I_2^30=-0.003H+19.99 R2=0.627
که در آن: I_2^30، شدت بارش نیم ساعته با دوره بازگشت دو سال؛ H، ارتفاع از سطح دریا به متر میباشد.
رابطه 2-9 I_2^60=-0.002H+12.0 R2=0.583
که در آن: I_2^60، شدت بارش یک ساعته با دوره بازگشت دو سال؛ H، ارتفاع از سطح دریا به متر میباشد.
رابطه 2-10 I_10^30=-0.007H+38.89 R2=0.61
که در آن: I_10^30، شدت بارش نیم ساعته با دوره بازگشت 10 سال؛ H، ارتفاع از سطح دریا به متر میباشد.
رابطه 2-11 I_10^60=-0.004H+23.19 R2=0.523
که در آن: I_10^60، شدت بارش یکساعته با دوره بازگشت 10 سال؛ H، ارتفاع از سطح دریا به متر میباشد.
2-2-4- شرح تیپ‌های اراضی
در حوزه آبخیز سمبورچای 4 نوع تیپ اراضی تفکیک شد که در فصل سوم بخش (3-12) بحث خواهند شد و خصوصیات هر کدام از این تیپهای اراضی ذکر میشوند. تیپهای موجود در منطقه شامل انواع زیر میباشند:
1- تیپ اراضی کوهها
2- تیپ اراضی تپهها
3- تیپ اراضی فلاتها و تراسهای فوقانی
4- تیپ کمپلکس
2-2-5- تهیه و تکمیل نقشه سنگشناسی و حساسیت سازندها به فرسایش
برای تهیه نقشه سازنده‌ای زمینشناسی از سه نقشه زمینشناسی لاهورد، اصلاندوز و زیوه با مقیاس 100000 :1 سازمان زمینشناسی کشور استفاده شد و بعد از تعیین محدوده حوزه آبخیز مورد مطالعه، نقشههای مذکور اسکن شده، وارد کامپیوتر شده و به هم چسبانده شدند و محدوده حوزه آبخیز مورد مطالعه روی نقشه تلفیق شده مشخص شد.چون نقشهها فاقد مختصات بود، بنابراین از طریق نقشه توپوگرافی زمین مرجع شد و بعد از جداسازی مرز سازندها به وسیله دیجیت کردن آن‌ها و تعیین نوع سازندها در هر واحد، در نهایت نقشه سنگشناسی تهیه شد.
2-2-5-1- چینهشناسی واحدهای رسوبی حوزه آبخیز سمبورچای
2-2-5-1-1- نهشتههای قبل از کرتاسه
آمیزه رنگین کهنترین سنگهای منطقه مورد مطالعه را با سن قبل از کرتاسه تشکیل میدهد که برونزدگی آن در تاقدیسهای صلوات قابل مشاهده است. این مجموعه شامل سنگهای دگرگونی از نوع شیست، آمفیبولیت، گنایس، متادیابازها به همراه بلوک‌هایی از سرپانتینیت و نیز گابرو و پلاژیوگرانیت و دونت، مرمر، دیاباز هم چنین گنایس میباشد. آمیزه فوق تا شمال کلیبر قابل پیگیری بوده که بخشی از کمربند افیولیتی است که از ترکیه شروع شده پس از عبور از خاک شوروی تا جنوب غربی اسالم امتداد مییابد(مهندسی مشاور پترکان آذربایجان، 1386).
2-2-5-1-2- نهشتههای کرتاسه
واحدهای سنگهای این دوره اغلب در جنوب منطقه مورد مطالعه رخنمون داشته و بیشتر نهشتههای رخساره عمیق دریای کرتاسه بالایی میباشند و عبارتند از:
آهکهای خاکستری متبلور و نازک لایه متناوب با مارن، آهک silty و مارنی (kl3) که با چین خوردگیهای فراوان به صورت هم شیب واحد (kl2) را زیر پوشش خود قرار میدهد. سن این واحد سنگی کامپانین- ماسترشتین بوده و در زیر ولکانیکهای انتهای دوره کرتاسه و نهشتههای تیپ فلیش پالئوسن- ائوسن قرار گرفته است. سنگهای رسوبی فوقالذکر در بخش بالایی حاوی گدازههای تراکیتی- تراکیت آندزیت شده در افقهایی از آگلومرا (kv2) است که کانیسازی به شکل مالاکیت و هماتیت در آن رخ داده است (مهندسی مشاور پترکان آذربایجان، 1386).
2-2-5-1-3- نهشتههای پالئوسن– ائوسن
نهشتههای نازک لایه تیپ فلیش شامل تناوبی از ماسه سنگهای توفی، آهک ماسه-ای، شیل و سیلت سنگ با ضخامت بالغ بر 5000 متر که پائینترین واحد سنگی پالئوژن را در منطقه مورد مطالعه به خود اختصاص داده و با یک ناپیوستگی هم شیب بر روی رسوبات کرتاسه بالایی قرار می‌گیرد (P-Ef).
برشهای ولکانیکی با ترکیب پیروکسن آندزیت (Ebr) به همراه هیالوکلاستیک که با مرز تدریجی برروی واحدهای Ec و P-Ef قرار گرفته و اولین نشانه از ظهور ولکانیسم در منطقه مورد مطالعه به شمار میآیند.
واحد (E3)، که به طور هم شیب برروی واحد (E2) قرار گرفته شامل رسوبات سیلت، رس سیلتی قهوهای و ماسه سنگ توفی نازک لایه با تخریب پوست پیازی بوده که به مقدار لایههای ماسه سنگی موجود از غرب به شرق افزوده میشود و ضخامت آن 580 تا 350 متر است.
واحد (E4)، که شامل تناوبی از ماسه سنگهای توفی، رس سیلت و توف ماسهای میباشد. اجزاء تشکیلدهنده ماسهسنگها بیشتر از ذرات ولکانیکی است. این واحدهای رسوبی به تدریج تبدیل به نهشتههای کنگلومرایی میگردند (به طرف غرب منطقه) به گونهای که از واحد omzc1 غیرقابل تفکیک میشوند (مهندسی مشاور پترکان آذربایجان، 1386).
2-2-5-1-4- نهشتههای الیگوسن– میوسن
واحد omzc1، کنگلومرایی و به رنگ خاکستری روشن تا تیره که در برگیرنده میان لایه و ماتریکس ماسهای میباشد. حد زیرین این واحد از بخشهای فوقانی ائوسن بالایی شروع شده است. مرز این واحد با واحد (E4) ظاهراً هم شیب مینماید. ظهور کنگلومرا با این ضخامت زیاد، بی ارتباط با حرکات خشکیزایی فازهای کوهزایی آلپ بالایی نمیباشد. ضخامت این واحد بالغ بر 3000 متر که به طرف غرب با کاهش ضخامت روبهروست.
واحد omz1، این واحد بیشتر از تناوب سیلتهای رنگارنگ و رس با میان لایههایی از ماسه سنگ توفی و پولکهای گچ است. ضخامت این واحد در جنوب شرقی و حوالی قشلاقهای شاهتپیسی (چهار گوش زیوه) به بیش از 1200 متر میرسد.
واحد oms، واحد ماسهسنگ توفی ضخیم لایه که به طور هم شیب روی واحد omz1 در زیر omz2 قرار دارند. ضخامت این ماسه سنگها از 0 تا 120 متر متغیر است و ضخیمترین بخش آن در طرفین ناودیس شاعرلو دیده میشود.
واحدomz2، این واحد اساساً از سیلیتهای رنگارنگ و مقدار کمی رس با میان لایههای ماسه سنگ توفی تشکیل شده است. واحد فوق با همبری عادی روی oms قرار گرفته و در نواحی که oms وجود ندارد بدون مرز مشخص بر روی واحد omz1 قرار میگیرد. ضخامت این واحد از 0 تا 300 متر قابل مشاهده است.
واحد omz3، واحد ماسهسنگ ضخیم و متوسط لایه فلدسپاتیک و توفی به رنگ عمومی زرد خاکستری میباشد. حداکثر ضخامتش واقع در کوههای خروسلوداغ و بالغ بر 850 متر است. این واحد هم شیب برروی واحد omz2 و زیر omz4 قرار دارد.
واحد omz4، این واحد از تناوب ماسه سنگهای توفی نازک تا ضخیم به همراه سیلت و رس تشکیل شده است. در دامنه شمال خروسلوداغ این واحد عمدتاً از سیلت، رس و ماسه سنگ توفی و میان لایههای نازک آهک دولومیتی که ضخامت آن از 850 در کوههای فوق تا 380 در یال شمالی ناودیس زیوه متغیر است. مرز بالایی آن کنگلومرایی تیره omzc2 و مرز پایین آن به شکل تدریجی و هم شیب با ماسهسنگ واحد omz3 است.
واحد omzc2، عضو کنگلومرایی یا ماسهسنگی به رنگ عمومی تیره و میان لایههای شیلی است که به طور هم شیب روی واحد omz4 قرار دارد. حداکثر ضخامت این واحد به 300 متر میرسد (مهندسی مشاور پترکان آذربایجان، 1386).
واحد omz5، مرز پایینی این واحد ماسهسنگ سیلتی و رسی به طور هم شیب واحد omzc2 و مرز بالایی آن به طور هم شیب و بدون ناپیوستگی به رسوبات M1m ختم میشود.
واحد M1m، این واحد تناوبی از سیلت، رس با میان لایههایی از ماسهسنگ و آهک دولومیتی است ضخامت این واحد حداکثر به 400 متر در غرب ناحیه بالغ میگردد. حد بالایی این واحد به طور هم شیب به واحد M2m (در چهار گوش زیوه) ختم میشود (مهندسی مشاور پترکان آذربایجان، 1386).
2-2-5-1-5- نهشتههای کواترنر
رسوبات دوران چهارم نیز در منطقه مورد بحث در برگیرنده رسوبات رسی و سیلتی به همراه ماسه و گراول هستند (Qt1) که از تخریب و رسوب‌گذاری رسوبات قدیمیتر (ائوسن تا پلیوسن) در منطقه به وجود آمده است. این رسوبات غالباً در ارتفاع بالاتری نسبت به Qt2 به چشم میخورند که در تراسهای جوان رودخانهای و در حاشیه رودها تشکیل میشوند و امروزه زمینهای مناسبی برای زراعت در پیرامون رودها به حساب میآیند (مهندسی مشاور پترکان آذربایجان، 1386).
آبرفتهای جدید نیز که در بستر رودها دیده میشود، حاصل فرسایش سیستم رسوب‌گذاری در منطقه مورد بحث است که ارتباط نزدیک با خاستگاه خویش دارند و تحت عنوان (Qal) در نقشه زمینشناسی منطقه قابل ملاحظه است (مهندسی مشاور پترکان آذربایجان، 1386).
2-2-6- تعیین نفوذپذیری خاک
اصطلاح نفوذپذیری به اندازه فضاهای موجود در سنگ و نحوه ارتباط آن‌ها و میزان اشباع سنگ اتلاق
میشود. به عبارت دیگر نفوذپذیری قابلیت نهشتههای رسوبی برای عبور دادن مایعات است. قسمتی از باران هنگام رسیدن به سطح زمین در خاک نفوذ میکند. هر چه شدت نفوذ آب در خاک بیشتر باشد، یا رواناب به وجود نیامده و یا مقدار آن کم خواهد بود. نفوذپذیری خاکها بستگی به عوامل مختلفی از قبیل دانهبندی، میزان هوموس، ارتفاع آب بر روی خاک، تراکم پوشش گیاهی، شیب زمین، درصد رطوبت قبلی و فشردگی خاک و غیره دارد.
شدت یا سرعت نفوذ به ارتفاع آبی گفته میشود که اگر در روی زمین وجود میداشت میتوانست در واحد زمان (فرضا یک ساعت) در زمین نفوذ کند. با توجه به اینکه شدت سیلابهای حاصله از بارندگیها علاوه بر شدت بارندگی به سرعت نفوذ هم بستگی دارد، لذا برآورد سرعت نفوذ آب در خاک در حوزههای آبخیز اهمیت دارد.
ورود آب به داخل خاک در نتیجه تاثیر توأم نیروهای ثقلی و کاپیلاری صورت میگیرد. نیروی ثقل فقط در جهت عمودی عمل میکند، ولی نیروی کاپیلاری در ابتدا که خاک خشک بوده و منافذ مویین خالی از آب است، هم در جهت عمودی و هم در جهات جانبی عمل مینماید اما به تدریج که منافذ مویین از آب اشباع شد فقط نیروی ثقل دخالت دارد و جریان نفوذ فقط عمودی است. به همین دلیل است که سرعت نفوذ در ابتدای قرار گرفتن آب در سطح خاک زیاد و سپس به تدریج تقلیل مییابد و به مقدار ثابتی که فقط نتیجهی عمل نیروی ثقل است، میرسد.
برای منحنی تغییرات سرعت یا شدت نفوذ نسبت به زمان فرمولهای متعددی پیشنهاد شده است که از جملهی آن‌ها فرمول هورتون49 است. شکل ریاضی این فرمول به صورت زیر است:
رابطه 2-12 f=fc+(fo–fc)e-kt
که در آن: f، سرعت نفوذ در هر لحظه ؛ fo، سرعت نفوذ در ابتدای زمان؛ fc، سرعت نفوذ نهایی، وقتی که نفوذ تقریباً ثابت شده باشد؛ k، عدد ثابتی که بسته به نوع خاک متغیر است؛ t، زمان از شروع نفوذ میباشد (علیزاده، 1379).
برای اندازهگیری شدت نفوذ از روش استوانه دوتایی50 استفاده شد. استوانهی کوچکتر به قطر حدود 30 و ارتفاع 15 سانتیمتر، تا چندین سانتیمتر درخاک به آرامی کوبیده شد استوانه بزرگ‌تر با قطر حدود 40 سانتیمتر به منظور عدم تراوش جانبی آب استوانه کوچک‌تر مورد استفاده قرار میگیرد. سپس ارتفاع آب تخلیه شده از بطری در زمانهای مختلف یادداشت میشود و از روی آن میتوان شدت نفوذ را اندازهگیری کرد. پس از تعیین سرعت نفوذ ثابت از طریق نرمافزار ArcGIS 9.3 و گزینه Geostatistical Analyst و گزینه Geostatistical Wizard، نقشه سرعت ثابت نفوذ ثابت در کل منطقه تحقیق تهیه شد.
با مقایسه منحنیهای نفوذ و شدت بارندگی در زمانهای مختلف میتوان ارتفاع رواناب حاصل را بدست آورد. در نقاطی که منحنی بارندگی، بالاتر از منحنی نفوذ قرار گیرد، شدت بارندگی بیش از شدت نفوذ بوده و مازاد آن به صورت رواناب در سطح زمین جاری خواهد شد. در نقاطی که منحنی بارندگی زیر منحنی نفوذ قرار گیرد تمامی بارندگی در زمین نفوذ کرده و رواناب وجود نخواهد

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه رایگان دربارهامام سجاد، امام صادق

0 thoughts on “تحقیق رایگان درباره دوره بازگشت

دیدگاهتان را بنویسید