اعتماد در سازمان واهمیت اعتماد در سازمان ها
اعتماد برای ایجاد نظم و اطمینان در جامعه ضروری است . انسانها ناگزیر به سازمان ها ، کارخانجات و شرکت های تولید مواد غذایی ، بانک ها ، فرودگاه ها و برج مراقبت پرواز ، همسایگان ، دارو سازان و داروخانه ها ، مدارس و دانشگاه ها اعتماد کنند. عدم اعتماد موجب می شود جامعه در معرض سردرگمی و ترس قرار گیرد. اعتماد موضوعی است که آدمی برای احساس امنیت و لذت بردن از زندگی روزمره بدان نیاز دارد.
اکثرکارهای فلسفی در مورد اعتماد و اصول اخلاقی در سازمانها بر اساس روابط ساختاری بین افرادی که قدرت و توانایی یکسانی دارند انجام شده است در حالیکه واقعیت زندگی در سازمان ها این است که افراد با درجات مختلفی از قدرت و اقتدار در سازمانها به کار گرفته شده اند. بنابراین ژرف اندیش هایی که در مورد اعتماد صورت گرفته و مبنی بر قدرت یکسان است برای بسیاری از زمینه های اجتماعی سازمان ها ناکافی است. سازمانها باید دائماً موجب گسترش اعتماد نسبت به کارکنان در سطوح مختلف سازمان شوند به این ترتیب که حفاظ هایی را در مقابل امکان وجود رفتار فرصت طلبانه در میان کارکنان به وجود می آورند.
سازمان ها قوانین و مقرراتی را به عنوان جایگزین هایی برای اعتماد بین فردی و احیای اعتماد از دست رفته درون سازمان اتخاذ می کنند در حالی که کنترل های رسمی ایجاد شده برای افزایش اعتماد می تواند پایه اطمینان و اعتماد را سست کند و پیشرفت بسیاری از اهدافی که برای استحکام آن لازم است را کند سازد. بی اعتمادی زمانی بوجود می آید که کارکنان یک ناهماهنگی بین وظایفی که انجام میدهند و سیستم کنترل مدیریتی که آنها با آن سازگار شوند ، وجود داشته باشد. مکانیسم های قانونی احتمالاً تنها زمانی موثر هستند که شرایط کاری به خوبی و به اندازه کافی برای مشخص کردن دقیق و روشن آنها درک شده باشد و از طرف دیگر قوانین ممکن است موجب بی اعتمادی و رنجش در موقعیت هایی شوند که کارگزاران نیاز به مقداری آزادی عمل برای عملکرد موثر دارند. برخی اعتماد را تحت عنوان پیمان دو جانبه با دیگران در جهت رسیدن به مقصود و انجام رفتار تعرف نموده اند. بعضی دیگر اعتماد را به عنوان طمینان به دیگران برای حفظ منابع خود تفسیر می نمایند. یا اینکه طرف مقابل اقدامی نکند که موجب صدمه یا آزار دیگران شود و از اطلاعات شخصی استفاده کند که تضعیف همکاری ، کاهش روحیه و پیشرفت دیگران را به دنبال داشته باشد ، ولی مبانی نظری مفهوم و تعریف اعتماد به قرن بیستم و دهه 50 میلادی بر می گردد. طرح این موضوع در دهه 1950 توسط میلنگر که افراد دیدگاه های شخصی خود را نسبت به کسانی که به آنها اعتماد ندارند تغییر می دهند ، موجب می شوداین سئوال پیش آید که اگر فرد بتواند صداقت خود را نسبت به دیگران نشان دهد چه اتفاقی رخ می دهد ؟ مباحث پیش رو ، می تواند برای این سئوال پاسخ هایی را فراهم آورد.
اعتماد به افراد موضوعی حساس و غالباً استرس زا است ” برای آنکه بتوان اعتماد کرد ، درک اعتماد ضروری است و تعریف آن گمراه کننده و پیچیده می باشد” (پترسون ، 2008 ، ص 69). اعتماد جنبه ای از رفتار های انسان است که مبتنی بر خصوصیات فردی می باشد ، بنابراین افراد مجبورند در هنگام ارتباطات ، با ویژگی های رفتاری و جنبه های آن درگیر شوند. پژوهشگران اعتماد را در دیدگاه های فردی – بین فردی و سازمانی مورد توجه و ارزیابی قرار داده و در هر دوی روابط صمیمانه فردی و سازمانی ، ویژگی های مشابهی را یافته اند(دیتچ ، 158 ، گیست ، 2033 ، گودارد و همکاران ، 2001 ، 1944 ،هوی ، اسمیت و همکاران ، 2003) . اعتماد واژه ای نسبتاً جدید در رفتار سازمانی می باشد. اعتماد به این معنی است که شخص یا سازمان ، بر اساس درخواست فرد عمل ویژ ه ای را با یک روش قابل اطمینان و معتبری انجام دهد. دو بخش اساسی اعتماد سازمانی شامل ؛ اعتماد به صلاحیت فنی کارکنان و اعتماد به امین بودن آنها در انجام مسئولیت هایشان می باشد(باربر ، 1983)
صراف فرد (1387) به نقل از کانون خاطرنشان کرده است ؛اعتماد به عنوان یک اصل اخلاقی اساسی و پر اهمیت شناخته شده است . مدیرانی معتمد محسوب می شوند که همیشه به تعهدات و وظایف خود به گونه ای مطلوب عمل کنند و حقیقت را بگویند ، به دیگران احترام بگذارند. نسبت به پیروانشان وفادار و صادق باشند.(ص 32) البته این موارد باید به رهبران آموزش داده شود. بسیاری از پژوهشگران معتقدند که ایجاد اعتماد در سازمان نیازمند صرف زمان است در حالیکه سایرین بر این باورند که اعتماد حتی می تواند از طریق انجام یک اقدام پیش پا افتاده ظهور یابد. لویکی و همکاران (2006) خاطر نشان کرده اند که “افراد اعتماد را سطوح متفاوتی شروع می کند : 1 – خط پایه اعتماد اولیه صفر. 2 – خط پایه اعتماد اولیه مثبت. 3 – خط پایه اعتماد اولیه منفی یا عدم اعتماد” (ص999). آنها در ادامه اظهار می نمایند : کسانی که مبنای اعتماد آنها صفر است ، برای توسعه اعتماد نیازمند یک دوره زمانی تقریباَ طولانی هستند تا بر مبنای آن روابط ، تعاملات و قابلیت اطمینان خود را رشد دهند. افرادی که مبنای اعتماد آنها مثبت است در مورد ویژگی های عموم مردم ( از قبیل شخصیت ، جهت گیری و یا گفتگوهای آغازین) میزان متوسطی از اعتماد را فرض می کنند. در نهایت مبنای اولیه عدم اعتماد در مردم به این دلیل است که آنها نشانه های فرهنگی ، روانشناختی و اطلاعاتی خاصی درباره عدم اعتبار اشخاص درک کرده اند ، یا اینکه برخی از عوامل زمینه ای و موقعیتی مانند قضاوت زود هنگام ، اعتماد کردن را دشوار می کنند.(ص1000)
مرور پیشینه نظری اعتماد نشان می دهد که دیدگاه های متفاوتی درباره این مفهوم وجود دارد. در واقع علیرغم اتفاق نظر پژوهشگران بر اهمیت اعتماد در تعاملات اجتماعی ، در زمینه تعریف علمی و کاربردی آن اختلاف نظرهای زیادی مشاهده می شود ، به همین دلیل پژوهشگران سعی کرده اند ساختار اعتماد را تعیین کرده و درباره ی روابط پیچیده آن شفافیت ایجاد نمایند. دیتچ (1958) معتقد است که افراد نسبت به رویداد ها بیشتر انتظار نتایج مثبت دارند تا منفی ، بنابراین ، این انتظار خوش بینانه آنها را به سمت اعتماد سوق می دهد.
راتر (1967) بر این باور است که انسانها باید بتوانند از دیگران این انتظار را داشته باشند که به نوشته ها و گفته های خود پایبند باشند. علاوه بر این زند (1972) خاطر نشان می کند که برقراری ارتباطات و امیدواری نسبت به حسن رفتار دیگران موضوعاتی هستند که در حفظ روابط اعتماد اهمیت دارند.
براداچ و اکلز (1989) نیز اظهار داشته اندکه اعتماد ، انتظار افراد از شرکای خود در جهت عدم سوء استفاده دو طرفه است. بارتولم (1989) مفاهیم دیگری به تعریف این سازه اضافه می کند و معتقد است عواملی که بر توسعه اعتماد و شفاف سازی روابط تأثیر دارند در شش گروه جای می گیرند : ارتباطات ، حمایت ، احترام ، انصاف ، قابلیت پیش بینی و شایستگی “ (ص137). ویلیامسون (1993) نیز چنین بیان می کند”زمانی که به کسی اعتماد می کنیم یا می گوییم او قابل اعتماد است ، به طور ضمنی قبول می کنیم که احتمال اینکه او رفتار منفعت آمیزی داشته باشد و یا حداقل زیان آور نباشد ، وجود دارد و همین امر برای برقراری نوعی از همکاری با او کافی است.(ص463)
بر اساس نظر میشرا (1996) اعتماد ، تمایل فرد به آسیب پذیری از سوی دیگری مبتنی بر این اطمینان است که وی شایسته ، قابل اطمینان و گشوده نظر است. اما در این پژوهش ، تعریف هوی و شانن- موران(2003) که به نظر می رسد کاملتر باشد مورد استفاده قرار گرفته است : تمایل فرد یا گروه برای قرار گرفتن در معرض آسیب پذیری فرد یا گروه دیگر ، با تکیه بر این اطمینان که دیگران در کارهای خود با صفات یا جنبه هایی مانند خیر خواهی ، قابلیت اطمینان ، شایستگی ، صداقت و گشودگی عمل می نمایند. (ص38) هدف از ذکر این ویژگی ها و توضیحات بعدی که در ادامه خواهد آمد ، تلاش در جهت درک اعتماد و جنبه های آن است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   واسه لاغر شدن روزانه چند کالری مصرف کنیم؟ 
By:

0 thoughts on “اعتماد در سازمان و اهمیت اعتماد در سازمان ها