیار کمتر از اجتماع فرض کنیم .
اما بیرون از پارادایم ((هدایت متکی بر معرفت ))نقش دانشگاه در حل بحرانهای فرهنگی و اجتماعی چشم انداز کاملا متفاوتی پیدا می کند . از منظر علمیت اجتماعی ، دانشگاه بخش پیوسته از جامعه یی است که خود همانند سایر بخشها می تواند قربانی بحرانهای فرهنگی و اجتماعی باشد این درست است که میزان ایمنی بخشهای مختلف یک سیستم در برابر یک بحران ممکن است متفاوت باشد . و با توجه به آسیب پذیری و بحران زدگی به حل بحران می پردازد .(همان)
ساختار دانشگاه
ساختار دانشگاه به دلیل ارتباط نزدیک با راس هرم قدرت و با طبقه ی مسلط در باز تولید ساخت اجتماعی فرهنگی نقش مهمی دارد نظام آموزشی یکی از مهم ترین مراکز هنجارسازی در هر جامعه است و دانشگاه به عنوان مهم ترین قسمت نظام آموزشی مدرن به گونه یی برنامه ریزی می شود که به طور طبیعی ارزشهای مطلوب را روی خط تولید بیاورد نه به این معنا که به سوی آن دعوت کند و در رعایت آن را ضامن فضیلت بشمارد بلکه به این نحو هنجارهای تقویت کننده و دوام و بقای یک سیستم را که رعایت آنها ضامن موفقیت افراد و نهادهاست . به گونه ای طراحی می کند .
که تنها روش ممکن یا مطلوب به نظر آیند بدون فرض نوعی طراحی توطئه آمیز به گونه یی عادی و طبیعی دانشگاه به وسیله ی قواعد نانوشته و رفتارهای نمادین و ارزش گذاریهای ضمنی چنان می کند ؟ رفتار و اخلاق و افکار و گفتمانی باز تولید شود که به اصطلاح به سیستم جواب می دهد و مطلوب آن است، مثلا اگر دانشجویان اعتقاد دارند که تحصیل در رشته های صنعتی ارزش بیشتری نسبت به تحصیل در رشته های علوم پایه دارد این اعتقاد نوعی پاسخ به نیاز نظام اقتصادی فرهنگی است و اگر رفتار خالی از اعتراض و خشونت نشانه ی شخصیت شمرده می شود به دلیل این است که در باز تولید نظام سیاسی فرهنگی تاثیر دارد بنابراین دانشگاه در سامان هویت سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی سهیم است و سهم آن هم از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است . البته این ساختار دانشگاهی بیشتر در جوامع دارای ثبات صورت می گیرد.و در جوامع در حال گذر خصوصا در فضاهای دستخوش ناپایداری و نابسامانی ، نقش دانشگاه تا حدودی تغییر می کند آن بخشی از دانشگاه که بیشتر از طبقه ی مسلط و لایه های ممتاز ریشه می گیرد کماکان در خدمت باز تولید نظم مستقر است اما قسمت اعظم آن که با طبقه ی متوسط در ارتباط است به طراحی و معماری نظم جدید مشغول می شود به عبارت دیگر به نظر می رسد همواره بخشی از دانشگاه در باز تولید نظم مستقر و بخش دیگری از آن در جایگزینی آن فعال است اما نسبت میان این دو در زمانها و مکانهای مختلف متفاوت است در شرایط نظم مستقر ، دانشگاه در حفظ توجیه ، تقویت و بازآفرینی این نظم کمال دخالت را دارد . طالبان تغییر یک اقلیت حاشیه یی را تشکیل می دهند در شرایطی هم که نظم مستقر چه در قالب انقلاب و چه در قالب اصلاح دچار فتو رشد باز هم دانشگاه است که در تضعیف ، تخریب پیشنهاد بدیل و استقرار نظم جدید نقش کلیدی بازی می کند و اقلیت طرفدار نظم سابق حاشیه نشین می شود .
معنای سخن فوق این است که کارکرد دانشگاه در تعیین وضعیت اجتماعی صرفا به لحاظ قدر مطلق متفاوت است نه با نظریه مثبت یا منفی بودن آن دانشگاه در معادلات تاسیس تثبیت و تغییر سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی عامل قدرتمندی است که می تواند از این قدرت خود به منظورهای متفاوتی بهره بگیرد
و این منظورهای متفاوت و نوع بهره گیری آن همچون سایر حوزه های اجتماعی تابع قواعد بازی اجتماعی و منطق موقعیت است و از نظام نامه ی اخلاقی یا ارزش مستقلی که بریده از شرایط باشد پیروی نمی کند یعنی دانشگاه به عنوان یک زیر جهان اجتماعی هم در بحران آفرینی هم در بحران زدگی و هم در بحران زدایی قدرت ایفای نقش دارد تفاوتش با دیگر زیر مجموعه های اجتماعی ، قدرت برتر آن در این امور است این برتری هم البته از نوع برتری منشی و ارزشی و قدرت اخلاقی و قدرت هدایت و . . . نیست بلکه برتری روش ناشی از تجهیز به دانش ابزاری است .(تسلیمی،1378 )
هویت یابی در دانشگاه
دانشگاه دقیقا به واسطه برخورداری از پدیده یی به نام دانش متراکم می تواند در هویت یابی نقشی مهم تر از سایر حوزه های اجتماعی ایفا کند . اما این نقش به واسطه ی روشنی بخشی علم نیست به واسطه هویت ابزاری آن است هویت ابزاریی مه قدرتمند و خنثی است قدرت دانشگاه در یک جامعه به منزله ی قدرت ابزار سازی آن جامعه است که شامل انواع نرم افزار و سخت افزار آن می شود علوم فنی و علوم انسانی قادرند دانشگاه را به مرکزی تبدیل کنند که با استفاده از ابزارهای عینی و علوم انسانی ذهنی ( حقوق ، سیاست ، تبلیغات ) قدرت نفوذ فوق العاده این به دست آورد و اثر گذار باشد ( مردیها،1382)
نظریاتی در مورد زمینه شکل گیری هویت و بحران هویت جوانان و نوجوانان
1-3- 1 نظریه کور تینیز
وی یک دیدگاه ساختار مشترک را عنوان نمود . کورتینیز ( 1999 ) به نقل از شواتز 2001 دیدگاه خود را از اگزیستانسیالیسم فرانسوی ژان پل سارتر که به تدریج کنار گذاشته می شد بیرون کشید . وی به این دلیل نظریه خود را ساختار مشترک نام گذاشت که هویت را در ترکیبی از رشد اخلاقی ، دیدگاه اگزیستانسیالیستی ، کنترل خود و تلفیق خصوصیات شخصی در نظر گرفت همچنین رشد هویت را به عنوان یک پروسه مشترک بین افراد و محیط فرهنگی و اجتماعی آنان می دانست ( آدافر ، مارشال 1996 ) .
بر اساس نظریه وی جامعه فرصتهایی را برای رشد ظرفیتهای شناختی ، روانی اجتماعی ( مانند مهارتهای اجتماعی ، اعتبارات آموزشی و . . . ) افرادش فراهم می کند . بر این اساس افراد مسئول توسعه ، رشد و تکامل جامعه هستند . از دیدگاه ساختار مشترک کورتینیز افراد به عنوان یک عامل فعال خود جهت دهنده در نظر گرفته می شوند .
که می توانند از بین متغیرهای مختلف در دسترس انتخاب کرد و بالطبع در مقابل این انتخابها و نتایج آن مسئول می باشند انتخابهای زندگی به روشی است که به صورت موثر کاوش و نیاز به استفاده از مهارتهای حل مسئله و یا استفاده از تفکر بحرانی را تسهیل می کند ( الیاس و همکاران ، 1986 ، اسپیواک و شور 1982 ، به نقل از شوارتز

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه درموردعوامل خطر

0 thoughts on “تحقیق رایگان درباره ساختار دانش، نرم افزار، عامل قدرت

دیدگاهتان را بنویسید