اخلاق و اخلاق کار
اخلاقیات ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با ارزشها دارند و به عنوان ابزاری نگریسته می¬شوند که ارزشها را به عمل تبدیل می¬کنند. اخلاق، یعنی رعایت اصول معنوی و ارزشهایی که بر رفتار شخص یا گروه حاکم است، مبنی بر این که دست چیست و نادرست کدام است؟(دفت،1374: 638). اخلاق مفاهیمی چون: اعتماد، صداقت، درستی، وفای به عهد نسبت به دیگران، عدالت و مساوات و فضائل شهروندی و خدمت به جامعه را در بر می¬گیرد. اخلاق در معنی، تشخیص درست از نادرست و خوب از بد، همیشه موضوع مورد بحث فلاسفه بوده، آنها به عنوان یکی از شاخه¬های فلسفه، در مورد آن سخن گفته¬اند. به علاوه برخی مانند هایک اخلاق را تمدن ساز به شمار می¬آورند(غنی¬نژاد،1381: 129). بیشتر استانداردها و قاعد اخلاقی در یک فرهنگ نسبت به فرهنگ¬های دیگر و در زمانهای مختلف با یکدیگر تفاوت دارند(هس¬مر،1382: 113). به عبارت دیگر، نسبیت گرایی اخلاقی باعث می¬شود آنچه که در یک جامعه، عملی دست نامیده می¬شود در فرهنگ یا جامعه دیگر نادرست تلقی شود و میزان ابهام و بعضا تعارض در ارزشها افزایش یابد.
اخلاق کار به معنی شناخت درست از نادرست در محیط کار و آنگاه انجام درست و ترک نادرست است. اخلاق کار، به عنوان شاخه¬ای از دانش مدیرت، از زمان پدیدار شدن نهضت مسئولیت اجتماعی در دهه 1960 پدیدار شد. در این دهه جنبشهای آگاهی بخش اجتماعی، انتظارات مردم را از سازمانها بالا برده، آنها را به این نتیجه رسانده بود که سازمانها باید از امکانات وسیع مالی و نفوذ اجتماعی خود برای رفع مشکلات اجتماعی، مثل فقر، خشونت، آزادی، حفاظت از محیط زیست، تساوی حقوق، بهداشت عمومی و بهیود وضع تحصیلات استفاده کنند. مردم بر این باور بودند که چون شرکتها و موسسات با استفاده از منابع کشور به سود دست می¬یابند، به کشور بدهکار و مدیون هستند و بایستی برای بهبود اوضاع اجتماعی تلاش کنند(مک نامارا ، 2002: 6). اگر چه انگیزه و توجه شرکت به رعایت مسائل اخلاقی به سال 1923 و به بناینگذار شرکت مبلمان و اثاثیه هرمان میلردی جی دوپر برمی¬گردد ولی توجه به اخلاقیات در نوشته¬های مدیریت، در کتاب: وظیفه¬های مدیران چستر بارناد(1938) و آثار ماکس وبر به چشم می¬خورد(اشنایدر و بارسو،1379: 413). بارناد براین باور بود که «ناممکن است سازمانهای رسمی بتوانند بدون عنصر اخلاقی عمل کنند. رهبری که به اصول اخلاقی عمل نی¬کند نفوذ خود را از دست می¬دهد و نمی¬تواند برای مدت طولانی دوام آورد»(بارناد،1368: 404).
طرفدارن اخلاق کار در دو دسته قرار می¬گیرند. افرادی مانند چپل بر این باورند که رعایت اخلاق¬کار، باعث افزودن ارزش به سهام¬دارن شده، ابزاری برای دستیابی به هدف پیشینه کردن سود است(دیدگاه اخلاقیات ابزاری). در مقابل، افرادی مانند بارناد (1938)، کوئین جونز(1995) و میلتون – اسمیت، دیدگاه غیر ابزاری داشته و باور دارند که سازمان بایستی گذشته از ملاحظات مالیع اخلاق¬کار، به دلیل آنکه ماهیت این کار درست است، باید آن را رعایت کند(پوسچ ،2002: 311). در نظریه¬های نوین مدیریت از قبیل کارگزی ، ذینفعان ، حاکمیت شرکتی ، و نهادینگی نیز اخلاقیات به گونه¬ای مورد توجه است(رحمان سرشت،1384).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ابعاد سلامت سازمانی
By:

0 thoughts on “اخلاق کار