ابعاد سلامت سازمانی

مایلز (1969)، برای تعریف و توضیح سلامت سازمانی از ده ویژگی کمک گرفته است. این ویژگی ها با هم در تضاد نیستند و با یکدیگر تعامل دارند. در سنجش سلامت سازمانی نیز این ده ویژگی، معیارهای اندازه گیری این پدیده قرار می گیرند.

1- تمرکز به هدف[1]: در سازمان سالم هدف یا هدف های سیستم برای اعضای آن کاملا روشن و قابل پذیرش است. با وجود این روشنی هدف و پذیرش آن را باید برای سلامت سازمانی شرطی لازم و ناکافی دانست. همچنین هدف ها باید با توجه به منابع موجود و در دسترس قابل حصول و متناسب و کم و بیش همخوان و موافق با خواست ها و تقاضاهای محیط باشند (لطیفی و کیانی، 1378).

2- کفایت ارتباط[2]: کفایت ارتباط بدان معناست که ارتباطات نسبتا عاری از تعریف در جهت افقی و عمودی و همچنین متقابلا بین سازمان و محیط وجود دارد و اطلاعات به نحوی در گردش است. در یک سازمان سالم فشارهای درونی موجود بی درنگ می شوند. اطلاعات کافی برای تشخیص دشواریهای آن موجود است و کارکنان سازمان اطلاعات مورد نیاز را بدون انجام تلاش های زائد با مراجعه به این و آن، یا تشکیل جلسات مکرر، به راحتی به دست می آورند (ساعتچی، 1386).

3- توزیع بهینه ی قدرت[3]: در سازمان سالم، توزیع قدرت نفوذ و تاثیرگذاری نسبتا عادلانه است. زیردستان می توانند در جهت بالا تاثیر گذار باشند و مهمتر از آن هر مافوق می تواند بر مافوق خود تاثیر بگذارد. در چنین سازمانی گرچه بدون تردید تعارض میان گروهی مثل دو گروه انسانی مشاهده می شود ولی مبارزات میان گروهی برای دستیابی به قدرت تلخ و ناخوشایند نیست همکاری بین افراد جایگزین اعمال اجبار آشکار یا پنهان می شود. همبستگی در روابط متقابل به جای روابط رئیس- مرئوس مورد توجه قرار می گیرد. در سازمان سالم نفوذ تاثیر گذاری نه از مقام یا شخصیت یا سایر عوامل نامربوط بلکه از دانایی، شایستگی و داشتن اطلاعات مرتبط با کار سرچشمه می گیرد (مدنی، 1383).

4- کاربرد منابع[4]: وقتی در سطح انسانی، از یک شخص سالم، مثل کارکنان سازمان، صحبت می کنیم و می گوییم: در حد استعداد و قابلیت خود کار می کند. به عبارت دیگر، او را در جهت هدف و در سطح مقتضی به همکاری بر می انگیزد. در سطح سازمانی سلامت تلویحا می رساند که دروندادهای سیستم به ویژه کارکنان آن به نحوی اثربخش مورد استفاده قرار می گیرند هماهنگی کلی در سازمان چنان است که افراد نه بیشتر از حد کار می کنند و نه بیکار و باطل می مانند. از سازمان سالم افراد ممکن است زیاد کار کنند ولی احساس نمی کنند که خلاف میل خود یا علیه خود و سازمان عمل می کنند میان خواست های افراد و انتظارات شغلی آنان تناسب وجود دارد. افراد در حد معقولی احساس خودیابی می کنند. به عبارت دیگر، نه تنها در انجام کار خود احساس خوب دارند بلکه در جریان همکاری با سازمان حس می کنند که شخصا یاد می گیرند، رشد می کنند و شکوفا می شوند (علاقه بند، 1378).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   رویکرد­های ساخت شخصیت

5- اتحاد و همبستگی[5]: سلامت سازمانی بدان معناست که سازمان خود را می شناسد و اعضای آن به عضویت در آن جذب می شوند، می خواهند در سازمان باقی بمانند تحت تاثیر آن قرار گیرند و آنرا تحت تاثیر قرار دهند.

6- روحیه[6]: سابقه ی این مفهوم در ادبیات روان شناختی و جامعه شناختی، چنان مهم است که کاربرد آن را با تردید رو به رو می سازد معنای ضمنی آن رفاه، خوشی یا رضایت است. روحیه عبارت است از حالتی حاصل از احساسات فردی که بر حول آن احساس های رفاه، رضایت و انبساط خاطر قرار دارد. فقدان روحیه حاصل احساسهای ناراحتی، فضاهای ناطلبیده و نارضایتی است.

7- نوآور بودن[7]: سازمان سالم به ایجاد رویه های جدید، حرکت به سوی هدف های تازه، تولید فرآورده های نو، دگرگون سازی خود و متفاوت شدن به مرور زمان، گرایش دارد. به عبارتی در مورد چنین سازمانی می توان گفت که به جای ثابت و یکنواخت ماندن، رشد و توسعه پیدا کرده تغییر می یابد. بازسازی و نوسازی خویش خصیصه ی سلامت سازمانی است (زنگل، 1374).

8- خودمختاری[8]: سازمان سالم، به طور منفعل به خواست های بیرون عمل نمی کند و خود را ابزار محیط نمی داند و در غیر حال واکنش آن نسبت به محیط خرابکارانه و طغیان گرانه نیست. به داشتن نوعی استقلال از محیط گرایش دارد و سخن دیگر با محیط تعامل دارد واکنشهای آن را تعیین کننده ی رفتار خود نمی داند (طوسی، 1382).

9- سازگاری با محیط[9]: سازمان ضمن تغییر خود باید توانایی انطباق با محیط یا با آن بخش مرتبط با خود از محیط را داشته باشد یا بتواند اختلاف و تفاوت موجود بین خود و محیط را به نحوه موثری حل کند.

10- کفایت حل مشکل[10]: آرگریس (1964) معتقد است که در یک سیستم اثربخش، حل مشکلات با حداقل صرف انرژی صورت می گیرد و مکانیسم های حل مشکل تضعیف نمی شوند، یافتن راه حل های ممکن، تصمیم گیری از میان راه حل ها اجرای آنها و ارزیابی اثربخش آنها ساختارها و رویه های مناسبی در اختیار دارد. در چنین سازمانی عملیات خود را چه در جهت تحقق هدف ها باشد یا در جهت حفظ و صیانت سیستم یا برای حل مشکلات انطباق و سازگاری قابل کنترل تلقی کرده و فعالانه بر مشکلات مربوط فایق می آید (علاقه بند، 1378).

[1] Focusing the objective

[2] Communication Adequacy

[3] Optimum Authority Distribution

[4] Resource Application

[5] Cooperation and Solidarity

[6] Mentality

[7] Innovation

[8] Autonomy

[9] Environment Adaptability

[10] Problem Solving Competence

By:

0 thoughts on “ابعاد سلامت سازمانی